مدیریت سرمایه در گردش:/پایان نامه درباره مدیریت سرمایه در گردش

تشریح مفهوم مدیریت سرمایه در گردش

امور مالی شرکت می تواند به سه بخش اصلی بودجه بندی سرمایه، ساختار سرمایه و مدیریت سرمایه در گردش طبقه بندی شود. مدیریت سرمایه های بلند مدت به بودجه بندی سرمایه و ساختار سرمایه مربوط می شود در حالی که مدیریت دارایی ها و بدهی های جاری در حوزه مدیریت سرمایه در گردش می باشد.( چیووچنگ[1]، 2005)

سرمایه در گردش یک شرکت مجموعه مبالغی است که در دارایی های جاری سرمایه گذاری می شود.طبق نظر اسکیلینگ(اسچیلینگ[2]،1996) نیز عموماً واژه سرمایه در گردش به سرمایه گذاری سازمان در دارایی های جاری، بدهی ها ی جاری،وجوه نقد، اوراق بهادار کوتاه مدت،حسابهای دریافتنی و موجودی کالا مربوط می شود و مدیریت سرمایه در گردش نیز عبارت است از تعیین حجم و ترکیب منابع و مصارف سرمایه در گردش به نحوی که ثروت سهامداران افزایش یابد.

2-1-3سیاست های سرمایه در گردش

 سیاست های سرمایه در گردش شامل برخی اصول و برنامه هایی است که شامل اقداماتی در خصوص دارایی ها و بدهی ها ی جاری می شود . بسیاری از نویسندگان و محققین به سه نوع سیاست سرمایه در گردش اشاره کرده اند: جسورانه (تهاجمی)، متعادل و محافظه کارانه. تفاوت اساسی این سیاست ها در میزان سرمایه در گردش خالص است که برابر با تفاضل دارایی های جاری و بدهی ها ی جاری است.(بلت[3]،1997)

استراتژی محافظه کارانه در مدیریت سرمایه در گردش باعث خواهد شد که قدرت نقدینگی بیش از حد بالارود. در اجرای این سیاست سعی می شود ریسک ناشی از ناتوانی بازپرداخت بدهی های سر رسید شده به پایین ترین حد خود برسد . مدیر دراین نوع راهبرد می کوشد تا مقدار دارایی های جاری را در سطح بالایی نگه دارد .در مقابل مدیر سرمایه در گردش با راهبردجسورانه می کوشد با داشتن کمترین میزان دارایی جاری ازبدهی های جاری بیشترین استفاده را ببرد .در اجرای این راهبردریسک نقدینگی بسیار بالا خواهد بود . از سوی دیگر چون حجم دارایی های جاری به پایین ترین حد خود می رسد، نرخ بازده سرمایه گذاری بسیار بالا خواهد بود.(ریموند[4]،1386)با این اوصاف سیاست متعادل نیز در بین سیاست جسورانه ومحافظه کارانه قرار می گیرد و مدیر سرمایه در گردش می کوشد که در ساختار سرمایه در گردش خود به صورت متعادل ازدارایی های جاری و بدهی ها ی جاری استفاده نماید، لذا این سیاست دارای ریسک و بازده متوسط می باشد.

بسیاری از تحقیقات مربوط به تأثیر مدیریت سرمایه درگردش بر سود آوری از این واقعیت حمایت می کنند که انتخاب سیاست جسورانه، سودآوری شرکتها را بهبود می بخشد(شاین وسوئنن[5]،1998)در این رابطه جوز[6] و همکارانش(1996)درباره ی شرکتهای آمریکایی، شواهدی بدست آوردند که از سیاست جسورانه در سرمایه درگردش حمایت میکرد افزاونظیر[7](2009) در مطالعه ای بر روی شرکتهای پذیرفته  شده در بورس کراچی ارتباط بین سیاستهای مدیریت سرمایه در گردش و سودآوری شرکتهارا بررسی کردند و به این نتیجه دست یافتند که مدیران میتوانند با اتخاذ رویکرد محافظه کارانه، نسبت به سرمایه گذاری در سرمایه در گردش و تأمین مالی سرمایه در گردش نیز،ارزش شرکت را تغییر دهند. ام والا[8](2012) نیز در مطالعه ای بر روی شرکتهای پذیرفته شده در بورس عمان تأثیر استراتژی های مدیریت سرمایه در گردش بر سودآوری و ارزش شرکت ها را بررسی کرد. نتایج پژوهش آنان حاکی از آن بود که اتخاذ سیاست محافظه کارانه تأثیر مثبتی برسودآوری و ایجاد ارزش شرکت دارد و اتخاذ سیاست جسورانه تأثیر منفی بر سودآوری و ایجادارزش شرکت دارد.

[1] .Chiou & Cheng

[2] . Schilling

[3] .Belt

[4] .Raymond

[5]. Shin & Soenen

[6]. Jose

[7].Afza &Nazir

[8].Mwalla