امتیازات بازار سرمایه:”پایان نامه درباره نرخ ارز و سود بانکی”

 امتیازات کلی بازار سرمایه

امتیاز عمده این بازار سرمایه گذاری بلند مدت است، به این معنا که شرکتها از طریق فروش سهام سرمایه را تامین و با مشکل باز پرداخت مواجه نمی شوند. خریداران نیز در صورت نیاز به پول، سهام خود را در بازار عرضه می دارند. بورس بر خلاف سپرده گذاران در بانک دارای سود نقدی سهام و رشد قیمت است. به بیان ساده تر در بورس علاوه بر سود دریافتی توسط سهامداران، اصل سرمایه گذاری آنها نیز مشمول تغییر می شود که در برخی موارد افزایش قیمت سهام به مراتب بیشتر از سود نقدی سالانه آنها می باشد.

برخی از مزایا و مخاطرات به این شرح است:

مزایا:

شخصی: افزایش قیمت سهام، دریافت سود سهام، معافیت مالیاتی، حق رای و اعمال مدیریت، تنوع سرمایه گذاری و اطمینان از محل سرمایه گذاری.

عمومی: رونق اقتصادی، کاهش تورم، ایجاد اشتغال و رفاه اجتماعی

مخاطرات:

نوسانات قیمت سهام، اطلاعات نهانی، اختلاس، جنگ، سیل و زلزله.

2-10-2) ارتباط نظام بانکی با بازار سرمایه

به طورکلی درمباحث متعارف علم اقتصاد، اقتصادکلان هرکشور را به دو بخش واقعی[1]و مالی[2] تقسیم می‌کنند، به گونه‌ای که این دو بخش همزاد و قرینه یکدیگر می‌باشند[3] و بخش مالی در واقع، مکمل بخش واقعی اقتصاد است[4].بخش واقعی اقتصاد از یک سو، بیانگر جریان کالاها وخدمات از تولیدکنندگان به مصرف­کنندگان و از سوی دیگر، جریان نیروی انسانی از جانب مصرف­کنندگان (عرضه­کنندگان)، به سمت تولیدکنندگان است. بخش مالی اقتصاد نیز شامل جریان وجوه، اعتبارات سرمایه از ناحیۀ دارندگان و عرضه‌کنندگان (پس‌اندازکنندگان)، مؤسسات اعتباری و مالی و صاحبان سرمایه به سوی تقاضا کنندگان وجوه و اعتبارات، یعنی سرمایه­گذاران و تولیدکنندگان کالاها، خدمات و یا دولت است. لازمۀ یک اقتصاد پویا و سالم این است که این دو بخش، همگام با یکدیگر رشد یابندو حرکت نمایند. نتیجۀ این همگامی و همسویی،رشدو توسعۀ اقتصادی خواهد بود[5]. زیرا طبق نظریه‌های اقتصاد کلان، انباشت سرمایه فیزیکی یکی از شرایط لازم برای رشد اقتصاد ملی به حساب می‌آید. به عبارتی دیگر، بکارگیری مطلوب نیروی کار در فرآیند تولید، تا حد زیادی به میزان سرمایه موجود بستگی دارد و انباشت سرمایه در تعیین میزان افزایش ستانده کل و ستانده سرانه نیروی کار نقش مهمی ایفا  می‌نماید. طوری که بسیاری از مطالعات اقتصادی، تأیید می‌کنند که در صورت فقدان سرمایه کافی، رشد اقتصادی با مشکل جدی مواجه می‌شود[6]. از این‌رو، بازارهای مالی نیز به این منظور شکل گرفته­اندکه، بخش مالی اقتصاد قادر باشدوظیفۀ خود، یعنی جریان یافتن وجوه، اعتبارات و سرمایه از ناحیۀ پس­انداز کنندگان، مؤسسات اعتباری و مالی و صاحبان سرمایه به سوی سرمایه­گذاران و تولیدکنندگان کالاها، خدمات و یا دولت را به درستی ایفا نماید.

[1]Real Sector Economy

[2]Financial Sector Economy.

[3] محمود عیسوی، «ساخت مالی متوازن، ساختی مناسب برای نظام مالی کشور»، فصلنامه علمی­تخصصی معرفت اقتصادی، س 1، ش 1، بهار 1389، ص 53؛ حسین عبده تبریزی و میثم رادپور، مجموعه مقالات مالی و سرمایه­گذاری(2)، تهران، انتشارات پیشبرد، چاپ اول، 1390، ص 126.

[4] سیدسجادعلم­الهدی، «بررسی فقهی بورس اوراق بهادار»، پایان نامه کارشناسی ارشد اقتصاد( به راهنمایی یداله دادگر)، دانشگاه مفید، 1382، ص 13.

[5] محمود عیسوی، پیشین، صص 54- 53.

[6] حسین عبده‌تبریزی، «بازار سرمایه؛ نیروی محرک توسعه اقتصادی»، ماهنامه بورس، ش 45، بهمن 1383، صص 6- 2.