رابطه مشارکت کاری و مهارت های ارتباطی با توانمند سازی دبیران زن ناحیه …

مهارت های ارتباطی و نحوه اثر گذاری بر مخاطب
تاریخچه ارتباطات به پیدایش بشر و اجتماعی زندگی کردن مربوط می گردد. با توجه به این که در آن زمان گویش های مختلف هنوز مراحل اولیه خود را طی می کرد، لیکن انسان ها در مواردی چون احساس خطر و نیاز به یکدیگر با صداها و علایم مختلف با هم ارتباط برقرار می کردند. البته حیواناتی هم که به صورت اجتماعی زندگی می کنند در موارد مختلف با صداهای خاصی که از خود سر می دهند یکدیگر را از وجود خطر مطلع می سازند ولی کار آن ها غیر ارادی و غریزی است (امین شایان جهرمی و امینی، ۱۳۸۸).
اهمیت نقش ارتباط بر هیچ کس پوشیده نیست، چون افرا د در تمام فعالیت های خود در زندگی روزمره نیاز به برقراری ارتباط دارند. حال چنانچه این ارتباط بین افراد قطع شود، بدون شک بسیاری از فعالیتها و مراحل انجام کار به تبع آن قطع می شود. امروز فرایند ارتباطات یکی از اجزای اصلی فعالیت های سازمان های مختلف گردیده است. از طریق این فرآیند، رهبری در سازمان به اجرا در آمده و هماهنگی ایجاد می شود. اهمیت این فرآیند به حدی مهم است که صاحب نظران مدیریت در نوشته های خود تاکید بسیاری به ارتباطات سازمان داشته اند. آقای چستر بارنارد اولین وظیفه مدیران را گسترش قلمرو سیستم اطلاعاتی می داند (امین شایان جهرمی و امینی، ۱۳۸۸).
همچنین هنری مینتزبرگ نقش اطلاعاتی و ارتباطی مدیر را در سازمان جزء اساسی ترین نقش های او قلمداد کرده است و ارتباط، تارو پود سازمان را به هم پیوند داده و موجب یکپارچگی و وحدت سازمانی می شود کلیه سطوح مدیریت مسئولیت ایجاد ارتباطات صحیح را بر عهده دارند. به جرات می توان گفت موفق ترین و کارآمدترین مدیران در سازمان افرادی هستند که دارای مهارت ارتباطی بالایی باشند.
بسیاری از مشکلات سازمانی، روابط مبهم بین افراد، سوء تفاهم و ناهنجاری ها همگی معلول ارتباط ضعیف یا نادرست هستند که خود یکی از علل کند شدن روند کار سازمان شده و کارائی سازمان را کاهش می دهد. ضمن این که ارتباطات موفق و موثر باعث ایجاد روحیه بالا، کارایی زیاد و در نهایت رابطه مطلوب کارکنان با هم می گردد. می توان ارتباطات در سازمان را به جریان خون در بدن تشبیه نمود. همان طور که هر چه جریان گردش خون در بدن یکنواخت تر و منظم تر باشد، تمام سیستم ها و ارگانهای بدن بهتر به کار خود ادامه می دهند.
مدیران برای هدایت توفیق آمیز، باید ارتباط روشنی بین اهداف سازمانی و کارکنان برقرار کنند، و با ارتباطات کارکنان را برانگیزد تا به رهبری آنان اعتماد کنند و وظائف خود را به بهترین شکل انجام دهند. دنیا مدیران دنیایی را کلمات استفاده نمایند تا ارتباطات موفقیت آمیزی باشند، مخصوصا هر چه مدیر در سطح بالاتر مدیریت باشد بایستی از مهارت های ارتباطی بیشتری برخوردار باشد.
مدیران رده بالا چه در سازمان و چه در خارج و محیط پیرامون آن بیشتر از سایر رده های مدیریتی نیاز به برقراری ارتباط دارند. در مورد اهمیت و تاثیر ارتباط در ایفای نقش سرپرستی موثر، این قدر صحبت به عمل آمده است که از آن به عنوان یکی از فاکتورهای اصلی قلمداد شد.
پایه و اساس ارتباطات به سه عنصر بر می گردد که این سه عنصر در صورتیکه در هنگام ارتباطات متجلی نباشند، ارتباط موثر و تاثیر پذیری شاهد نخواهیم بود. این سه فاکتور عبارتند از:
۱ ـ تشویق
۲ ـ احترام
۳ ـ پذیرش
برای برقراری شرایط تشویق و احترام باید نکات زیر را در نظر بگیریم:
۱ ـ افراد را همان طوری که هستند بطور کامل و درست بینیم و برای پذیرش آنها شرطی نگذاریم. به عبارتی اجازه بدهیم بطور طبیعی با افراد ارتباط برقرار کنیم نه به صورت ساختگی و سانسوری.
۲ ـ سعی در تغییرات افراد ننمائیم.
۳ ـ از قضاوت کردن در مورد دیگران خود داری نمائیم.
۴ ـ اجازه دهیم افراد در همان سطحی که هستند باشند چون به طور طبیعی دیگران همان طوری که با آنها رفتار می کنیم با ما رفتار می کنند. به عبارتی دیگر، همان طور که در مورد دیگران قضاوت می کنیم در مورد ما قضاوت می کنند. اگر انسان با دیگران با محبت رفتار کند دیگران هم با او به مهربانی رفتار می نمایند. پس می توانیم دنیایی پر از مهر و محبت بسازیم و یا بر عکس، دنیایی پر از نفرت و تنفر. هر لحظه ای را که به انتقاد از دیگران سپری می نمایی، لحظه ای ناخوشایند و استرس را برای خود به وجود آورده ایم. پس اجازه دهید دیگران خودشان باشند تا هم اجازه دهند ما خودمان باشیم.
به طور ساده انسان آن چیزی را که می دهد به همان شکل دریافت می کند.
به گفته شاعر بلند آوازه:
این جهان کوه است و فعل ما ندا سوی ما آید نداها را صدا
شش مهارت کاربردی در ارتباطات که عامل برقراری ارتباط مناسب می گردد عبارتند از:
اول برای خودمان صحبت کنیم بعدا برای مخاطبین
تشریح و توضیح آن چیزی که حس پنجگانه می گوید مثلا (دیدن، شنیدن، بوییدن، چشیدن و لمس کردن) در روشن کردن مقصود و و منظور خود می توانیم از این حواس پنج گانه استفاده خوبی بنماییم.
آن چیزی را که فکر می کنیم را به زبان آوریم.
آن چیزی را که احساس می کنیم به زبان آوریم. در این قسمت، بیشتر از درک و برداشت خود که بالاتر از حواس پنج گانه می باشد استفاده می نماییم.
درخواست خود را بدون ابهام یا بی پرده مطرح کنیم. این عمل به ما کمک می کند از سوء برداشت و ابهام در ارتباطات جلوگیری نماییم.
ریشه و اساس سوء ارتباط (درست نفهمیدن ارتباط)
الف) قضاوت ارزشی نمودن در مورد دیگران
ب) گوش ندادن به حرف مخاطب
بدون هیچگونه بررسی و تحقیق فرض کنیم که مخاطب گفته شده این طور نیست یا به عبارتی و سپس نادرست خود را به حقیقت تبدیل نمودن.
به معانی توجه کردن به جای اینکه به جوهر و اصل مطلب توجه کنیم یا با کلمات بازی نمودن.
عدم توجه کافی به گوینده در حالی که گوینده نیاز به همراهی برای بیان مطالبش را دارد به آنها توجه شود.
به احساس و عواطف ارسال کننده پیام توجهی ننموده و به نحوی سخنان گوینده را بشنویم که گویی مطالب ارائه شده را از قبل می دانیم.
در صورتی که در گفته های گوینده ابهامی وجود دارد یا کاملا متوجه آن نشده ایم سعی ننمایم از آنها، در بیان مجدد مطالب جویا شویم.
گوینده در خیلی از شرایط نیاز به شنونده تایید کننده دارد تا بتواند مطالب خود را آن طوری که هستند ارائه دهد و به طور خلاصه شنونده مشتاق و خریدار مطلب، باعث ادامه ارائه دهنده مطلوب می گردد.
استفاده از کلمات طعنه آمیز و دو پهلو توسط سخنران باعث سوء ارتباط می شود.
بی توجهی به زمان ارسال پیام می تواند در بی اثر شدن پیام نقش داشته باشد.
زیاده روی در ارسال پیام کوتاه که خود ممکن است اثرات منفی داشته باشد(امین شایان جهرمی و امینی، ۱۳۸۸).
متغیرهای ارتباطات
در ارتباط معمولا سه متغیر دخیل می باشد که به جذابیت و فهم مطالب کمک نماید:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.