هوش هيجاني بار– آن//پایان نامه درباره هوش هيجاني و اعتماد

دانلود پایان نامه

مدل هوش هيجاني بار آن (مدل چند عاملی)

«بار- آن» (1997) مدلی چند عاملی برای هوش هيجاني تدوین کرده است. او هوش هيجاني را نظامی از مهارت‌ها و کارآیی‌های شخصی دانست که بر توانایی او برای موفقیت در مقابله با بحران و رویارویی‌های محیطی تاثیر می‌گذارد. تاکید او بر عوامل غیرشناختی نوعی از مفهوم سنتی هوش است که کمیت عوامل شناختی را منعکس می‌سازد. از دیدگاه «بار-اون» هوش هيجاني دارای ابعاد عاملی گوناگون است. وی 15 بعد هوش هيجاني را عنوان کرد که می‌توان با استفاده از 5 خرده مقیاس پرسش‌نامه بهره هيجاني آن را سنجید. هوش هيجاني، مهارت‌های هيجاني و اجتماعی در طی زمان رشد و تغییر می‌کنند و می‌توان از طریق آموزش و برنامه‌های اصلاحی و درمانی آن را ارتقاء داد. بسیاری از عامل‌های هوش هيجاني بار- آن ارتباط نزدیکی با ویژگی‌های شخصیت دارند. گلمن و بار – آن هر دو هوش هيجاني را به عنوان نوعی ویژگی شخصیتی بر شمرده‌اند (حاجيلو، 1387).

 

بین فردی

ü      همدلی

ü      مسئولیت پذیری اجتماعی

ü      روابط بین فردی

 

درون فردي

ü      خودآگاهی عاطفی

ü      قاطعیت

ü      استقلال

ü      احترام به خود

ü      خودشکوفایی

توان سازگاری[1]

ü      مسئله گشایی

ü      واقعیت سنجی

ü      انعطاف پذیری

مدیریت استرس[2]

ü      تحمل استرس

ü      کنترل تکانه

ü

خلق کلی[3] (خلق و خوی عمومی)

شادی                           خوش بینی

عملکرد موثر

 

شکل 2-2) مدل هوش هيجاني بار- آن (حاجيلو، 1387)

 

2-1-8-3) مدل توانایی هوش هيجاني

اگرچه بعضی اوقات در کاربردهای عملی لازم است که هوش هيجاني به عنوان یک سازه واحد محسوب گردد، ولی  پیشنهاد می‌شود که هوش هيجاني به چهار شاخه تقسیم شود (طهرانی، 1386):

P شاخه اول – احساس و بیان هیجان:

اولین شاخه یعنی احساس و بیان هیجان شامل بازشناسی و اداره نمودن اطلاعات کلامی و غیر کلامی از سیستم هیجان است. هوش هيجاني بدون قابلیت‌هایي که در این شاخه وجود دارند غیر ممکن است. اگرهربار که احساسات ناخوشایند به وجود می‌آیند، مردم به آن‌ها توجه نکنند، در مورد احساسات، معلومات بسیار کمی بدست می‌آورند. احساس هيجاني و عاطفی شامل ثبت، توجه و معنی‌سازی پیام‌های عاطفی است.

P شاخه دوم– تسهیل تفکر به وسیله عاطفه و هیجان:

این شاخه در مورد سهولت در فعالیت‌های شناختی است. عواطف، ترکیبی از سازمان‌های مختلف روانی، فیزیولوژی، تجربه شناختی و انگیزشی هستند. .عواطف از دو طریق وارد سیستم شناختی می‌شوند:

  • به عنوان احساسات شناخته شده، مانند کسی که فکر می‌کند (حالا من کمی غمگین هستم)؛
  • به عنوان شناخت‌های تغییر یافته، مانند وقتی یک شخص غمگین فکر می‌کند (من خوب نیستم).

تسهیل تفکر به وسیله عواطف بر این امر متمرکز است که چگونه هیجان‌ها بر روی سیستم شناختی اثر می‌گذارد و به این ترتیب چگونه می‌توانند برای حل مسائل به گونه‌ای موثر، استدلال، تصمیم‌گیری و کارهای خلاق به کار روند؛

P شاخه سوم– فهم یا ادراک عاطفی و هیجانی:

کسی که بتواند عواطف و هیجان‌ها را درک کند، معنی آن را بفهمد و بداند که آن‌ها چگونه با یکدیگر ترکیب می‌شوند و در طی زمان پیشرفته می‌گردند از نعمت ظرفیت درک جنبه‌های مهم طبیعت انسان و روابط بین اشخاص برخوردار است. هوش هيجاني با دانش زیربنایی سیستم هيجاني و عاطفي ارتباط دارد. توانایی اصلی در این سطح مربوط به توانایی نام‌گذاری عاطفه و هیجان با کلمات و بازشناسی روابط، میان نمونه‌های حالات عاطفی است. افرادی که از هوش هيجاني خوبی برخوردارند، داراي توانایی تشخیص اصلاحاتی است که برای توصیف عواطف در مجموعه‌ای از کلمات آشنا و گروهی از عبارت عاطفی را که در طبقه‌ای از کلمات نامشخص ترتیب یافته‌اند.

P شاخه چهارم– اداره یا تنظیم عواطف:

چهارمین مولفه هوش هيجاني یعنی تنظیم عاطفه و هیجان نیز تحت تاثیر هوش هيجاني است. با وجود این، افراد باید توانایی‌های مربوط به این حیطه را، به منظور استفاده از دانش آن در عمل پرورش دهند. افرادی که توانایی تنظیم هیجان‌ها  و عواطف را ندارند، به احتمال بیش‌تری عاطفه منفی را تجربه می‌کنند و در حالات روحی ضعیف باقی می‌مانند.

 

  1. Adaptability
  2. Stress Management
  3. General Mood
دانلود پایان نامه