رسیدن به برند موفق:/پایان نامه شکل‌گیری برند و پویایی سیستم

مراحل لازم جهت رسیدن به یک برند موفق

   هرشرکتی برای داشتن برندی موفق نیاز به پیمودن مراحلی دارد که در ذیل به این مراحل به طور مختصر اشاراتی گردیده است.  

 

 2-9-1- مرحله‌اول: خودشناسی    

   جهت شروع فعالیت‌های مربوط به اعتلای برند، مدیران باید در مرحله نخست تحلیل کاملی از شرکت خود داشته باشند، شرکت چه می‌کند؟در چه صنعتی فعالیت می‌کند؟ لیستی از تولیدات و یا خدماتشان را تهیه کنند. فرآورده‌هایشان را دسته‌بندی نمایند و سپس بررسی کنند مشتریان هر دسته اغلب چه گروه‌های از مردم می‌باشند؟ کارکنان از نظر بهره‌وری در چه سطحی قرار دارند؟ در این مرحله می‌بایست دست به نظرسنجی‌هایی، ابتدا در سطح مدیریت شرکت بزنند. بدون توجه به نتیجه این رده باید در مرحله بعد یک نظرسنجی در سطح کارکنان شرکت انجام دهند. در طی دو نظرسنجی فوق نه تنها باید بررسی نمایند که می‌توانند یا نه، بلکه می‌بایست از خود و کارکنانشان بپرسند که در صورتی که بخواهند برندشان را اعتلا ببخشند چه چیزهایی کم دارند؟ برندهای برتر چه می‌کنند؟ بعد از آن لازم است گروهی از بیرون شرکت هم نظر دهند که شرکت را چگونه می‌بینند؟ نتیجه نظر سنجی مرحله سوم یا مثبت است و یا منفی. اگر مثبت بود که باعث ایجاد انگیزه‌ای مضاعف در آنها می‌شود. می‌توانند به این نکته توجه کنند که بازارشان را دارای آن قابلیت می‌بینند که بتوانند برندی مطرح و معتبر داشته باشند. اگر نتیجه منفی بود هم باز نباید ناامید شوند حداقل می‌دانند که باید از صفر شروع کنند و در آن صورت پیشرفت شان در این جاده محسوس‌تر خواهد بود. در پایان این مرحله و پس از طی مراحل فوق و در صورتی که قطعاً به جواب (نه) رسیدند در این صورت مساله منتفی است و بهتر است خرج بیهوده نکنند و به همین وضع فعلی ادامه داده و البته با آینده‌نگری زمینه را برای مدتی بعد فراهم کنند، ولی در صورتی که به این جمع‌بندی رسیدند که می‌شود کاری کرد و این باور در آنها بوجود آمد که می‌توانند، آنگاه باید با امید به موفقیت شروع کنند، البته با صبر و حوصله و برنامه ریزی. 

 

2-9-2- مرحله دوم: تعیین جایگاه شرکت

   در این مرحله باید دید که اصلاً کجا  قرار دارند و جایگاه شان در صنعت مربوطه کجاست؟ بزرگان صنعتی که در آن فعالیت می‌کنند کدام هستند؟ شرکت‌های رقیب را لیست کنند. با کمک گروهی از متخصصین بازار می‌بایست بسیار واقع‌بینانه شرکت‌های موجود در لیست فوق را از نظر بازار رتبه‌بندی نمایند. باید دید جایگاه شرکت کجاست؟ آیا صدرنشین هستند؟ اگر هستند که چه خوب. پس از این به بعد بایستی به فکر حفظ جایگاهشان باشند. ولی اگر رتبه اول از آن آنها نیست باید ببینند آیا توانایی بالا رفتن و رسیدن به صدر جدول را دارند؟ این بررسی را بایستی در سطحی بسیار جامع شامل مدیران ، کارمندان، کارگران و خانواده‌های همه شرکت انجام داد.  

                                                            

2-9-3- مرحله سوم : تهیه ابزار کار

   در این مرحله بایستی مواردی را که می‌باید از این پس در شرکت داشته باشند جمع‌آوری کنند.       الف- گروهی از متخصصین جهت اشتغال در واحد مدیریت برند شرکت در اینجا در گروه خود نیاز به نفرات زبده‌ای دارند، نفراتی با تخصص‌های آمار، روانشناسی ، جامعه شناسی، بازاریابی و احتمالاً بسته به نوع صنعتی که در آن فعال هستند چند تخصص دیگر و در راس آنها یک متخصص مدیریت که توانایی رهبری گروهی را با عنوان مدیریت برند شرکت داشته باشد. لازم است در این گروه نمایندگانی از هیات مدیره ، واحد بازاریابی شرکت ، واحد فروش و خدمات پس از فروش و نیز نمایندگانی از کارکنان شرکت حضور داشته باشند. با استفاده از تیم فوق بایستی هر لحظه از جایگاه خود در بین رقبا باخبر باشند و با روش‌های پیشنهادی این گروه پله پله در جدول بالا روند تا به صدر برسند و موقعیت خود را در بالای جدول تثبیت کنند. در اغلب شرکت‌های بزرگ، بازاریابی برند مثل جنگ است. مشتریان هدف هستند، نحوه مبارزه برنامه‌ریزی شده، محصولات موقعیت‌یابی شده، امواج تبلیغاتی شروع می‌شود و آنگاه محقق بازار که دیده‌بان است، می‌گوید که آیا ماموریت موفقیت‌آمیز بوده یا خیر؟  

 ب- برند یا همان نام تجاری شرکت: مهمترین قسمت کار داشتن یک برند است، به هر حال هر شرکتی یک نام دارد، حال اگر آن شرکت تک محصولی باشد به احتمال زیاد اسم آن بر محصول قرار خواهد داشت. در مورد شرکت‌هایی که چندین محصول دارند هم معمول این است که آن شرکت نام خود را بر روی همه محصولاتش می‌گذارد ولی امروزه رویه‌ای دیگر هم باب شده و آن اینکه شرکت‌ها نام‌های مختلفی را بر روی محصولات خود  می‌گذارند. با در نظر گرفتن هر یک از حالات فوق اصلی‌ترین قسمت کار همان برند خود شرکت است که در حالات اول و دوم که بر روی محصولات قرار دارد و به اطلاع مردم می رسد و در حالت آخر هم که شرکت محصولاتش را با نام‌های مختلف عرضه می‌نماید، برند هم به نوعی درکنار نام محصول نمایش داده می‌شود. این برند شرکت است که می بایستی از این پس ارزش آفرینی کند، این برند است که باید سعی کنند آن را در ذهن مشتری حک کنند آن هم با جلوه‌ای همیشه نورانی بطوری که هرگاه تصمیم به خرید گرفت بدون تردید به سراغ برندشان بیاید و حتی قیمت بالاتر آنها هم نسبت به رقبا وی را منصرف ننمایند. تحقیقات نشان می‌دهند که مشتریان با وجود برخی کمبودهای احتمالی، برندهای شناخته شده را ترجیح می‌دهند، حتی اگر در موقعیت‌های خاصی خطرناک باشند.