بررسی مسئولیت مدنی ناشی از کودک آزاری و سوء رفتارهای عاطفی با کودکان- قسمت ۷

«از نظر روان شناختی، سوءاستفاده جنسی و تجاوز به عنف منشأ بسیاری از اختلالات روانی مانند فوییها، اضطراب و افسردگی میباشد».[۲۱]
بلامبرگ پنهانترین نوع کودک آزاری را، آزار جنسی میداند، ماهیت پنهان این عمل شرمآور موجب عدم افشاء این پدیده میباشد. سوءاستفاده جنسی توسط هر فرد بزرگسالی قابل انجام میباشد. ممکن است که این عمل توسط اعضای خانواده و یا محارم تحت عنوان «زنای با محارم» و یا به وسیله اشخاص دیگری صورت گیرد.[۲۲]
با ظهور دین مسیح سوءاستفاده جنسی از کودک ممنوع و شرم آور اعلام شد. با افزایش قدرت کلیسا این عمل عنوان مجرمانه به خود گرفت و مرتکبین این اعمال مجرم معرفی شدند.
«اکنون بر اساس یافتههای بالینی، ویژگیهای رفتاری-روانی بزه دیدگان جنسی مورد کاوش قرار گرفته است. در حال حاضر سوءاستفاده جنسی را منشأ بسیاری از اختلالات شخصیتی میدانند».[۲۳]
آزار جنسی مانند آزار فیزیکی اشکال متفاوتی دارد: تجاوز به عنف، زنای با محارم، تجاوز براساس تعریف قانون موضوعه، لمس کردن تحریکآمیز و سایر اشکال رایج. علاوه بر رفتارهای جنسی متداول راههای دیگری برای استشمار جنسی کودکان وجود دارد. آنها ممکن است برای کسب درآمد والدین، سرپرستان و سایر دلالان محبت مجبور به تن دادن به فحشا شوند. سوء استفاده از کودکان در موضوع پورنوگرافی (فیلمها – مجلهها) موجب استشمار جنسی – تجاری کودکان میشود.
مرکز ملی سوءاستفاده و غفلت، آزار جنسی را مواردی میداند که کودک برای کسب لذت جنسی یک شخص بزرگسال از طریق مقاربت یا تماس جنسی او مورد سوء استفاده قرار میگیرد. در یک تعبیر کلی میتوان کودک آزاری جنسی را به هر نوع تماس شخص بزرگسال با کودک در جهت تامین نیازهای جنسی خویش تعبیر نمود.[۲۴]
البته با توجه به اینکه سن مجاز و قانونی برای اقدام به فعالیتهای جنسی در هر کشوری با توجه به متغیرهای فرهنگی متفاوت است، میتوان تعریف فوق را چنین تکمیل کرد: هر نوع تماس فرد بزرگسال با کودکی که به سن مجاز و قانونی برای اقدام به فعالیتهای جنسی نرسیده است، به منظور ارضاء نیازهای جنسی خویش،کودک آزاری تلقی میشود.
همان گونه که پیش از این ذکر شد کودک آزاری جنسی به اشکال و انواع گوناگون صورت میگیرد که بر حسب ضرورت به ذکر دو مورد آن میپردازیم:

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.

 

نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی

 

 

 

۲-۱- زنای با محارم

 

دکتر کاپلان سادوک، رابطه جنسی میان افراد دارای رابطه خونی با یکدیگر را زنای با محارم مینامد. در یک تعریف گسترده میتوان رابطه رسمی یا غیر رسمی جنسی میان افرادی که از لحاظ فرهنگی این رابطه مجاز شناخته نشده باشد، را زنای با محارم نامید.
کمترین موارد زنای با محارم مربوط به رابطه جنسی مادر و پسر است، دخترها بیش از پسران قربانی زنای با محارم میشوند در ایالت متحده امریکا حدود یک سوم از ۱۵ میلیون نفر قربانی زنای با محارم زیر ۹ سال سن داشتهاند.
موقعیت اقتصادی خانواده نقش مؤثری در وقوع زنای با محارم ندارد، مسئله قابل تأمل این است که این موضوع در خانوادههای دارای ثبات اقتصادی، بیشتر پنهان میماند.
در بروز این پدیده میتوان به عوامل اجتماعی، فرهنگی، فیزیولوژیکی و عوامل روانی اشاره نمود.
زندگی در روستاهای دور افتاده و کم جمعیت که امکان دسترسی به رابطه جنسی با افراد گوناگون را نمیدهد نیز در بروز این معضل مؤثر میباشد. در بعضی از موارد مهاجمان، افرادی دارای ضریب هوشی پایین و یا دچار اختلال روانیاند.
برخی زنای با محارم را به هر نوع فعالیت جنسی میان اعضای یک خانواده میدانند که الزاماً وجود یک رابطه نسبی ضرورت ندارد.[۲۵]
«معمولاً در زنای محارم کودکان نابالغ در سنین ۴ الی ۱۲ سال مورد سوء استفاده قرار میگیرند».[۲۶]

 

عکس مرتبط با اقتصاد

 

۲-۲- فحشاء کودکان

 

برخی فحشاء کودکان را شرکت آنان را در فعالیتهای جنسی با هدف کسب منافع میدانند. بیشتر فاحشههای خردسال، کودکانی هستند که تجربه تلخ و هولناک سوءاستفاده جنسی توسط یکی از محارمشان را داشتهاند و برای رهایی از تکرار این فاجعه از خانه گریختهاند. این کودکان برای ادامه حیات در محیط خشن و بیرحم جامعه و برای تهیه خوراک و پوشاک خود به ناچار به فحشاء روی میآوردند.

 

۳- آزار عاطفی و روانی

 

هر گونه رفتار نا مناسبی که بر عملکرد رفتاری،شناختی،عاطفی و جسمی کودک تأثیر منفی داشته باشد گفته می شود.
آزار روانی (عاطفی) بهطور معمول یکی از پی آمدهای آزار جنسی و جسمی میباشد، اما در بسیاری از موارد بهطور مجزا نیز روی میدهد. کایریس و همکارانش آزار روانی را اینگونه تعریف کردهاند: بدرفتاری روانی در بچهها زمانی روی میدهد که شخص به کودک القا کند که وی موجودی بیارزش، معیوب، منفور، ناخواسته و مخاطرهانگیز میباشد. و ارزشش فقط به جهت برآورده کردن نیازهای دیگران میباشد.کلیه موارد فوق در صورتی که شدید و تکراری باشد، آزار روانی را به دنبال دارد. و اینکه آزار عاطفی به معنای از بین بردن روح و توانایی و عواطف کودک میباشد. هم چنین بنتوسیم ۱۹۸۷ آزار عاطفی را یکی از شدیدترین آزارها دانسته و بیان کرده است که میتواند زمینه ساز آزار جسمی باشد و به عنوان ویران کردن منظم احساس لیاقت کودک (لیاقت به عنوان توانایی کارکرد در زمینههای اجتماعی تعریف شده است) مثلاً سپر بلا کردن، طرد یا انکار منظم تجارب اجتماعی وی میباشد.
آزار عاطفی انواع مختلفی دارد که میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
تحقیر کردن، بیارزش شمردن، مسخره کردن، تهدید کردن، جدا کردن کودک، داشتن خواستههای دو گانه و نامشخص از کودک، اعمال فشار روی کودک جهت بکارگیری رفتارهای ضد اجتماعی مانند خرید و فروش مواد مخدر و سرقت در معرض خشونتهای خانوادگی قرار دادن، مانند کتک خوردن مادر توسط پدر در منزل، حضور کودک در زمان تهاجمات کلامی والدین نسبت به هم.
(براساس تعریف ارائه شده در کنفرانس بینالمللی «آزار عاطفی و روانی کودکان و نوجوانان» در سال ۱۹۸۳ هر نوع رفتاری که با توجه به معیارهای اجتماعی و روان شناختی برای کودک مخرب شناخته شود، آزار روانی محسوب میگردد. به عبارت دیگر هر قسم از رفتار که منجر به ایراد آسیب به رشد رفتاری، شناختی، عاطفی و جسمی شود آزار عاطفی و روانی نامیده میشود).[۲۷]
براساس عقیده برخی از متخصصان، آزار عاطفی کودکان به دو نوع آزار فعال (فعل) و آزار غیرفعال (ترک فعل) طبقهبندی میشود. آزار فعال میتواند به شکل آسیب کلامی، رفتار تهدید آمیز، شکنجه روانی عمدی، القای عمدی ترس، خشم و اضطراب در ذهن کودک به طرز شفاهی و با اهدافی نظیر تحقیر و پست نمودن کودک صورت گیرد. شکل غیر فعال، ترک فعل آزار عاطفی متداولتر از نوع فعال آن میباشد. این نوع آزار شامل محرومیت از عشق والدین، محرومیت از تحصیل و تمام اشکال محرومیتهای عاطفی است.

 

 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

۴- آزار ناشی از غفلت و مسامحه

 

آزار ناشی از غفلت یا مسامحه عبارت است از توجه نکردن به نیازهای اساسی کودک مانند تغذیه،بهداشت،پوشاک عبارت است از عدم مراقبت و علاقمندی به کودک شامل محرومیت از نیازهای اساسی همانند غذا پوشاک و محرومیت از اقداماتی که جهت رشد طبیعی و نمو کودک نیاز هست ویا کودک را در معرض خطر قرار دادن میباشد. مسامحه یا غفلت به صورت عدم مراقبت کافی جسمانی و بهداشتی عدم تامین نیازهای روحی هیجانی و آموزشی کودک، ترک طفل و بحال خود رها کردن کودک، فقدان محبت کافی، صحبت نکردن با کودک، عدم رسیدگی به وضعییت تحصیلی و بی توجهی به ترک مدرسه و نیز کودک را در معرض خطراتی چون سرما و گرما قرار دادن میباشد.[۲۸] سوء رفتار و مسامحه در مورد کودک در بین دختران و پسران در سنین مختلف و در تمام گروههای قومی و تمام سطوح اجتماعی و اقتصادی مشاهده میشود. و میزان آن به طرز نگران کننده ای روبه افزایش است.
سوء رفتار و مسامحه در مورد کودک با طیف وسیعی از مشکلات هیجانی و نشانههای روانپزشکی همراه است. کودکانی که کتک خورده یا سوزانده میشوند، یا بهطور مکرر مورد تهاجم جنسی قرار میگیرند و یا از غذا و پوشاک و سرپناه محروم میشوند ممکن است تلف شوند و یا زنده بمانند و با پیامدهای آن جدال کنند. در اکثر موارد در زنای با محارم، کودکان مورد سوء استفاده جنسی تهدید میشوند که اگر اسرار خانواده را برملا سازند مورد سوء رفتار بیشتر و ترک شدن قرار خواهند گرفت، چنین رفتاری آنها را در موقعیت لاینحل تحمل سوء رفتار مداوم، سکوت خاموشی و یا خطر از دست دادن کامل خانواده رها میسازد. در کودکانی که مورد سوءرفتار جسمی یا جنسی قرار گرفتهاند، بسیاری از اختلالات روانپزشکی از جمله اضطراب، رفتار پرخاشگرانه، اندیشهپردازی پارانوئید، اختلال استرس پس آسیبی (P.T.S.D)، اختلالات افسردگی و افزایش خطر رفتار انتحاری مشاهده میشود.[۲۹]
هر ساله در ایالات متحده سوء رفتار و مسامحه با کودکان منجر به ۱۱۰۰ مورد مرگ میشود. تقریباً از هر سه یا چهار دختر و از هر هفت تا هشت پسر یک نفر تا سن ۱۸ سالگی مورد تهاجم جنسی واقع میشود. میزان بروز واقعی احتمالاً بالاتر از این تخمینها است، زیرا بسیاری از کودکان قربانی بدرفتاری شناسایی نمیشوند و بسیاری دیگر تمایلی به گزارش سوء رفتار ندارند.[۳۰]
عوامل زیادی در بروز سوء رفتار و مسامحه در مورد کودکان نقش دارد. والدین آزار دهنده اغلب خود قربانی سوء رفتار جنسی و جسمی بوده و در خانواده خود مدتها در معرض خشونت و درد و عذاب بودهاند که این عوامل در پیدایش پرخاشگری نقش زیادی دارد. بنابراین والدینی که خود آماج تنبیه بدنی و رفتارهای خشونت بار و بیرحمانه بوده اند ممکن است بدرفتاری را با کودکان ادامه دهند، عدهای معتقدند که روش آنها راه معقولی برای آموزش انضباط است در مواردی دیگر والدین در مورد روشهای تربیتی توأم با سوء رفتار خود مردد هستند ولی بدلیل فقدان مکانیسمهای سازگارا، ناگزیر به تقلید رفتار پدر و مادر خود متوسل میشوند.[۳۱]
اعمال بیتوجهی میتواند شامل مورد زیر باشد:
بی کفایتی والدین در ایفای نقش خود،قطع مراقبت مادری،محرومیت عاطفی و اجتماعی، جدایی والدین،بی تفاوتی،تحریک بیشتر یا کمتر از حد و عدم توفیق در درک یا پیش بینی نیازهای کودک در مراحل مختلف رشد باشد.[۳۲]

 

۵- آزار تجاری

 

 

۵-۱- به منظوراعمال منافی عفت

 

اطفال به صورت مختلف موردسوء استفاده قرار میگیرند تجاوز جنسی. به حقوق کودک به صورت مشاهده بچه، ارتباط جنسی در وسایل سمعی و بصری، تلویزیون، اینترنت و سینما دارای اشکال مختلف میباشند. زود رس شدن بلوغ و تمایلات جنسی، رابطه نا مشروع با محارم، بیماری روحی و اختلالات روانی ثمره تحمیل این شرایط بر اطفال بهویژه دختران نوجوان میباشد، برخی از اعمال پیش گفته از قدیم الایام وجود داشته است ولی مشکل جدیدی از استثمار و بردگی جنسی نسبت به نوجوانان به ویژه دختران در سالهای اخیر بوجود آمده است که نگرانی شدید جوامع بینالمللی را بر انگیخته است. امروزه قاچاق زنان و کودکان برای فحشاء و خود فروشی یکی از سودآورترین تجارت بعد از قاچاق مواد مخدر میباشد.بر آوردها حاکی است که سالانه هفت میلیارد دلار سود حاصله از قاچاق ۴ میلیون نفر زنان و اطفال در جهان میباشد. روش قاچاق گاهی به صورت آدم ربایی، گاهی تهدید والدین دختران، و بعضاً با خرید آنان از والدین میباشد. سن این بردگان نوین دنیای مدرنیسم بین ۱۲تا ۱۸ سال در نوسان است. طبق آمار سازمان امنیت و همکاری اروپا در حال حاضر ۱۰۰ هزار نفر اوکراینی در مراکز فحشای اروپای غربی کار میکنند و سالانه بین ۷۰۰ هزار تا دو میلیون نفر زن و کودک قربانی برده داری دنیای امروز میباشند. به هر کیفیت فقدان کار مناسب در کشور، ناکافی بودن در آمد، پایین بودن در آمد سرانه، اعتیاد والدین از عوامل بروز و ظهور این تجارت سیاه و بردهداری نوین گردیده که قربانیان سیه روز آن را دختران و کودکان بی پناه تشکیل میدهند.[۳۳]
قاچاق کودکان یکی از معضلات امروز است که همه کشورها به نوعی درگیر آن هستند. کشور ایران معمولاً به عنوان کشور مبداءو ترانزیت محسوب میشود که البته در مورد آن آمار رسمی وجود ندارد وی در مورد بروز قاچاق اطفال اظهار میدارد فقر یکی از دلایل آن است که افراد به منظور دست یافتن به آینده بهتر و موقعیت شغلی بهتر از اطفال سوءاستفاده میکنند و همچنین نبود سر پرست به دلیل جدایی والدین یا فوت آنها کودکان را به عنوان طعمه مطرح میکنند.[۳۴]
یکی از ویژگیهای قاچاق انسان بینالمللی بودن آن میباشد به طوری که جهانی شدن اقتصاد، امکان ایجاد شبکههای جهانی برای ارتکاب جرم را فراهم ساخته است. در عصر فناوری اطلاعات، مجرمین بینالمللی به راحتی با یکدیگر ارتباط بر قرار میکنند.
چنانچه اینترنت و سرویس گپ زنی (چت) بهترین وسیله برای ارتباط شنیداری و حتی دیداری چندین مجرم از نقاط مختلف جهان در آن واحد است همین امر منجر به تسهیل جرم قاچاق اشخاص به قصد بهره کشی جنسی گردیده است. مطالعات نشان میدهد که دلالان نخست قربانیان را بعنوان پرستار بچه، پیش خدمت یا هر فرصت کاری مناسبی که در خارج پیش می آید وارد گروه می کنند، بعد از گرفتار شدن آنها قربانیان خود را از طریق ضبط اوراق هویت و گذرنامه، تهدید خانوادگی، بدهکار ساختن، خشونت و شکنجه کنترل می کنند.[۳۵]

 

۵-۲- به قصد تجارت اعضای بدن

 

موضوع کودک آزاری از نظر پزشکی زمانی مطرح میشود که مسائل بهداشتی یا درمانی بدون کنترل و مراقبت صحیح انجام می شود.موضوع کودک آزاری ناشی از مراقبتهای پزشکی بسیار داغ و پر سر و صدا است که تبعات قانونی زیادی را در بر دارد. فراهم نیاوردن یا اجازه ندادن والدین به انجام درمانهای طبی لازم بر پایه عقاید مذهبی یکی از این مواردی است که این امر بر درک غلط یا بیمبالاتی استوار است. کودک آزاری پزشکی به صورتهای مختلف ظاهر میشود. قاچاق اعضای بدن کودکان و امتحان داروهای جدید پزشکی روی کودکان
بیسرپرست شبانه روزیها از جمله مواردی است که خبرگزاریها هر از چند گاهی اخباری را در این زمینه مخابره میکند. بر پایه یک خبر که در ماه مه ۱۹۹۷ به نقل از یک خبرگزاری غربی در روزنامهها منتشر شد پژوهشگران غربی با مردم فقیر کشورهای آفریقایی مانند موشهای آزمایشگاهی رفتار میکنند و داروهای تایید نشده بیماری ایدز را روی زنان باردار فاقد ویروس ایدز آزمایش میکنند. بهدلیل کارا نبودن این قبیل داروها، ویروس ایدز از مادر به نوزاد انتقال یافته است وصدها کودک آفریقایی به همین دلیل جان خود را از دست خواهند داد. کودکان از سنین نوزادی تا جوانی موضوع جرایم گوناگون قرار دارند. سرقت نوزادان و فروش آنها و ربودن اطفال برای فروش اعضای مختلف بدن آنان مانند کلیه، قلب وغیره از جرایمی هستند که در کودکان معصوم، قربانیان آن به شمار میروند و متاسفانه این شرایط در کشورهای عقب مانده و جهان سوم به نسبت از ممالک پیشرفته که درآن قوانین جهت حمایت از کودکان و بهره کشی از آنان به حداقل ممکن می رسد اسف بارتر است.[۳۶]

 

مبحث دوم: مسئولیت مدنی

 

همه هم و غم حقوقدانان این است که چگونه روابط موجود در جامعه را به نحوی با هم جمع کند که هیچ کس سبب رنج و ضرر دیگری نشود، ولو در اعمال حق: به عبارتی یک مهندسی اجتماعی که در آن حداکثر حقوق و خواستها با حداقل اصطکاک تعدیل یافته و تضمین گردد.[۳۷] در خصوص ضررهای وارده به افراد حقوقدانان قواعدی را مبنای کار خود قرار داده و بیان داشتهاند که ضرر جبران نشده نباید در اجتماع وجود داشته باشد و برای تضمین عدم اضرار ضمانت اجراهایی را مقرر نمودهاند. همانطور که مسئولیت اخلاقی یا کیفری ضمانت اجرای مهمی در امور اخلاقی یا جنایی است، در حقوق خصوصی نیز مسئولیت مدنی به عنوان یک ضمانت اجرای حقوق فردی از اهمیت شایانی برخوردار است که نقش عظیمی را در تنظیم حقوق افراد و تنظیم روابط اجتماعی و اقتصادی مردم ایفا میکند. بدون مسئولیت، حقوق فاقد جنبۀ عینی خواهد بود و جنبۀ ذهنی دارد. چیزی که به حق بالقوه، حالت فعلیت میبخشد و آن را به طور ملموس در نزد صاحب آن قرار میدهد، چیزی نیست، جز مسئولیت مدنی.
مسئولیت و اقسام آن
۱-۱-تعریف مسئولیت
تعریف لغوی : مسئولیت در لغت به معنی پرسش،مورد سوال واقع شدن و به مفهوم تفکیک وظیفه آمده است.
در فرهنگ معین نیز مسئولیت بدین معنا آمده است : مسئولیت بر وزن مفعولیه،واژه ای است عربی و از نظر دستوری مصدر جعلی بوده و مشتق از سأل،یسال می باشد. و در لغت به معنای موأخذه و باز خواست آمده است و مسئول کسی است که از آن چه بر عهده دارد و مکلف به آن می باشد،مورد باز خواست قرار می گیرد.
مسئولیت در معنای لاتین مترادف عبارتresponsibility قرار می گیرد که از معنای پاسخگو بودن (response ) مشتق می شود. در معنای حقوق مدنی عبارت است از تکلیف قانونی شخص در عدم وارد نمودن ضرر به دیگری به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم.
مسئولیت در معنای فقهی: در معنای فقهی و شرعی نیز مسئولیت مترادف با عبارت ضمان بکار گرفته شده است و کسی را که مسئولیت بر ذمه و عهده او قرار می گیرد مسئول یا ضامن مینامد.
تعریف اصطلاحی مسئولیت : عبارت است از تعهد قانونی شخص به رفع ضرر دیگری که وی بوجود آورده است خواه ناشی از تقصیر خود وی باشد یا از فعالیت او ایجاد شده باشد.
۱-۲- اقسام مسئولیت
۱-۲-۱-مسئولیت حقوقی : مسئولیت حقوقی در لاتین معادل واژه (responsaibilite juridique ) می باشد.
در لغت به معنای مسئولیتی که مأخذ قانونی داشته باشد و در مقابل مسئولیت اخلاقی و دینی استعمال می شود.
۱-۲-۲-مسئولیت اخلاقی :

 

پایان نامه رشته حقوق

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *