تعريف  هوش هيجاني:/پایان نامه درمورد هوش و سبکهای تفکر

دانلود پایان نامه

پیشینة هوش هیجانی را می‌توان در آینه‌های وکسلر به هنگام تبیین جنبه‌های غیرشناختی هوش عمومی جست و جو کرد. وکسلر [1]در صفحه 103 گزارش 1943 خود درباره هوش می‌نویسد: “کوشیده‌ام نشان دهم که علاوه بر عوامل هوشی، عوامل غیرهوشی ویژه‌ای نیز وجود دارد که می‌تواند رفتار هوشمندانه را مشخص کند.نمی‌توانیم هوش عمومی را مورد سنجش قرار دهیم مگر این که آزمون‌ها و معیارهایی نیز برای سنجش عوامل غیرهوشی دربر داشته باشد.شایان ذکر است که ایده هوش هیجانی توسط گاردنر [2](1983)، استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد دنبال شد. گاردنر هوش را مشتمل بر ابعاد گوناگون(زبانی، موسیقیایی، منطقی، ریاضی، جسمی، میان‌فردی و درون‌فردی) می‌داند. او وجوه شناختی مختلفی را با عناصری از هوش غیرشناختی یا به گفته خودش «شخصی» ترکیب کرده است.بُعد غیرشناختی (شخصی) مورد نظر گاردنر مشتمل بردومؤلفه کلی است که وی آن‌هارابا عناوین استعدادهای درون‌فردی و مهارت‌های میان‌فردی معرفی می‌کند

لئونیدوکافت سیوس[3] (2007) در پژوهش خود با عنوان هوش هیجانی و رضایت شغلی، به این نتیجه رسیدند که بین عواطف مثبت و منفی و رضایت شغلی ارتباط وجود دارد.

سالووي ، هوش هیجانی را یکی از ویژگیهای شخصیتی است که به عنوان عامل برای ارتقای سلامت روانی و جسمانی مي داند .به اعتقاد وي  هوش هیجانی توانایی درک ارزیابی و بیان صحیح هیجانات و توانایی دست‌یابی و تولید احساسات برای تسهیل فعالیت‌های شناختی برای رسیدن به رشد و تقویت ارتباطات اجتماعی در سازمانها می‌باشد.( سالووی و همکاران، 2000، ص 108‍)

تحقیق و نظریه روی هیجان در طول تاریخ روانشناسی افزایش و کاهش زیادی داشته است. مثلاً، انقلاب رفتاری که توسط اسکینر جان گرفت و انقلاب شناختی که علاقمندی به هیجان را بطور جدی آسیب زد. بهرحال از آغاز دهۀ 1980 و تسریع آن در زمان حاضر، هیجانات مورد بهره‌برداری قرار گرفته و در پهنه وسیعی از زیرشاخه‌های روانشناسی علوم اعصاب و علوم سلامتی به‌طور قوی رواج یافته است، به خصوص تمرکز بر روانشناسی مثبت و طب تن و روان احیاء گردیده است.

2-2-2-1 تعريف  هوش هيجاني  :

هوش هیجانی، مهارتی است که دارنده آن می‌تواند از طریق خودمدیریتی آن را بهبود بخشیده و از طریق همدلی  تأثیر  آنها را درک کند و از طریق مدیریت روابط به شیوه‌ای رفتار کند که روحیه خود و دیگران را بالا ببرد (گلمن ،1999).

هوش هیجانی یک سازۀ چندعاملی است که از چند توانایی به هم پیوسته عاطفی، شخصی و اجتماعی تشکیل شده است که ما را در رویارویی با مقتضیات زندگی روزمره یاری می‌دهد.

خودآگاهی یک مؤلفه مهم هوش هیجانی است. بدون یک درک درست از خود، نمی‌توان درمورد عواطف، نه با خود و نه با دیگران صادق بود و در این صورت از تحلیل و استفاده و کنترل آن‌ها برای ایجاد تأثیرات مثبت محروم خواهد شد.

البته هوش هیجانی توانایی گول زدن دیگران را می‌دهد، پس دوست داشتن خود و قبول هیجان‌های خود به این معنا نیست که  بتوان به طور آزادانه‌ای به هیجان‌های خود پاسخ داد ویا اعمال غیرمسئولانۀ هیجان‌های خود را توجیه کرد. بنابراین در اینجا باید بهای بیشتری به مؤلفۀ همدلی هوش هیجانی داد و اشاره کرد که همراه اخلاقیات با هوش هیجانی، ضروری به نظر می‌رسد؛ بدون همدلی به عنوان یک کفایت از کفایت‌های هیجانی، شخص می‌تواند بطور قابل تصوری همۀ مهارت‌های دیگر کفایت هیجانی را در یک مدل ماکیاولی یا حتی ضد اجتماعی ظاهر کند (دلفان آذری، 1389، ص 22).

نظریه توانایی (تجدیدنظر شده در سال 1997) هوش هیجانی را به چهار حوزه تقسیم می‌نماید که حوزه اول شامل ادراک و ابراز هیجان‌ها می‌باشد که دربرگیرنده ارزیابی صحیح هیجان‌های خود و دیگران می‌باشد. حوزه دوم شامل توانایی کاربرد هیجان‌ها جهت تسهیل تفکر است که دربرگیرنده پیوند و ارتباط صحیح هیجان‌ها با سایر احساسات و نیز توانایی کاربرد هیجان‌ها برای بهبود و افزایش تفکر می‌باشد. سومین حوزه یعنی درک و فهم هیجان‌ها، شامل تجزیه کردن هیجان‌ها به اجزای مختلف، فهمیدن و درک تغییر احتمالی از یک حالت احساسی به حالت احساسی دیگروفهم احساسات پیچیده در موقعیت‌های اجتماعی می‌باشد. در پایان حوزه چهارم مدیریت هیجان‌ها است که شامل توانایی اداره احساسات خود و دیگران می‌باشد.

تعریف ‌ترکیبی هوش هیجانی که هوش هیجانی را به عنوان توانایی‌های غیرشناختی تعریف می‌کند، مفصلتر است و با پنج مقوله شروع می‌شود؛ درون‌فردی(خودشکوفایی، استقلال، خودآگاهی هیجانی)، بین‌فردي (همدلی، مسئولیت‌پذیری اجتماعی)، توان سازگاري(حل مسئله و واقعیت‌آزمایی)، مدیریت استرس (کنترل تکانه‌ها، تحمل فشار روانی)، خلق و خوی عمومی (شادکامی و خوش‌بینی).

تعریف دیگری که از هوش هیجانی به عمل آمده بدین ترتیب است: مجموعه‌ای از توانایی‌های غیرشناختی، توانش‌‌ها و مهارت‌هایی که بر توانایی رویارویی موفقیت‌آمیز با خواسته‌ها، مقتضیات و فشارهای محیطی تأثیر می‌گذارند (بار اُن[4]، 2000).

براساس آن چه گفته شد می‌توان از دو رویکرد در تعریف هوش هیجانی نام برد:

الف- رویکردهای اصیل و غیرترکیبی که هوش هیجانی را به عنوان هوشی که شامل عاطفه است، تعریف می‌کند.

ب- رویکردهای معمولی و ترکیبی که هوش هیجانی را با مهارت‌ها و خصیصه‌های دیگر چون بهزیستی روانی، انگیزش و توانایی برقراری رابطه با دیگران درهم می‌آمیزد و بر ترکیبی از آن‌ها تأکید دارند.

[1] . Veksler

[2] . Gardneir

[3] . Leondis a kafetsios

[4]  . Baron

دانلود پایان نامه