سير تحول سيستم‌ ارزيابي:پایان نامه تدوین نقشه جهاد دانشگاهی

دانلود پایان نامه
  • استفاده بهینه از منابع درون سازمانی مد­نظر می­باشد: یکی از اهداف مدیریت استراتژیک استفاده بهینه از منابع درون سازمانی است. جهت استفاده بهینه از این منابع توجه به عناصر چهارگانه سازمانی شامل:

الف- منابع انسانی ب- ابزار و امکانات کالبدی و سرمایه ای ج- روابط و ساختارها د- فرهنگ سازمانی از اهمیت زیادی برخوردار است. هریک از این عناصر خود به اجزای زیادی قابلیت تقسیم دارند و در رویکرد استراتژیک باید در مورد آنها اطلاعات دقیق و موثق گردآوری شود.

  • در هر رویکرد استراتژیک محیط، اثر انکار­ناپذیر دارد: توفیق مدیریت استراتژیک وابسته به ارزیابی دقیق، همه جانبه و صحیح محیط سازمان است. محیط خود به 3 گروه عمده تقسیم می‌شود.

الف- محیط صنعت (محیط فعالیت): بازیگران اصلی در محیط صنعت یا فعالیت عبارتند از:

1- مخاطبان یا مشتریان 2- رقبا و تأمین­کنندگان  3- جامعه و دولت 4- صاحبان سازمان، سهامداران و ذینفعان.

 

ب- محیط عمومی (محیط نزدیک): نقش­آفرینان در این محیط عبارتند از:

1- شرایط بوم شناسی  2- شرایط اقتصادی 3- شرایط سیاسی 4- شرایط اجتماعی 5- شرایط حقوقی و قانونی 6- شرایط فرهنگی 7- شرایط حاکم بر دیوان اداری 8- تحولات فن­آوری یا تکنولوژی حاکم.

 

ج- محیط بین­المللی (محیط دور): تأثیرگذاران این قسمت شامل چهار بخش می‌شود که عبارتند از:

1- روند جهانی شدن 2- پیشرفت­های علمی و تکنولوژیکی 3- سقوط رژیم­های کمونیستی و دیکتاتوری و نزاع­های ایدئولوژیک 4- بحران­های زیست محیطی.

مسئله ديگر در برنامه‌ريزي استراتژيك اجرايي نمودن آن در دنياي فعاليت و دستيابي به اهداف است. در اين خصوص فرآيندهاي مديريت عملكرد توسعه يافته‌اند. فرآيند مديريت عملكرد، فرآيندي است كه شركت عملكردش را در پرتو اهداف و راهبردهاي كاركردي و شركتي مديريت مي‌كند. هدف اين فرآيند ارائه‌ي يك نظام كنترل چرخه‌ِ بسته‌ِ فعال است كه راهبردهاي كاركردي و شركتي را براي تمام فرآيندهاي كسب و كار، وظايف، فعاليت‌ها و كاركنان مستقر مي‌نمايد و بازخورد بدست‌آمده از طريق نظام سنجش عملكرد تصميمات مديريتي مناسب را ممكن مي‌سازد (صفري و همكاران، 1391، 13)

به نقل از صفائيان (1386)، پل فلن و جيم براوني[1] تكامل اندازه‌گيري عملكرد سازماني را بدين شكل تعريف مي‌كند كه اندازه‌گيري عملكرد با سرعت زيادي در حال تكامل براي مبارزه با واقعيت‌هاي جديد سازماني است و به دليل مبارزه براي برتري، مفهوم عملكرد، همان گونه كه اندازه‌گيري و ارزيابي مي‌شود در بنگاه‌هاي كسب و كار در حال تحول بوده و محيط خارجي نيز در حال شناخته شدن به عنوان مرز بعدي اندازه‌گيري عملكرد است (صفري و همكاران، 1391، 41).

مي‌توان سير تحول سيستم‌هاي ارزيابي عملكرد را در قالب سه فاز به شرح ذيل تقسيم نمود:

فاز اول: توسعه حسابداري هزينه و مديريت (1850-1925): مهمترين مسئله در اين دوران رشد سازمان‌ها بود كه با عصر صنعتي شدن همراه بود (برمن، 1390، 29).

در اين دوران  سيستم‌هاي ارزيابي مبتني بر شاخص‌هاي مالي بود و با نگرش ايستا به نظام، اشكالات در خصوص ادغام و اتصال آنها به فرآيند‌هاي تجاري را سبب مي‌شد (صفري و همكاران، 1391، 42).

فنون مربوط به تجزيه و تحليل نقطه سر‌به‌سر؛ رابطه بين بهاي تمام شده؛ حجم فعاليت و سودآوري؛ حسابداري سنجش مسئوليت و هزينه‌يابي متغير در اين دوران به وجود آمد (ابراهيمي سرو عليا و محسني شريف، 1388، 4)؛ كه بر پايه معيارهاي مالي و با نگاهي به گذشته به ارزيابي سازمان مي‌پردازند.

[1] – Poul Felen & Jim Brouni

دانلود پایان نامه