تعاریف گوناگون خلاقیت:”پایان نامه ارتباط سبک رهبری تحول گرا و مبادله ای”

تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمان

دانشمندان، خلاقیت را با تعابیر متعدد ومتنوعی تعریف کرده اند. به طوری که گاهی هر تعریف فقط بیانگر یک بعد از ابعاد مهم فراگرد خلاقیت است. مثل هربرت فوکسمعتقد است که: فراگرد خلاقیت عبارت است از هر نوع فراگرد تفکری که مسأله ای را به طور مفید و بدیع حل کند. و همچنین به اعتقاد جرج سیدل کهمگوید: توانایربطدادنووصلکردنموضوعهاصرفنظرازاینکهدرچهحوزهتاچهزمینهایانجامگیرد،ازمبانیبهرهگیریخلاقازذهناست. اریکفرم  نیزمعتقداستکه: خلاقیت،توانایدیدن،آگاهشدنوپاسخدادناست.

آبرهاممزلو  میگوید: از یکتاجر چنین آموختم که ایجاد یک مؤسسه تجاری نیز ممکن است فعالیتی خلاق باشد. همچنین ازیک نوجوان ورزشکار آموختم که حمله کاری در هنگام بازی ممکن است مانند تولید یک محصول یا سرودن یک غزل زیبا باشد.به این ترتیب می توان گفت که به طور کلی، خلاقیت عبارت است از: به کارگیری توناییهای ذهنی، برای ایجاد یک فکریامفهوم جدید (کایزر) ازتعاریف فوق چنین استنباط می شود؛ که بروز خلاقیت در هرفعالیتی قابل انتظار است ومحدود به هیچ نوع خاص از فعالیتها نمی شود؛ در برخی ازتعاریف فوق برای ایجاد یک چیز جدید در فراگرد خلاقیت تأکید شده است به هر حال آنچه در ایجاد( فکر یا چیز جدید) به طور کلی در فراگرد خلاقیت اهمیت دارد ( تفکر ) است.( رضائیان،ص:102)

خلاقیتدرواقعپیشدرآمدنوآوریاستزیراخلاقیت: عبارتاستازترکیبفکرواندیشهبهصورتخاصوبیسابقه. نویسندهخلاقیتراایجادآنچهقبلاوجودنداشت می داند و برای آن ماهیتیجدیددرذهنخواهدرعینقائلاست. ویکیدیگرازنوسندگانخلاقیترادرخششیکاندیشهوبهوجودآمدننظروایدهاینومیداند. وبهزعماوخلاقیتکشفچیزیاستکهموجودنبودهامابهعلتکورذهنیناشیازعادتدیدهنمیشدهاست. خلاقیتنگاهی کنجکاو و کاوشگر به پدیه ای قدیمی است که آنرا می یابد و اشکار می کند.

خلاقیت یعنی تلاش برای ایجاد یک تغییر هدفدار در توان اجتماعی یا اقتصادی سازمان ، خلاقیت به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است ، خلاقیت یعنی توانایی پرورش یا به وجود آوردن یک انگاره یا اندیشه جدید در بحث مدیریت نظیر به وجود آوردن یک محصول جدید است، خلاقیت عبارت است از طی کردن راهی تازه یا پیمودن یک راه طی شده قبلی به طرزی نوین.

ب : تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی:

خلاقیت یکی از جنبه های اصلی تفکر یا اندیشیدن است . تفکر عبارت است از فرآیند بازآرایی یا تغییر اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه دراز مدت .تفکر بر دو نوع است:

1) تفکرهمگرا : تفکر همگرا عبارت است از فرآیند باز آرایی یا دوباره سازی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت.

2) تفکرواگرا: تفکر واگرا عبارت است از فرآیند ترکیب و نوآرایی اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه دراز مدت ، خلاقیت یعنی تفکر واگرا.

بر اساس این تعریف خلاقیت ارتباط مستقیمی با قوه تخیل یا توانایی تصویر سازی ذهنی دارد. این توانایی عبارت است از فرآیند تشکیل تصویر هایی از پدیده های ادراک شده در ذهن و خلاقیت عبارت است از فرآیند یافتن راه های جدید برای انجام دادن بهتر کارها ، خلاقیت یعنی ارایه فکر ها و طرح های نوین برای تولیدات و خدمات جدید و استمرار آن پس از غیبت آن پدیده ها.

 

جدول2-8  تعاریف خلاقیت

ردیف تعریف خلاقیت نظریه پرداز سال
1 خلاقیت  مستلزم پدید آوردن چیزی یگانه است مورگان 1953
2 خلاقیت کاری نو و بدیع است که مورد پذیرش و قبول عموم اجتماع است استین 1953
3 خلاقیت همان تفکر واگرا است گیلفورد 1954
4 خلاقیت نوعی مساله گشایی است تورنس 1962
5 خلاقیت نماد یک فکر نو و متفاوت است استرنبرگ 1990
6 خلاقیت زمانی شکل میگیرد که فرد راه حل تازه ای برای مساله ای که با آن روبرو شده بکار ببرد وایزبرگ 1992
7 خلاقیت عبارت است از توانایی حل مسائلی که فرد حل آنها را قبلا نیاموخته است وایزبرگ و مایر 1995
8 خلاقیت پدید آوری (تولید ) فکری نو است استونر 1995
9 خلاقیت عبارت است از تولید ایده های جدید و مفید در همه زمینه ها آمابیل 1996
10 خلاقیت فرآیند تکامل بخشیدن به دیدگاه های بدیع و تخیلی درباره موقعیت های مختلف است مورهد 1374
11 خلاقیت عبارت است از خلق کردن مفهوم و چیزی تازه و منحصر به فرد به گونه ای که مناسب و مفید ،موجب حل یک مساله ، سوال با نیاز علمی ، صنعتی یا اجتماعی شود پیرخائفی 1380

 

12 خلاقیت ، توانایی فرد برای تولید پاسخی به طور کامل نوین در مواجه با مسائل است تسبیح سازان 1380
13 خلاقیت ، آفرینش آمیزه ای بدیع برای حل تناقضات ، در قالب یک ایده است که خارج از محدوده جواب موجود قرار می گیرد میر میران 1384
14 خلاقیت ارائه کیفیت های تازه ای از مفاهیم و معانی است صمد آقایی به نقل از گیزیلین 1385
15 خلاقیت شکل دادن تجربه ها در سازمان بندی های تازه است صمدآقایی به نقل از تیلور 1385