رویکرد مدیریت دانش//پایان نامه درمورد پیاده سازی مدیریت دانش

رویکردهای مدیریت دانش:

کارل اریک اسویبی دو رویکرد را برای طبقه بندی مدیریت دانش شناسایی کرد:

1- رویکرد متمرکز بر فناوری اطلاعات(با پیش زمینه مهندسی و دانش اطلاعات):برای محققان و کارشناسان این حوزه، دانش به عنوان ابزاری تلقی می شود که می تواند در سیستم های اطلاعاتی مورد شناسایی،دسته بندی، نگهداری و بازیابی قرار گیرد.ابزارهایی چون هوش مصنوعی،الگوهی شییه سازی،گروه افزار،پایگاه داده و… می تواند به توسعه این رویکرد کمک کند (شفیع زاده،42:1385) .

2- رویکرد متمرکز بر افراد (با پیش زمینه روانشناسی،توسعه نیروی انسانی و توسعه سازمانی):برای محققان و کارشناسان این حوزه، دانش شامل فرایندها،مجموعه پیچیده ای از مهارت های پویا،دانش فنی و … است که به طور مستمر در حال تغییر می باشد.در واقع دانش به عنوان یک مفهوم اولیه در مهارت های افراد متخصص و فرایندهای مرتبط با آنها نهفته  است (همان).

نظرات اسیوبی قابل توجه است اما به طور کامل نمی تواند به تمایزات و تفاوت های مهم در رویکردها به مدیریت دانش سازمانی اشاره کند.از دیدگاهی جامع تر می توانیم رویکردهای مختلف مدیریت دانش را به صورت زیر طبقه بندی کنیم:

– رویکرد های مکانیکی

– رویکرد های فرهنگی/رفتارگرایانه

– رویکرد های نظام مند

1- رویکرد های مکانیکی به مدیریت دانش:

رویکرد مکانیکی به مدیریت دانش از طریق کاربرد فناوری و منابع برای انجام هر چه بهتر کارها مشخص می شود.مفروضات اصلی رویکرد مکانیکی عبارتند از:

– دسترسی بهتر به اطلاعات حیاتی است وروش های دسترسی و استفاده مجدد از اسناد ومدارک بایداز طریق ارتباطات فوق متن،پایگاه داده،جستجوی کامل متن و…افزایش یابد.

– فناوری های شبکه ای مخصوصا اینترانت به طور کلی و گروه افزار به طور خاص،راه حل های مناسبی محسوب می شوند (همان) .

2- رویکرد های فرهنگی/رفتارگرایانه به مدیریت دانش:

رویکرد های فرهنگی یا رفتارگرایانه که اساسا ریشه در مهندسی مجدد و مدیریت تغییر دارند،گرایش دارند تا مشکلات مدیریت دانش را یک موضوع مدیریتی تلقی کنند.اگرچه فناوری برای مدیریت منابع دانش ضروری است، اما یک راه حل نیست.این رویکردها بیشتر بر خلاقیت و نوآوری تمرکز می کنند تا منابع موجود دانش سازمان. مفروضات اصلی رویکردهای فرنگی/رفتارگرایانه عبارتند از:

– رفتارها و فرهنگ سازمانی نیازمند تغییرات چشمگیری هستند.در محیط هایی که حجم اطلاعات بسیار گسترده و متراکم است، سازمان ها در تحقق اهداف تجاری خود با مشکل مواجه می شوند.

– رفتارها و فرهنگ سازمانی می تواند تغییر یابد.اما فناوری ها و روش های سنتی که در حال تلاش برای حل مشکلات مدیریت دانش هستند، باعث ایجاد محدودیت هایی در اثربخشی می شوند.یک دیدگاه کلی نگر مورد نیاز است و باید نظریه های رفتاری در سیستم های بزرگ مورد توجه قرار بگیرد.

– فرایندها دارای اهمیت هستند نه فناوری

– چیزی اتفاق نمی افتد یا تغییر نمی یابد مگر اینکه یک مدیر باعث ایجاد آن شود(همان:43) .

3- رویکرد نظام مند به مدیریت دانش:

رویکردهای نظام مند اعتقاد سنتی خود را به تحلیل منطقی مشکلات مدیریت دانش این گونه بیان می کند: مشکل

می تواند حل شود اما شکل های مختلفی از تفکر جدید مورد نیاز است.مفروضات اصلی رویکردهای نظام مند عبارتند از :

– نتایج قابل دوام بیش از فرایندها یا فناوری ها اهمیت دارند.

– یک منبع نمی تواند مدیریت شود مگر اینکه الگوسازی شود. البته بسیاری از جنبه های دانش سازمانی می تواند به عنوان یک منبع آشکار الگوسازی شوند.

– راه حل ها را می توان در حوزه ها و فناوری های مختلف پیدا کرد و روشهای سنتی تحلیل را نیز می توان برای بررسی دوباره ماهیت دانش و حل مشکلات آن مورد استفاده قرار داد.

– موضوعات فرهنگی مهم هستند،اما آنها باید به شکلی نظام مند مورد ارزشیابی قرار گیرند.کارکنان ممکن است تغییر کنند یا بدون تغییر بمانند،اما سیاست ها وفعالیت های قطعا باید تغییر کند و فناوری ها نیز می توانند به شکل موفقیت آمیزی برای مشکلات مدیریت دانش مورد استفاده قرار گیرند.