موانع سازماني خلاقيت:/پایان نامه درمورد ماهیت شغل و خلاقیت

دانلود پایان نامه

موانع سازماني خلاقيت عباتند از:

– عدم دسترسي به اطلاعات: انحصار اطلاعات در سطوح بالا يا پايين سازمان، يكي از مانع خلاقيت در سازمان مي باشد كه عمدتا”ناشي از بي صلاحيتي و عدم تخصص كاركنان و گزينش رابطه اي و يا نظام ارزيابي و تشويق غلط سازمان است.

– فقدان ارتباطات افقي و عمودي مناسب: افراد خلاق بايد بتوانند صحت افكار و ايده هاي خود را به راحتي و به سرعت مورد آزمايش قرار دهند و بخصوص جوياي نظر مسئولين و متخصصين سازمان مطبوع خود شوند. از اين رو چنانچه نتوانند به راحتي و به سرعت با مديران ارشد سازمان ملاقات نمايند، نمي توانند به اهداف خود دست يابند.

– اندازه سازمان: سازمان هاي بزرگ به دليل بوروكراسي، تمركز و ساختار مكانيكي حاكم بر آن، مانع خلاقيت كاركنان مي شوند و سازمان هاي كوچك به دليل دسترسي نداشتن به منابع مالي و ناتواني در جذب متخصصين رده بالا نمي توانند نوآوري هاي انقلابي ايجاد كنند. امروزه سازمان هاي بزرگ با ساز و كارهاي خاصي مانند: ايجاد شركتهاي خودمختار تحت پوشش، تيم هاي مخاطره پذير نوآور، كار اشتراكي و يا اشتراك زماني توانسته اند ضمن حفظ امتيازات و محاسن سازمان هاي بزرگ، از مزايا، انعطاف پذيري، سرعت عمل و خلاقيت شركت هاي كوچك نيز بهره مند شوند.

– ساختار نامناسب سازماني: معمولا”سازمان هايي كه سطوح ساختارسازماني آن ها بيشتر از سه الي چهار سطح مي باشد، مجبورند با مقررات و ارتباطات خشك و رسمي و كنترل سخت گير و جزء نگر، بر امور جاري شركت نظارت كنند و يا آن ها را هماهنگ و هدايت نمايند كه براي افراد خلاق مانع بزرگي است.

– انزوا و گوشه گيري مديريت ارشد : فقدان ارتباط مديران ارشد با كاركنان، مشتريان و رقبا و … باعث مي شود تا مديران نتوانند دقيقا”ريسك و منافع پيشنهادهاي نوآوران را ارزيابي كنند.

-افق زماني كوتاه مدت مديران براي سودآوري: اساسا”ارزيابي عملكرد مديران بر مبناي معيارهاي مادي و كوتاه مدت باعث مي شود كه آنها و كاركنانشان طرحهاي خلاق و نو را نيز با همان معيارها، تجزيه و تحليل و بررسي يا انتخاب و رد نمايند كه اين امر صدمه اي جدي به رشد خلاقيت فرد و سازمان مي زند. در واقع ذهن افراد خلاق بدين وسيله محدود و مقيد به زمان و برگشت سود سريع مي گردد و در نتيجه دچار نوعي وسوسه ارزيابي  اقتصادي پيش از موعد مي شوند.

– تخصيص دقيق هزينه ها به رغم عدم پيش بيني دقيق درآمدها: معمولا”سازمان ها هنگام بررسي مالي طرح

هاي پيشنهادي نو، دچار نوعي سخت گيري يك طرفه مي شوند؛ يعني هنگام شناسايي و برآورد هزينه ها، حد  بالا را در نظر مي گيرند، اما هنگام پيش بيني فروش و درآمد، حد پايين را. بدين ترتيب بيشتر طرحها به دليل نداشتن توجيه اقتصادي رد خواهد شد.

– فقدان سيستم پيشنهادهاي موثر: سيستم پيشنهادي كه پيشنهادهاي جديد اما ناقص را نمي پذيرد و تنها ايده هاي كامل و داراي نقشه، نمونه و توضيحات دقيق و منطقي را ثبت و تشويق مي كند، سيستم مناسبي براي رشد و توسعه خلاقيت كاركنان نيست. همچنين، سيستم يشنهادهايي كه فرد پيشنهاد دهنده را مدت زيادي براي بررسي، رأي گيري و اظهار نظر كميته فني و … منتظر مي گذارد و يا سيستم هايي كه مسئولين كميته و اعضاي بررسي كننده آن افرادي غير خلاق و ريسك گريز باشند، نه تنها خلاقيت را تشويق نمي كنند بلكه ناخواسته موجب سركوب استعدادهاي خلاق سازمان نيز مي شوند.

– فقدان لوازم و ابزار لازم: نوآوري هاي مبتني بر تكنولوژي نياز مبرمي به آزمايش و سعي و خطا دارند. بنابراين، اگر سازماني وسايل و تجهيزات لازم براي اينگونه آزمايش ها را فراهم نسازد، در واقع نوعي مانع براي خلاقيت ايجاد نموده است.

-فقدان سيستم تشويق و پاداش : سيستم پاداش و تشويق كاركنان بايد طوري طراحي شود كه در آن خلاقيت و ريسك پذيري معقول افراد تحريك وتشويق شود و متناسب با ويژگي ها، و حيات و گرايش هاي هر يك از كاركنان انتخاب شود؛ بطوري كه كاركنان به سبب شكست ها و اشتباهات مولد نه تنها تنبيه نمي شوند بلكه تشويق نيز مي شوند. به عبارت ديگر كاركناني كه ريسك هاي معقولي انجام داده اما به دليلي شكست خورده و به اشتباه خود پي مي برند، مورد تشويق قرار مي گيرند. اصطلاحا”به اين گونه شكست ها كه مايه سرمشق فرد و ديگران مي شود‹‹ شكست هاي مولد›› مي گويند و برعكس موفقيت هاي غير مولد، ارزش زيادي دارند؛ از اين رو اينگونه برخورد با آن ها باعث مي شود افرادي كه شاهد آن هستند، جرأت پيشنهاد و اجراي كارهاي نو را كه عمدتا”توأم با ريسك است پيدا نمايند و به مرور جو و فضاي خلاقي بر سازمان حاكم شود.

– اعتقاد به اينكه خلاقيت و نوآوري به راحتي به دست مي آيد: معمولا”مديراني كه خود فردي خلاق نيستند و از فرآيند خلاقيت و نوآوري و ظرافت و حساسيت هاي آن باخبر نيستند، فكر مي كنند به راحتي مي توان سازماني خلاق ايجادكرد و افراد خلاق را جذب نمود؛ به همين دليل نمي توانند شرايط و بستر آن را در سازمان،  جاري و ساري نمايند و نيز با ايده ها و خلاقيت كاركنان به همين نحو برخورد مي نمايند و موجبات دلسردي، بي اعتمادي و خروج آن ها را فراهم مي سازند.

– فشار براي اخذ نتيجه سريع: اصولا”رمز خلاقيت در رها سازي قوه خيال و تصور نهفته است؛ يعني افراد خلاق با مهارت خاصي، اجازه مي دهند تصورشان به آسمان صعود كند و در زمان مناسب كه معمولا”از طريق ضمير ناخودآگاه تعيين، كنترل و اداره مي شود، به زمين بيايد تا از آن استفاده كنند، از اين رو تعجيل در اخذ نتيجه و ارائه كار خلاق، يكي از بزرگترين موانع خلاقيت محسوب مي شود. به عبارت ديگر نگراني و عجله، اجازه نمي دهد موضوع به ضمير ناخودآگاه تحويل گردد و يا دائم ذهن آگاه براي فرآيند خلاق ذهن، مزاحمت ايجاد كرده و مي خواهد تصور را به اختيار خود از آسمان به زمين آورد و همين امر باعث مي شود كه فرد خلاق نتواند كار خود را در وقت معين انجام دهد. ( احمدي، درويش،1387، 57- 54  )

دانلود پایان نامه