توزیع سود سهام-پایان نامه درباره واکنش بازار و سود تقسیمی

عوامل مؤثر بر تعیین سیاست توزیع سود سهام

در زمینه بررسی عوامل تعیین­کننده سیاست تقسیم سود، دو تحقیق اساسی صورت پذیرفته است. تحقیق نخست تحت عنوان «شرکت­ها چگونه نسبت­های پرداخت سود سهام نقدی خود را تعیین می نمایند» در سال 1992 توسط روزف و مطالعه دوم با عنوان «عوامل تعیین­کننده اهرم مالی و سیاست­های تقسیم سود شرکت­ها» توسط بارکلی و همکارانش در سال 1995 انجام پذیرفته است.

بر اساس مطالعات روزف، عوامل تعیین­کننده سیاست تقسیم سود شرکت­ها را می­توان در قالب موارد ذیل دسته­بندی نمود:

  • هزینه­های معاملاتی تامین مالی از بازار سرمایه
  • محدودیت­های تامین مالی ناشی از افزایش اهرم مالی و عملیاتی و
  • هزینه­های نمایندگی مالکیت بیرونی (سهامداران اقلیت)

این موارد بیانگر آن است که یک شرکت مجموع هزینه­های معاملاتی خود، ناشی از تأمین مالی از بازار سرمایه و محدودیت­های تامین مالی، و هزینه­های نمایندگی را حداقل می­سازد. وی نسبت پرداخت سود سهام نقدی را به عنوان جایگزینی برای سیاست تقسیم سود در تحقیق خود در نظر گرفت. در رابطه با هزینه­های معاملاتی ناشی از تأمین منابع مالی از بازار سرمایه نیز، روزف از دو متغیر نرخ رشد درآمد و نرخ رشد پیش­بینی شده درآمد استفاده نمود؛ زیرا به اعتقاد وی شرکت­های در حال رشد یا دارای برنامه رشد، تمایلی به توزیع سود ندارند.

از آن جائی که هر چه اهرم مالی و عملیاتی یک شرکت بیشتر باشد ضریب بتای آن نیز بیشتر است، لذا بتای شرکت به عنوان یکی دیگر از متغیرهای تحقیق که رابطه معکوسی با توزیع سود دارد، در نظر گرفته شد. در رابطه با هزینه­های نمایندگی هم، درصد سهام سهامداران داخلی و تعداد سهامداران به عنوان دو متغیر جایگزین به کار گرفته شدند. انتظار می­رود هرچه مالکیت غیرمتمرکز و پراکنده­تر باشد، سود بیشتری نیز توزیع گردد.( Rozeff 1982)

در تحقیق دیگر، بارکلی و همکارانش پس از مطالعات و بررسی­های متعدد، سه عامل را به عنوان عوامل تعیین­کننده احتمالی در سیاست تقسیم سود شرکت­ها مورد بحث قرار می دهند؛ (1) میزان فرصت­های سرمایه­گذاری، (2) اثرات پیام­رسانی تغییرات سود سهام نقدی و (3) اندازه شرکت. در مدل آنان، بازدهی سود سهام نقدی به عنوان متغیر جایگزین سیاست تقسیم سود در نظر گرفته شده است.

در این تحقیق نسبت «ارزش بازار به ارزش دفتری» شرکت به عنوان متغیر جایگزین فرصت­های سرمایه­گذاری به کارگرفته شده است؛ چرا که انتظار می­رود تا شرکت­های برخوردار از این فرصت­ها، تمایلی به توزیع سود نداشته باشند. این محققین برای دستیابی به معیاری جهت انعکاس اثر پیام­رسانی، چنین فرض نمودند که سودهای شرکت تابع گام تصادفی است؛ بدین معنا که بهترین برآورد سود آتی شرکت سود فعلی آن است.

آنان تغییرات سود را به عنوان متغیر جایگزین جهت انعکاس اثر پیام­رسانی، در مدل لحاظ نمودند تا اثر پیام آن را بر بازده نقدی سهام بسنجند. در رابطه با اثر اندازه شرکت بر سیاست تقسیم سود نیز استدلال­های متفاوتی ارائه گردیده است که اثر اندازه شرکت بر توزیع سود را معکوس یا مستقیم برآورد نموده­اند. بدین ترتیب هرچند دلایل محکمی برای تأثیرگذاری اندازه شرکت وجود دارد، لیکن برآورد اینکه متغیر اندازه چگونه سیاست تقسیم سود را متأثر می­سازد، مشخص نیست. در همین راستا، متغیر فروش به عنوان متغیر جایگزین برای اندازه شرکت، درنظر گرفته شد.( Barclay and et al 1995)

علاوه بر دو تحقیق اصلی مطرح شده در بالا، مطالعه دیگری در اندونزی با هدف بررسی دیدگاه مدیران در مورد عوامل مؤثر بر سیاست تقسیم سود انجام شده است. ابزار جمع­آوری داده ها بررسی پرسشنامه­ای از طریق پست الکترونیک بود. ابزار مطالعه شامل 3 بخش اصلی بود: 1. 22 عامل برای تعیین سیاست تقسیم سود شرکت 2. پرسش هایی در مورد اطلاعات زمینه­ای در مورد پاسخ­دهندگان و شرکت­هایشان. 3. 27 بیانیه­ در مورد سیاست تقسیم سود به طور کلی.

شواهد نشان داد که مدیران مهم­ترین عوامل را به ترتیب، ثبات منافع و درآمدها و نیز سطح درامدهای جاری و آینده می­دانند. از دیگر عوامل مهم مؤثر بر سیاست تقسیمی سود از دیدگاه مدیران اندونزیایی می­توان به اثر سود تقسیمی بر قیمت سهام و نیاز سهامداران به سود سهام اشاره کرد. شواهد نشان داد که مدیران شرکت­های اندونزیایی اعتقاد دارند که سود تقسیمی بر ارزش شرکت تأثیر­گذار است.(Baker and Powel 2012)

علاوه بر عوامل مطروحه در تحقیقات قبلی، متغیرهای دیگری را نیز می­توان با توجه به ویژگی­های شرکت­های فعال در بورس تهران و استنتاج­های منطقی، در تعیین سیاست تقسیم سود شرکت­ها مؤثر دانست. برای مثال، انتظار می­رود تا شرکت­هایی که از تسهیلات مالی قابل توجهی برخوردار می­باشند، به واسطه نیاز به منابع مالی، تمایل چندانی به توزیع سود نداشته  باشند. همچنین از دیگر عوامل مؤثر بر سیاست تقسیم سود می­توان به وضعیت نقدینگی شرکت­ها توجه داشت. پیش­بینی می­شود شرکت­هایی که از نقدینگی کافی برخوردار می­باشند، تمایل بیشتری به توزیع سود از خود نشان دهند.