تئوری رهبری خدمتگزار پترسون//پایان نامه درباره ادراک رهبری خدمتگزار

دانلود پایان نامه

تئوری رهبری خدمتگزار راسل و استون

راسل و استون با بررسی گسترده ادبیات موجود در رهبری خدمتگزار، بیست ویژگی قابل تشخیص و مجزا را در رهبران خدمتگزار شناسایی نمودند. آنان این ویژگی ها را به دو دسته عملیاتی و وظیفه ای تقسیم کردند. ویژگی های وظیفه ای مشخصه هایی هستند که در رفتارهای رهبر درمحیط کار نمود می یابند. این دسته از ویژگی ها، ویژگی های کارآمد بودن رهبری خدمتگزار محسوب می گردند. ویژگی های وظیفه ای ویژگی های قابل تشخیص هستند که اجرای مسئولیت های رهبری را امکان پذیر می کنند (قرایی پور، 1387) این دسته از ویژگی ها عبارتند از :  ایجاد چشم انداز- صداقت – اعتماد- خدمت رسانی – الگوسازی – طراحی وپیشگامی – قدردانی از دیگران – توانمند سازی – ارتباطات – اعتبار- صلاحیت – پیدایی- تفویض اختیار- تعلیم  می باشد.

 

2-9-3. تئوری رهبری خدمتگزار پترسون

کوهن (1996) معتقد است زمانی که تئوری های موجود قادر به تشریح پدیده های مشاهده شده نیستند، دراین صورت یک تئوری جدید مورد نیاز می باشد. پترسون (2003) تئوری کارکردی در زمینه رهبری خدمتگزار را ارائه کرد. وی دراین تئوری با تعریف ارزش های رهبری خدمتگزار، ارزش هایی که او آن ها را سازه های رهبری خدمتگزار نامید، زمینه ساز تحقیقات بسیاری در این زمینه بوده است. پترسون در نوشته‎هایش نیاز به یک ابزار برای سنجش این سازه ها را متذکز شده است. از دیدگاه پترسون، تئوری های معمولی در زمینه رهبری مانند رهبری تحول آفرین و رهبری تبادلی، به اندازه کافی به توصیف ارزش ها نپرداخته اند.

طبق نظرات پترسون و راسل (2004) رهبری تحول آفرین تمرکز رهبر را برسازمان نشان می دهد و برای توضیح رفتارهایی که ماهیتا نوع دوستانه می باشند، کافی به نظر نمی آید واین درحالی است که تئوری رهبری خدمتگزار بر پیروان تمرکز کرده و این چنین رفتارهایی را به روشنی نشان می دهند. این چنین فضیلت ها و معنویاتی از مشخصات و ویژگی های کیفی محسوب می شوند و بخشی از شخصیت و منش یک فرد به شمار می روند. بعلاوه این فضایل دارای خصوصیات اخلاقی شایسته و متعالی هستند. این کیفیات اخلاقی به خوبی رهبر خدمتگزار و کسانی را که براساس این فضایل درونی عمل می کنند را توصیف کرده، نگرش ها، شخصیت و خصوصیات رفتاری او را شکل می دهند. بنابراین پترسون رهبری خدمتگزار را به این شکل تعریف می کند: رهبران خدمتگزار، رهبرانی هستند که برپیروان خود توجه دارند، لذا به موجب آن پیروان از اولویت ها ی نخست سازمان به حساب می آیند و ملاحظات سازمانی در درجه دوم اهمیت قرار می گیرند. عوامل تشکیل دهنده رهبری خدمتگزار فضایلی هستند که از ویژگی های اخلاقی پسندیده در یک فرد به حساب می آیند. (Denise,2004)

سازه های رهبری خدمتگزار طبق نظریات پترسون عبارتند از :

  • عشق الهی 2- تواضع وفروتنی 3- نوع دوستی 4- اعتماد 5- چشم انداز 6- توانمند سازی 7- خدمتگزاری

این ها هفت سازه ای هستند که مدل رهبری خدمتگزار پترسون بر اساس آن قرار دارد. حال در زیر به بررسی تفصیلی  هریک از این سازه ها می پردازیم.

عشق الهی : اساس رابطه پیرو و رهبر خدمتگزار براساس این عشق بنیان نهاده شده است. وینستون (2002) معتقد است که این عشق، عشق به مفهوم اخلاقی، اجتماعی ومعنوی می باشد. این عشق سبب می گردد که رهبران، هر فرد را تنها به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف در نظر نگیرند، بلکه هر فرد به عنوان یک انسان کامل، انسانی با نیازها، خواسته ها  و تمایلات گوناگون دیده شود.

فرچ ومیشل(2001) از عشق الهی به عنوان هدفی برای رهبران خدمتگزار حمایت می کنند.

تواضع : تواضع  از دیدگاه ساندیج و وینز (2001)  به معنای این است که فرد تنها به خودش توجه نداشته، بلکه به دیگران نیز توجه دارد و توانایی ها و استعدادهای سایرین را نیز مورد توجه قرار می دهد. سویندل معتقد است که فروتنی به این معنا نمی باشد که فرد برای خودش احترامی قائل نیست بلکه  به معنای این است که یک فرد نه خودش را برتر و نه کمتراز دیگران ببیند.

نوع دوستی : کاپلان نوع دوستی را به معنی کمک کردن و یاری رساندن به دیگران می داند. البته تنها در صورتی که به قصد کمک کردن و یاری رساندن باشد. درواقع نوع دوستی به نوعی خود را فدای دیگران کردن می باشد، اگرچه  هیچ نفع شخصی نیز وجود نداشته باشد. اینزبرگ رفتارهای نوع دوستانه را به این شکل تعریف می کند: رفتارهای داوطلبانه ای که به قصد منفعت رساندن به دیگران انجام می گیرد و انگیزه دریافت پاداش های خارجی درآن نقشی ندارند. از این دیدگاه نوع دوستی به نوعی دارای جنبه های اخلاقی می باشد. چشم انداز : گرین لیف واژه های دوراندیشی و مفهوم سازی را برای تشریح چشم انداز به کاربرده است. او معتقد است که رهبری خدمتگزار نیاز دارد که حسی از نادانسته ها باشد  وبتواند غیر قابل پیش بینی را پیش بینی کند و نتیجتا نقش محوری رهبری خدمتگزار، ایجاد یک چشم انداز استراتژیک برای سازمان است. یکی از روش های مهمی که رهبری را از مدیریت متمایز می کند این است که رهبران بتوانند چشم اندازی برای آینده ایجاد کنند. بلانچارد چشم انداز را به این صورت شرح می دهد : تصویری از آینده که اشتیاق و علاقه را درکارکنان ایجاد می کند. چشم انداز درمدل گرین لیف یکی از اجزای بسیار مهم است و این که رهبران خدمتگزار بایستی همواره به آینده توجه داشته باشند.

اعتماد:  اعتماد، اطمینان پایدار مبتنی بر صداقت، توانایی وشخصیت یک فرداست و یا به بیانی دیگر، اعتماد عبارتست از اشتیاق و علاقع یک گروه به اقدامات حساس گروه دیگر. ایجاد وحفظ اعتماد درسازمان لازم وضروری می باشد. اعتماد ریشه رهبری محسوب می گردد و یکی از مهم ترین عوامل نفوذ در روابط پیرو-رهبر، اثربخشی رهبری و بهره وری است. شهرت در قابل اعتماد بودن و اطمینان آن ها به تصمیم گیری های معین در هر موقعیتی اثر می گذارد. همچنین اعتماد در ارتباطات بین فردی مهم ترین عامل است. رهبران بایستی توجه زیادی به افراد نشان دهند و صداقت را به کارگیرند تا بتوانند اعتماد ایجاد کنند. صداقت و روراستی برای ایجاد اعتماد بین فردی و سازمانی بسیار مهم هستند. درغیاب اعتماد ترس برسازمان حاکم گشته و بهره وری کاهش می یابد. راسل ارزش های صداقت وشایستگی را شکل دهنده اعتماد سازمانی و اعتماد بین فردی قلمداد می کند و معتقد است که این اعتماد جوهره رهبری خدمتگزار محسوب می گردد (Denise,2004)

دانلود پایان نامه