رویکرد ماشینی :”پایان نامه فرهنگ سازمانی و شناخت کارکنان”

رویکرد ماشینی به سازمان

نظریه های کلاسیک سازمان به عنوان نظریه های رسمی سازمان در مقابل نظریه های جدیدتر که بر ساخت غیر رسمی سازمان تاکید می کنند، طبقه بندی گردیده اند. این نظریه های رسمی سازمان بعدها نظریه های ماشینی نیز نامیده شدند، زیرا به انسان همچون ماشین می نگرند. بر اساس این نظریه ها کارگر باید خود را با شغل و وظیفه کاری سازگار کند. کار کالایی است که مدیریت می تواند آن را بخرد و مورد استفاده قرار دهد. سازمان بر اساس کار و وظیفه است و واحد اساسی سازمان شغل است که از وظایفی ترکیب شده که به وسیله یک کارگر انجام می شود. بنابراین در مطالعه سازمان ها شغل و کار مورد توجه است و شاغل یعنی شخصی که کاری را انجام می دهد نادیده گرفته می شود. افراد باید خود را با نیازهای سازمان سازگار کنند و افرادی که نتوانند خود را با این نیاز سازگار کنند کنار گذاشته می شوند. رهبران بر اساس شایستگی انتخاب می شوند و کاگران بدون چون وچرا دستوارت آنها را اجرا می کنند. دستوارت از بالا به پایین می رسند و گزارش های عملکرد یگانه شکل ارتباط پایین به بالا را تشکیل می دهند. نظریه ماشینی که انگیزه های اقتصادی رامنابع محرک انسان می داند فرض می کند که کارگران با انگیزه دستمزد برای به حداکثر رساندن درآمدهای خود با حداکثر تولید خواهند کرد. ترس از دست دادن کار  گرسنگی کارگران را وادار خواهد کرد با روحیه سبقت جویی از تمام توانایی خود برای تولید بیشتر بهره گیرند. با عقلانی کردن فرایند تولید  و یافتن بهترین روش های کار برای انجام هر کاری، کارگران در اجرای وظایف مربوط به کار خود، وادار به همنوایی با این رفتارهای عقلانی شده  می شوند (صبوری ، 101:1384).

 

2-3-2-رویکرد تفسیری به سازمان

رویکرد تفسیری در علوم انسانی به  نحوی مربوط به مباحث  نظری جامعه شناس آلمانی ماکس وبر ایست که معتقد به تمایز بین علوم انسانی از علوم طبیعی و مطالعه کنش اجتماعی در علوم انسانی است. وبر ضمن تاکید بر کنش اجتماعی با معنا یا تمایل به مقصود (هدف) به بررسی مفهوم تفهم که انعکاس دهنده چگونگی نگرش مردم در خلق معنا و دلایل انگیزش های آن ها می باشد، می پردازد. علوم اجتماعی تفسیری مربوط به هرمنوتیک یا فرضیه معنا که در قرن 19 ظهور نمود در زمینه های فلسفی، هنر، مذهب، و زبان شناسی گسترش یافت، می باشد. این رویکرد به طور خلاصه، یک تحلیل سیستماتیک از کنش اجتماعی با معنا از طریق  مشاهده مستقیم و جزئی رفتار مردم در شرایط طبیعی جهت فهم و تفسیر این مطلب که چگونه مردم دنیای اجتماعی خودشان را خلق و به آن معنا می بخشند می باشد. (نیومن ،1994) رویکرد تفسیری معتقد است  که دنیای اجتماعی بر خلاف دنیای فیزیکی، خارج و مستقل از آگاهی انسان ها وجود ندارد. بنابراین دنیای اجتماعی  از قبل تعیین شده نمی باشد که محققین آن را کشف کنند. درک زندگی اجتماعی که از کنش متقابل با معنای انسان ها خلق می شود، متکی بر سیستم معنای مردم در هر نظام اجتماعی می باشد. بر این اساس زندگی اجتماعی به عنوان چیزی که مردم آن را تجربه می کنند و به آن معنا می بخشند، موجدیت می باید بنابراین هویت واقعی بستگی به تعریفی دارد که مردم به آن الصاق می نمایند و توضیح آن صرفاً از زاویه دید آنها امکان پذیر می باشد (مارشال و راس من،1995). بنابراین رویکرد تفسیری به عنوان یک رویکرد انسان مدار، اهمیت زیادی به آزادی فرد، تجربه با معنا و آگاهی او می دهد. این دیدگاه ضمن دافعا از اختیار به جای جبر معتقد است که آگاهی تاثیر زیادی بر کنش اجتماعی در مقایسه با دیگر عوامل اجتماعی دارد (نیومن 1994) بر این اساس توانمندی انسان در خلق نمودن به جای قرار گرفتن در شرایط و زمنیه های از قبل تعیین شده ،مورد حمایت قرار می گیرد. نظام اداری به عنوان بخشی از نظام سیاسی می تواند یکی از بخش ها و زیر مجموعه های مهم در روند توسعه سیاسی هر جامعه باشد و در عین حال در صورت ضعف، بیماری، فساد، عدم برخورداری از توانایی های لازم و وجد کاستی های می تواند به صورت یکی از موانع توسعه سیاسی جامعه در آید.