ارزیابی توسعه پایدار روستایی با رویکرد سیستمی- قسمت ۱۰

اجزای سیستم:
اجزای سیستم یا همان عناصر سیستم، عواملی هستند که موجودیت سیستم را شکل میدهند و دررسیدن به هدفهای سیستم آنها را یاری میدهند.
این اجزا عبارت‌اند از:
ورودی سیستم
واحد پردازش
خروجی سیستم
کنترل و بازخورد
محیط سیستم
مرز سیستم
محیط سیستم
مرز سیستم
.شکل ۲-۶: اجزای سیستم
انواع سیستم:
در یک طبقه‌بندی کلی و معروف سیستمها به دو گروه سیستمهای باز و بسته تقسیم میشوند.
سیستم بسته[۱۸]:
سیستم بسته، سیستم ساده‌ای است که با محیط خود ارتباطی برقرار نمی‌کند. سیستم‌های بسته در برخورد با محیط، سازمان خود را از دست می‌دهند یا جهت فعالیتشان تغییر می‌کند. حدومرز نسبتاً نفوذناپذیری با محیط خود دارد یا فقط عناصر بسیار محدودی را می‌تواند از محیط جذب کند. سیستم بسته سیستمی که با محیط خود به تعادل ثابت رسیده است ،این سیستم که با استفاده از فیزیک کلاسیک طرح‌شده است، به‌صورت تئوریک و در حالت مطلق خود منحصر به دنیای بسته هسته‌ی اتمها است که با محیط خارج خود رابطه‌ای ندارند و در صورت ارتباط متلاشی و منفجر می‌گردند.
برای مثال چنانچه یک اتم را که سیستمی بسته است بشکنیم و با محیطش ارتباط دهیم از صورت اولیه‌اش خارج‌شده و نظم سیستمی آن دچار اختلال می‌شود. لازم به ذکر است که به‌سختی می‌توان سیستم کاملاً بسته را در ذهن متصور ساخت و سیستم بسته اصطلاحی نظری و مجرد است، زیرا سیستم‌ها درهرحال به نحوی با محیط خود مرتبط هستند.
سیستم باز[۱۹]:
سیستم باز، سیستمی است که با محیط خود مرتبط است. با محیط خود ماده ، انرژی یا اطلاعات مبادله می‌کند یعنی با محیط خود کنش و واکنش متقابل دارد. مدرسه یک سیستم باز است. با این تعریف می‌توان گفت به‌غیراز اتم، کلیه سیستم‌هایی که ما می‌شناسیم به‌نوعی سیستم باز هستند. اما باز بودن و بسته بودن سیستم را می‌توان دو سر یک طیف دانست. یعنی بعضی از سیستم‌ها را می‌توان نسبتاً بسته و برخی را نسبتاً باز به‌حساب آورد. درواقع سیستم باز سیستمی است که با محیط خود به یک تعادل پویا (دینامیک) رسیده باشد. بدین ترتیب که از تغییرات محیط متأثر شده و خود نیز روی محیط اثر می‌گذارد و تعادل آن پیوسته در حال تغییر است و از یک تعادل به تعادل جدیدی میرسد. در سیستم‌های باز به دلیل ارتباط دائم با محیط خود تمایل به نظم وجود دارد و سیستم در حال رشد است که علت آن جذب آنتروپی منفی از محیط از طریق تبادل ماده، انرژی و اطلاعات می‌باشد. در سیستم‌هاى باز که با محیط‌هاى پیرامون در ارتباط هستند بازخورد سیستم در حقیقت عکس‌العمل سیستم‌هاى دیگر در برابر برونداد سیستم و کل سیستم به‌حساب مى‌آید و به‌صورت مکانیزم کنترل عملکرد سیستم عمل مى‌نماید. بازخورد سیستم‌هاى باز، عمل تعادل و تداوم سیستم است. در سیستم‌هاى پیچیده زیستى و اجتماعی، مکانیزم بازخورد و سیستم کنترل نیز از پیچیدگى و گستردگى خاصى برخوردار هستند.
در سیستم‌هاى باز (مادی) مبادلات با پیرامون به‌صورت تبادل ماده و انرژى صورت مى‌گیرد، اما در سیستم‌هاى باز پیچیده‌تر (مثل ارگانیسم‌هاى زنده و جوامع انسانی) علاوه بر مبادلات (ماده و انرژی) با محیط پیرامون، تبادل ‘اطلاعات’ نیز با سیستم‌هاى اطراف انجام مى‌پذیرد. عامل اطلاعات در سیستم‌هاى باز (نظیر سازمان‌هاى اجتماعی)، وحدت و کنترل عملکرد که درنتیجه خصلت هدفمندى به سیستم مى‌دهد را پدید مى‌آورد. در این‌گونه سیستم‌ها با استفاده از مکانیزم کنترل (که بر پایه اطلاعات شکل مى‌گیرد) و در رابطه با شرایط محیطی، رفتارى منطقى و اصولى از سیستم سر مى‌زند.
مشخصات عمومی سیستم‌های باز:
واردکردن انرژی
۲- عملیات
۳- بازداده‌ها
۴- سیستم به‌عنوان چرخش رویدادها
۵- آنتروپی منفی
۶- داده اطلاعاتی،بازخور منفی و فرایند کدگذاری
۷- حالت پایدار و تعادل درونی پویا
۸- تفکیک وظایف یا تخصص گرایی
۹- یکپارچگی و هماهنگی
۱۰- هم پایانی
مزیتهای رویکرد سیستمی:
سهولت مدل‌سازی و شبیهسازی:
مدل ابزاری مناسب برای مطالعه پدیدههای پیچیده جهان است. مدل، جانشین مناسبی برای سیستمهای پدیدههای جهان واقعیات و نظامهای کوچک و بزرگ آن است(حمیدی زاده، ۱۳۷۹: ۲). رویکرد سیستمی با دید کلی و همه‌جانبه‌ی خود این امکان را فراهم میآورد که سیستمهای پیچیده را با دقت بالا و به‌راحتی شبیهسازی کرد و از طریق آن میتوان به مشاهده دقیق رفتار مؤلفه‌های تشکیلدهنده و علل پدیدها پرداخت و اطلاعات موردنیاز را به‌سرعت تحت شرایطی به دست آورد که حتی در دنیای واقعیات قابل‌مشاهده نیستند. درواقع مدلسازی با رویکرد سیستمی روشی مناسب برای تبیین پیشامدهای گذشته و حال است و میتواند به پیشبینی و احتمالاً کنترل پیشامدهای آتی بپردازد(حمیدی زاده، ۱۳۷۹: ۳۳). با نگرش سیستمی به روستاها و توسعه پایدار این سکونتگاه‌ها، مدل‌سازی سیستمها و زیرسیستمهای حاکم بر آن‌ها به‌آسانی انجام‌پذیر است. ازآنجاکه توسعه پایدار روستایی به‌عنوان یک سیستم پویا و در حال تحول تعریف میشود مدل انتخاب‌شده برای شبیهسازی باید بتواند پویایی سیستم را در طول زمان نشان دهد.
سهولت مدیریت و برنامه‌ریزی:
مطابق دیدگاه سیستمی، کشور یک سیستم است و این سیستم نیازمند مدیریت است و شرط اصلی مدیریت این سیستم، آن است که مدیران، با گذر از جزیی‌نگری، اجزا را در ارتباط متقابل با یکدیگر ببینند و سعی در هدایت رهبری آن با دیدی جامع بکند (dubrin, 1989: 7 به نقل از اسدی. ۱۳۷۹).
رویکرد سیستمی‌ایجاب می‌کند که برنامه ریزی روستایی و مدیریت روستایی با تکیه بر عناصر و روابط ساختاری روستایی(درونی و بیرونی) مطالعات خود را سازمان دهد. از دیدگاه نگرش سیستمی، برنامه ریزی برای یک روستا نمی‌تواند بطور مجرد و جدا از روابط آن با نواحی و شهرهای همجوار انجام پذیرد. بنابراین برنامه‌ریزی روستایی مستلزم ایجاد یک نظام یکپارچه از سطوح مختلف برنامه‌ریزی است که نحوه پیوستگی و هماهنگی متقابل میان سیستم‌های فرادست و فرودست را نشان می‌دهد و راههای ایجاد تعادل و توازن میان آنها را معلوم می‌کند. بر پایه این نگرش است که فرایند چرخه‌ای و ارتباط دو سویه میان نهادهای برنامه‌ریزی مرکزی و نهادهای برنامه‌ریزی و مدیریت محلی، به عنوان یک اصل پایه‌ای، پذیرش عام پیدا کرده است )مهدیزاده و دیگران، ۱۳۸۵: ۲۵۹.(فرایند برنامهریزی را میتوان در هفت مرحله به‌صورت زیر خلاصه کرد: ۱- تعیین هدف‌ها ۲- شناسایی راه‌کارها برای دستیابی به هدفها ۳-ارزیابی راهکارها از جنبه کارایی، منابع و هزینههای دستیابی به هدفها ۴- انتخاب راه مناسب ۵- اجرایی برنامه بر اساس راهحل منتخب ۶- نظارت بر اجرای برنامه و گردآوری اطلاعات درباره نحوه اجرا و بازخورد آن برای کنترل عملیات برنامه ۷- ارزیابی نهایی برنامه و گردآوری اطلاعات برنامهای و بازخورد آن برای برنامهریزیهای آتی. دوره برنامهریزی درواقع مستلزم توجّه کافی، به کلیه این مراحل است. رویکرد سیستمی میتواند توجه کافی و متعادل را به تمام این مراحل فراهم آورد. همچنین نگرش سیستمی چهارچوب سودمندی در اختیار برنامه ریزان قرار میدهد تا بتوانند برنامههای توسعه ملّی و منطقهای و اجزایی درهم‌پیچیده آن‌ها را به‌صورت یکپارچه درک کنند و این امکان را فراهم میکند که مدیران حال و آینده سیستم را به‌عنوان یک کل مشتمل بر سیستمهای فرعی متعدد و اجزا مرتبط به هم موردتوجه قرار دهند. درنتیجه استفاده از رویکرد سیستمی باعث میشود مدیران و برنامهریزان با سهولت و درک بیشتری از سیستمها، سیاستها و استراتژیهای خود را اعمال کنند.
سهولت سازمان‌دهی فضایی:
اجزا اصلی فضا را می‌توان در قالب نقاط(سکونتگاهها)، شبکهها(جریان روابط) و نظام سلسله مراتبی(سطوح اداری- سیاسی) موردبررسی قرارداد. در تحلیل سیستمی فضا به‌صورت یک سازمان جلوه مینماید که عرصه جغرافیایی و انسانی آن سرزمین و انسانهای ساکن در آن میباشد و جریان روابط از سکونتگاهها بر اساس ظرفیتهای مکانی و جذابیتهای آن سازمانیابی شده است.(short, 1993: 115). توزیع مناسب فضایی جمعیت، فعالیتها و خدمات در سطح مناطق زمانی بهدرستی شکل میگیرد که نقاط ضعف و قوت و پتانسیلها به‌درستی شناسایی شوند. رویکرد سیستمی به فضا میتواند با توجه دقیق و متعادل به عناصر اصلی فضا، سازمان‌دهی آن را به شکلی مناسب و پایدار تشریح کند.
مزیتهای پایش یا ارزیابی:
همان‌طور که گفته شد توسعه درخور و پایدار درصدد فراهم آوری استراتژیها و ابزاری است که بتواند به پنج نیاز اساسی زیر پاسخ دهد: تلفیق حفاظت و توسعه، تأمین نیازهای اولیه زیستی انسان، دستیابی به عدالت اجتماعی، خودمختاری و تنوع فرهنگی حفاظت یگانگی اکولوژیک میزان و نحوه تأمین هر یک از نیازهای ذکرشده را میتوان سنجش و ارزیابی کرد. ارزیابی توسعه پایدار با رویکردهای مختلفی موردتوجه قرارگرفته که عبارت‌اند از :

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.