مفاهیم هوش هیجانی:پایان نامه هوش هیجانی و عدالت سازمانی

دانلود پایان نامه

تعاریف و مفاهیم  هوش هیجانی

استدلال­هایی وجود دارد که نشان می­دهد مفهوم هوش هیجانی به وضوح قابل تعریف نمی­باشد و تعاریف و آزمون­های متفاوتی مورد استفاده قرار گرفته است. که همیشه شامل جنبه­های یکسان و قابل اعتماد و اطمینانی نبوده­اند (دی ورت روسی [1]، 2010)

ضریب هوشی(IQ) می­تواند مفاهیمی چون استدلال منطقی، دانش لغات و مهارت­های ریاضی را اندازه گیری کند.که این برای سنجش و اندازه گیری توانایی خلاق و توانایی های عاطفی کافی نیست. به طور سنتی موفقیت یا زرنگی افراد را با ضریب هوشی اندازه گیری میکنند. ضریب هوشی به عنوان یک شاخص از توانایی عددی و تحلیلی بیان میشود معمولاً  همیشه کارشناسان و متخصصان را، افرادی با ضریب هوشی بالا میدانند در حالی که واقعیت این است، حتی در بهترین حالت افرادی با ضریب هوشی بالا در حفظ روابط ماهرانه یا اجتماعی ضعیف عمل می­کنند. مطالعات نشان داده افرادی که فکری درخشان دارند چه در کسب و کار و یا در زندگی موفق تر میباشند اما سوال این است چه چیزی باعث می­شود این افراد موفق به نظر برسند. کارشناسانی مانند گلمن به این سوال این­چنین پاسخ می­دهند که وجود هوش هیجانی باعث می­شود این افراد در زمینه های مرتبط به بهترین نوع شکوفا شوند (ماریان [2]، 2013). برخی استدلال می­کنند که هوش هیجانی شامل هر چیزی است که توسط ضریب هوشی قابل اندازه گیری نباشد. در مقابل دسته دیگر اعتقاد دارند که هوش هیجانی توانایی درک احساسات و درک هیجانات است (دی ورت روسی، 2010).

  • هوش هيجاني استفاده هوشمندانه از عواطف است (چرنیس [3]، 2012).
  • از نظر گلمن هوش هیجانی توانایی سازماندهی احساسات خود و دیگران، خود انگیزشی و مدیریت احساسات و روابط با دیگران تعریف شده است (ساویتری- لاکسمی ریانی، 2012).
  • کنترل عاطفه و احساس در جهت هدایت رفتار برای برقراری ارتباط موثر با همکاران، سرپرستان به منظور بهبود کیفیت از نتایج کار(سربلند [4]، 2012).
  • شكلي از هوش اجتماعي كه شامل توانايي در كنترل احساسات و عواطف خود و ديگران و توانايي تمايز قائل شدن بين آنها و استفاده از اين اطلاعات به عنوان راهنمايي براي فكر و عمل فرد به كار مي­رود (چرنیس، 2012).

 

  • هوش هيجاني تركيب متعاملي از توانايي هاي هيجاني و اجتماعي است كه رفتارهوشمندانه را تحت تاثير قرار مي دهد(برینر [5]، 2012).

به طور کلی صاحب­نظران بر تعریف هوش هیجانی به عنوان کنترل عاطفه و احساس در جهت هدایت رفتار برای برقراری ارتباط موثر با همکاران، سرپرستان به منظور بهبود کیفیت از نتایج کار تاکید داردند (سربلند، 2011). این تعاریف نشان داد که مهارتها، تواناییها و شایستگیهای غیر شناختی مرتبط با هوش هیجانی ظرفیت افراد برای مقابله با خواسته­ها و فشارهای محیط را تحت تاثیر قرار میدهد (ساویتری- لاکسمی ریانی، 2012). اين واقعيت است كه نگاه امروز به مقولة هوش، بايد نگاهي كاملاً متفاوت از گذشته باشد . امروز ديگر، تأكيد اصلي بر ضريب هوش عقلاني نيست، بلكه هو ش­هاي ديگري نيز وجود دارند كه مورد توجه و پژوهش دانشمندان قرار گرفته است (واناماکر [6]، 2012). موفقترین رهبران آنانی هستند که با بهره مندی از مدلهايي چون مديريت مبتني بر هوش عاطفي و سبك رهبري همنوا، طول موج عاطفي افراد را با يكديگر تنظيم كرده و در جهت نيل به اهداف سازمان، مديريت ميكنند(نیوکامب- اشکاناسی [7]، 2012).

[1] De Weerdt – Rossi

[2] Marianne

[3] Cherniss

[4] Sarboland

[5] Briner

[6]  Wannamaker

[7] Newcombe – Ashkanasy

دانلود پایان نامه