اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی و ﻧﻘﺪ،پایان نامه درباره اقلام تعهدی درارزیابی

ﺑﺮآورد ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ ارﺗﺒﺎط اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی ﺑﺎ ﻧﻘﺪ

ارﺗﺒﺎط ﺗﺌﻮرﯾﮑﯽ ﭘﯿﺮاﻣﻮن ارﺗﺒﺎط اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی و ﺟﺮﯾﺎﻧﺎت ﻧﻘﺪی ﮐﻪ ﺟﻨﺒﻪ ﻫﺎی ارﺗﺒﺎط وﺟﻪ ﻧﻘـﺪ-ﺳـﻮد را در ﺑـﺮدارد و ﺑﺴﯿﺎری از ﻣﺸﮑﻼت روﯾﮑﺮد اﻗﻼم ﺑﻨﯿﺎدﯾﻦ ﺣﺴﺎﺑﺪاری را ﺑﺮﻃﺮف ﻧﻤﻮده، ﻧﺨﺴﺘﯿﻦ ﺑﺎر ﺗﻮﺳﻂ دﭼﻮ و دﯾﭽﻮ (2002) ﻣﻄﺮح ﺷﺪ. از ﻧﻈﺮ آﻧﺎن اﻗﻼم ﺑﺎﻗﯿﻤﺎﻧﺪه ﺑﺮآورد ﺷﺪه از رﮔﺮﺳﯿﻮن ﺗﻐﯿﯿﺮات در ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ در ﮔﺮدش ﺧـﺎﻟﺺﺑﺮ ﺟﺮﯾﺎﻧﺎت ﻧﻘﺪی دوره ﻗﺒﻞ، دوره ﺟﺎری و دوره ﺑﻌﺪ ﺑﻄﻮر ﺟﺪاﮔﺎﻧﻪ ﺑﺮای ﻫﺮ ﺷﺮﮐﺖ ﺧﻄﺎﻫﺎی ﺑﺮآورد ﺗﻤﺎم اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی را ﻧﺸﺎن ﻣﯽ دﻫﺪ و ﺑﻌﻨﻮان اﻧﺪازه ﻣﻌﮑﻮﺳﯽ از ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺳﻮد ﺑﺸﻤﺎر ﻣـﯽ آﯾـﺪ. ﻣـﺪل اﻧـﺪازه ﮔﯿـﺮی آﻧﻬـﺎ ﻧﯿﺎزﻣﻨﺪ در ﻧﻈﺮ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﻣﻔﺮوﺿﺎﺗﯽ درﺑﺎره اﻗﻼم ﺑﻨﯿﺎدﯾﻦ ﺣﺴﺎﺑﺪاری(ﮐﻪ ﻣـﺪﯾﺮﯾﺖ ﻧﺸـﺪه اﻧـﺪ) ﻧﯿﺴـﺖ و ارﺗﺒـﺎطﻣﺴﺘﻘﯿﻤﯽ ﻣﯿﺎن ﺟﺮﯾﺎﻧﺎت ﻧﻘﺪی و اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی دوره ﺟﺎری اﯾﺠﺎد ﻣﯽ ﮐﻨﺪ. اﻣﺎ ﻣﯿﺎن ﺧﻄﺎﻫﺎی ﺑﺮآورد دﺳﺘﮑﺎریﻧﺸﺪه و ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ ﺳﻮد ﻋﻤﺪی ﺗﻔﺎوﺗﯽ ﻗﺎﺋﻞ ﻧﻤﯽ ﺷﻮد. از ﺳﻮی دﯾﮕﺮ در ﻣﺪل ﻓﻮق ﭼﻨﯿﻦ ﻓﺮض ﻣـﯽ ﺷـﻮد ﮐـﻪاﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی ﺳﺮﻣﺎﯾﻪ در ﮔﺮدش، وﺟﻪ ﻧﻘﺪ درﯾﺎﻓﺘﯽ و ﭘﺮداﺧﺘﯽ را ﺻﺮﻓﺎً ﯾﮏ دوره ﻗﺒﻞ ﯾﺎ دوره ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﺗﻌﻮﯾﻖ ﻣﯽاﻧﺪازد.

2-18- ارﺗﺒﺎط ﻣﻔﯿﺪ ﺑﻮدن در ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﯿﺮی و اراﺋﻪ ﺻﺎدﻗﺎﻧﻪ

ﺳﺎزه ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺳﻮد ﺑﺮ اﺳﺎس اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی اﺧﺘﯿﺎری و ﻏﯿﺮاﺧﺘﯿﺎری ﺑﺎ ﺳﺎزه ﻫﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺳﻮد ﺑﺮ اﺳﺎس ﭘﺎﯾـﺪاری،ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ و ﻧﻮﺳﺎن ﭘﺬﯾﺮی ﺳﻮد ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ ﻧﺪارد. اﻣﺎ، اﻧﺪازه ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺎن ﻧﻘﺪ و ﮐﻞ اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی ﺗﻤﺎﯾﺰﻗﺎﺋﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﭘﺎﯾﺪاری و ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺳﻮد ﺑﻌﻨﻮان ﺳﺎزه ﻫﺎی ﮐﯿﻔﯿﺖ ﺳﻮد ﻣﺮﺗﺒﻂ اﻧﺪ، ﺑﺸﺮﻃﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺎناﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی و وﺟﻪ ﻧﻘﺪ در ﭘﺎﯾﺪاری و ﻗﺎﺑﻠﯿﺖ ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﺷﺎن ﺗﻔﺎوت وﺟﻮد داﺷـﺘﻪ ﺑﺎﺷـﺪ. در ﺑﺮﺧﯽ از ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت ﺷﻮاﻫﺪ ﻏﯿﺮﻣﺴﺘﻘﯿﻤﯽ وﺟﻮد دارد ﻣﺒﻨﯽ ﺑﺮ اﯾﻨﮑﻪ ﺳﻮدﻫﺎی ﮔﺰارش ﺷﺪه ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺟﺮﯾﺎﻧﺎت ﻧﻘﺪی دوره ﺟﺎری، ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﻨﻨﺪه ﺑﻬﺘﺮی از ﺟﺮﯾﺎﻧﺎت ﻧﻘﺪی آﺗﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺗﺤﻘﯿﻘﺎت دﯾﮕﺮ ﺑﻪ اﯾﻦ ﻧﺘﯿﺠﻪ رﺳﯿﺪهاﻧﺪ ﮐﻪ ﺳﻮدﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی و ﺟﺮﯾﺎﻧﺎت نقدی ﺗﻔﮑﯿـﮏ ﺷـﺪه اﻧـﺪ ﺟﺮﯾﺎﻧـﺎت ﻧﻘـﺪی آﺗـﯽ را ﺑﻬﺘـﺮ ازﺳﻮدﻫﺎی ﮔﺰارش ﺷﺪه ﭘﯿﺶ ﺑﯿﻨﯽ ﮐﺮده اﻧﺪ.

ﻫﺮ اﻧﺪازه ﮐﻪ ﺗﻐﯿﯿﺮات در اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی و اﻧﺪازه ﻫﺎی ﺑﺪﺳﺖ آﻣﺪه از روﯾﮑﺮد ﺑﺮآورد ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ، دﺳﺘﮑﺎری ﻣﺪﯾﺮﯾﺖو ﺧﻄﺎی اﻧﺪازه ﮔﯿﺮی ﮐﻪ ﺳﺒﺐ ﻣﯽ ﺷﻮد ﺳﻮدﻫﺎی ﮔﺰارش ﺷﺪه از ﺳﻮد ﻫﯿﮑﺴﯿﺎن ﻓﺎﺻﻠﻪ ﺑﮕﯿﺮد، را در ﺑـﺮ دارد،ﺑﻪ ﻫﻤﺎن ﻣﯿﺰان ﻫﻢ ﻧﺸﺎﻧﮕﺮ اراﺋﻪ ﺻﺎدﻗﺎﻧﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﻟﯿﮑﻦ، وﻇﯿﻔﻪ اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی ﻓـﺮاﻫﻢ آوردن ﺷـﻨﺎﺧﺖ ﺗﻐﯿﯿـﺮاتارزش ﺣﺴﺎﺑﺪاری در ﻣﻌﺎﻣﻼﺗﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﮑﻤﯿﻞ ﻧﺸﺪه اﻧﺪ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﯾﻦ ﭼﻨﯿﻦ ﻓﺮض ﻣﯽ ﺷﻮد ﮐﻪ ﺑﺨﺶ دﺳـﺘﮑﺎریﻧﺸﺪه و ﺑﺪون اﺷﺘﺒﺎه اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی، ﻣﯿﺰان اراﺋﻪ ﺻﺎدﻗﺎﻧﻪ ﺳﻮد ﺣﺴﺎﺑﺪاری ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺑﺎ ﺳﻮد ﻫﯿﮑﺴﯿﺎن را ﻧﺸﺎن ﻣـﯽدﻫﺪ. ﺑﺮ اﯾﻦ ﻣﺒﻨﺎ، اﻧﺪازه دﭼﻮ و دﯾﭽﻮ (ﮐﻪ ﺧﻄﺎی اﻧﺪازه ﮔﯿﺮی در اﻗﻼم ﺗﻌﻬﺪی در ﺑﺮاﺑﺮ ﺟﺮﯾﺎﻧﺎت ﻧﻘﺪی ﻋﻤﻠﯿﺎﺗﯽ را اﻧﺪازه ﮔﯿﺮی ﻣﯽ ﮐﻨﺪ) ﺑﺎ اراﺋﻪ ﺻﺎدﻗﺎﻧﻪ ﻣﻄﺎﺑﻘﺖ دارد.

 

 

  • مدیریت سود و مدیریت اقلام تعهدی

براساس تعریف مدیریت سود، مدیران سودهای گزارش شده را با هدف هماهنگ کردن با اهدافشان دستکاری می‌کنند. با توجه به تحقیقاتی که تاکنون انجام شده، یکی از بهترین معیارها برای نشان دادن مدیریت سود بررسی اقلام تعهدی اختیاری است. در واقع سه روش برای مدیریت سود وجود دارد. (کامیاب تیموری،1389)

■ مدیریت اقلام تعهدی

■ زمان بندی برای اتخاذ سیاست‌های اجباری حسابداری

■ تغییرات حسابداری اختیاری

مدیریت اقلام تعهدی به تغییر برآوردها مانند برآورد عمر مفید، احتمال بازیافت طلب از بدهکاران و دیگر اقلام تعهدی پایان سال، به منظور دستکاری سود گزارش شده در جهت یک هدف مطلوب برمی‌گردد.

زمانبندی برای پذیرش سیاست‌های اجباری حسابداری، شکل دوم مدیریت سود خصوصاً در مورد احتمال پذیرش یک سیاست جدید است.

روش سوم مدیریت سود، تغییر حسابداری از روشی به روش دیگر است.

تحقیقات انجام شده نشان می‌دهد که روش اول یعنی مدیریت اقلام تعهدی کاربرد بیشتری داشته است البته به دلایلی نظیر وجود برخی محدودیت‌ها برای استفاده از روش‌های دیگر. برای مثال در کشورهایی که استانداردهای حسابداری تغییرات حسابداری زیادی توسط مدیران انجام می‌شود استفاده از روش بررسی تغییرات حسابداری اختیاری نتایج چندان درستی به بار نمی‌آورد. از طرف دیگر انگیزه‌های بسیاری برای مدیریت سود در مقالات عنوان شده است که بیشتر آنها روی انگیزه پاداش مدیران متمرکز شده است، این می‌تواند برای مدیران انگیزه‌ای برای دستکاری سود ایجاد کند. اگرچه تا حد زیادی رویه‌های مناسب گزارشگری توسط هیأت استانداردهای حسابداری تجویز شده‌اند، اما هنوز زمینه‌هایی وجود دارند که به تشخیص مدیریت می‌توان رویه‌های دیگری به کار برد. این رویه‌های گزارشگری بستگی به قراردادهای آشکار و پنهان بین سرمایه‌گذاران، مشتریان، مدیریت، کارکنان، اعتبار دهندگان و سایرین دارد (کامیاب تیموری،1389):

الف) قرارداد بین مدیریت و مالکان

ب) قرارداد بین مدیریت و اعتبار دهندگان

ج) قرارداد بین مدیریت و جامعه

مطالعات موجود درباره مدیریت سود عموماً متوجه اقلام تعهدی بوده است. اقلام تعهدی از تفاوت بین سود و وجوه نقد حاصل از عملیات بدست می آید که شامل تغییرات در هزینه استهلاک، حساب‌های دریافتنی، موجودی کالا، حساب‌های پرداختنی و… می‌باشد. در نتیجه، با این فرض که جریان وجه نقد دستکاری نمی‌شود، تنها راه باقیمانده برای دستکاری سود، افزایش یا کاهش اقلام تعهدی است.

امّا سؤال این است که: «افزایش یا کاهش از چه سطحی؟ سطح نرمال اقلام تعهدی چیست؟»

بسیاری از مطالعات دهه 90 به بعد، از نظر متدولوژی به مطالعه جونز (1991) برمی‌گردد. اولین مشکل این است که کدام قسمت از اقلام تعهدی مربوط به سطح فعالیت است (غیر اختیاری) و کدام قسمت می‌تواند دستکاری گردد (اختیاری).

مطالعات پیشین بر روی اقلام تعهدی خاصی که بیشتر از بقیه در معرض استفاده برای اهداف مدیریت سود بودند، متمرکز شده‌اند. جزء اساسی هر تحقیق مدیریت سود، اندازه‌گیری اختیار مدیریت در مورد سود است. در ابتدا، مطالعات زیادی تلاش کردند اقلام تعهدی اختیاری را براساس ارتباط بین کل اقلام تعهدی و متغیرهای توضیحی، اندازه‌گیری کنند. در این مطالعات که اولین بار توسط هیلی (1985) و دی آنجلو (1986) انجام شدند، کل اقلام تعهدی و تغییرات در آن را به عنوان مقیاس اختیار مدیریت در مورد سود به کار بردند.

جونز (1991) یک روش رگرسیون برای کنترل عامل‌های غیراختیاری مؤثر بر اقلام تعهدی معرفی کرد که در آن یک ارتباط خطی بین کل اقلام تعهدی و تغییر در فروش و اموال و ماشین آلات و تجهیزات، تخمین زده می‌شد.