تبلیغات
علمیران - اهمیت اخلاق

اهمیت اخلاق

نقش اخلاق در عملكردها و رفتارها، در تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب و در برخوردها و ارتباطات مهم و تعیین‌كننده است. از این روست كه امروزه بحث اخلاقیات یكی از مباحث عمده رشته مدیریت گردیده است(الوانی، 1381). نهادینه‌سازی اخلاقیات در سطح سازمان راهی است جهت ارتقای كمیت و كیفیت محصولات، تولید، امنیت و ایمنی كاركنان و جامعه، مبارزه با فساد مالی و اخلاقی كاركنان، توجه به شأن و منزلت كاركنان، رعایت منصفانه قوانین و مقررات، ایجاد پویایی در سطح سازمان، جذب و انتصاب افراد به دور از تبعیض. به طور كلی نهادینه‌سازی اخلاق در سازمان راهی است برای افزایش كیفیت زندگی كاری و نیز كیفیت جامعه‌ای كه سازمان در آن فعالیت می‌كند (گیوریان، 1379). اخلاق و اصول اخلاقی در سطوح فردی و سازمانی توجه‌ی پژوهش‌گران مختلف را در چهار دهه‌ی گذشته به خود جلب كرده است به طوری كه از آن به عنوان یك چالش اساسی فراروی سازمان‌های مختلف در سطح جهان یاد می‌شود[1].

2-4-4) اخلاق از نظر اسلام

براساس رویكرد مكتب الهام‌بخش اسلام، علم اخلاق، پاك ساختن نفس از صفات رذیله و آراستن آن به ملكات جمیله است، كه از آن به تهذیب اخلاق تعبیر می‌شود (نقشینه، 1388). اخلاقیات به عنوان مجموعه‌ای از اصول اغلب به‌عنوان منشوری‌كه برای راهنمایی و هدایت استفاده می‌شود، تعریف شده است. این مجموعه اصول، چهارچوبی برای اقدام ارائه می‌كند. رعایت اخلاقیات و پایبندی به ارزش‌های اخلاقی به صورت یكی از مهم‌ترین پدیده‌هایی درآمده كه در سازمان‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد و به عنوان بخشی از سیاست‌های رسمی و فرهنگ غیررسمی سازمان‌ها درآمده است (وهابی، 1385).

از سوی دیگر نیز رفتارهای غیراخلاقی شامل تمام اقداماتی است كه به برخورد غیرمنصفانه با دیگران منجر می‌شود، خواه این رفتارها قانونی یا غیرقانونی باشند ،[2] سطح اخلاقی سازمان به قرار گرفتن ارزش‌های محوری هم چون، امانت‌داری، دوری از تبعیض، صداقت، اعتماد متقابل، عدالت، رعایت حقوق ذی‌نفعان سازمان و لحاظ كردن منفعت ذی‌نفعان درون خط مشی‌ها، برنامه‌ها، اقدامات و تصمیمات گفته می‌شود (گیوریان، 1384).

2-4-5) ابعاداخلاق

اخلاق سازمانی شامل ابعاد مختلفی است: كاربرد ارزش‌ها و اصول اخلاقی، فرآیند منطقی مطرح در اتخاذ تصمیمات اخلاقی و رفتارهایی كه منتج از فرآیندهای سازمانی است[3].

2-4-6) رابطه استانداردهای اخلاقی و الزامات قانونی

اخلاق امری است كه با رفتارهای ناشی از قانون متفاوت است. رفتار قانونی ریشه در مجموعه‌ای از اصول و مقرراتی دارد كه نوع عمل افراد را مشخص می‌كند، عموماً مورد قبول جامعه هستند؛ لازم‌الاجرا و در دادگاه‌ها اعمال می‌گردند. رابطه‌ی بین استانداردهای اخلاقی و الزامات قانونی در شكل نشان داده شده است. 


 

 

 

 

 

 

 


شکل 2-4)رابطه‌ی بین مقررات قانونی و استانداردهای اخلاقی (دفت، 1388)

 

اصول اخلاقی بیش‌تر مربوط به رفتارهایی می‌شوند كه تحت‌پوشش مقررات قانونی قرار نمی‌گیرند. مقررات قانونی بر رفتارهایی اعمال می‌شوند كه الزاماً تحت‌پوشش اصول اخلاقی قرار نمی‌گیرند. قوانین قانونی بازتابی از قضاوت‌های معنوی و اخلاقی است ولی تمام نكات اخلاقی در آن گنجانده نشده است. برای مثال، در آن، مسأله‌ی رعایت اخلاق، در مورد نجات كسی كه در حال غرق شدن است، پیش‌بینی شده است ولی رانندگی در طرف راست خیابان هیچ پایه و اساس اخلاقی ندارد. اما در زمینه‌هایی چون دزدی و قتل قوانین كشوری و اصول اخلاقی وجود مشترك دارند. بسیاری از افراد بر این باورند كه اگر كسی قانونی را نقض نكند، در آن صورت اصول اخلاقی را رعایت كرده است، ولی دامنه‌ی اصول اخلاقی بدان‌جا كشیده نمی‌شود كه جنبه‌ی قانونی به خود بگیرد. بسیاری از رفتارها جنبه‌ی قانونی پیدا نكرده‌اند و مدیران در زمینه‌ی پیدایش هنجارها و ارزش‌ها باید حساسیت بیش‌تری از خود نشان دهند. اصول اخلاقی در مدیریت همان اصولی است كه به هنگام تصمیم‌گیری و رفتار (در رابطه با درست بودن یا نادرست بودن آنها)، از نظر اخلاقی مدیران را هدایت و راهنمایی می‌كند (دفت، 1388).

2-4-7) روش‌های التزام به رفتارهای اخلاقی در سازمان‌ها

سازمان‌ها در اندازه‌ها و و بخش‌های مختلف (خصوصی یا دولتی) التزام به تعهد اخلاقی در اقدامات خود را تشخیص داده‌اند و این امر از طریق سیاست‌های زیر صورت می‌گیرد (گیوریان، 1384):

ـ یكپارچه‌سازی (درونی‌سازی) معیارهای اخلاقی در سازمان‌ها؛

ـ توسعه منشورهای (ضوابط یا كدهای اخلاقی در سازمان‌ها؛

ـ ایجاد روش‌های نوآورانه آموزشی برای اعتلای اصول اخلاقی؛

ـ استقرار واحدهای پشتیبانی اخلاقی در سازمان؛

ـ انجام ارزیابی‌ها و حسابرسی‌های عملكرد اخلاقی و اهدای پاداش به رفتارها یا اخلاقی و تعیین عقوبت برای رفتارهای غیراخلاقی؛

ـ ایجاد كمیته‌های اخلاقی و تغییر و اصلاح ساختارهای داخلی برای پیوند معیارهای اخلاقی با سطوح دیگر سازمان.

همه‌ی این اقدامات زمانی در تصمیمات سازمانی می‌تواند ثمربخش باشد كه سطوح اخلاقی در عرصه‌ی سازمانی مورد توجه قرار گیرد.

2-4-8) نظریه‌های اخلاق

ابتدا به اختصار نظریه‌های اخلاق تشریح می‌شود. این نظریه‌ها عبارتند از: قانون جاویدان، تئوری سودمندگرا، تئوری جهان شمول، عدالت توزیعی و آزادی فردی. هر كدام از این نظریه‌ها در ادامه به تفكیك شرح داده می‌شود (هس‌مر، 1382).

قانون جاویدان: بیش‌تر رهبران كلیسا و بعضی از فلاسفه نظیر توماس آكوئیناس[4] و توماس جفرسون[5] معتقدند كه یك قانون ابدی وجود دارد، قانونی مخلوق خداوند، مشهود در طبیعت، بیان و آشكار شده در كتاب مقدس، و در اختیار زنان و مردانی كه فرصت مطالعه و بررسی قانون طبیعت یا كتاب مقدس را خواهند داشت. رهبران مذهبی مایلند بیش‌تر بر منابع مشهود حقیقت تأكید كنند تا بر ماهیت دلیل[6]، آنها هم چنین معتقدند كه وضعیت این قانون لایتغیر است و حقوق و وظایف مشهود هستند: اگر ما را دوست دارند، ما نیز باید دیگران را دوست داشته باشیم. این مبادله‌ی مقابل در قوانین مسیحیت و تحت‌عنوان قانون طلایی خلاصه می‌شود: با دیگران آن گونه رفتار كن كه دوست داری دیگران با تو رفتار كنند.

تئوری سودمندگرایی؛ تئوری فرجام‌گرایی: نگرش فرجام‌گرایی[7] به اخلاق مدیریت، بر نتایج و غایت اعمال افراد تأكید كامل دارد، نه بر نیت آنان. تعدادی از بانفوذترین فلاسفه در جهان غرب اظهار داشته‌اند كه ارزش اخلاقی رفتار شخصی را می‌توان به وسیله‌ی نتایج آن رفتار تعیین كرد. به عبارت دیگر، یك عمل یا یك تصمیم درست است، اگر منجر به منافعی برای مردم گردد و یك عمل یا یك تصمیمی نادرست است، اگر منجر به ضرر یا آسیب گردد؛ هدف مشخصاً خلق بزرگ‌ترین میزان منافع برای بیش‌ترین مردم با كم‌ترین میزان ضررها یا آسیب‌ها است. این سیستم اخلاقی فرجام‌گرایی، كه بر نتایج و نه نیات فردی متمركز است،در اصطلاح‌سودمندگرایی نامیده می‌شود، فلسفه‌ای كه بنیان‌گذار آن جرمی‌بنتم[8] (1748-1832) متفكر بریتانیایی است. در فرضیه‌ی سودمندگرا، این واژه به درك ما از منافع و هزینه‌های خالص همراه یك عمل خاص باز می‌گردد.

وظیفه‌گرایی؛ تئوری آغازگرایی[9]: نگرش آغازگرایی به مدیریت، مقابل فرضیه‌ی فرجام‌گرایی است. تئوری وظیفه‌گرایی به وظایف و تعهدات فرد معطوف می‌شود. براساس این نظریه، ارزش اخلاقی هر عمل، بستگی به نتیجه‌ی آن ندارد زیرا نتیجه‌ی آن در زمان اخذ تصمیم مشخص و معلوم نیست ولی ارزش آن عمل به نیت شخص تصمیمی گیرنده بستگی دارد. اگر من بهترین را برای دیگران خواستار شوم اعمالم قابل ستایش است حتی اگر من كارآیی لازم را نداشته باشم.

عدالت توزیعی: هیچ یك از دو نظریه‌ی كلاسیک سودمندگرایی یا وظیفه گرایی را نمی‌توان تحت هر شرایطی مورد استفاده قرار داد، در نتیجه دو سیستم اخلاقی طراحی شده اند كه بیش‌تر مبتنی بر ارزش‌ها هستند. نظریه‌ی عدالت توزیعی از سوی جان راولز[10] پیشنهاد شده و به روشنی براساس برتری یك ارزش واحد به نام عدالت بنا شده است. ظاهراً عدالت، نخستین برتری مؤسسات اجتماعی است، همان‌طور كه صداقت نخستین برتری سیستم‌های فكری است. براساس عقاید راولز، من از این كه شما مزایای اقتصادی-اجتماعی بیش‌تری نسبت به من دارید ناراحت نیستم. اما با این حالت كه من تلاش می‌كنم و شما بین تر از مزایا برخوردار شوید مخالف هستم. در این نظریه یك عمل را در صورتی كه منجر به افزایش همكاری بین اعضای جامعه شود، می‌توان درست و عادلانه و نامناسب (و بنابراین غیراخلاقی) نامید. در این دیدگاه، همكاری احتماعی، اساس منافع اجتماعی و اقتصادی را فراهم می‌آورد و تلاش فردی كم‌اهمیت و در مواردی نادیده گرفته می‌شود.

آزادی فردی: نظریه‌ی آزادی فردی یك سیستم اخلاقی است كه توسط رابرت نوزیك[11] پیشنهاد شده است. كه او نیز یكی از اعضای دانشگاه هاروارد است. این سیستم نیز براساس تقدم یك ارزش واحد (و نه یك اصل واحد) طراحی شده است، با این تفاوت كه آن ارزش آزادی فردی است نه عدالت. تصور می‌شود كه آزادی، نخستین نیاز جامعه است. آزادی فردی را می‌توان لزوماً از یك سیستم بازار دارایی‌ها به یك سیستم اخلاقی ویژه‌ای ارزیابی رفتارها گسترش داد، زیرا باید به افراد اجازه داده شود كه از میان یك سری اعمال كه به رفاه خود آن‌ها منتهی می‌شود، انتخاب‌هایی آگاهانه انجام دهند و این انتخاب‌ها تا زمانی كه فرصت‌هایی یكسان برای انتخاب‌هایی آگاهانه برای دیگران فراهم می‌آورد «عادلانه» یا «درست» یا «مناسب» هستند. (هس مر، 1382).



1-Cardy and selvarajan, 2006

2-Wells and Spinks, 1996

[3] - Fisher and Bonn, 2007

[4] - Thomas Aquinas

[5] - Thomas Jefderson

[6] - Reasoned nature

[7] - Teleological theory

[8] - Jeremy Bentham

[9] - Deontological theory

[10] - John Rawls

[11] - Robert Nozick

دنبالک ها: [cb:post_related_link_name]،