سامانه پژوهشی – بررسی تاثیر آموزش مبتنی بر درس پژوهی بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی …

۴-برقراری ارتباط بین ریاضی و زندگی روزمره، کسب مهارت های مدل‌سازی ریاضی و حل مسئله، رشد مهارت‌‌های تفکر، برقراری ارتباط بین نمایش‌های مختلف ریاضی و تعبیر و تفسیر آن‌ها، برقراری ارتباط بین ریاضی و سایر علوم ودر حالت کلی به کار گیری ریاضی در محیط پیرامونی
۵-برقراری ارتباط بین ریاضی و زندگی روزمره، کسب مهارت های مدل‌سازی ریاضی و حل مسئله، رشد مهارت‌‌های تفکر، برقراری ارتباط بین نمایش‌های مختلف ریاضی و تعبیر و تفسیر آن‌ها، برقراری ارتباط بین ریاضی و سایر علوم ودر حالت کلی به کار گیری ریاضی در محیط پیرامونی
۶-نتایج مطالعات بین‌المللی ریاضی نظیر آزمون تیمز که براساس نتایج آنها دانش‌آموزان از قدرت بالایی در پاسخ‌گویی به سؤالاتی که در اهداف بالا ذکر شده برخوردار نبوده‌اند.(راهنمای برنامه درسی ریاضی،۱۳۹۲)
۲-۱۲- پژوهشهای انجام شده در رابطه با موضوع پژوهش
الف) در خارج
اولین بررسی که به طور رسمی در مورد درسپژوهی صورت گرفت، مطالعهی ویدیویی برخی از کلاسهای شرکت کننده در TIMSSبود که نشان داد، رویکرد ژاپن به توسعهی حرفهای بسیار متفاوت با بسیاری از کشورها میباشد. این بررسی توسط استیگلر و هیبرت، در کتاب شکاف آموزشی منتشر شد و درسپژوهی به عنوان عامل اصلی پیشرفت دانشآموزان ژاپنی شناخته شد. انتشار این کتاب موجب شد تا برخی از مدارس آمریکا و حتی جهان، به آزمایش و اجرا و بررسی درسپژوهی بپردازند(هیبرت و استیگلر، ۱۹۹۷)
چگونگی این مطالعهی ویدیویی در قسمتهای قبلی بیان شده است، پژوهشگر، برای پرهیز از تکرار به ذکر این نکته بسنده میکند که به نظر بسیاری از صاحبنظران در زمینهی درسپژوهی، این بررسی سرآغاز تحول فکری عظیمی در عرصهی یاددهی- یادگیری محسوب میشود.
استیگلر که برای اولین بار واژهی درس پژوهی را به آمریکاییها – شاید به جهانیان – معرفی کرد، بیان میکند که نخستین بار یوشیدا او را با درسپژوهی آشنا کرد. یوشیدا برای تحقیق بیشتر در زمینهی درسپژوهی به ژاپن برگشت تا به بررسی گروههای درسپژوهی در مدرسهی ابتدایی ستا[۲۳۳] در هیروشیما[۲۳۴] بپردازد. در این زمان استیگلر با یکی از دانشجویان خود به نام فرناندز در لس آنجلس[۲۳۵] به تشکیل گروه درسپژوهی پرداختند. سپس یوشیدا و فرناندز به همکاریهای زیادی در زمینه ی درسپژوهی پرداختند. کتابی که آنها در سال ۲۰۰۴ منتشر کردند[۲۳۶]، شاید یکی از برجستهترین بررسیها در مورد درسپژوهی باشد. نتایج بررسیهای یوشیدا در مدرسهی ستا از اکتبر ۱۹۹۳ تا مارس ۱۹۹۴ که بخشی از پایاننامهی دکتری او را تشکیل میدهد، در آن کتاب بیان و تحلیل شده است. پایاننامهی دکتری یوشیدا از نظر جامعهی آموزش ریاضی آمریکا نخستین جرقهی ورود ایدهی درس پژوهی به آمریکا را شعله ور ساخت. برخی از نتایج این پایاننامه توسط استیگلر در کتاب شکاف آموزشی آورده شده است که در تمام دنیا تحولی عظیم در عرصهی آموزش ریاضی محسوب میشود. در این پایاننامه، یوشیدا ۹۴ ساعت مشاهده را در ۳۲ فیلم ویدیویی به تصویر میکشد؛ همچنین مصاحبههایی که او با معلمان و مدیر مدرسه ستا انجام داد، در دو بخش رسمی و غیررسمی گردآوری شدهاند. بخش رسمی شامل نوارهای صوتی و بخش غیررسمی، یادداشتهای گردآوری شده است. مدلی از درسپژوهی نیز در پژوهش او بیان میشود که در قسمتهای قبل ذکر گردید(یوشیدا و فرناندز، ۲۰۰۴).
یوشیدا در دانشگاه کلمبیا نیز به بررسی درسپژوهی پرداخت و نشان داد که درسپژوهی رویکردی است که با تمرکز روی یادگیری، فرصت حل مسئله را برای معلمان ایجاد میکند و به بهبود آموزش منجر میشود(ائتلاف منطقهای شمال غربی آیزنهاور در ریاضی و علوم،۲۰۰۱).
یکی از اولین مدارسی که در آمریکا درسپژوهی را به کار برد، پاترسون[۲۳۷] در ایالت نیوجرسی[۲۳۸] بود. ونگ ایورسون[۲۳۹] (نقل از ائتلاف منطقهای شمال غربی آیزنهاور در ریاضی و علوم،۲۰۰۱:۵)میگوید: ” تا آن زمان، ما با واژهی درسپژوهی آشنا نبودیم اما آن چیزی بود که تفکر ما را نسبت به توسعهی حرفهای عوض کرد.” او میافزاید: ” درسهای ژاپنی دو نکتهی اصلی دارد، مشاهدهی مستقیم دانش آموز و معلم در کلاس درس و بحث بین معلمان دربارهی آنچه مشاهده کردهاند.” یوشیدا و فرناندز پژوهشگران دانشکدهی معلمان دانشگاه کلمبیا[۲۴۰] در سال ۲۰۰۰-۱۹۹۹ مدرسهی پاترسون را با مدرسهی ژاپنی در گرینویچ[۲۴۱] مرتبط کردند تا از تجربیات یکدیگر بیاموزند. ۱۶ معلم در مدرسهی پاترسون با ۱۲ معلم در گرینویچ همکاری خود را آغاز کردند. معلمان آمریکایی از همتایان خود چیزهای زیادی میآموختند و معلمان ژاپنی پیوسته به تشویق آنان میپرداختند. البته گاهی اوقات هم این همکاری بسیار دشوار میشد؛ مثلاً فرناندز(فرناندز،کنون و چاکشی[۲۴۲]،۲۰۰۱) میگوید:
پس از آنکه آقای تاناکا[۲۴۳] یکی از معلمان مدرسهی ژاپنی به تشخیص اهداف درسپژوهی از مشکلات دانشآموزان در ژاپن اشاره کرد، معلمان آمریکایی هم هدف خود را از درس پژوهی، افزایش قدرت حلمسئله در دانشآموزان قرار دادند. موضوع درسی، مساحت مثلثها بود. پس از ۱۵ ساعت بحث و تبادل نظر، معلمان آمریکایی به این نتیجه رسیدند که باید موضوع را عوض کرد اما معلمان ژاپنی تأکید میکردند که اختلاف نظرها و بحثها بسیار مفید است. برای معلمان آمریکایی مطابقت با روش ژاپنی بسیار مشکل بود.
با این حال فرناندز و یوشیدا معتقدندکه درسپژوهی ژاپنیها در آمریکا هم میتواند مؤثر باشد(فرناندز،کنون و چاکشی، ۲۰۰۳). لیپتاک[۲۴۴]مدیر مدرسهی پاترسون(نقل از ائتلاف منطقهای شمال غربی آیزنهاور در ریاضی و علوم ،۲۰۰۱:۱۷) میگوید: ” من هنوز دادههایی که حاکی از بهبود عملکرد دانشآموزان ندارم، اما دلایل زیادی دارم که بگویم درسپژوهی مؤثر است. من تغییرات را هر روز بیشتر از روز قبل در معلمان مدرسهام میبینم.”
 
پس از بررسی مطالعه ی ویدیویی TIMSS گروه تحقیقاتی سان ماتئو فاستر سیتی (SMFC )[245] در سال ۲۰۰۰ میلادی تصمیم به انجام پروژهای در زمینهی درسپژوهی در سان ماتئو زدند. این پروژه شامل سه مرحله بود که در زیر به بررسی آنها پرداخته خواهد شد. داده های حاصل از طریق مشاهده، مصاحبه و یادداشتهای بازتابی جمعآوری شدند.
مرحله ی اول: فاز اول درس پژوهی ،بهار ۲۰۰۰ تا بهار ۲۰۰۱
در این مرحله همکاری پژوهشگران و معلمان برای درسپژوهی شروع شد. ابتدا معلمان با درسپژوهی، مراحل و ابزار آن آشنا شدند. سپس گروههای۳ تا ۵ نفره برای درسپژوهی در دروس علوم و ریاضی تشکیل شد. لازم به ذکر است که به معلمان شرکتکننده حقوق هم پرداخت میشد. همچنین هنگام حضور در کلاسهای دیگران برای آنها معلم جانشین، جایگزین میشد. بنابر این در مجموع، ۲۸ معلم، ۷ تیم درسپژوهی را تشکیل دادند و فعالیت خود را آغاز کردند. در نهایت، یک کنفرانس محلی برای بیان نتایج و تلاشها در بهار ۲۰۰۱ برگزار شد. دادههای حاصل از این یک سال درسپژوهی نشان میداد که معلمان بیشتر با طرح درسها درگیر هستند و طرح، به طور کلی به جای یادگیری دانشآموزان بر یادگیری معلم متمرکز شده است. بنابراین پژوهشگران SMFCبر آن شدند تا تغییراتی در طرح ایجاد کنند(لوئیس[۲۴۶]،۲۰۰۲).
مرحله ی دوم: تشکیل کارگاه آموزشی و همکاری معلمان ژاپنی و آمریکایی، تابستان ۲۰۰۱
گروه SMFC عده ای از معلمان ژاپنی را برای یک کارگاه آموزشی تابستانی دو هفته ای به سان ماتئو دعوت کردند. در هفتهی اول، معلمان آمریکایی جزئیات شیوهی درسپژوهی را از همکاران ژاپنی خود آموختند و هفتهی دوم، ۵ معلم ژاپنی و ۴ معلم آمریکایی درسپژوهی را در عمل اجرا کردند. بدینترتیب محیطی فراهم شد که در آن، معلمان آمریکایی و ژاپنی با هم فعالیت کنند و از هم بیاموزند.
مرحله ی سوم: فاز دوم درسپژوهی، تابستان ۲۰۰۱ به بعد
تجربهی مشترک با معلمان ژاپنی، نقطهضعفهای آموزگاران آمریکایی را هویدا ساخت. در این سال، درسپژوهی استمرار بیشتری یافت، بر یادگیری دانشآموزان متمرکز شد و اهداف درس پژوهی با دقت بیشتری تدوین گردید. با بررسی پژوهش سال قبل، پژوهشگرانSMFC فهمیدندکه دو نکته بسیار نادیده انگاشته شده بودند: ۱-تعیین اهداف؛ ۲- بازتاب مستمر و مشارکتی. در واقع فاز اول درسپژوهی در سان ماتئو تعقیب مراحل درسپژوهی ژاپنیها بود. همچنین کارگاه آموزشی تابستان نقش ناظر بیرونی و سهیم شدن در نتایج را پررنگتر کرد، لذا به دلیل ایجاد ارتباط با دیگر گروههای درسپژوهی یک جلسهی عمومی در سال ۲۰۰۲ برگزار گردید که منبع خوبی برای تبادل اطلاعات محسوب میشد. در این فاز، اشتیاق معلمان به درسپژوهی بیشتر شده بود و ۶۱ معلم به ۱۵ گروه درسپژوهی در ۹ مدرسه تقسیم شدند که ۳۵ نفر از آنان برای نخستین بار بود که درسپژوهی را انجام میدادند.
آنچه نتایج دو سال پژوهش در سان ماتئو نشان داد، تغییرنگرش در اهداف، ساختار، تمرکزها، حمایتها، میزان علاقمندی و فهمیدن نقش عناصری از درس پژوهشی مانند طرح درس، ناظر بیرونی و جلسات عمومی بود؛ همهی عوامل باعث افزایش یادگیری دانش آموزان میشد(لوئیس و ، ۲۰۰۲).
 
در پژوهشی دیگر ریموند[۲۴۷] از دانشگاه ایندیانا[۲۴۸] پژوهشکنشی مشارکتی در کلاس درس را برای کم کردن شکاف بین معلمان و محققان به کار می برد. در این پژوهشکنشی پژوهشگر با گروهی از معلمان پایهی هفتم در کلاس ریاضی مشارکت می کند. وی پژوهش مشارکتی در کلاس درس را به عنوان عاملی در تولید دانش حرفهای و ایجاد محیط حرفهای تدریس معرفی میکند. به نظر او مشکلترین قسمت چنین پژوهشهایی، تشویق معلمان به باور توانایی در انجام پژوهش است و سپس درگیری معلمان در اعمالی که موجب بازتاب بر کار آنان میشود(ریموند،۱۹۹۴).
پژوهش دیگر مربوط به مدارس منطقه کارلینویل[۲۴۹] در ایالت ایلینویز[۲۵۰] میباشد. در این پژوهش کنشی چهار معلم و یک مربی معلم در سال ۲۰۰۱ به مدت ۱۵ ماه در پایه دوم ابتدایی و درس ریاضی مشغول به درگیری با درس پژوهی بودند. نتایج این پژوهش حاکی از سودمند بودن درس پژوهی در موارد زیر بود:
بهبود طرح درسها؛
انگیزش بیشتر به تدریس؛
مشارکت و تبادل نظر با همکاران؛
تغییر نگرش معلمان نسبت به فرآیند یاددهی-یادگیری؛
بهبود روابط حرفهای(تیلور و همکاران[۲۵۱]،۲۰۰۵).
یکی دیگر از پژوهشهای انجام شده در این حوزه، پژوهشی است که با حمایت مرکز آموزش علوم و ریاضی دانشگاه دلاور[۲۵۲] در ۶ مدرسهی راهنمایی شهر دلاور در سال ۲۰۰۲ میلادی صورت گرفت. این پژوهش، بخشی از پروژهای است که دانشگاه دلاور برای بهبودتوسعه ی حرفه ای معلمان انجام داد. در این پروژه ۱۰ ویژگی برای توسعهی حرفهای کارآمد در نظرگرفته شد که به شرح زیر می باشند:
با توجه به محتوای برنامهی درسی تنظیم شود.
استمرار داشته باشد.
مشارکتی باشد.
در ارتباط با تجربهی روزمرهی زندگی باشد.
رشد و پیشرفت داشته باشد.
تلفیقی باشد.
براساس تحقیق تنظیم شده باشد.

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.