ساختار سرمایه:پایان نامه در مورد ساختار سرمایه با سودآوری بانک

ساختار سرمایه

یک شرکت برای اینکه بتواند سرمایه گذاری کند و دارایی های مورد نیاز شرکت را تهیه نماید باید منابع مالی کسب کند . برای تأمین مالی ، راههای مختلفی وجود دارد که در دو شکل کلی خلاصه می شوند؛ استفاده از بدهی  و استفاده از آورده سهامداران . منابع تأمین مالی در قسمت چپ ترازنامه نشان داده می شوند . بدهی به دو نوع بدهی بلند مدت و کوتاه مدت تقسیم می شوند . بدهی کوتاه مدت ، بدهی جاری نامیده می شود و شامل وام ها و سایر تعهدات است که باید در طول یک سال پرداخت شوند . در استفاده از بدهی، شرکت، باید دقت کند که با توجه به ماهیت دارایی، نوع بدهی را تعیین کند . مثلا اگر شرکت می خواهد در دارایی جاری سرمایه گذاری کند، از بدهی جاری استفاده کند، استفاده از بدهی جاری برای تأمین مالی دارایی ثابت، ریسک ورشکستگی شرکت را بسیار بالا می برد

و به علت دراز مدت بودن بازده دارایی، شرکت، ممکن است با مشکل مواجه شود.حقوق صاحبان سهام[1]  نشان دهنده تفاوت بین ارزش دارایی ها و بدهی های شرکت، می باشد وادعای باقیمانده بر روی دارایی های شرکت نامیده می شود.

در حقیقت مبالغی که بوسیله سهامداران شرکت تأمین مالی می شوند، حقوق صاحبان سهام است . نوع دیگری از تأمین مالی که مابین بدهی و سهام عادی  قرار دارد، سهام ممتاز[2]  می باشد.  سهامداران ممتاز دارای ریسک بیشتری از طلبکاران می باشند، زیرا بعد از کسر وجوه طلبکاران، مابقی وجوه در قبال سرمایه اینگونه سرمایه گذار ان پرداخت می شود. این سهامداران نرخ ثابت از سود شرکت را به عنوان سود سرمایه گذاری خود دریافت می کنند .فرق بین سهام عادی، سهام ممتاز و بدهی در این است که هزینه بدهی جزء هزینه های قابل قبول مالیاتی است و بنابراین مقدار مالیات را کاهش می دهد . به همین علت هزینه بدهی کمتر از هزینه شیوه های دیگر تأمین مالی است. از طرف دیگر بدهی ، باعث بالا رفتن هزینه مالی و ورشکستگی و در نتیجه تحت تأثیر قرار گرفتن ارزش بازار شرکت می شود . اگر ریسک مالی[3]  شرکت بیش از حد افزایش یابد، تمایل سرمایه گذاران در سرمایه گذاری بر روی سهام شرکت و بانکها در وام دادن به شرکت کاهش خواهد یافت. این امر سبب خواهد شد که شرکت اعتبار خود را از دست بدهد . بنابراین یک مدیر مالی باید به دقت از بین منابع مالی مختلف ، آن راه تأمین مالی که باعث حداکثر شدن ارزش شرکت می شود را انتخاب کند.

 

2-3)نقش نوآوری[4]  در ساختار سرمایه

اگر شرکتی در وضعیتی باشد که نوع ویژه ای از خدمات مالی را به سرمایه گذاران ارائه نماید، آنگاه می توان انتظار داشت که قدرت سحر آمیز یا جادوئی بوجود آید . معمولاً این نوع خدمات منحصر به فرد هستند یا اینکه شرکت با قیمت بسیار کمتر از سایر رقبا خدمات را ارائه می دهد. بنابراین لازم است که شرکت به نوع نیاز مشتریان پی ببرد. در این صورت می توان توقع داشت که مشتریان در برابر خدمت ، پول بیش تری پرداخت کنند .

نمونه چنین مسئله ای آن است که معمولاً افراد، خود حاضر به گرفتن وام نیستند، اما در عوض ترجیح می دهند سهام شرکتی را که توانسته وام بگیرد با قیمت بیشتری بخرند . اما همین مسئله، وقتی برای تمام شرکتها به طور عمومی مطرح می شود، تنها شرکتهایی می توانند از قدرت جادوئی وام استفاده کنند که دست به نوآوری و ابتکار بزنند . این موضوع عامل ایجاد مؤسسات مالی متنوع با اوراق قرضه گوناگون شده است . البته همیشه خلاقیت برای افراد خلاق سود آور است و معمولاً چیز زیادی نصیب دنباله روها نمی شود. مثلاً انتشار اوراق قرضه بدون بهره[5]  برای اولین بار با استقبال چشمگیر سرمایه گذارانی که از پرداخت مالیات بهره گریزان بودند، مواجه شد ولی بعد از مدتی که بسیاری از شرکتها چنین اوراقی را منتشر کردند به تدریج جذابیت اوراق کمتر شد . با چنین شیوه هایی تغییر ساختار سرمایه می تواند تأثیرات قابل ملاحظه ای هم بر شرکت و هم بر سرمایه گذاران بر جای گذارد(تیتمن و سیپلاکو[6]، 2007).

[1] Equity

[2] Prefered Stock

 

[3] Financial risk

[4] Innovation

 

[5] Zero coupon bond

[6] Titman, S.,Tsyplakov,S