مقاله علمی با منبع : بررسی تشخیص عوامل اصلی باکتریایی اندومتریت پس از زایش به روش multiplex PCR در گاوهای شیری- …

۲-۲-۳- اندومتریت
اندومتریت به عنوان التهاب سطحی اندومتریوم، که به لایههای عمقیتر از استراتوم اسپانجیوزوم[۱] کشیده نشده تعریف شده است (Bondurant 1999) که معمولا ۲ تا ۳ هفته پس از زایش رخ میدهد (LeBlanc 2008; Sheldon et al. 2006a). بنابراین التهاب رحم که فراتر از ۲ تا ۳ هفته پس از زایش طول بکشد اندومتریت نامیده میشود (Sheldon et al. 2006a). اندومتریت به دو شکل بالینی و تحت بالینی طبقه بندی میشود (Sheldon et al. 2006a).
۲-۲-۳-۱- اندومتریت بالینی
اندومتریت بالینی در گاوها را به عنوان التهاب و عفونت رحم بیش از هفته ۲ یا ۳ پس از زایش بدون وجود نشانههای عمومی بیماری تعریف کردهاند. در گاوهای مبتلا نشانههایی مانند مواد چرکی روی دم و یا فرج، ترشحات چرکی (۲۱ روز پس از زایش)، ترشحات موکوسی-چرکی (۲۶ روز پس از زایش)، اندازه گردن رحم بیش از ۵/۷ سانتیمتر بعد از روز ۲۰ شیردهی، و موکوس بد بو (Barlund et al. 2008; LeBlanc 2008; McDougall et al. 2011) را میتوان دید. شناسایی اندومتریت بالینی ساده است و همه گاوها را میتوان به راحتی با متریچک معاینه کرد (Priest 2013). بنابراین احتمالا بیشتر گاوهای مبتلا به اندومتریت بالینی شناسایی و درمان میشوند. اما گاوهای مبتلا به اندومتریت تحت بالینی به راحتی شناسایی نشده و بدون دریافت درمان باقی میمانند که منجر به عملکرد تولید مثلی ضعیف میشود (Priest 2013).
۲-۲-۳-۲- اندومتریت تحت بالینی
اندومتریت تحت بالینی حضور سلولهای التهابی در لومن رحم (PMNs) بدون وجود نشانههای اندومتریت بالینی تعریف شده است (Chapwanya 2008; Földi et al. 2006; Sheldon et al. 2006b). اندومتریت تحت بالینی با حضور بیش از ۱۸ درصد نوتروفیلها در سلولشناسی رحم در روزهای ۲۱ تا ۳۳ و یا بیش از ۱۰ درصد در روزهای ۳۴ تا ۴۷ پس از زایمان تعریف
شدهاست (Sheldon et al. 2006a). این بیماری در گاوهای شیری بسیار متداول بوده و نیمی از گاوهای شیری پرتولید در کمتر از ۷ هفته پس از زایش (Santos et al. 2009) و ۳۵ تا ۵۰ درصد گاوهایی که بین روزهای ۳۵ تا ۶۰ پس از زایش هستند (LeBlanc 2008) را مبتلا میکند. گاوهای مبتلا به اندومتریت تحت بالینی، ترشحات رحمی ندارند اما عملکرد تولیدمثلی آنها پایین است (Barlund et al. 2008; Sheldon et al. 2006a). التهاب تحت بالینی رحم سبب کاهش میزان آبستنی در اولین تلقیح و در نتیجه افزایش روزهای باز میشود. همچنین افزایش خطر عدم آبستنی و حذف گاو مبتلا از گله را به دنبال دارد. در ضمن از اثرات
زیانبخش واسطههای التهابی بر رشد رویان نباید غافل شد (LeBlanc 2008; Santos et al. 2009). تشخیص اندومتریت تحت بالینی با روشهای سلول شناسی امکانپذیر است.
۲-۳- شیوع عفونت رحمی
میزان شیوع اندومتریت در کشورهای مختلف بسیار متفاوت بوده است. این تفاوت میتواند به دلیل عدم توصیف روشهای تشخیصی، معیارهای متفاوت درجه بندی عفونتهای رحمی، دوره پس از زایشی که هنگام تشخیص عفونت گاو در آن قرار داشته، تعداد زایش گاو و مدیریت متفاوت گلهها باشد (Lewis 1997; Noakes et al. 2009). این میزان ۵/۴-۶/۲ در اسپانیا (Lopez-Gatius 2003)، ۱۰ درصد در بریتانیا (Noakes et al. 2009)، ۶/۵ تا ۹/۱۰ درصد در استرالیا (Moss et al. 2002)، ۲۵ درصد در ژاپن (Gautam et al. 2009)، ۶/۴۷ درصد در کره (Kim and Kang 2003)، ۵۳ درصد در ایالات متحده (Gilbert et al. 2005) گزارش شده است.
۲-۴- روشهای تشخیص اندومتریت بالینی و تحت بالینی
روشهای متفاوتی از جمله ملامسه رحم، سونوگرافی، واژینوسکوپی، سلول شناسی اندومتریوم، کشت باکتریایی و بیوپسی رحمی برای تشخیص اندومتریت در گاوهای پس از زایش گزارش شده است (Barlund et al. 2008; Sheldon et al. 2006a).
۲-۴-۱- ملامسه رحم
ملامسه رحم از راست روده بیشترین روش استفاده برای تشخیص اندومتریت است (Sheldon and Dobson 2004; Sheldon et al. 2006a). تشخیص اندومتریت بالینی با استفاده از ملامسه راست رودهای یک چالش است چرا که اندازه رحم و کیفیت محتویات قابل لمس بین گاوها متفاوت است و بستگی زیادی به مرحله دوره پس از زایش دارد (Ghasemi 2011). گزارش شده است که تشخیص اندومتریت بالینی با استفاده از ملامسه از راه راست روده بسته به فرد متفاوت است و کارا نبوده و قابل استاندارد سازی نیست (Földi et al. 2006; Palmer 2008).
۲-۴-۲- ارزیابی ترشحات مهبل و گردن رحم
واژینوسکوپی یک ابزار ساده است که برای ارزیابی مهبل و گردن رحم در گاوهای پس از زایش استفاده شده است و باید به عنوان یک ابزار تشخیصی روزمره به استخدام دامپزشکان درآید، به ویژه اگر ملامسه از راست روده تنها روش دیگر تشخیصی است (Barlund et al. 2008; LeBlanc et al. 2002a). استفاده از اسپیکولوم میتواند در تشخیص منشا چرک (که میتواند رحم، گردن رحم یا مهبل باشد) کمک کند (Williams et al. 2005). لیبلنک گزارش کرد که استفاده از واژینوسکوپی در شناسایی محتویات چرکی گردن رحم مفیدترین ابزار تشخیص اندومتریت است (LeBlanc et al. 2002a). در حالی که در مطالعهای دیگر معاینه محتویات مهبل برای حضور چرک مفیدترین روش برای تشخیص اندومتریت معرفی شد
(Sheldon and Dobson 2004). خصوصیات، رنگ و بوی ترشحات نمره دهی میشوند و نمره اندومتریت همبستگی زیادی با تراکم رشد باکتریهای بیماریزا در رحم دارد (Azawi 2008). در پژوهشی بر اساس رنگ و بوی ترشحات درجه بندی اندومتریت – صفر تا سه- انجام شد. درجه یک: ترشحات تمیز با رگههایی از چرک، درجه دو: ترشحات موکوسی-چرکی با کمتر از ۵۰ درصد چرک، درجه سه: ترشحات موکوسی-چرکی با بیش از ۵۰ درصد چرک و یا با بوی زننده (Williams et al. 2005). در مطالعهای دیگر طبقه بندی اندومتریت به دو گروه سالم (درجه ترشحات مهبلی یک و کمتر) و مبتلا به اندومتریت (درجه ترشحات مهبلی دو و بیشتر) انجام گرفت (Dubuc et al. 2010). گزارش شده که واژینوسکوپی اگر با سلول شناسی اندومتریوم با سایتوبراش مقایسه شود فاقد حساسیت لازم برای تشخیص اندومتریت بالینی و تحت بالینی است اما برای تشخیص اندومتریت بالینی در گاوهای بیش از ۴ هفته پس از زایش مناسب است (Barlund et al. 2008).
۲-۴-۳- اولتراسونوگرافی
اولتراسونوگرافی به طور گستردهای به عنوان یک ابزار تشخیصی در دامپزشکی استفاده شده است. از آن در تشخیص زود هنگام آبستنی (Kastelic et al. 1989)، ارزیابی دقیق ساختارهای تخمدان (Patterson et al. 1989)، تشخیص تفریقی کیست لوتئال از فولیکولار
(Sprencher and Nebel 1988)، تشخیص زنده مانی رویان (Kastelic et al. 1988)، تعیین جنسیت جنین (Curran et al. 1989) و تشخیص اندومتریت تحت بالینی (Kasimanickam et al. 2004) استفاده شده است. بیشتر تحقیقات در زمینه اندومتریت بر حضور، مقدار و طبیعت مایعات رحمی تمرکز کردهاند. در مطالعهای که گاوهای پس از زایش از طریق راست روده با اولتراسونوگرافی معاینه شدند نتیجه گرفته شد که حجم مایعات درون رحم به طور معنیداری مرتبط با نقص مکانیسم بازسازی رحم بوده و با رشد باکتریایی همبستگی مثبت دارد (Mateus et al. 2002). در مطالعهای دیگر حجم مایع داخل رحمی شناسایی شده با اولتراسونوگرافی، همبستگی معناداری با کشت باکتریایی سوآب رحمی و نیز نقص در بازسازی رحمی داشت (Kasimanickam et al. 2004).
طبیعی به نظر میرسد که پاسخ التهابی موضعی در اندومتریوم منجر به درجاتی از افزایش ضخامت بافتی شود. تلاش برای استفاده از اندازه گیری اولتراسونوگرافی ضخامت اندومتریوم به منظور تشخیص اندومتریت در گاوها انجام شده است. با این وجود، نشان داده شده است که اندازه گیری اولتراسونوگرافی ضخامت اندومتریوم شاخص خیلی حساسی برای وضعیت تولیدمثلی در روز ۱۵۰ نیست (Barlund et al. 2008). اندازه گیری اولتراسونوگرافی ضخامت اندومتریوم نسبت به سلول شناسی اندومتریوم با سایتوبراش کمتر مفید بود. این شاخص به راحتی تحت تاثیر محل شاخ رحم که اندازه گیری ضخامت با پروب اولتراسوند انجام شده بود قرار میگرفت (Barlund et al. 2008).
۲-۴-۴- سلول شناسی اندومتریوم
سلولهای التهابی را میتوان به وسیله سواب پنبهای محافظت شده، بیوپسی رحم، شستشوی رحم یا با سیتوبراش جمعآوری کرد (Kasimanickam et al. 2005a). سلول شناسی اندومتریوم به عنوان یک روش تشخیصی در اسب استفاده شده بود اما سایتوبراش تغییر یافته در گاو نیز استفاده شد (Barlund et al. 2008; Kasimanickam et al. 2004). از آنجا که ارتباط بین سلولشناسی رحم و موکوس گردن رحم و آسیب شناسی اندومتر در گاو بررسی شده و اختلاف آماری معنی داری بین درصد سلولهای دفاعی چند هستهای در گسترش موکوس گردن رحم و گسترش حاصل از شستشوی رحم یافت نشد (Ahmadi et al. 2005) و از طرفی تهیه موکوس گردن رحم بدون دستکاری رحم گاو بوده و هیچگونه عارضه جانبی بر روی رحم نخواهد داشت (Ahmadi et al. 2005; Oral et al. 2009) بنابراین میتوان استفاده از آن را در تشخیص اندومتریت تحت بالینی جایگزین دیگر روشها کرد.
نسبتهای متفاوتی از سلولهای چند هستهای به عنوان آستانه ابتلای اندومتریت تحت بالینی گزارش شدهاند. در همه این مطالعات، گاوهای با درصد بالاتر سلولهای چند هستهای دیرتر از گاوهای یا درصد پایینتر آنها آبستن شدهاند (Barlund et al. 2008; Gilbert et al. 2005; McDougall 2001b). در مطالعهای بهترین شاخص اندومتریت، وجود سلولهای چند هستهای بیش از ۶ درصد و یا ترشحات موکوسی-چرکی مهبل در روز ۳۵ پس از زایش و همچنین وجود سلول چند هستهای بیش از ۴ درصد در روز ۵۶ پس از زایش تعیین شد (Dubuc et al. 2010). مطالعات دیگری وجود سلولهای چند هستهای بیش از ۸ درصد (Barlund et al. 2008)، یا بیش از ۱۸ درصد در ۲۱ تا ۳۳ روز پس از زایش و همچنین بیش از ۱۰ درصد در ۳۴ تا ۴۷ روز پس از زایش (Kasimanickam et al. 2004) را، در صورت عدم وجود چرک در مهبل به عنوان شاخص اندومتریت تحت بالینی تعریف کردهاند.
۲-۴-۵- بیوپسی رحمی و باکتری شناسی
بیوپسی رحمی و کشت باکتریایی رحمی روشهای استاندارد طلایی تشخیص اندومتریت در نظر گرفته شدهاند (Gilbert et al. 2005; Sheldon et al. 2006a). با این وجود، بیوپسی اندومتریوم رحم نیاز به تجهیزات گران قیمت دارد و ارزش بالینی این روش به دلیل تاخیر در ارائه نتایج محدود است (Etherington et al. 1988; Sheldon and Dobson 2004). برخی دامپزشکان گزارش کردهاند این تکنیک وقتگیر و گاه انجام آن مشکل است و نیز ممکن است اثر منفی بر باروری گذارد (Etherington et al. 1988; Gilbert et al. 2005).
کشت باکتریایی ابزار ضروری برای تشخیص علت عفونت رحمی است (Bondurant 1999; LeBlanc et al. 2002a; Lewis 1997; Sheldon et al. 2004). استفاده از یک سوآب دقیقترین وسیله نمونه گیری برای شناسایی باکتریهای اختصاصی و غیر اختصاصی عامل عفونت است (Bonnett et al. 1993; Noakes et al. 1991). کشت رحمی واقعی باید از رحم، بدون آلودگی با باکتریهای خارجی تهیه شود (Azawi 2008). آلودگیهای فرج و مهبل منابع بالقوه باکتریهایی هستند که میتوانند تفسیر نتایج را مبهم کنند (Dohmen et al. 2000; Sheldon et al. 2004) اما در کشت باکتریها نیز محدودیتهایی وجود دارد که استفاده از آنها را دچار ابهام میکند. به عنوان مثال، برای کشت برخی باکتریها مثل F. necrophorum باید شرایط خاص (اجبار در استفاده از محیط کشت اختصاصی، ایجاد شرایط خاص بیهوازی و همچنین مدت زمان طولانی مورد احتیاج برای کشت) فراهم شود که این روش را تبدیل به فرایندی زمانبر، هزینهبر و با زحمت زیاد کرده است (Westermann et al. 2010). در مورد باکتریهای سخت رشد و بیهوازی چونF. necrophorum وmelaninogenicus .P. در بسیاری مطالعات تعداد زیادی نمونه بدون رشد هیچ گونه باکتری گزارش شده است (Ahmadi et al. 2007; Westermann et al. 2010). نکته مهم دیگر اینکه در مطالعات باکتری شناسی جدا شدن باکتری به عنوان دلیلی قاطع مبنی بر وجود عفونت در رحم تلقی می‌شود ولی در صورتی که چرک مشاهده و باکتری جدا نشود نمی‌توان نتیجه گرفت که وجود چرک، ناشی از التهاب غیر عفونی است. در مطالعهای از کشت رحم ۸۹ راس گاو مبتلا به اندومتریت بالینی تهیه شده از گاوداریهای ۵ استان، فقط از ۳۵ مورد (۳/۳۹ درصد) باکتری جدا شد (Yavari et al. 2007).
۲-۵- درمان اندومتریت در گاوهای شیری
نشان داده شده است که اندومتریت منجر به افزایش فاصله زایمان تا آبستنی، کاهش نرخ آبستنی و افزایش نرخ حذف میشود (Sheldon and Noakes 1998). در بسیاری از مطالعات بهبود در شاخصهای کلی تولید مثلی به دنبال درمان اندومتریت دیده نشد اما برخی نیز درمان اندومتریت را در آبستنی سریعتر و کاهش روزهای باز مفید دیدند (Gautam et al. 2009). بنابراین، هدف درمان اندومتریت بهبود کارایی تولیدمثلی است. این هدف با بهبود دفع رحمی و روندهای پاکسازی رحمی، کاهش عفونتهای باقیمانده و متعاقب آن کاهش التهاب در رحم قابل دستیابی است (McDougall 2001a). طرحهای درمانی مختلفی توصیف شده است که درمان آنتی بیوتیک درون رحمی بیشترین آنها بوده است (Palmer 2008). درمانهای متداول اندومتریت شامل استفاده از پروستاگلاندین F، تجویز داخل رحمی آنتیبیوتیکها و یا ترکیبی از هر دو است (Noakes et al. 2009).
۲-۵-۱- استفاده از پروستاگلاندینها
PGF و آنالوگهای آن در درمان پیومتر استفاده شدهاند، چرا که این هورمون در گاو تحلیل جسم زرد را القا میکند و همچنین سبب افزایش انقباضات رحم میشود (Bonnett et al. 1990; McDougall 2001a). گفته شده است که تجویز پروستاگلاندین در گاوهای پس از زایش از سه راه موجب بهبود عملکرد تولید مثلی میشود: افزایش انقباضات رحم، القای تحلیل جسم زرد و افزایش فعالیت فاگوسیتی سلولهای چند هستهای رحم (Galvao et al. 2009a). پروستاگلاندین در گاو فحلی ایجاد میکند. با فحلی گاو میزان استروژن در خون بالا رفته، خونرسانی بافت رحم و فعالیت سلولهای دفاعی مثل نوتروفیلها افزایش مییابد و در نتیجه سیستم دفاعی رحم فعال میگردد. از طرفی افزایش ترشحات فحلی هم به پاک شدن رحم از باکتریها کمک میکند (LeBlanc 2008). در مطالعهای درمان گاوهای مبتلا به اندومتریت تحت بالینی با کلوپروستنول بین روزهای ۲۰ تا ۳۳ پس از زایش، سبب ۷۰ درصد افزایش در احتمال آبستنی در مقایسه با گروه شاهد شده بود (Kasimanickam et al. 2005b). اما استفاده از PGF در گاوهایی که تخمدان فعالی ندارند و یا جسم زرد روی تخمدان آنها تشکیل نشده جای پرسش دارد و احتمالا بدون اثر گذاری کافی است (LeBlanc 2008). چنانچه استفاده از دوزهای متعدد PGF2α کم کردن شیوع اندومتریت و بهبود باروری نداشت (Hendricks et al. 2006). استفاده از PGF2α عملکرد تولید مثلی را کاهش داد و افزایش هزینهها را موجب شد (Mejia and Lacau-Mengido 2005)، و در گاوهای با اندومتریت بالینی سبب کاهش روزهای باز نشد و تجویز آن در روزهای ۲۰ تا ۲۶ که جسم زردی روی تخمدان نبود سبب کاهش باروری شد (LeBlanc et al. 2002b).
۲-۵-۲- درمان آنتی بیوتیکی داخل رحمی
مقصود اصلی از تجویز آنتیبیوتیک داخل رحمی رسیدن به سطح بالای آنتیبیوتیک در مجرای رحم است (Gilbert 1992). تجویز آنتیبیوتیکها داخل رحم رشد باکتریها را سرکوب کرده و کمک به پاکسازی رحم کند. اما این روش با چند پرسش مطرح است: طیفی از باکتریها که آنتیبیوتیک میتواند با آن مقابله کند، تداخل آنتیبیوتیک با مکانیسم دفاعی رحم و فعایت سلولهای چند هستهای، آسیبهایی که ممکن است در اثر آنتیبیوتیک به دیواره رحم وارد شود و در نتیجه اثر آن بر باروری، دور ریز شیر به دلیل استفاده از آنتیبیوتیکها، هزینههای استفاده از آنها و البته در بسیاری موارد آنها ناکارآمد هستند (Gilbert 1992; Noakes et al. 2009). گزارشات زیادی در مورد تجویز داخل رحمی آنتیبیوتیکها از جمله تتراسایکلین، پنیسیلین، سفاپیرین، کلرامفنیکل، جنتامایسین، اسپکتینومایسین، سولفانامیدها و نیتروفورازون وجود دارد (LeBlanc 2008; McDougall 2001a; Sheldon and Noakes 1998). رحم پس از زایش یک محیط بیهوای پر از خون، بافت و دیگر ضایعات است که بسیاری از آنتیبیوتیکها از جمله آمینوگلایکوزیدها را ناکارآمد میکند (Paisley et al. 1986). مطالعاتی وجود دارد که نشان میدهدT. pyogenes برابر آنتیبیوتیکهایی چون
اکسیتتراسایکلین، تتراسایکلین، سفتیوفور، انروفلوکساسین و پنیسیلین و باکتری E. coli برابر اکسیتتراسایکلین، تتراسایکلین و پنیسیلین مقاومت دارویی نشان میدهند (Yavari et al. 2007). مطالعات زیادی بیان کردهاند که درمان گاوهای مبتلا به اندومتریت با تجویز آنتیبیوتیک داخل رحم در مقایسه با عدم درمان آنها سبب بهبود شاخصهای تولیدمثلی نشده است با این حال در مطالعاتی نیز بهبود شاخصها گزارش شده است (LeBlanc 2008).
متداولترین آنتیبیوتیک که برای تجویز داخل رحمی استفاده میشود اکسیتتراسایکلین است که به دلیل اثر گذاری در محیط بیهوازی رحم و در حضور چرک انتخاب مناسبی میتواند باشد (Youngquist and Threlfall 2007) اما اشکالات فراوانی به آن وارد است از جمله آسیبی که به اندومتریوم وارد میسازد (Noakes et al. 2009)، نفوذ کمی به لایههای عمقیتر رحم دارد (Bretzlaff 1987) و توانایی کمی که برای مقابله با معمولترین باکتری عامل اندومتریت یعنی T. pyogenes نشان داده است (Noakes et al. 2009; Yavari et al. 2007). درمان با سفاپیرین سبب کاهش روزهای باز نسبت به گروه شاهد شد اما تفاوتی با PGF از این نظر نداشت (LeBlanc et al. 2002b). در پژوهشی دیگر سفاپیرین عملکرد تولید مثلی را در گاوهای مبتلا به اندومتریت تحت بالینی بهبود داد (Kasimanickam et al. 2005b). اما در مطالعه دیگری با توجه به اینکه ۷۷ درصد گاوهای نابارور مبتلا به اندومتریت هستند، نشان داده شد که درمان این گاوها با PGF و سفاپیرین تفاوت معناداری با درمان با PGF به تنهایی ندارد (Ahmadi and Dehghan 2007). در مطالعهای تزریق داخل رحمی سفتیوفور بر نرخ آبستنی اثر نداشت اما شیوع عفونت رحمی در گاوها و نیز شیوع T. pyogenes را کاهش داد (Galvao et al. 2009b). در مجموع مطالعات مختلف نشان دادند که روشهای درمان عفونتهای رحمی با آنتیبیوتیکهای داخل رحمی موثر هستند به شرطی که آنتیبیوتیک مناسب با مقدار کافی، بدون اثر نامطلوب بر عملکرد سلولهای دفاعی چند هستهای استفاده شود (McDougall 2001a; Thurmond et al. 1993).
۲-۶- واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR)
در بسیاری مطالعات تعداد زیادی نمونه بدون رشد هیچ گونه باکتری گزارش شده است (Ahmadi et al. 2007; Westermann et al. 2010). تا جایی که در برخی پژوهشها توصیه شده است که تعیین شود آیا روشهای تازهتری چون PCR دقت تشخیص را افزایش خواهند داد (Westermann et al. 2010). واکنش زنجیرهای پلیمراز (PCR) یکی از حساسترین و سریعترین روشها برای تشخیص باکتریهاست (Yoshida et al. 2005). برخی مطالعات وجود دارد که از PCR برای ردیابی باکتریها در اندومتریت استفاده کردهاند اما بسیاری از آنها یک مرحله از کشت باکتری را در روش خود گنجانده بودند (Bicalho et al. 2010; Liu et al. 2009; Zhang et al. 2009) که این وقتگیر و گرانتر است و برخی مشکلات را با باکتریهای بیهوازی سخت رشد مثل F. necrophorum و P. melaninogenicus دارد. در حال حاضر PCR به عنوان یک فنآوری قدرتمند برای تشخیص و توصیف میکروارگانیسمها بدون احتیاج به کشت تایید شده است (Guo et al. 2012). بنابراین استفاده از آن برای جبران کاستیهای کشت باکتریایی معقول به نظر میرسد. برخی تلاشها برای شناسایی باکتریها از ترشحات رحمی توسط PCR صورت گرفته است (Bicalho et al. 2012; Guo et al. 2012; Liu et al. 2009). تاکنون مطالعات کمی وجود دارد که از روش PCR بر روی ترشحات رحمی به طور مستقیم (بدون کشت باکتری) استفاده کرده باشند. مانند شناسایی Mycoplasma در گاوهای اندومتریتی (Guo et al. 2012) و شناسایی سه باکتری T. pyogenes، E. coli،F. necrophorum در گاوهای پس از زایش (Bicalho et al. 2012). کمتر مطالعهای به تشخیص عوامل عفونی ترشحات اندومتریت با روش multiplex PCR پرداخته است. چنانچه در

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.