اندازه گیری نقدینگی//پایان نامه درباره قابلیت های بازاریابی

– شاخص های نوین اندازه گیری نقدینگی

باتوجه به ایرادهای وارده برشاخص­های سنتی نقدینگی شرکت­ها، پژوهشگران مالی درصدد برآمدند شاخص هایی را معرفی کنند که ضمن رفع ایرادهای مذکور، جزئیات وضعیت نقدینگی شرکت­ها را نیز مدنظر قرار دهد. در ادامه شاخص­های نوین نقدینگی که در این پژوهش استفاده می­شود، به طور مختصر بررسی می شود.

2-2-3-1-3-1- شاخص فراگیر نقدینگی

این شاخص با محاسبه میانگین وزنی نسبت جاری، مشکل مربوط به در نظر نگرفتن درجه نقدینگی داراییهای جاری و زمان بازپرداخت بدهی­های جاری را مرتفع می­کند.

2-2-3-1-3-2- شاخص دوره تبدیل وجه نقد

دوره تبدیل وجه نقد، دوره زمانی خالص بین پرداخت بدهی­ها و دریافت وجه نقد از محل وصول مطالبات است. هر چه این دوره کوتاهتر باشد، شرکت نقدینگی بهتری دارد.

2-2-3-1-3-3- شاخص مانده نقدی خالص

شاخص جدید دیگری است که برای تعیین وضعیت نقدینگی شرکت­ها معرفی شده است. در این شاخص برای نشان دادن وضعیت نقدینگی شرکت به مانده وجه نقد و اوراق بهادار توجه می­شود. این شاخص ذخیره نقدینگی واقعی شرکت را، در رابطه با نیازهای پیش­بینی نشده نشان می­دهد.

2-2-3-2- نسبت­های فعالیت

ارزیابی نحوه استفاده از منابع واحد انتفاعی در تحلیل گری مالی مهم است. در این ارتباط از نسبت های فعالیت استفاده می شود. به این معیارها، نسبت های فعالیت هم گفته می شود.زیرا هدف آنها، اندازه گیری میزان استفاده از دارایی های واحد انتفاعی است.

مهمترین نسبت­های فعالیت عبارتند از: نسبت گردش کالا، نسبت کالا به سرمایه‌ در گردش و نسبت گردش سرمایه جاری، نسبت گردش کل سرمایه، گردش حسابهای دریافتنی. در این نسبت­ها موجودی کالای بنگاه‌ اقتصادی نقش اصلی را به عهده دارد.

در سال ­های اخیر بسیاری از سازمان­های‌ بزرگ تولیدی و صنعتی در غرب در تدارک مواد اولیه برای تولید و یا تهیه‌ کالا برای فروش از روشی استفاده می‌کنند که Just In Time نامیده می‌شود با این‌ توضیح که مدیران صنایع با استفاده از کامپیوترهای دستی ترتیبی می‌دهند که فروشندگان مواد اولیه یا کالا، مواد یا کالای مورد لزوم کارخانه یا بنگاه تجاری‌ را درست سر موقع و به هنگام نیاز تأمین‌ نمایند و تا حد ممکن از نگهداری مواد و کالا در انبار اجتناب شود و یا در هزینه‌هایی چون بیمه مواد و کالا در انبار، خسارت بروز فساد و ضایعات‌ انبار، حمل‌ و نقل و از همه مهمتر رکود سرمایه به صورت مواد یا کالا صرفه‌جویی گردد. واضح است که در چنین حالتی با استفاده از روشJIT و حذف انبارداری نسبت فعالیت که‌ عمدتا بر مبنای موجودی کالا می‌باشد گمراه کننده و نشان‌دهنده کارایی‌ افسانه‌ای مدیران خواهد بود.

2-2-3-3- نسبت­های سودآوری

سودآوری به توانایی شرکت به ایجاد درآمد مازاد بر هزینه می گویند (فوستر، 1987). عملکرد مطلوب شرکت در گذشته این اطمینان نسبی را به سرمایه­گذاران می­دهد که شرکت در کسب سود از منابع جدید نیز موفق خواهد بود (نمازی و خواجوی، 1383).

مهمترین نسبت­های سودآوری عبارتند از: حاشیه سود ناویژه، حاشیه سود ویژه(عملیاتی)، حاشیه سود قبل از کسر بهره و مالیات(EBIT)، حاشیه سود قبل از مالیات(EBT)، حاشیه سود خالص، نسبت حاشیه کمکی.

در عمل به هر کسری که سود واحد تجاری در صورت کسر و فروش، ارزش‌ ویژه، داراییها و یا سرمایه در گردش در مخرج آن قلمداد و محاسبه شود اصطلاحا بازده اطلاق می‌نمایند و آنها را شاخص سودآوری می‌دانند و همانطور که ملاحظه می‌گردد در تمام شاخص‌های‌ سودآوری، سود واحد اقتصادی حرف‌ اول را می‌زند درحالی که فلسفه تشکیل‌ بسیاری از شرکتهای تعاونی ارائه خدمات‌ به اعضا و ایجاد اشتغال می‌باشد در این‌ حالت استفاده از چنین شاخص­هایی برای‌ ارزیابی این‌گونه شرکت‌ها تصویر منطقی‌ از عملکرد آن­ها ارائه نخواهد داد.

2-2-3-4- نسبت­های سرمایه‌گذاری

نسبت بازده سرمایه گذاری، ارتباط بین سود آوری و سرمایه گذاری واحد انتفاعی را نشان می دهد. به این نسبت بازده دارایی نیز گفته می شود. در این گروه از نسبت های سودآوری، کارایی و بازدهی استفاده از سرمایه گذاری سنجیده می شود.

مهمترین نسبت­های سرمایه گذاری عبارتند از: بازده حقوق صاحبان سهام(ROE)، سود هر سهم(EPS)، بازده سهامداران عادی(ROCE)،سود نقد هر سهم(DPS)،بازده دارایی یا سرمایه(ROA).

نسبت­های سرمایه‌گذاری بر دو نوع‌ هستند یکی نسبتی که به وسیله آن میزان‌ سرمایه‌گذاری در دارایی ثابت سنجیده‌ می‌شود و دیگری نسبت­هایی که رابطه منابع‌ مالی مورد استفاده واحد تجاری را از لحاظ بدهی­های جاری و بلندمدت با ارزش ویژه تعیین و ارزیابی می‌کند و در واقع نحوه ترکیب آن­ها را بررسی می‌نمایند. معمولا شرکت­های تعاونی عمدتا منابع خود را در دارایی­های جاری سرمایه‌گذاری‌ می‌کنند حتی در محل خود شرکت تعاونی‌ که عمدتا استیجاری است. بنابراین جز اول تحلیل که مبتنی بر دارایی­های ثابت‌ است در شرکت‌های تعاونی کاربرد ندارد.

2-2-3-5- نسبت پوشش

دارایی‌های یک شرکت، پشتوانه بدهی‌های آن شرکت و نیز معیار بسیار مفیدی برای نسبت پوشش است. با وجود این، همه دارایی‌ها و تعیین‌ پوشش مورد استفاده قرار نمی‌گیرند. دارایی‌ها غیر قابل قبول که معمولا مورد پذیرش نهادهای نظارتی قرار نمی‌گیرند، شامل تجهیزات، مانده‌ حساب نماینده‌ها و اوراق بهادار غیرقابل فروش در بازار می باشند. این نسبت‌ باید بزرگتر از 521 درصد باشد (صفوی، فلاحتی، 1386).

2-2-3-6- نسبت­های اهرمی

نسبت­های اهرمی توانایی شرکت برای انجام تعهدات کوتاه­ مدت و بلند­مدت را نشان می­دهند (ارتوگرال و کاراکاساگلو[1]،2009). نسبت­های اهرم مالی میزان کلی بدهی­های شرکت را اندازه می­گیرند. این نسبت از طریق مقایسه هزینه­های ثابت و سود (از صورتحساب سود و زیان) یا با ارتباط دادن بدهی­ها به حقوق صاحبان سرمایه (از ترازنامه) محاسبه می­شوند.

مهمترین نسبت­های اهرم مالی عبارتند از: نسبت بدهی، نسبت کل بدهی، نسبت بدهی به ارزش بازار سهام، نسبت پوشش هزینه های ثابت.

نسبت­های اهرمی تامین نیازهای مالی از طریق ایجاد بدهی را نشان می­دهد. در واقع این نسبت­ها تعیین می کنند که شرکت تا چه حد نیازهای مالی خود را از منابع دیگران تامین نموده است. در واقع نسبت­هایی که ترکیب سرمایه از بدهی شرکت را نمایان می­سازد یعنی نشان می­دهد شرکت چه مقدار از نیاز مالی خود را با وام جبران نموده است را نسبت­های اهرمی می­گویند موضوع تاثیر اهرم مالی بر هزینه سرمایه شرکت از جمله موضوعات مورد توجه در مدیریت مالی است. توجه اصلی این مبحث به این سوال معطوف است که: آیا شرکت‌ می‌تواند از طریق متنوع ساختن منابع تامین مالی، هزینه سرمایه خود را تحت ‌تاثیر قرار دهد؟ این موضوع برای نخستین ‌بار در سال 1958 توسط میل و مودیلیانی مطرح شد. آن­ها پس از مطالعه و پژوهش به این نتیجه رسیدند که ارزش شرکت مستقل از اهرم ‌(ساختار سرمایه) است (کلارک و همکاران، 1990).

[1] Ertugrul & Karakasaglu