اخلاق در اسلام:/پایان نامه درباره اخلاق کار و تعهد سازمانی

اصل مهرورزي:

حضرت علي (ع) چنان بر مهرورزي تأکيد و اهتمام داشته اند که آن را حقي از جانب مردمان بر گردن کارگزاران معرفي نموده و فرموده است: «.. هر چه مرتبه کارگزاران بالاتر رود بايد ميزان مهرورزي آنان به مردمان بيشتر شود».

انجام دادن كارها و خدمتگزاري از روی مهرورزي والاترين هنر در اخلاق است. چنانچه اگر انجام دادن امور با مهرورزي توأم شود، صورتي زيبا و كاملاً انساني مي‌يابد و موجب پيوند جان‌ها و الفت قلب‌ها مي‌شود و در رفتار و مناسبات اداري، انقلابي معنوي به وجود مي‌آورد. اميرمؤمنان علي (علیه‌السّلام) در حكمتي والا فرموده است:

«قلوب الرجال وحشيه، فمن تألفها أقبلت عليه». دل‌هاي آدميان رمنده است، پس هر كه با آن الفت برقرار سازد، روي بدو نهد.

نيروي محبت از نظر اجتماعي، نيروي عظيم و مؤثري است و بهترين اجتماع آن اجتماعي است كه با نيروي محبت اداره شود. محبت زعيم و زمامدار به مردم و نیز محبت و ارادت مردم به زعيم و زمامدار عامل بزرگي براي ثبات و ادامه حيات حكومت است. تا محبت نباشد، رهبر نمي‌تواند و يا بسيار دشوار است كه اجتماعي را رهبري كند و مردم را افرادي منضبط و قانوني تربيت كند ولو اينكه عدالت و مساوات را در آن اجتماع برقرار كند. مردم آنگاه پیرو قانون خواهند بود كه از زمامدارشان علاقه ببينند و آن علاقه‌هاست كه مردم را به پيروي و اطاعت مي‌كشاند (صالحی، 1390، ص 54).

7) اصل خوش رفتاري:

خوش رفتاري يک صفت دروني است، خوش رفتاري هاي ساختگي و تصنعي در دل نمي نشيند. گشاده رويي، فروتني و نرم خويي راه نفوذ در دل ها و پيوند قلب ها است. حضرت علي (ع) در حکمتي والا فرموده است: «گشاده رويي دام دوست است» (صالحی، 1390، ص 55).

8) اصل بردباري:

صبر و بردباري از صفات بارز هر انسان موفق است. در برابر حاجت هاي مردمان شکيبايي ورزيد اين سخن مولا يکي از دستورالعمل هاي حکومتي و اداري ايشان است.

هركس كه در هر مرتبه‌اي از مراتب نظام اداري قرار مي‌گيرد بايد با بردباري تمام امور را پيش ببرد و در برابر خواست مردم و احتياجات آنان كم‌حوصلگي نداشته باشد و با تحمل فراوان خدمتگزارباشد. امام علي (علیه السّلام) در دستورالعمل‌هاي حكومتي و اداري خود، كارگزاران و كاركنان را به چنين بردباري‌اي فرا‌خوانده است:

«واصبروا لحوائجهم» در برآوردن حاجت‌هاي مردم شكيبايي ورزيد.

بنابراين يك نظام اداري ارزشمند، نظامي است كه بر اعمال و رفتار كارگزاران و كاركنانش بردباري حاكم باشد (صالحی، 1390، ص 55).

9) اصل دادورزي:

رعايت عدل و انصاف در قضاوت ها و پاداش ها و تقسيم مسئوليت ها، روحيه کارکنان را بالا مي برد. وجود بي عدالتي زمينه ساز فساد را در سازمان ها فراهم مي کند. ظهور بي انصافي و بي عدالتي در سازمان ها زمينه ساز پارتي بازي، رشوه خواري، بدگويي و به طور کلي عدم اعتماد مي شود. رعايت انصاف و عدالت در سازمان ها باعث فعاليت مثبت و در نتيجه توسعه و پيشرفت سازمان مي گردد(صالحی، 1390، ص 56).

رعايت عدل و انصاف در روابط و مناسبات اداري و در خدمتگزاري مردم اصلي است كه بدون آن، نظام اداري از صورت انساني خارج می‌شود و هر فساد و تباهي گريبانگير آن مي‌شود. حاكميت عدالت در نظام اداري و پاس داشتن داد و حفظ حقوق ديگران همانند حقوق خود و در مقام داوري حقوق طرفين را يكسان و برابر رعايت كردن و براي ديگران حقوقي برابر خود قائل شدن مهمترين قاعده‌اي است كه حافظ سلامت و قوت نظام اداري و مايه پيوند دل‌هاست. اگر همين قاعده در نظام اداري رعايت شود، رابطه كارگزاران و كاركنان با مردم درست سامان مي‌يابد و عدل و احسان جلوه پيدا مي‌كند.

10) اصل پرهيز از خودکامگي:

خود رأيي، خودسري، خودمداري، سلطه گري و خود خواهي تباه کننده فرد و سازمان است. خودکامگي ناشي از نگاه خودخواهانه در مديريت، کسب امتياز بدون زحمت و ديگران را حقير شمردن است. فرد خودکامه به طور کاذب براي خود حق قائل است و براي به دست آوردن حوائج خود را به راه هاي ناصواب متوسل مي شود. خودکامگي نه تنها يک صفت مذموم به شمار مي رود، بلکه روش هاي مبتني بر خود رأيي و تصميمات خودسرانه، احساس تعلق به سازمان را به شدت کاهش داده و کارآيي کارکنان و اثربخشي سازمان ها را متزلزل مي کند. ضمن اينکه زمينه ابتکار و نوآوري خلاقيت کارکنان را تباه مي کند و بدين ترتيب مانع شکوفايي استعداد ها مي شود (دلشاد تهراني، 1385،ص 48).