رویکرد اصلاح سیستم ها:پایان نامه درباره کارت هوشمند سوخت

1مقدمه

اهمیت و نقش اصلاح و بهبود روشها در نظام اداری انکار ناپذیر است. نهادینه ساختن بهبود مستمرو فرهنگ کیفیت در سازمان، مسئله بسیار مهم و نگرانی همه سازمانهایی است که به اهمیت و تعیین‌کننده بودن کیفیت در تحقق اهداف سازمان در عصر حاضر و به ویژه برای موفقیت در آینده پی برده‌اند. سازمانهایی که در سالهای اخیر برای استقرار سیستم‌های تضمین کیفیت ، مدیریت کیفیت و موارد مشابه تلاش‌های ویژه‌ای را مبذول داشته‌اند، طبعا به مؤثر واقع شدن این تلاشها می‌اندیشند(سایت بانک اطلاعات نشریات کشور،1386).

بررسی مطالعات محققین و تجارب مدیران موفق در کشورهای پیشرفته و یا در حال توسعه مبین آنست که اصلاح و تجدیدنظر مستمر در سیستم ها و روشهای انجام کار با توجه به پیشرفت علوم و فن‎آوری امری اجتناب‏ناپذیر است چرا که در غیراینصورت سیستم پاسخگوی نیازهای جامعه نبوده و محکوم به زوال خواهد بود. سیستم‎ها و روشهای انجام کار از جمله عوامل نرم‎افزاری بهره‎وری هستند که در اثر بهبود و اصلاح مستمر قابلیت انطباق با تغییرات محیط را در سازمانها امکانپذیر نموده و آن را در مقابله با مشکلات اجرایی یاری می‎نمایند.

بهبود روشها فرایندی است متمرکز بر روی مشتریها، کیفیت محور، مبتنی بر حقایق، متکی بر تیمها که برای دستیابی به اهداف استراتژیک سازمان از طریق ارتقای مستمر فرایند ها، توسط مدیریت ارشد سازمان رهبری می شود(‌انتشارات سازمان مدیریت و برنامه ریزی کل کشور 1382).

 

2-1-2 رویکرد های اصلاح سیستم ها و روشها

اصلاح سیستم ها و روشهای انجام کار به لحاظ ماهیت و نوع عملیاتی که طلب می‎کند و نیز گستردگی و فراگیری آن لزوماً رویکردی برنامه‎ای با گرایش راهبردی ـ کاربردی در امر سیاستگذاری و برنامه‎ریزی و رویکردی مشارکتی در عملیات و اجرا می‎باشد.

از اینرو لزوماً‌ می‎بایست سیاستها و خط‎مشی‎ها و ضوابط و اصول کلی آن توسط یک مرکزیت کشوری انجام و هدایت و رهبری گردد و در اجرا نیاز به مشارکت فعال، فراگیر و همه جانبه بخش‎های مختلف دولت و تمامی اعضاء و کارکنان بین بخشی و بخشهای داخلی دستگاههای دولتی دارد. لذا رویکردهای زیر پیشنهاد می‎گردد:

ـ اصلاح فرایند با رویکرد مدیریت کیفیت جامع شامل:

ـ توجه به اصل بهبود مستمر

ـ مشتری‎مداری و توجه به رضایت مخاطبان

ـ مشارکت همه جانبه کارکنان

ـ یادگیری سازمانی (بعنوان بستر استقرار مدیریت کیفیت جامع) مبتنی بر اصول سازمانهای یادگیرنده:

1ـ دورنمای مشترک

2ـ عامل بودن افراد (ویژگیهای فردی)

3ـ یادگیری تیمی

4ـ اصلاح مدل‎های ذهنی

5ـ دید سیستمی( صمدی،1383،50).

 

2-1-3 بهبود روش های ارائه خدمات در  سازمان

از شناخت و به کارگیری «بهبود سازمانی» دیری نمی­گذرد. پیش ازاین فعالیت­هایی چون بهبود روش­ها، تجزیه و تحلیل سیتسم­ها، اصلاح تشکیلات، بازسازی و بهبود نیروی انسانی در سازمان­ها جریان داشتند که فارغ از دیدگاه سیستمی تنها به اصلاح و بهبود بخشی از سازمان می­پرداختند. به این ترتیب که هرگاه در سازمان مشکلی پدید می­آمد، کارشناسان مسؤول به اصلاح موردی می­پرداختند. در حالی که رفع این مشکل موردی چه بسا موجب بروز مشکل از مواضع دیگر سازمان می­شد.

اما بهبود سازمان تمامی این کوشش­های متفرق را وحدت بخشید و از مجموع آنها دانشی پدید آورد که مجهز به دیدگاه سیستمی[1] و با استفاده از ابزار تجزیه  تحلیل سیستم­ها و روش­ها به سوی بهبود واصلاح روش­ها گام برمی­دارد.

1- تجهیز به دیدگاه سیستمی و نگرش سازمان از بالا، تصویری از سازمان ارائه می­کند که با تصویرهای پیشین بسیار متفاوت است.

سازمان به عنوان یک سیستم اصلی مجموعه­ای است از افراد، سرمایه، تکنولوژی و ارتباطات که این اجزاء در کنش و واکنش با یکدیگر بوده و برای رسیدن به هدف و هدف­های مشخصی در حرکت­اند.(دانشگرزاده،1382،26)

در این چارچوب، سازمان متشکل است از افراد که با یک سلسله ارزش­ها، و الگوها و مهارت­های متفاوت و تکنولوژی با ویژ­گی­های گوناگون و فرآیندها و ساخت­ها که منعکس کننده­ی انواع مختلف روابط میان افراد و یا روابط بین افراد و کار آنها است. در این نگرش ساخت­ها و فرآیندها و جریان­های یکپارچه­سازی برای به انجام رسانیدن وظایف و هم­چنین عامل تسهیل کننده برای استفاده از تکنولوژی برای رسیدن به هدف­های افراد است. بر این اساس بهبود سازمان خواستار تغییر در ساخت تکنولوژی (جنبه­های ساختی/ فنی) و یا تغییر در افراد و فرآیندهای تعاملی آنها (جنبه­های انسانی/ فرآیندی) است و بدین­ترتیب موضوع تغییر در افراد یا ساخت/ فرآیند و یا تکنولوژی/ سازمان را به تنهایی مردود می­شمارد. (زمردیان، 1386،9).

[1]-System Approach