ارزیابی توسعه پایدار روستایی با رویکرد سیستمی- قسمت ۴

تعهد بین نسلها: در زمان حاضر، تصمیمات باید با توجه به نتایجی که بر محیط‌زیست نسلهای آینده دارند اتخاذ شوند.
عدالت اجتماعی: کلیه مردم دارای حق برخورداری از محیطی هستند که بتواند در آن محیط رشد کرده باشد، شکوفا شوند.
حفاظت محیطی: محافظت از منابع و حمایت از دنیای جانوری و گیاهی ضرورت دارد
کیفیت زندگی: تعریف گستردهتری از رفاه بشری باید ارائه شود، به‌نحوی‌که از محدوده رفاه اقتصادی فراتر رود.
مشارکت: نهادها باید مجدداً ساماندهی شوند به‌نحوی‌که از طریق آن‌ها امکان شنیده شدن کلیه صداها در فرایند تصمیمگیری فراهم آید (Jacobs,et al. 1995: 471).
سیر تحول توسعه روستایی:
توسعه روستایی نیز همانند خود توسعه درگذر زمان با توجه به تحولات علمی، اقتصادی، اجتماعی و اکولوژیکی از بعد تفسیر مفهومی اندیشهای و تجربهای از تحولات تکاملی برخوردار بوده است. بدین معنی که در هر دورهای از تاریخ توسعه با غالب شدن جریان فکری، مفاهیم هفتگانه در گذار از وضعی به وضع دیگر (تغییر، تحول، پیشرفت، انطباق، روشن کردن، آشکار کردن و ظاهر کردن) تفسیر و تعبیری متناسب با آن جریان فکری داشته است تا جایی که توسعه روستایی در دهه ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ معادل نوسازی در دهه ۱۹۷۰، معادل توسعه ساختاری با دخالت حداکثر دولت، در دهه ۱۹۸۰ معادل توسعه تعدیل ساختاری با جهتگیری بازار آزاد و دخالت حداقل دولت در دهه ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، هزاره سوم، توسعه معادل با مشارکت، نهادسازی، توانمندسازی و ظرفیتسازی و مردمگرایی در چهارچوب توسعه پایدار روستایی قلمداد شده است (افتخاری، ۱۳۹۱: ۸۲).
زمینۀ پیدایش آنچه را که امروزه توسعۀ جامعۀ روستایی نامیده می‌شود می‌توان در اواخر دهۀ ۱۹۴۰، از زمان برپایی اردوگاه‌های پناهندگان پاکستان غربی از سوی دولت هندوستان در سال ۱۹۴۷، بررسی کرد. در اواخر دهه ۱۹۷۰، پس از کسب تجارب ناموفق ناشی از دیدگاههای رشد اقتصادی و صنعتی شدن شتابان مناطق شهری و درنتیجه عمیق‌تر شدن شکاف میان ثروتمندان و فقرای روستایی (شامل کشاورزان خرده‌پا، اجاره‌نشین‌ها، خوش‌نشین‌ها)، نوع جدیدی از فعالیتهای توسعهای در سطح محلی، نظیر توسعۀ بومی، توسعۀ پایین به بالا، توسعۀ همه‌جانبۀ روستایی و غیره مطرح شد که بر عملکرد مردم بومی و مؤسسات محلی تأکید دارد ( مطیعی لنگرودی، ۱۳۸۴: ۶۶).
بررسی تجارب و سوابق کشورهای گوناگون در برنامه‌ریزی توسعه روستایی از دهه ۱۸۵۰ تا دهه ۲۰۰۰ می‌توان به دیدگاه‌های متعددی درزمینه توسعه روستایی پی برد که در این مدت در کشورهای مختلف جهان مطرح‌شده است. در این مدت برخی دیدگاه‌ها به‌صورت پارادایم‌های غالب بوده‌اند که در این میان مکتب تکاملی توسعه تا اوایل دهه ۱۹۵۰،دیدگاه‌های نوسازی و اقتصاد دوگانه از اوایل دهه ۱۹۵۰تا اوایل دهه ۱۹۷۰، دیدگاه افزایش بازدهی در مزارع کوچک کارآمد از اواسط ۱۹۶۰ تا اواخر دهه ۲۰۰۰ و دیدگاه، مشارکت و توانمندسازی از اوایل دهه ۱۹۸۰ تا اواخر دهه ۲۰۰۰ دیدگاه غالب بوده‌اند در جدول شماره این پارادیمها به‌صورت خلاصه آمده است.
جدول۲-۱: خلاصه از پارادایمها و تجربیات توسعه روستایی از دهه ۱۹۶۰ تا دهه ۲۰۰۰

دهه ۲۰۰۰ ۱۹۹۰ ۱۹۸۰ دهه ۱۹۷۰ دهه ۱۹۶۰
نوسازی، اقتصاد دوگانه *
توسعه محلی **
سرمایه اجتماعی ***
کارایی کشاورزی کوچک‌مقیاس *
ترویج کشاورزی **
پویایی رشد در نواحی روستایی ***
فرایندها، مشارکت و توانمندسازی *
توسعه یکپارچه روستایی **
فرایندهای برنامهریزی توسعه یکپارچه ***
معیشت پایدار *
حکمرانی، عدم تمرکز
نقش نهادهای حکمرانی محلی
راهنما: *پارادایم **تأکید روی توسعه روستایی *** عناصر برنامه توسعه روستایی یکپارچه پایدار

منبع: (افتخاری و بدری، ۱۳۹۱: ۸۷).
استراتژی‌های توسعه روستایی:
رویکردها و استراتژی‌های توسعه روستایی را این‌گونه می‌توان تقسیم‌بندی نمود: