رابطه مشارکت کاری و مهارت های ارتباطی با توانمند سازی دبیران زن …

این سه واقعیت قابل جایگزین شدن نیستند، همین واقعیت هاست که به جامعه همبستگی و انسجام اجتماعی و فرهنگی می بخشد، موسیقی یکی از این نوع واقعیت هاست که می تواند به نزدیک کردن افراد سازمانی نسبت به هم منجر گردد در صورت نبودن عشق در زندگی، زنگی معنا ندارد، عشق محصول ارتباطات است پس عشق و محبت است که منجر به ارتباطات موثر می گردد بدون این واژه ها ما صرفاً مکالمه داریم تا ارتباط.
ارتباط می تواند یکی از گرانبهاترین ابعاد زندگی انسان به شمار آید. برای ایجاد هر رابطه ای موضوع هایی از قبیل اعتماد، مهربانی، ارزش ها و وفاد اری نقش بسیاری مهمی ایفا می کنند. روابط ارزشمند به ظاهر قالب پنیری نیستند که در یخچال نگهداری می نماییم بلکه محتویات آن مهم است که این هم نیاز به تلاش هوشمندانه دارد. فراموش نکنید که هر رابطه ای مانند حساب پس انداز بانک است، کیفیت روابط بستگی به این دارد که چیزی در آن قرار می دهید.
مثلا به وعده خود وفا کردن، مودب و مهربان بودن روحیه حمایتی داشتن، شنونده خوب بودن و صرف وقت جهت گوش دادن به دیگران این راه هایی هستند که ما به موجودی پس انداز اضافه می نماییم. باز کووی بیان می دارد که مهمترین عامل تشکیل دهنده روابط مهم است، نه ظاهر و کمیت آن گفته معروف کووی اشاره می نماییم که اخلاص در روابط بسیار نقش مهم و حساس ایفا می نماید:
بنا به گفته هنری فایول در چهارده اصل مدیریت خود در یکی از بندهای به نام روحیه جمعی می افزاید که کار گروهی به عنوان یکی از اساسی ترین عوامل در اصل روابط انسان سازمان می توان نام برد.
در همین راستا می افزاید که کار گروهی و ارتباطات شدید شفاهی رو در رو باعث تشویق کار تیمی می گردد.
مهمترین فاکتورهایی که برای ساختن روابط موثر در مدیریت و برقراری ارتباط با ارباب رجوع می توان نام برد عبارتند از:

  1. مطمئن شوید که سرویس به مشتریان، مهمترین عاملی است که مدیر می تواند به عنوان یک الگو ارتباطی معرفی نماید.
  2. کارکنانی به کار بگیرید که دارای روحیه و رفتار انرژتیک و روابط درون شخصی بالا هستند.
  3. به کارکنان نشان دهید که چقدر برای سازمان مهم هستند.
  4. بهبود مستمر و دائم از جمله تلاش مدیران باید به حساب بیاید.
  5. به عقاید مشتری احترام بگذارید.
  6. به طور مستمر با مشتریان تماس و ارتباط داشته باشید.
  7. به کسانی که به مشتریان خدمات خوبی ارائه می دهند پاداش دهید.

روابط و داشتن ارتباط با مشتری یکی از بهترین روش جلب و جذب مشتری است. کسانی که می توانند به بقا و رشد سازمان کمک نمایند همین مشتریان هستند که نه فقط به وسیله مهارت های تکنیکی می توان این افراد را جزء مشتریان مستمر و دائمی به حساب آورد بلکه مدیران نیاز دارند مهارت روابط انسانی به عنوان یکی از ابزارهای مفید جهت شکوفایی و توسعه سازمانی قلمداد و آن را جزء اصول کار خود قرار دهند از جمله توصیه های ارتباط انسانی برقرار زیر است:

  1. مثبت اندیشیدن، خوش بین بودن
  2. خوش روئی و تبسم در برقراری روابط با دیگران
  3. به فکر دیگران بودن، صمیمیت و حساس بودن در مورد دیگران جهت کمک رسانی
  4. درگیر شنیدن فعال بودن یعنی این که با تمام وجود به گوینده گوش دهیم.
  5. احساسات دیگران را درک کردن
  6. موفقیت دیگران را جشن گرفتن
  7. برای دیگران احترام قائل شدن
  8. از دیگران استفاده فکر کردن، پرسش و ایده خواستن از دیگران
  9. قبل از این که تمام واقعیت بدست نیاید هیچگونه قضاوتی در مورد دیگران انجام ندهید.
  10. از شکایت اجتناب کنید.
  11. ایده و تفکارت گوناگون از خود مورد بررسی و توجه قرار دهید.
  12. خوش اخلاق باشید(امین شایان جهرمی و امینی، ۱۳۸۸).

خود شناسی
برای این که یک مدیر خوب باشیم، باید خود را بشناسیم و نقاط قوت و ضعف وظایف مدیریتی را در زمینه ی تولید، اداره، ریسک و توانایی جلب و جذب حمایت همکاران و تمام افراد که در موفقیت سازمان دخیل هستند را بدانیم.
بهترین روشی که مدیر می تواند به دیگران انگیزه دهد و باعث آموختن زیر دستان شود این است که اجازه دهد کار توسط خودشان انجام گیرد. به عبارتی اختیار عمل داشته باشند. اکثر افراد خود را نمی شناسند.
مردم بیشتر کارهای خود را توجیه کرده و اعتقاد دارند که مدیریت را بهتر از دیگران می دانند. مدیران اکثرا فکر می کنند در بیشتر زمینه ها از دیگران برتری دارند و در ارتباطات با دیگران در رتبه عالی قرر دارند باید اذعان کرد که خود را نمی شناسیم چرا که نسبت به خود تعصب داریم. تا آن چیزی را انجام می دهیم که هستیم و این به نحوی برداشت می شود که ما از کسانی چیز می آموزیم که خود عمل نمی کنند. رفتار گرایان اعتقاد دارند برای اینکه خود را بشناسیم باید در تماس با محیط اطراف خود باشیم. ما باید بدانیم که چه تاثیراتی بر روی دیگران داریم. این خود شناسی محقق نمی شود مگر این که با صمیمیت، پذیرای گفته های دیگران باشیم؛ در غیر این صورت ما با کوهی از ابهامات و سوء برداشت زندگی خواهیم کرد. برای فائق آمدن بر عدم آگاهی باید با آگاهی برقرار کنیم و احساسات دیگران را درک کنیم. ما بدون شنیدن و اندیشیدن قادر به درک احساسات دیگران نیستیم. با پیچیده شدن علوم و بالا رفتن دانش بشر ما به دانش هایی رسیده ایم که در زمان های سابق شاید برای ما حتی تصورش هم آسان نبود. امروز برای برقرار کردن ارتباط موثر باید صحبت های دیگران را بشنویم.
بیندیشم و آن ها را احساس کنیم بنا به گفته چاک آدیززدر پانصد سال قبل کلمه Sentire در زبان اسپانیای به معنی شنیدن، گوش دادن (تعمق کردن) و احساس کردن بود ولی امروز سه کلمه جداگانه برای هر کدام سه واژه مطرح شده است. در هر زمان ما می توانیم بشنویم ولی تعمق یا احساس نکنیم. برای این که مدیر دیگران را بشناسد باید با اطرافیان در تماس باشند، اطرافیانی که هیچ گونه سانسور و کنترلی در مورد آنها لحاظ نشده باشد. ارتباط مستقیم کلید خود شناسی است. ما باید در مورد آن چه می شنویم. بیندیشیم و آن را احساس کنیم. برای این که مدیر بتواند با دیگران ارتباط موثر برقرار نماید اول باید با خود ارتباط برقرار نماید (خود شناسی) و بعد با دیگران (امین شایان جهرمی و امینی، ۱۳۸۸).
ده گام برای شناخت یک چیز
* ارتباطات و مهارت های درون شخصی
* درک اهمیت ارتباطات در تجارت
* ارتباطات به عنوان یک فرایند

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.