برنامه ریزی راهبردی توسعه اکوتوریسم در منطقه ارسباران(مطالعه موردیشهرستان کلیبر)- قسمت ۲۶

عمده ترین رویکردهای مطرح شده درگردشگری را می توان به دوگروه عمده ذیل تقسیم کرد:
۱- رویکردهای غیر یکپارچه ۲- رویکردهای یکپارچه
۱-۲۶-۲- رویکردهای غیر یکپارچه
رویکردهای غیر یکپارچه یا غیرمنسجم ازسال۱۹۳۵تاحدود ۱۹۶۰ میلادی مطرح بوده اند. تمرکز و تأکید رویکردهای غیر یکپارچه برمکان یا بازار ویژه با تلاش اندکی برتوجه به شناخت ابزارو نحوه اجرای پروژه ها و پیشنهادات وسیع تر است به عبارتی در فعالیت برنامه ریزی تمامی ابعادو جوانب را درنظر نمی گیرند.رویکردهای ذیل در این گروه قرار می گیرند.
۱- پژوهش عملیاتی(تحقیق در عملیات) ۲- تحلیل اقتصاد سنجی(تکنولوژی رایانه ای) ۳- فنون مدیریت پروژه های بزرگ و پیچیده
۱- پژوهش عملیاتی : جزو اولین رویکردهایی است که در برنامه ریزی گردشگری بکار رفته است.کاربرد اصلی پژوهش عملیاتی در مدیریت وتصمیم گیری و تصمیم سازی می باشد.با تکیه برپژوهش عملیاتی هرگز نمی توان به برنامه ریزی پرداخت.ازپژوهش عملیاتی می توان درتصمیم گیری استفاده کرد.بنابرین این علم کار برنامه ریزی را انجام نمی دهد.
۲- روش تکنولوژی رایانه ای یا تحلیل اقتصاد سنجی : در واقع ادامه همان روش تحقیق در عملیات است.این روش در سال ۱۹۵۰دربخش گردشگری به کار گرفته شده است وتفاوت عمده اش با رویکرد قبلی استفاده از تکنولوژی رایانه ای در این دوره بود که اجازه استفاده از داده های بیشتر و اضافه نمودن تجزیه وتحلیل اقتصاد سنجی را ممکن ساخت.اما این تغییردرمقایسه با روش قبلی، فقط نوعی بدعت فنی به شمار می آمد و در محتوای فعالیت برنامه ریزی نوع آوری ایجاد نکرد.
۳- فنون مدیریت پروژه های بزرگ و پیچیده:کاربرد این روش در برنامه ریزی گردشگری بیشتر در تصمیم سازی و تصمیم گیری در اجراء برنامه و مدیریت گردشگری میباشد.
ودیگر رویکردها
رویکرد بهره بردارانه: گرایش ساده انگارانه وبراین فرض استوار است که توسعه گردشگری در ذات خویش خوب است و بطورخودکار برای جامعه میزبان مزایایی به همراه خواهد داشت.دراین رویکرد توجهی به آثار احتمالی منفی زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی گردشگری نمی شود وبه جای آن منابع طبیعی و فرهنگی، به عنوان کالایی درنظرگرفته می شود که برای توسعه گردشگری باید ازآن نهایت استفاده را کرد.
رویکرد اقتصادی:این رویکرد گردشگری رابه عنوان یک صنعت(مشابه صنایع دیگر) درنظر می گیردوبا نگرش اقتصادی، برتوسعه و بازاریابی تأکید دارد.دررویکرد اقتصادی گردشگری به فعالیتهایی اطلاق می شود که می تواند توسعه دولت به عنوان ابزاری برای نیل به اهدافی عینی رشد اقتصادی، اشتغال زایی، تحقیقات بازاریابی و کمک به ارتقای آن استفاده شود. دراین رویکرد اهداف اقتصادی نسبت به مسائل بوم شناختی واجتماعی الویت بیشتری دارد(رضوانی، ۱۶۴، ۱۳۸۷)
رویکرد فضایی – کالبدی: این رویکرد برجنبه های فضایی گردشگری وبرنامه ریزی منابع طبیعی براساس تحلیل دقیق وموضوع دسترسی تأکید دارد. این رویکردابعاد مکانی را با هدف توزیع متعادل فعالیتهای اقتصادی، بویژه فعالیتهای بخش گردشگری در فضا مدنظر قرار میدهد. هم چنین دراین رویکر، ابعادبوم شناختی گردشگری همراه با نیازهای ناشی ازآن برای توسعه درنظرگرفته می شود، تا آثارمنفی گردشگری برمحیط زیست فیزیکی به حداقل برسد. اما اغلب این رویکرد نیز به ویژگی های اجتماعی و فرهنگی یک مقصد گردشگری توجهی ندارد.( (رضوانی، ۱۶۵، ۱۳۸۷).
۲-۲۶-۲- رویکردهای یکپارچه- منسجم(از ۱۹۴۵میلادی به بعد):
این رویکردها سعی دردخالت دادن تمامی ابعاد، عوامل و اجزای مرتبط با برنامه ریزی گردشگری دارند.(البته حیطه تنوع عوامل مرتبط در هرمقطع زمانی مفهوم جداگانه ای داشته است. بدین صورت که در طول زمان عوامل بیشتری توسط برنامه ریزان در توسعه این فعالیت دخالت داده شده اند.رویکردهای ذیل در این گروه قرار می گیرند:
۴-رویکرد مشارکت مردمی در برنامه ریزی(برنامه ریزی مردمی) ۵- رویکرد جامع ۶- رویکرد تحلیل سیستمی۷- توسعه پایدار ۸- رویکرد برنامه ریزی فراگیر بلند مدت ۹- برنامه ریزی راهبردی – ساختاری
۱۰- رویکرد برنامه ریزی راهبردی(استراتژیک)
رویکردهای برنامه ریزی گردشگری بخصوص رویکردهای یکپارچه، زیرمجموعه ای از همان رویکرد های رایج در برنامه ریزی شهری و منطقه ای هستند.جدا از ماهیت ومحتوای فعالیت گردشگری، تمام اصول برنامه ریزی شهری و منطقه ای در خصوص برنامه ریزی گردشگری نیز صدق می کند.(رستگاری، ص ۲۶تا۲۹، ۱۳۸۹).
۴- رویکرد مشارکت مردمی در برنامه ریزی(برنامه ریزی مردمی)
این رویکرد تداوم توجه و الویت بخشی به مقصد در برنامه ریزی گردشگری است.این گرایشات با تداوم توجه به محیط زیست مقصد آغاز گردید و درنهایت منجر به ضرورت درک ومشارکت مردم محلی و ویژگی ها وگرایشات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آنان در برنامه ریزی و مدیریت گردشگری در منطقه میزبان گردید(معصومی،ص ۱۱۱، ۱۳۷۹).این رویکرد را می توان رویکرد “ازبالا به پایین” نامید دربرخی مواقع به عنوان رهیافتهای دیگری ازرویکرد “پایین به بالا” نیز استفاده می کنند. این مشارکتها گردهمایی هایی را برای تعیین نوع توسعه دلخواه بخش ها یا مردم محلی هدایت می کنند و سپس این ایده ها و اهداف محلی با برنامه های ملی یا منطقه ای تطبیق داده می شوند.این رویکرد مشارکت عظیم مردم محلی را درفرایند برنامه ریزی می طلبد.آن بیشتر اوقات به تحلیل رفتن و شاید به پیچیدگی اهداف، سیاستها و توصیه های توسعه در ناحیه محلی منتهی می گردد.رفع این پیچیدگی مشورت مجدد درسطوح ملی و منطقه ای به منظور تدوین یک برنامه سازگار را می طلبدودرنهایت منجر به انعکاس خواسته های مردم می شود.(همان ص ۱۱۴).
۵- رویکرد جامع ویکپارچه: این رویکرد براین نکته تأکید دارد که اهداف، سیاستهاوراهبردهای توسعه گردشگری باید براساس درک کاملی ازچگونگی عملکردنظام گردشگری اتخاذ شود(رضوانی، ۱۶۸، ۱۳۸۷).بطورکلی این رویکرد، استقرار جمعیت وفعالیتهای انسانی در محیط فیزیکی را مدنظر داردوبکارگیری آن در برنامه ریزی گردشگری بانواقصی همراه بوده است.
۶- نگرش سیستمی به صنعت گردشگری
این دیدگاه می کوشدبا بررسی درباره کلیت یک موضوع و بادرنظرگرفتن کلیه ارتباطات ممکن،البته درحدامکان، به شناخت کامل تری ازموضوع دست یابد.بنابرعقیده چارلزودیگران ماهیت مباحث و موضوعات مطرح درگردشگری به گونه ای هستندکه کاربردرویکردسیستمی را طلب می کنند.چراکه محورهای مطرح دراین صنعت گذشته ازتنوع،بسیاربایکدیگرمرتبط می باشندوتغییردریکی ازعناصربه بروزاثرات دردیگراجزای مجموعه نیز میشود.بکارگیری رویکرد سیستمی دربرنامه ریزی گردشگری در حدود سال ۱۹۸۵تجربه شده است. اگرچه کاربرد نظریه سیستمی در حوزه علوم طبیعی، تکنولوژی جدید و نهاد های اداری و نظامی نتایج بسیار مثبتی به بار آورده است.ولی کاربرد آن در قلمرو سیستم های پیجیده انسانی و اجتماعی هنوز خصلتی آزمایشی، غیر مطمئن و قابل بحث دارد.به نظر برخی از متفکران، نظام های اجتماعی و رفتارهای توده انسانی، به قدری پیچیده و پیش بینی ناپذیر است که نمی توان آنها را در چارچوب قوانین سیبرنیتیکی توضیح داد و تحت نظارت در آورد.
۷- توسعه پایدار
توسعه پایدار گردشگری عبارت است از گسترش صنعت گردشگری و جذب گردشگران به یک منطقه با استفاده از منابع موجود به گونه ای که ضمن پاسخ دادن به نیازهای اقتصادی، فرهنگی و ضوابط قانونی جامعه و انتظارات گردشگران بتوان وحدت و هویت فرهنگی، سلامت محیط زیست، تعادل اقتصادی مقصد ومیهمانان آنها را بطورمتوازن و پیوسته در حد بهینه تأمین کرد.
رویکرد توسعه پایدار برای برنامه ریزی گردشگری خیلی مهم است برای اینکه توسعه گردشگری به فعالیتهاوجاذبه ها در محیط طبیعی، میراث تاریخی و الگوهای فرهنگی مرتبط هستند.اگراین منابع تحلیل بروند یا نابود شوند، نواحی گردشگری قادر به جذب گردشگران نخواهند بود وگردشگری در منطقه رو به زوال خواهد رفت.چراکه بسیاری از گردشگران مقاصدی را جستجو می کنندکه از نقطه نظرکیفیت در سطح عالی باشند.آنها علاقمند به بازدید کردن از مکانهایی جذاب، تمیز، بدون آلودگی و ازدحام می باشند. از طرفی ساکنین نواحی گردشگری نیز مجبور به تحمل تخریب محیط ومشکلات اجتماعی نیستند.یکی از منافع عمده گردشگری مبتنی بررویکرد توسعه پایدار این است که پرداختهای گردشگری منجر به حفاظت از منابع طبیعی و فرهنگی یک ناحیه می گردد.(معصومی، ص ۱۵۳، ۱۳۷۹)
۸- رویکرد برنامه ریزی فراگیر بلند مدت
دربرنامه ریزی گردشگری بدلیل تحولات رخ داده، فراهم سازی یک چارچوب مقدماتی ضروری می نمودتاعوامل اقتصادی بتوانند در کنار عوامل محیطی و اجتماعی قرار داده شوند.در واقع یک رویکرد منطقه ای بسیار فراگیر برای برنامه ریزی گردشگری احساس می شد، به نحوی که بخش گردشگری به بخشهایی تقسیم شده و بسیاری از عوامل سیاسی، جغرافیایی و سایر عوامل مرتبط را در قالب با موضوعات هزینه و تولید گردشگری هماهنگ سازد.درواقع به چارچوبی نیازبود، تابوسیله آن بتوان این تمایلات وگرایشات عمومی را باهم استفاده نمود.و اعتباراین رویکرد در استفاده از دانش وتکنیک های سایر علوم همچون معماری، مهندسی، آمار و ریاضی، اقتصاد، جغرافیا، جامعه شناسی و…می باشد.(معصومی، ۱۳۸۸).
۹- برنامه ریزی راهبردی – ساختاری
درواقع برنامه ریزی راهبردی-ساختاری همان برنامه ریزی راهبردی است که به برنامه ریزی عرصه کالبدی و فعالیتهایی می پردازد که به نحوی با زمین و محیط طبیعی و فیزیکی سرو کار دارند.ولی برنامه ریزی راهبردی فراگیرتر و عام تر از برنامه ریزی راهبردی-ساختاری است.به هر حال برنامه ریزی راهبردی-ساختاری شاخه ای از برنامه ریزی راهبردی است که برای برنامه ریزی عرصه کالبدی پایه ریزی شده است. برنامه ریزی نحوه استفاده از زمین، استقرار و شدت فعالیتها، از ضروریات برنامه ریزی گردشگری می باشد و چون با کالبد سرو کار دارددر مقوله برنامه ریزی ساختاری نیز می گنجدوازکاربردهای این رویکرد نیز هست.
۱۰- رویکرد برنامه ریزی راهبردی
برنامه ریزی راهبردی گونه ای ازبرنامه ریزی است که دران هدف تعریف و تدوین راهبرد هاست.برنامه ریزی راهبردی شیوه ای است نظام یافته جهت اخذ تصمیمات و اجرای فعالیت ها در خصوص شکل دهی و رهنمود یک سیستم ، کارکرد وعلل آن.سیستم می تواند یک شهر، منطقه، استان یا ایالت و یا یک کارکرد و بخش مثل حمل و نقل و یا آموزش باشد.گردشگری نیز به عنوان یک کارکرددر گستره شهری و منطقه محسوب می گردد.
رویکرد برنامه ریزی راهبردی در حقیقت تکامل یافته برنامه ریزی جامع با توجه به ویژگی های برنامه ریزی فراگیر(مباحث مدیریت تحول و فراهم نمودن امکانات و ابزارهای تحول و ایجاد ساختارهای جدید ) است، که به تعیین اهداف های توسعه و مدنظر قرار دادن سناریوهای توسعه نیز می پردازد.در حقیقت در این رویکرد با تبییین چشم انداز و رسالت وجودی توسعه گردشگری در منطقه یا مقصد گردشگری و تحلیل موقعیتی در زمینه عوامل کلان و خرد محیط داخلی و خارجی گردشگری، اهداف و راهبردهایی کلان و عینی(کمی) توسعه گردشگری در منطقه یا مقصد گردشگری مشخص می گردد و با تعیین راهبردها و برنامه های عملیاتی و ساختاری ، جهت گیری راهبردی و سناریوهای توسعه گردشگری تنظیم می گردد.همچنین در این رویکرد فرایند، ابزارها و تکنیکهای ارزیابی و کنترل راهبردی نیز مشخص می گردند؛که موجب انعطاف پذیری توسعه با توجه به روند های محیط خارجی( سیاسی، اقتصادی، اجتماعی- فرهنگی، زیست محیطی، فناوری و غیره) می گردد. دررویکر برنامه ریزی راهبردی که به عنوان روش غالب برنامه ریزی و توسعه گردشگری در عصر حاظر به شمار می رود، تمرکز بر تدوین اهداف و طرح و راه های دستیابی به آنها ست بطور کلی برنامه ریزی راهبردی فرایندی است که سازمانها به واسطه آن واز طریق هم پیوند نمودن برنامه ریزی و مدیریت در یک فرایند واحد، در طول زمان با محیط پیرامون خود به شکلی اثر بخش تطبیق می یابند. در این فرایند سازمانها باید به سوالات زیر پاسخ لازم را ارائه نمایند
– ما اکنون در کجا قرار داریم؟ – برسی(پایش و ارزیابی)
– به کجا می خواهیم برسیم؟ – طرح (چشم انداز و برنامه)
– چگونه به آنجا برسیم؟ – عمل کردن (اقدام و عمل ) (ابراهیم زاده وهمکاران،ص ۵۳،۱۳۹۱).
هدف اساسی مدل برنامه ریزی راهبردی تطبیق منابع صنعت گردشگری با تهدید ها و فرصتهای محیط است بطوری که ماندگاری و پایداری درازمدت آن حاصل شود.برنامه ریزی راهبردی تلاشی سازمانیافته ومنظم برای اتخاذسیاستهای بنیادی و انجام اقدامات اساسی است، که سرشت وسمت گیری فعالیتهای یک سامانه را درچارچوبی قائده مند شکل می دهد.فرایند برنامه ریزی راهبردی از دیدگاه برایسون فرایندی هشت مرحله ای و بسیار منظم تر، مدبرانه و مشارکتی ازسایر فرایند هاست.(برایسون،ص۷۸، ۱۳۸۱) برنامه ریزی راهبردی یک نوع برنامه ریزی فرآیندی است.دلیل فرآیندی بودن این نوع برنامه ریزی در نوع وگونه ی پدیده هایی است که برای آنها برنامه ریزی صورت گرفته می شود.دربرخورد وبرنامه ریزی این پدیده ها، از آنجا که دائمآ در حال تغییر هستند باید گونه ای از برنامه ریزی صورت گیرد که قابلیت بازخوردوتطبیق با شرایط جدید درآن وجود داشته باشد(Nigle,2003).
۲۷-۲- جمع بندی نظری تحقیق/مدل مفهومی تحقیق

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.