پوشش ریسک:”پایان نامه درباره مدیریت ریسک مالی”

  • پوشش ریسک[1]

اکثر شرکت هایی که در رابطه با ساخت و تولید ، خرده فروشی ، عمده فروشی و ارائه خدمات فعالیت   می کنند ، در زمینه پیش بینی متغیرهایی همچون نرخ بهره ، نرخ برابری ارز و قیمت کالا از تخصص و مهارت کافی برخوردار نیستند . بنابراین منطقی است که اقدام به پوشش ریسک ناشی از متغیرهای مذکور و سایر متغیرها نموده و از این طریق بر فعالیت اصلی خود که در آن تخصص و خبرگی دارند ، تمرکز نمایند. در واقع شرکت ها بااستفاده از عملیات پوشش ریسک می توانند خود را در برابر رویدادهای غیرمترقبه ناخوشایندی همانند افزایش ناگهانی قیمت ها بیمه نمایند . در حالت ایده آل ، راهبردهای پوشش ریسک توسط هیأت مدیره شرکت ها اتخاذ می گردد و به طور آشکار به مدیریت و سهامداران تفهیم می گردد . سهامداران در صورت تمایل می توانند ، خود عملیات پوشش ریسک را انجام داده و ضرورتی ندارد که حتما شرکت این کار را برای سهامداران انجام دهد ؛ البته این در صورتی صدق می نماید که سهامداران اطلاعات بیشتری نسبت به مدیریت شرکت در مورد ریسک هایی که شرکت با آن ها مواجه است ، داشته باشند که در عمل به این صورت نمی باشد . تنهاکاری که سهامداران در مقایسه با شرکت بهتر می توانند انجام دهند ، تنوع بخشیدن به ریسک است ؛ یعنی یک سهامدار با استفاده از یک پرتفوی متنوع و متناسب می تواند ، بسیاری از ریسک ها را که شرکت با آن ها مواجه است ، از بین ببرد .

انجام پوشش ریسک ، راهی برای کاهش ریسک است ؛ پس نظر به مفهوم کاهش ریسک ، راهبرد پوشش ریسک اصولا باید توسط فعالان بازار مورد استقبال قرار گیرد اما پاره ای از دلایل نظری و عملی وجود دارد که شرکت ها از راهبرد فوق استفاده نمی کنند . در سطح نظری می توان گفت ، سهامدارانی که پرتفوی متناسبی از اوراق بهادار که دارای تنوع مطلوب است ، نگهداری می کنند ، بسیاری از ریسک هایی را که یک شرکت با آن ها مواجه است را از بین می برند ؛ لذا نیازی ندارند که شرکت این ریسک را پوشش دهد. در سطح عملی می توان گفت ، اگر شرکت های فعال در یک صنعت خاص از راهبرد پوشش ریسک استفاده نکنند ، اگر شرکتی در آن صنعت بخواهد به تنهایی از این راهبرد استفاده نماید ، ممکن است به جای کاهش ریسک ، با افزایش ریسک مواجه گردد (Hull, 2002, pp 153-181) .

 

 

 

 

 

 

  • انعطاف پذیری سرمایه[2]

یکی از مهم ترین مسائلی که تصمیم های مدیران را برای استقراض و افزایش بدهی در ساختار سرمایه تحت تأثیر قرار می دهد ، انعطاف پذیری سرمایه (مالی) است . انعطاف پذیری سرمایه عبارت است از توان شرکت ها برای تأمین منابع مالی جهت عکس العمل مناسب در برابر رویدادها و موارد پیش بینی نشده برای حداکثر کردن ارزش شرکت . شرکت هایی که انعطاف پذیری مالی دارند می توانند در برابر فشارهای مالی مقاومت نمایند و زمانی که فرصت های سودآور به وجود آمد ، وجوه لازم را در جهت سرمایه گذاری با حداقل هزینه فراهم نمایند . برخی از شرکت ها سعی دارند تا با سیاست های مربوط به نگهداری وجوه نقد ، انعطاف پذیری سرمایه خود را حفظ نمایند و برخی دیگر با خط مشی محافظه کارانه ی بدهی مبتنی بر داشتن ظرفیت مازاد بدهی[3] این سیاست را در پیش می گیرند (رحمانی و همکاران،1391،ص59) . شرکت هایی با انعطاف پذیری ضعیف در سرمایه گرایش به استفاده از مشتقات مالی برای بهبود انعطاف پذیری خود داشته تا هزینه های درماندگی مالی خود را کاهش دهند اما شرکت هایی با انعطاف پذیری بهتر ، بیشتر تمرکز خود را بر روی مدیریت مشکلات هماهنگی شرکت و دریافت اثری بهتر از اجرای مدیریت ریسک مالی ، دارند (Wang et al,2009,p.9) . به منظور انعکاس انعطاف پذیری سرمایه در استفاده از مشتقات مالی در شرکت ها می توان از نسبت آنی استفاده نمود .

1 Hedge

1 Capital Flexibility

2 Spare Debt Capacity