دانلود مقالات : بهداشت و درمان روابط زناشویی

غالب مشکلات جنسی چند عامل هستند (کرور جونز 1992، ص 34- هاتن، 1980، ص50).

تکامل مجموعه ای از عوامل، شامل خصیصه های فردی و کیفیت رابطۀ زوجین نقش تعیین کننده دارند. به‌طورکلی عوامل تعیین کننده مشکلات جنسی به دو دسته روان‌شناختی و جسمانی تقسیم می‌شوند. در اینجا با تعدادی از تعیین کننده های روان‌شناختی مشکلات جنسی آشنا می شویم.

الف – جهل جنسی:

فقدان دانش جنسی یا اطلاعات نادرست دربارۀ مسائل جنسی با افزایش آسیب پذیری فرد، زمینۀ پیدایش ناکنش وری جنسی می‌شود (بنگرفت، 1989- ریلبرگل، 1987- مسترز وجانسن، 1970- هاتن، 1985) مردان جوان با تصوری نادرست از قدرت مهار انزال و این باور که هیجان بسیار طولانی تر از آن است که واقعاً هست، نسبت به سرعت رسیدن به اوج لذت جنسی بسیار نگران و مضطرب می‌شوند، وضعیتی که به ایجاد و استقرار مشکلات نعوظ و انزال کمک می‌کند. فقدان دانش جنسی و اندیشه های نادرست در زنان هم به ترس از آمیزش جنسی منجر می‌شود، مانند این تصور که آمیزش جنسی الزاماً دردناک است، وضعیتی که زمینه ساز دشواریهای واقعی می‌شود.

درگروههای فرهنگی خاص، وجود بعضی باورها می‌تواند به دشواریهایی در سازش جنسی منجر شود. برای مثال اگر زن جایگاه کلیتوریس را نداند و یا اساساً از علت آن بی اطلاع باشد، در مقابل ناکنش وری ارگاسمی آسیب پذیر خواهد بود. جهل جنسی مشابه از سوی مرد نیز، به ناکنش وری جنسی زن دامن می زند. دانش جنسی نسبت به جنس مخالف هم غالباً ضعیف و نادرست است.

ب – اضطراب عملی:
پایان نامه
اضطراب عملی، نگرانی وسواس شخصی در مورد در کفایت اجرایی عملیات جنسی، یکی از نیرومندترین تعیین کننده های ناکنش وری های جنسی است. تأثیر اضطراب عملی، بیش از دیگر اختلالات جنسی در ناکنش وری نعوظ، انزال زودرس و اختلالات ارگاسمی قابل مشاهده است.

مردی که از ناکنش وری نعوظ رنج می‌برد، درهر نوبت از عملیات جنسی بیش از هر چیز نگران است که آیا قادر به تشکیل نعوظ خواهد بود یا نه؟ و در صورت تشکیل نعوظ آیا می‌تواند آن را به پا نگهدارد تا آمیزش جنسی صورت پذیرد و همسرش را ارضاء نماید. اضطراب این افراد در آستانه ادخال، یعنی دقیقاً زمانی که بیشترین نیاز به نگهداری نعوظ احساس می‌شود، افزایش می یابد. جریان فزایندۀ اضطراب عملی، تجربه ناکنش وری نعوظ را ادامه می‌دهد و موضع شخص را در برابر مشکل تضعیف می‌کند.

پویای اضطراب عملی در مورد زنی که با مشکل تجربۀ ارگاسم مواجه است، فرآیندی مشابه دارد. افکاری چون، اگر زود ارگاسم نشوم، شوهرم خسته می‌شود، از من زده می‌شود، به غرورش برمی‌خورد و …. ذهنش را مشغول و آرامشش را مختل می کند و بدینسان به اضطرابش می افزاید. باوجود چنین افکاری و متقابلاً تقاضاهای فزایندۀ مرد از زن در رسیدن به ارگاسم به‌منظور ارضای نیاز به‌موقعیت‌های اجرایی خود، پدیدۀ بالینی تظاهر به ارگاسم از سوی زن توجیه می‌شود.

بنابراین اضطراب عملی با نگرانی و وسواس و نیاز نابهنجار شخص، نسبت به اجرای موفق عملیات جنسی یا ارضای شریک جنسی بدون در نظر گرفتن لذت و ارضای شخصی مطابقت می‌کند.

ج- مشکلات رابطه‌ای :

کیفیت رابطه‌ای : کیفیت رابطۀ زوجین خاستگاه بسیاری از ناکنش وری های جنسی است (گردوریدلی، 1990-وری، 1992) . مشکلات رابطه‌ای، فراوانترین علل ناکنش وریهای جنسی برآورد شده است (هاتن، 1985، ص 45) . دشواریهای جنسی به سادگی در ضمن یک رابطۀ زناشویی هست و لرزان پدیدار می‌شود. این مشکلات با سلطه گری (جنگ قدرت)، حسادت، تنبیه، ترس، از بی وفایی و تعارض های مداوم درزمینهٔ های دیگر زندگی همبستگی دارد. (هارپین و گمبیل، 1997). متقابلاً مشکل جنسی و رابطه‌ای به رویکرد درمانگری سیستمی نزدیک می شویم و بر اهمیت مفهوم علیت چرخه ای تاکید می کنیم. در تعادل دائم دو عنصر یک سیستم، اعمال یک عضو، علت اعمال عضو دیگر محسوب می‌شود و بالعکس. در سلسله پیوست تعامل زوجین، اسناد مشکل خاصی به یک عضو سیستم، بی معنا و اختصاصی سرزنش، به عضو دیگر، مثبت است. درمانگر در جستجوی الگوهای تعامل زوجین به درمان رابطه همسان و همزمان، با درمان کنش وری جنسی اقدام می‌کند. رابطۀ جنسی به منزلۀ مینیاتور1 رابطۀ عمومی است. وجود جو دائمی خشم و عصبانیت بین زوجین فرصتهای شیرین و رمانتیک2 را سلب کرده، مجالــی بـــرای تحریک هـــوس جنســــی وبــــرقراری رابطۀ جنســـی نــمی‌ماند (بشارت،1377).

میزان اعتماد زوجین نسبت به هم نیز تاثیری بر روابط جنسی دارد. هر عاملی که احساس اعتمادبه‌نفس را تضعیف کند، انگیزش جنسی را به تحلیل می‌برد. فزون حمایتگری و وابستگی بین زوجین هم از خصیصه های رابطه‌ای مشکل زا است. در این وضعیت، رابطۀ زوجین بیشتر به رابطۀ «پدر، مادر – فرزندی» یا «پرستار – بیمار» شبیه است و هر نوع ارتباط جنسی به منزلۀ شکستن نوعی کاپو، به حساب می‌آید (بشارت، 1377، ص 28).

چنین الگوهایی معمولاً در بیماران روانی و همسرانشان مشاهده می‌شود. برای مثال، کاهش میل جنسی بیمار افسرده با اصرار همسرش، به اجتناب از سکس به‌عنوان حمایت از بیمار، عیناً منعکس می‌شود. فراسوی این واقعیت بالینی و مشکل ارتباطی، در حقیقت هر دو ممکن است نیاز به یک زندگی جنسی بهنجارتر را احساس کنند، اما هیچ یک قادر نیستند در این مورد بحث کنند (همان منبع، 1377، ص 38).

یکی دیگر از مشکلات ارتباطی همین دشواری گفتگو دربارۀ سکس است. زوجین قادر نیستند دربارۀ موضوعات جنسی ارتباط برقرار کنند تا بر سر اهداف و انتظارات شان از یک رابطۀ جنسی به تفاهم برسند. پدیدۀ ازدواجهای بدون زفاف، نمونه ای از این نوع مشکلات است. یکی از مشخصه های تکاملی این زوجها که ردپای آن در مشکل ارتباطی نیز مشاهده می‌شود این است که هم زن و هم مرد در ابراز عواطفشان بازداری شده اند و از ایجاد، یا تجریه هر نوع ناراحتی یا اختلال در وضع کنونی، رابطه جداً پرهیز می‌کنند.

در چارچوب این مشکل خاص از تعامل، زوجین برای دخول تلاش نمی‌کنند و رابطه بدون زفاف ادامه می یابد (همان منبع، 1377، ص 59).

د- مشکلات جسمانی:

نقش عوامل جسمانی مانند بارگی طولانی، دیابت، پیری، آسیبهای عصب شناختی، داروها و … در ایجاد مشکلات جنسی به تحقیق ثابت شده است (بنکرفت، 1989، ص 56).

(کولونی، مسترزوجانسن، 1979) یک علت جسمانی مستقیماً مسئول شکل جنسی است، اما غالباً تأثیر روان‌شناختی وضعیت موجود، مانند احساس بیماری یا ناتوان پنداری، متغیر واسطه ای تعیین کننده است. درعین‌حال تشخیص دقیق و رد علل جسمانی بیش از آنکه یک شکل جنسی رو انزاد تلقی می‌شود در بعضی موارد یک ضرورت است.

ازنظر تاریخی، چندین رویکرد روان‌شناختی بر منظور درمان مشکلات جنسی مطرح هستند که ما در اینجا فقط به تشریح یکی از آن‌ها یعنی رویکرد رفتاری اکتفا می کنیم :

سکس درمانی : رفتاری به منزلۀ درمان منتخب مشکلات جنسی در کلینیکهای معتبر جهان طی دهۀ گذشته کارایی و موفقیت خود را تثبیت کرده است  (گیلان، 1987، ص 19).

اندیشه های نخستین سکس درمان رفتاری را می‌توان در تحقیقات اولیه، در آفریقای جنوبی ردیابی کرد. گر چه کارولپه به‌عنوان مبدع رفتار درمانی جدید بیشتر درزمینهی هراسها و دیگر اختلالات نوروزی بوده است. رفتار درمانی، ناکنش وریهای جنسی نیز گزارش شده است. (ولپه، 1958) تأثیر قطع اضطراب بر مشکلات جنسی را تشخیص داده و کاهش اضطراب را به‌عنوان عضو کلیدی در شیوه درمانی اش برای این دسته از مشکلات به کار برد.

اصل همکاری زوجین در دمان، ضرورت حذف فشار برای اجرای عملیات جنسی و استفاده از فعالیت‌های تدریجی که درنهایت بر آمیزش جنسی ختم می‌شوند، ارکان اصلی رویکرد ولپه بودند.

این سه اصل به منزلۀ سه عنصر اصلی سکس درمانی جدید می‌باشند. ولپه مواردی از ناکنش وری نعوظ و زودانزالی را ذکر می‌کند که این تکنیک ها را با موفقیت برای درمان آن‌ها به کار برده است.

اما در فرهنگ جدید سکس درمانی، عمیقاً اعتقاد بر این است که تکنیکهای سکس درمانی، رفتاری حاصل تلاشهای ویلیام مسترز و ویرجینیا جانسن، (1970) هستند.

عناصر اصلی رویکرد سکس درمانی رفتاری مشترک به این شرح خلاصه می‌شود:

1- درمان مشکل به‌عنوان مشکل مشترک زوجین : این تکنیک نگرانی و احساس گناه همسران را کاهش می‌دهد و بر نیاز مشترک زوجین، به بازآموزی چگونگی روابط جنسی تاکید می‌کند.

2- کاهش اضطراب : تحریم تلاش برای آمیزش جنسی با مکانیسم حذف فشار اجرای عملیات جنسی، اضطراب را کاهش می‌دهد. آرامش آموزی (آرامش تنش زدایی) به‌عنوان یک تکنیک کمکی به کار می‌رود.

3- تعیین تکالیف و ماموریتهای جنسی برای انجام در خانه، شامل ملامسه، نوازشگری و ….

دو مرحلۀ اصلی این تکالیف عبارت‌اند از :درحس گذاری غیرتناسلی و درحس گذاری تناسلی

تماس با اعضای تناسلی و پستانها در مرحله اول ممنوع است و در مرحلۀ دوم آموزش مجاز آموزش شیوۀ درست داد و ستد لذت بین زوجین بدون اضطراب یا فشار تقاضای عملیات جنسی، هدف این تکالیف است. جهت حرکت این تمرینها از تعاملهای کمتر به سوی تعاملهای بیشتر جنسی، تعیین می‌شود.

4- آموزش دانش جنسی به زوجین، شامل کالبد شناسی اندام جنسی، فیزیولوژی انجام جنسی، وضعیتهای جماعی و …

5- کمک به زوجین به‌منظور توسعه مهارتهای ارتباط جنسی .

6- کاربرد تکنیکهای درمانی خاص بر ناکنش وری های جنسی معین.

بندهای یک تا پنج مجموعه تکنیک های عمومی درمان اند و معمولاً در همۀ موارد مشکلات جنسی توصیه می‌شوند. بند 6 گسترۀ وسیعی از مداخلات درمانی خاص را بر حسب ناکنش وری های جنسی معین پیشنهاد می‌کند. این مرحلۀ اختصاصی درمان، پس از انجام مرحلۀ عمومی در دستور کار قرار می‌گیرد. این مجموعه دو مرحله ای سکس درمانی، یک رویکرد رفتاری است.

زیرا هیچ تلاشی برای تغییر رفتارهای نشانه ای (نشانه های بیماری) بر اساس مفاهیم روان پویشی نمی‌شود و تکالیف رفتاری بخش اعظم مجموعه را تشکیل می دهند.

کاهش اضطراب یک جزء کلیدی این مجموعه است، ممنوعیت تلاش برای آمیزش جنسی تأمین کنند. هدف مذکور است. چنانچه بلافاصله اضطراب عملی در مورد ترس از درد در زن از بین می‌رود، سایر تکنیکهای کاهش اضطراب در صورت ضرورت به کار بسته می‌شوند (مک کاتی، 1977، 1992).

تمرینهای حس گذاری به زوجین کمک می‌کند تا باهمکاری و همراهی یکدیگر شیوه‌های تنش زدایی را بیاموزند و از تماس و تعامل جسمانی، بدون نگرانی از شکست عملیات جنسی لذت ببرد.

در این وضعیت بدون تنش و لذت بخش، اعتماد لازم برای حرکت به سمت تعاملهای صمیمانه تر جنسی در زوجین بوجود می‌آید.

ذکر این نکته شاید مفید باشد که پیشروی از حس گذاری تناسلی و از آنجا به فعالیت‌های اختصاصی تر و آشکارتر جنسی، از بسیار ی جهات به برنامۀ حساسیت زدایی شبیه است.

تن کاوی و خودانگیختگی ممکن است در صورت نیاز به برنامه اضافه شوند، ارتباطهای کلامی و غیر کلامی در موضوعات لذت، احساسات و پاسخهای ترغیب و آموخته می‌شوند.

 

2-8- اختلافات مالی

به نظر نانسی گود منشا تمامی درگیری ها و اختلاف‌ها پول نیست اما این امر موضوع بیشتر مشاجره های زوجین را تشکیل می‌دهد به نظر می‌رسد که مسائل مالی با بسیاری از گفته های معمولی ما با دیگران در امیخته اند؛ مانند این‌که چه چیزی بخریم و چقدر بابت آن بپردازیم و چگونه پول به دست بیاوریم و آن را سرمایه گذاری کنیم، بی پولی و خاصه خیال پردازی هایی که درباره به دست آوردن ناگهان پول کلان در ذهن می پرورانیم از این همه صحبت در مورد پول منظور اصلی مان چیست؟ مهمتر آن که وقتی درباره پول مجادله می کنیم درواقع هدفمان از مجادله چیست؟

از همان روزی که به دنیا آمدیم مفهوم پول با مفاهیم نیازهای اساسی و قدرت در ذهن مان در هم تنیده اند. در کودکی نیاز ما را به غذا لباس و مسکن والدین مان برطرف کردند که سر کیسه را در دست داشتند اگر آن‌ها شما را بدون شام به رختخواب می فرستادند نمی‌توانستید خود را به مغازه یا رستورانی برسانید و گرسنگی تان را چاره کنید این‌که به‌صورتی بزرگ شده باشید که امکانات بسیار محدوی در اختیار داشته باشید یا آن که در آغوش تجملات بزرگ شده باشید به وضعیت مالی خانواده و نگرش آن‌ها در مورد صرف کردن پول برای شما بستگی داشته است. برای دریافت حمایت مالی و عاطفی به خانواده خود متکی بودید. شاید در این زمینه ها تنها به آن‌ها می‌توانستید رو کنید؛ بنابراین آن‌ها بودند که پول داشتند و قدرت زیادی داشتند تا شما را به الحاظ مالی و محبت تأمین کنند در بسیاری از خانه ها پول جایگزین صمیمیت عاطفی شده است و صحبت درباره امور مالی جای گفت و گو درباره احساسات را گرفته است.

مثلا شاید پدرتان که عمیقا دوست داشتید به شما توجه کند و شما را تحسین کند تنها با دادن پول یا ندادن آن توجه خود را به شما ابراز می کرد و به دلیل شرطی شدن در کودکی امکان دارد چنین تصور کنید که به فردی نیاز دارید که پولش از شما بیشتر باشد تا بتواند از شما مراقبت کند. حتی ممکن است چنین احساس کنید که بدون چنین فردی نمی‌توانید از خود مراقبت کنید و به این ترتیب قدرت و کنترل را حق کسی بدانید که پول را در اختیار دارد.

اما وقتی هم که پول به اندازه کافی موجود باشد زن و شوهر ها درباره آن مشاجره می‌کنند مثلا می‌توانند دائماً از نحوه خرج کردن همدیگر یا پنهان کردن درآمد خود انتقاد کنند.

و اخرین مشکلی که درزمینهی مسائل مالی روی می‌دهد این است که ممکن است مرد شما چنان درگیر پول در آوردن باشد که از ارتباط مشترک تان غافل شود امکان دارد از آن رو باهمسرش نزاع کند که احساس می‌کند شوهرش او را به خاطر کار یا پول که رقبای نا پیدای اویند مورد غفلت و بی توجهی قرار داده حتی در مواردی امکان دارد زن خود را سرزنش کند و مقصر بشمارد زیرا تصور می‌کند که به قدر کافی جاذبه نداشته یا تلاش لازم را به خرج نداده مرد را در خانه نگهدارد در سایر موارد او از همسرش گله می‌کند یا از او می خواهد تا در ساعتی حاضر منزل باشد گاهی این شیوه در حل مشکل مؤثر واقع می‌شود.

اما معمولاً چنین نیست ؛ اما مطلع شدن از این‌که دل مشغولی های مرد درزمینهٔ های مسائل مالی احتمالا از چیزهای بسیاری ازجمله ترس از صمیمیت و نزدیک شدن به همسرش ناشی می‌شود، ممکن است مفید وقع شود. هم چنین امکان دارد در صورتی که زمان بیشتری را باهمسرش سپری کند از احساسات عاشقانه خشمگینانه ای که نسبت به او پید می‌کند نیز به هراس بیفتد. درعین‌حال ممکن است مرد که در محیط کار خود هویت روشنی دارد و به درستی موقعیت خود را می شناسد به خاطر از دست دادن هویت خود از درآمیختن باهمسرش به هراس بیافتد احتمالا او درعین‌حال که از فقر فاصله زیادی گرفته است، به دلیل سابقه خانوادگی خود همواره احساس می‌کند که خطر بی پولی او را تهدید می‌کند زن نیز در پس احساس خشم و رنجشی که از این طرد شدن پیدا می‌کند از چیزی می ترسد می ترسد که عشق و لذت از ارتباطشان رخت بر بسته باشد و این‌که همسرش به او توجهی نکند.

 

2-9- اوقات فراغت

اوقات فراغت مقوله ای است که شاید برخی به آن زیاد اهمیت ندهند اما اطلاعات به‌دست‌آمده از بررسی مشکلات زناشویی یکی از عوامل جلوگیری از یکنواختی و افزایش روحیه شاد در بین افراد پرداختن به تفریحات سالم است.

یافته‌های به دست‌آمده از نیاز سنجی فرهنگی اجتماعی محله های اصفهان (طالبی و مرادی  1385) در رابطه با نحوه ی تفریح، به ترتیب تفریحات  به‌صورت خانوادگی، گروهی، فردی و در آخر باهم محله ای بوده است و درزمینه ی توجه به تفریح و سلامت ذکر این نکته ضروری است که  برخی برنامه ها هزینه‌بر و برخی با  صرف هزینه کم می‌تواند  مشغولیت فرد را در زمان فراغت از کار مهیا سازد که  در این زمینه میزان درآمد خانواده و مدت زمانی که افراد از کار فارغ هستند،  اهمیت به سزایی در نحوه ی تفریح دارد.

با بررسی یافته های پژوهش به این نتیجه می رسیم که در محله‌هایی که امکانات شهری  در دسترس شهروندان باشد در اوقات فراغت موجب جذب و هدایت آن‌ها می‌گردد.  به‌عنوان مثال قرار گرفتناماکن زیارتی باعث شده که شهروندان اوقات فراغت خود را  با  پرداختن به فعالیت های مذهبی  اغنا بخشند لازم به ذکر است که جذابیت های محیطی، برنامه‌های تفریحی در پارک ها یکی از زمینه های جذب خانواده‌ها هستند. به عبارتی قرار دادن امکانات با طراحی مناسب و ایجاد جذابیت محیطی و فضا سازی در محله ها، علاوه بر امکان تفریح،  در ارتقاء سطح  سلامت نیز  مؤثر می‌باشد (مرادی، طالبی   1385).

به‌طورکلی موسیقی، ورزش، مطالعه غیر درسی، فعالیت مذهبی، گردش در شهر، اماکن مذهبی، صله ارحام مسافرت، اماکن فرهنگی، تئاتر، کارهای هنری، تلویزیون، رادیو، سینما و … در پر کردن اوقات فراغت اهمیت به سزایی دارند.

تفریح و مسافرت: از برنامه‌هایی است که در شادی و نشاط افراد تأثیر شگرفی دارد. از  آن رو که تفریح و مسافرت بر جنبه مختلف جسمی و روانی انسان‌ها تأثیر دارد، به چند نمونه از این تأثیرات اشاره می‌شود:

1-  عاطفه مثبت: تفریح و مسافرت در ایجاد عاطفه مثبت و بانشاط، تأثیر زیادی دارد.

2-  شادی: تفریح می‌تواند باعث شادی افراد باشد. فعالیت های تفریحی قوی ترین منبع برای رضایت زندگی هستند.

3-  بهداشت روانی جسمی: تفریح علاوه بر شادی و عاطفه مثبت، در بهداشت روانی و آرامش فکری نیز تأثیر گذار بوده و نقش تعیین کننده ای در این حوزه دارد. البته تفریح نباید به جسم و روان آسیب بزند بنابراین استفاده نکردن از مواد اعتیاد آور، اجتناب از کارهای خطر آفرین و توجه به عواقب اجتماعی تفریح می‌تواند امنیت و بهداشت جسمی و روانی را تأمین نماید.

ورزش: همچنین ورزش نیز می‌تواند در پرد کردن اوقات فراغت خانواده نقش به سزایی داشته باشد و اهمیت ورزش در سلامت و پیش گیری از بیماری ها و انحرافات و پر کردن اوقات فراغت، بر کسی پوشیده نیست. تحقیقات ثابت کرده ورزش علاوه بر سلامتی، باعث می‌شود افراد خلقشان بهبود پیدا کند و از زندگی بیشتر لذت ببرنند (آرگاپل 1383؛   پناهی  1388).

دید و بازید و صله رحم : یکی از تأثیر گذار ترین و با اهمیت ترین عوامل مؤثر بر بهداشت روان، نشاط درونی و شادکامی انسان‌ها، دید و بازید و انجام صله رحم است. از طریق معاشرت و رفت آمد فرد احساس امنیت و آرامش بیشتری را خواهد داشت؛ زیرا احساس تنهایی و رهایی ندارد و در جمع احساس پویایی و ارزش بیشتری را خواهد داشت .

هم چنین افراد در زمان حُزن و اندوه نیازمند دریافت حمایت از دیگران هستند. رفع مشکل، داشتن گوش شنوا و دریافت حمایت مالی، روانی و عاطفی ازجمله مزایای رفت و آمد است علاوه بر آن با پر کردن اوقات فراغت و تنهایی از طریق مهمانی رفتن و میزبانی عزیزان نشاط روانی و اوقات فراغت خوبی را خواهد  داشت (مرادی،1392).

 

2-10- روابط والدین و کودک

از زمانی که تصمیم به بچه دار شدن می کنید، شما مسئولیت پرورش، تربیت و نگهداری از یکی دیگر را پذیرفته اید. تولد فرزند علاوه بر تحمیل هزینه های مالی، نیاز به صرف وقت و برنامه‌ریزی دارد . کودک برای رسیدن به مرحله باروری نیازمند تعامل با محیط و رشد و شکوفایی استعداد های نهفته اش است. با برنامه‌ریزی و مدیریت درست شما می‌توانید درزمینه­ی فرزند پروری به بهترین نحو ممکن عمل کنید و فرزندی متناسب و مفید تحویل جامعه بدهید.

 

2-11- تولد فرزند

تغییراتی که به وسیله انتقال به دوره پدر و مادری در زندگی زناشویی به‌خصوص در زندگی زنان پدید می‌آید در خشنودی و لذت از زندگی زناشویی مؤثرند (ذوالفقار، 1380، ص 66). فلدمن 1971 در یک بررسی که روی زوجین بدون فرزند و زوجینی که دارای فرزند بودند انجام داد، آشکار کرد که رضایت زناشویی در همسرانی که به دوره پدر و مادری انتقال یافته‌اند، نسبت به دوره زندگی زناشویی قبلی کاهش یافته است ؛ و همسران صاحب فرزند کودکان خود را عواملی تهدید کننده در ارتباط زناشویی می‌پنداشتند و از تغییراتی که در روابط شوهرانشان با آن‌ها پدید آمده بود سخن می‌گفتند (ذوالفقار،1380، ص 66).

 

تعداد فرزندان

ویرجینیا ستیر 1370 معتقد است، علاوه بر تولد فرزندان تعداد فرزندان نیز می‌توانددر روابط والدین با یکدیگر تاثیر بگذارد. هر چه تعداد فرزندان بیشتر باشد فشار بیشتری بر روابط زناشویی وارد می‌شود. هر بار که عضوی به خانواده اضافه می‌شود، وقت محدود شده و منابع دیگر خانواده باید به اجزای کوچکتر تقسیم شود، خانه بزرگتر و پول بیشتری باید فراهم کرد. نتیجه این می‌شود که فشارها آن‌چنان شدید می‌گردد که منجر به ضعیف شدن روابط زناشویی می‌گردد (ذوالفقار،1380، ص 66).

به اعتقاد بهشتی، (1377) یکی از عوامل اصلی و تعیین کننده در رفتار کودک محیط خانواده هست و در رشد شخصیت کودک اثری تعیین کننده دارد . نفوذ والدین در کودک به غیر از جنبه ارثی و وراثتی در آشنایی کودک با زندگی و جامعه نیز نقش اساسی دارد.

موقعیت اجتماعی خانواده، تعداد افراد خانواده، وضعیت اقتصادی افکار وعقاید، آداب و رسوم، پای بندی به مذهب، میزان ادب و احترام و قانون مندی حاکم بر خانواده همه در سازندگی (انسان متعادل) و یا تخریب (اختلالات رفتاری و بیماریهای جسمی و روحی) تأثیر می‌گذارد.

یکی از عوامل اختلالات رفتاری در کودک مشکلات رفتاری والدین با یکدیگر هست. امنیت خانواده، قانون مندی، ادب، احترام متقابل، عشق و محبت، گذشت، تفریح، خوا ب و خوراک، اداب و رسوم، معاشرت، تغذیه و همه عواملی که حاکم بر زندگی خانوادگی است که اگر در جواب صواب و صحت و با علم باشد کودکی متعادل ازنظر جسمی و روحی خواهد ساخت ؛ اما اگر عکس آن باشد کودک دچار کشمکش روانی و فشار های عصبی روانی خواهد شد و نتیجه آن اختلافات رفتاری و بیماریهای روان تنی خواهد بود. اگر بخواهیم کودک قانون را رعایت کند باید خود به قانون عمل کنیم، اگر بخواهیم با محبت باشد باید ما به او محبت کنیم و بالاخره همه چیز را او در محیط خانه می آموزد.

 

2-12- بستگان و دوستان

یکی از اساسی‌ترین مسائلی که زن و شوهران جوان با آن بسیار درگیر می‌باشند و گاها منجر به تعارضات و کشمکش زوجین با یکدیگر می‌شود، شیوه صحیح برقراری ارتباط با خانواده وبستگان همسر است. ضرورت وجود رابطه صمیمانه با خانواده همسر هم برای زن و هم برای مرد از اموری مهم و الزاما اجتناب ناپذیر است چرا که ازدواج، پیوند دو فرد با یکدیگر نیست بلکه پیوستگی دو خانواده بافرهنگ و آداب و رسوم، شیوه‌های تربیتی وسبک متفاوت زندگی است که سازگاری و همنوایی خاص خود را مطالبه می‌کند. (تبیان).

توجه به احساسات و علایق مربوط به روابط با خویشاوندان، اقوام همسر و دوستان بسیار مهم بوده و با توجه به تأثیر 28 درصدی آن بر رضایت زناشویی از اهمیت به سزایی برخوردار است (معنویی  1388).

علایق زوجین به نوع رفت و آمد و صله ارحام و مشترک بودن این علایق به یکدیگر می‌تواند در رضایت زناشویی تأثیر داشته باشد؛ بنابراین آشنایی با دیدگاه زوجین و رعایت حق تقدم و دید و بازدید با بستگان دو طرف می‌تواند از دلخوری و مشاجرات جلوگیری نماید ولی این رفت و آمد ها نباید زمینه ای برای مداخله بستگان و نزدیکان در زندگی زوجین جوان شود.

البته حفظ حریم خانواده و رعایت حدود آن منجر به مقبولیت و پذیرش هر چه بهتر در خانواده‌های طرفین می‌شود. نباید بعد از ازدواج هیچ یک از زوج‌ها خود را بیش از حد وابسته به خانواده پدری بداند. همچنین در حفظ اسرار همسر خود و مشکلات موجود راز نگه دار باشید و بدون اطلاع دیگری آن‌ها در جمع خانواده‌ها و دوستان باز گو نکنید.

سلامتی در بر دارنده مولفه های عمر طولانی، شاد بودن، بهبود بیماری های حاد و بازگشت به سطح سلامت قبلی است. مذهب می‌تواند به‌عنوان یک نظام اجتماعی و پیچیده تأثیر مثبتی بر رفتار و بازخوردهای مهم ازجمله در برنامه‌ریزی خانواده، سیاست و چگونگی تفسیر زندگی روزانه داشته باشد (والریت[3] ،  1995).

صله ارحام نیز یکی از مولفه هایی است که منجر به ارتقاء و بهبود بهداشت روان می‌شود. این واژه از رحم آمده است. مرحوم علامه مجلسی می فرمایند: «منظور هر خویشاوندی است که فرد او را از اقوام خود بداند».

درزمینهٔ ارتباط صله ارحام با نیازهای روانی و اجتماعی می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:

از لحاظ روانی: 1) نیاز به محبت. 2) نیاز به ابراز وجود. 3) نیاز به وابستگی و تعلق به گروه.

از لحاظ اجتماعی: 1) حمایت اجتماعی. 2) امنیت اجتماعی.3) امنیت اقتصادی.

نیاز به محبت از طریق محبت و برقراری ارتباط با نزدیکان تأمین خواهد شد. خداوند متعال می فرمایند:«من خدای بخشنده و مهربانم و رحم را که یک فضل و فضیلتی است، من خودم به اقتضای رحمت خویش آفریدم تا انسان‌ها بدین وسیله به یکدیگر مهر و عطوفت ورزند».

صله رحم، نیاز به بیان و ابراز خودبرطرف می‌کند، بیان مشکلات و گرفتن کمک از اطرافیان، تقسیم شادی و غم بین دوستان و آشنایان ازجمله مزیت های های رفت آمد خواهد بود. احساس تعلق به گروه را افزایش می‌دهد. موقعیت اجتماعی و احساس امنیت در گروه ازجمله مزیت های دیگر صله رحم خواهد بود (جلال مرادی،1393).

یکی از مهمترین عواملی که در بروز مشکلات زناشویی و طلاق اثر قاطعــی دارد مشــکلات

مربوط به خویشاوندان زن وشوهر یا خانواده اصــلی آنـهاست. مشکل در اعمال نفـوذ یا دخالت خانواده اصلی در رابطه زناشویی، فرزندان خود، در تصاحب و تربیت فرزندان و نوادگان خویش است . دخالت یا اعمال نفوذ خانواده اصلی که غالباً به‌صورت پنهان و در پوششهای زیبا عرضه می‌شود، می‌تواند از زیر بناهای جدی تعارضات زناشویی از شروع تا پایان هر ازدواجی ‌باشد (ذوالفقار،1380، ص 67).

به نظر مینوچین1370 وظیفه‌ای که زن و شوهر با آن روبرو هستند، جداشدن از خانواده اصلی خود و تبادل نظر و توافق بر سر برقراری روابط متفاوتی با والدین، خواهر و برادران خود  و فامیل همسر است. هر یک از خانواده‌های اصلی باید با جدایی یا جدایی نسبی یکی از اعضای خود، پذیرفتن یک عضو جدید و درون سازی زیر مجموعه همسر در سیستم عملکرد خانواده، سازگاری پیدا کند . اگر ساختارهای دیرپای خانواده‌های اصلی تغییر نکند، ممکن است فرآیند شکل‌گیری واحد جدید راتهدید کند (ذوالفقار،1380، ص 68).

[1] – Feldman

[2] – Satir

[3] – Valryt

Leave a Comment