انواع اضطراب:”پایان نامه درباره آموزش جرأت ورزی در رابطان بهداشت”

انواع اضطراب

اضطراب مزمن: این اختلال، به صورت یک ناراحتی کم و بیش دائم در سطح روانی، جسمانی و یا ارتباطی آشکار می­شود. در کودکانی که دارای این اختلال هستند، حالت مفرط و بازخوردهای دفاعی مشاهده می­شود. این کودکان به آسانی از جا می­جهند و تظاهرات بدنی متعددی مانند اختلال‌های خواب و به ‌خصوص بی‌خوابی، بی­اشتهایی، اختلال‌های هضمی، تنفسی یا قلبی را از خود نشان داده و به‌ ندرت از احساس اضطراب شکایت می­کنند(دادستان، 1386: 64).

اضطراب حاد: این اضطراب، چندین بار در روز و گاه‌ و ‌بی‌گاه بروز می­کند. مدت، محدود، آغاز و پایان­ آن­ها ناگهانی است. در اکثر مواقع، این واکنش­ها در برابر رویدادی ناگهانی یا موقعیتی خاص(مرگ یکی از خویشاوندان یا دوستان، تجربه جنسی و مشکلات تحصیلی) بروز می­کند(همان منبع).

انسان موجودی اجتماعی است و همیشه به لحاظ عاطفی و مادی نیازمند به برقراری ارتباط اجتماعی می­باشد، اما برقراری این ارتباط برای همه به راحتی ممکن نیست و عواملی مانند: کمبود اعتماد به نفس، ارزیابی دیگران در مورد فرد، ترس از طرد شدن و انتقاد یا عوامل دیگر سبب می­شود افراد در موقعیت­های اجتماعی احساس اضطراب کنند(انجمن روان­پزشکی آمریکا، 2002). اختلالات اضطرابی انواع مختلف دارند که اضطراب اجتماعی یکی از آن­هاست(کاپلان، سادوک و سادوک1994؛ ترجمه پور افکاری، 1375: 335). این اضطراب در حالت شدید به اختلالی به نام اضطراب یا هراس اجتماعی تبدیل می­شود که علائم مشخص آن عبارت­اند از: ترس شدید و مستمر از موقعیت­های اجتماعی یا عملکردی فرد در این موقعیت­ها که ممکن است موجب شرمساری فرد شود، رویارویی یا پیش بینی با این موقعیت­ها که موجب ایجاد پاسخ اضطرابی فوری می­شود، فرد متوجه غیرمنطقی بودن ترس خود است، این حالت موجب اجتناب از چنین موقعیت­هایی می­شود یا اینکه این موقعیت­ها با وحشت زیاد تحمل می­شود و در نهایت این اضطراب در عملکرد و روابط اجتماعی فرد اختلال ایجاد می­کند(انجمن روان­پزشکی آمریکا، 2002).

اضطراب اجتماعی، اختلال روانی شایعی است که میزان شیوع آن در طول زندگی3 تا 13 درصد برآورد شده است(سادوک و سادوک، 1385). اوج شروع این اختلال در دهه دوم عمر است(محمودی و همکاران، 1389). شیوع 13 درصدی این اختلال در جامعه، آن را در جایگاه سومین اختلال روان­پزشکی پس از اختلال افسردگی اساسی و وابستگی به الکل قرار داده است(کسلر[1]و همکاران، 2005). تحقیقات نشان داده­اند که سن شروع این اختلال در حدود 15 سالگی و 90 درصد بیماران سن شروع را قبل از 25 سالگی گزارش نموده­اند(فرمارک[2]، 2002). در بزرگسالان این اختلال در زنان شایع­تر است، اگرچه بزرگسالان گزارش می­دهند که علائم این اختلال را از کودکی تجربه نموده­اند ولی در کودکان شیوع این اختلال در هر دو جنس یکسان است(بیدل[3] و همکاران، 2004). معمولأ این اختلال به دوره­ای درازمدت از ناتوانی می­انجامد(بروس[4] و همکاران، 2005). مبتلایان به این اختلال از آسیب­های چشمگیری در کارهای روزانه، روابط اجتماعی و شغلی رنج می­برند(ریچ و هافمن[5]، 2004). پیش بینی شده است که 50 تا 80 درصد مراجعان مبتلا به این اختلال حداقل یک اختلال روانی دیگری نیز دارند(ویچن و فم[6]، 2003).

مبتلایان به اضطراب اجتماعی، که عنوان دیگر آن«فوبی اجتماعی» می­باشد، از تحقیر شدن و شرمساری در موقعیت­های اجتماعی خاص نظیر: گفتگو در جمع، دفع ادرار در توالت عمومی و صحبت در قرار ملاقات به شدت می­ترسند. اوج شروع اضطراب اجتماعی در دهه دوم عمر است(کاپلان، سادوک و گرب،1994؛ ترجمه پور افکاری، 1375). اختلال اضطراب اجتماعی(هراس اجتماعی) از طریق مشخصه ترس از مشاهده و ارزیابی توسط دیگران شناخته می­شود(انجمن روانپزشکی آمریکا، 2000). در موقعیت­های اجتماعی افراد مبتلا به هراس اجتماعی از این که چیزی بگویند یا عملی انجام دهند که توجه منفی دیگران را به خود جلب کند، بیمناکند(مررای[7]، 2003). هراس اجتماعی یک اختلال اضطرابی مزمن است که مشخصه آن ترس از شرمنده شدن در موقعیت­های اجتماعی و به تبع آن اجتناب از این موقعیت­ها می­باشد. این بیماری می­تواند باعث ایجاد محدودیت در شیوه زندگی شده و به طور معناداری تصمیمات مهم زندگی فرد را تحت تأثیر قرار دهد و در اغلب موارد باعث از دست رفتن بسیاری از فرصت­های مهم برای بیمار گردد(ویچن و فم، 2001). اختلال اضطراب اجتماعی از جمله اختلال­های اضطرابی است که در آن اضطراب، در برخی موقعیت­های معین و یا در برابر اشیاء خاص(خارج از وجود بیمار) در حالی که معمولاً خطرناک نیستند، بروز می­کند. در نتیجه، فرد از این موقعیت­ها و اشیاء به طور جدی اجتناب نموده و یا از اضطراب شدید آنها را تحمل می­کند. ترس از تحقیر و شرمساری در حضور دیگران علامت اصلی این اختلال است(توزنده جانی، 1386). این اضطراب بیشتر در روابط بین­فردی ایجاد می­شود، اما با هر علتی که ایجاد می­شود موجب کاهش کارآمدی و بازداری مهارت­ها اجتماعی می­شود، حتی در مواردی که فرد مهارت اجتماعی بالایی دارد(همان منبع). ویژگی تشخیصی اصلی آن ترس بارز و پایدار از موقعیت­های اجتماعی است که در آن­ها احتمال دستپاچگی برای شخص وجود دارد. الگوهای شناختی معاصر این فرض را مطرح می­کند که افراد مبتلا به اضطراب اجتماعی موقعیت­های اجتماعی را زیان­بار می­دانند. این افراد بر این باورند که رفتارشان از نظر اجتماعی پیامدهای مصیبت باری خواهد داشت(هافمن و لو[8]، 2006).

هراس اجتماعی با سایر اختلالات اضطرابی، افسردگی و وابستگی به الکل(لیدیرد[9]، 2001) و گستره­ای از اختلالات شخصیت به ویژه اختلال شخصیت اجتنابی همراه است(مارتین استوتیر[10] و همکاران، 2003). از این رو این اختلال در سال­های اخیر، به عنوان اختلالی دارای اهمیت در زمینه بهداشت همگانی در نظر گرفته شده است((فرمارک، 2002).

اضطراب اجتماعی دارای دو خرده مقیاس به قرار زیر است:

اجتناب و پریشانی اجتماعی: یعنی دوری گزینی از جمع و کناره­گیری از مردم و داشتن احساس منفی در ارتباط­های اجتماعی(مشاک، 1385).

ترس از ارزیابی منفی: ترس بارز و مستمر از یک یا چند موقعیت یا عملکرد اجتماعی که در آن شخص با افراد ناآشنا مواجه است یا ممکن است موضوع کنجکاوی آن­ها قرار بگیرد(همان منبع).

در این چارچوب، روی دادن چند فرایند، اضطراب اجتماعی را ایجاد کرده و تداوم می­بخشد. زمانی که فرد مبتلا به هراس اجتماعی، در یک موقعیت اجتماعی قرار می­گیرد یا فقط آن را پیش­بینی می­کند یک بازبینی ذهنی از ظاهر و رفتار بیرونی خودش به صورتی که به نظر دیگران می­رسد، شکل می­دهد. این بازبینی ذهنی ظاهر و رفتار متشکل از انواع درون­شدها نظیر اطلاعات فراخوانی شده از حافظه بلندمدت(یادآوری ظاهر کلی، تجربه قبلی از آن موقعیت و غیره) نشانه­های درونی( نشانه­های جسمانی و گرفتگی عضلات) و نشانه­های بیرونی( بازخورد از سوی حضار) می­باشد. منابع زیادی به جنبه­های مشخص تصویر خود(عموماً جنبه­های که به موقعیت مرتبط و بالقوه منفی هستند) و نیز بازبینی تهدید بالقوه بیرونی(نشانه­های ارزیابی منفی مانند اخم کردن و کسل شدن حضار) اختصاص داده می­شود(رپی و هیمبرگ، 1997؛ به نقل از طهماسبی مرادی، 1384). غیر از تخصیص منابع قابل توجهی، به تهدیدهای بیرونی و بازنمایی ذهنی ظاهر و رفتار شخص، این افراد معیارهای حضار درباره عملکرد خود را نیز پیش­بینی می­کنند. سپس، این بازنمایی ذهنی از خود را با معیارهای دیگران مقایسه کرده تا درک حضار از عملکرد فرد و از خود فرد برآورد شود. یعنی معلوم شود که آیا فرد طبق انتظار حضار عمل می­کند یا نه. تفاوت این دو بازنمایی، ارزیابی منفی حضار و پیامدهای اجتماع آن را تعیین می­کند. این ارزیابی منفی پیش­بینی شده، اضطراب بیشتری تولید می­کنند که اجزاء فیزیولوژیک، شناختی و رفتاری دارد و بازنمایی ذهنی فرد از ظاهر و یا رفتار مشاهده شده از سوی دیگران را تحت تأثیر قرار داده و این­ دو را از نو تکرار می­کند(همان منبع).

[1] – Kessler

[2] – Furmark

[3] – Beidel

[4] – Bruce

5- Rruch & Hofman

6- Wittchen & fehm

[7] – Murray

2- Hofmann & Loh

[9] – Lydiard

[10] – Marteinsdottir