تعریف مدیریت دانش:/پایان نامه درمورد استعداد مدیریت دانش

تعریف مدیریت دانش

مدیریت دانش واژه ای علمی است که ارائه یک تعریف استاندارد از آن مشکل است. اما تعاریفی که نظریه پردازان از مدیریت دانش ارائه می نمایند ما رادر شناخت هر چه بیشتر آن یاری می رساند.

کارلس آمسترانگ[1]: مدیریت دانش فعالیتی سازمانی است که هدف از آن به وجود آوردن محیطی اجتماعی و فنی است که بتوان در آن محیط دانش تولید کرده و آن را با دیگران تقسیم نمود.

لاریی پروساک[2]:  مدیریت دانش تلاشی  برای آشکار کردن دارایی پنهان در ذهن اعضا و تبدیل این دارایی پنهان به یک دارایی سازمانی تا همه کارکنان سازمان به این دارایی دسترسی داشته باشند.

هربرت سنت آنگو[3]: مدیریت دانش یعنی ایجاد نوعی ارزش از دارایی های پنهان سازمان، ما زمانی به این هدف دست می یابیم که برای افراد ارزش قایل شویم و تواناییهای آنها را برای تولید و جمع آوری و مبادله دانش افزایش دهیم.

توماس دوپورت[4]: مدیریت دانش عملیات کشف، سازماندهی، خلاصه کردن و ارائه اطلاعات است به شکلی که معلومات کارکنان را بهبود بخشد.

بطور کلی می توان مدیریت دانش را فرآیند ایجاد، تایید، ارائه، توزیع و کاربرد دانش تعریف نمود.(نعمتی، 1383)

مالهوترا[5] تعریف خود از مدیریت دانش را اینگونه ارائه می دهد: مدیریت دانش، فرایندی است که بواسطه آن سازمانها در زمینه یادگیری(درونی کردن دانش)، کدگذاری دانش(بیرونی کردن دانش) و توزیع و انتقال دانش، مهارتهایی را کسب می کنند.

استیوهالس[6] مفهوم مدیریت دانش را در ارتباط با مفاهیم داده، اطلاعات و دانش مطرح می سازد. وی معتقد است که مشکل اصلی در زمینه مدیریت دانش این است که سازمانها نمی دانند که چگونه داده ها را به اطلاعات و اطلاعات را به دانش تبدیل کنند لذا بسیاری از سازمانها در حد مدیریت داده و مدیریت اطلاعات باقی مانده اند. هالس، مدیریت دانش را فرایندی می داند که سازمانها بواسطه آن توانایی تبدیل داده به اطلاعات و اطلاعات به دانش را پیدا کرده و همچنین قادر خواهند بود دانش کسب شده را به گونه ای موثر در تصمیم های خود به کار گیرند.(ابطحی،صلواتی،1385)

مدیریت دانش در رویارویی با تغییرات ناپایدار محیطی امروزه دنیای کسب و کار، تطبیق، راز بقا و شایستگی های مورد نیاز را برای سازمان ها فراهم می آورد. خصوصا این امر فرآیندهای سازمانی را که به دنبال ایجاد سینرژی(هم افزایی) از ترکیب ظرفیت های اطلاعاتی مبتنی بر فن آوری و قابلیت های نوآوری و خلاقیت کارکنان هستند را در خود جای داده است. در حقیقت این تعریف از نگاه  مدیریت استراتژیک تاکیدی است بر تلفیق و هم افزایی فن آوری با رفتار کارکنان که دو شرط لازم برای باقی ماندن در دنیای پرهیاهوی امروز کسب و کار است. (یاریگر روش، 1382)

تعاریف دیگری از مدیریت دانش که تا کنون بر اساس تحقیقات انجام شده در خارج از کشور صورت گرفته در جدول زیر نمایش داده شده است. Kanagasabapath) &Radhakrishn

 

 

 

 

جدول2-1-تعاریف مدیریت دانش

تعریف مدیریت دانش نویسنده
مدیریت دانش عبارت است از کشف ، توسعه ، بهره برداری ، انتقال و جذب دانش در داخل و خارج از سازمان از طریق فرایند مدیریت مناسب برای رفع نیازهای فعلی و آینده Ouintas et al. (1997)
مدیریت دانش عبارت است از مدیریت دانش شرکت از طریق یک فرآیند نظام مند  وسیستماتیک مشخص برای کسب ، سازماندهی ، حفظ ، استفاده ، به اشتراک گذاری و تجدید هر دو دانش پنهان و آشکار کارکنان به منظور ارتقاء عملکرد سازمان و ایجاد ارزش

 

Allee (1997)

Davenport (1998)

Alavi and Leidner (2001)

مدیریت دانش فرایندی است که به سازمانها کمک می کند تا مهمترین مهارت و اطلاعات مورد نیاز و ضروری را برای انجام فعالیتهایشان انتخاب کرده، سازماندهی، توزیع و انتقال دهند. Gupta et al. (2000)
مدیریت دانش فرایند ایجاد ، اعتبار سنجی ، ارائه ، توزیع و کاربرد دانش است. Bhatt (2001)
مدیریت دانش عبارت است از بکارگیری اطلاعات مناسب برای افراد مناسب در زمان مناسب ، که به مردم کمک می کند دانش را خلق و تسهیم کنند و بر اساس آن عمل کنند.

 

Holm (2001)
مدیریت دانش عبارت است از ایجاد ، استخراج ، انتقال و ذخیره سازی دانش و اطلاعات درست به منظور طراحی خط مشی بهتر ، اصلاح فعالیت و ارائه نتایج Horwitch and Armacost (2002)

 

9 Charles Armstrong

10Larry Prusak

11Herbert Saintongo

[4] Thomas H.Daveport

[5] Malhotra

[6] Hales