سود اقتصادی و حسابداری:پایان نامه درباره سودآوری بانک‌ دولتی

تفاوت سود اقتصادی و سود حسابداری

تفاوت تعریف سود حسابداری و سود اقتصادی به تفاوت در مفهوم «هزینه» با «هزینه فرصت» باز می‌گردد. هزینه اقتصادی[1] تولید، عموماً از هزینه حسابداری[2] آن بیشتر است، تفاوت آن دو نیز در اصل بدین نکته باز می‌گردد که هزینه اقتصادی، نه تنها هزینه‌های صریح[3] حسابداری را شامل می‌شود، بلکه هزینه‌های ضمنی[4] یا هزینه فرصت از دست‌رفته را نیز در بر می‌گیرد. به عبارت دیگر، سود اقتصادی عبارت است از «درآمد کل» منهای «هزینه فرصت کلِ» منابع اقتصادی که بنگاه مورد استفاده قرار می‌دهد. البته به جز این، یک تفاوت دیگر نیز در مبحث هزینه بین دو رشته وجود دارد و آن این که اصولاً اقتصاددانان در تحلیل‌های خود به مفهوم هزینه نهایی[5] یا هزینه آخرین واحد تولید توجه دارند، حال آن که حسابداران به دنبال بهای تمام‌شده متوسط هستند.

گرچه حسابداران به وضعیت سود تعهدی[6] بنگاه توجه دارند، اما اقتصاددانان می‌گویند که اگر این بنگاه اقدامات دیگری انجام می‌داد، وضعیت سودآوری آن (خصوصاً در حالت حداکثری) به چه صورت در می‌آمد. حقیقت نیز این است که تصمیم‌گیری درست می‌بایست بر اساس آن‌چه احتمال دارد (یا داشته)، صورت ‌پذیرد نه آنچه واقعیت یافته است. به عبارت دیگر برای اقتصاددانان «بالقوه» بیشتر از «بالفعل» اهمیت دارد. این قضیه در بازارهای بورس نمود بیشتری دارد. قیمت سهام را احتمالات آتی (در ذهن سهام‌داران) تعیین می‌کند، نه اطلاعات حسابداری (هر چقدر خوبِ) گذشته. البته ناگفته نماند که امروزه حسابداری به مرور خود را به اقتصاد نزدیک‌تر کرده است که از آن میان می‌توان به عنوان مثال به معرفی مفهوم ارزش افزوده اقتصادی[7] اشاره کرد. از این منظر، شاید بتوان گفت که حسابداران سنتی صرفاً به وضعیت فعلی (و گذشته) بنگاه علاقه دارند و لذا متغیرهایی چون کیفیت مدیریت (و اثر آن بر آینده بنگاه) ابداً در ترازنامه کنونی آنها انعکاسی ندارد. به عبارتی برای حسابداران، «گذشته‌ها گذشته است»[8]، اما اقتصاددانان نه تنها به «آنچه که هست» توجه دارند، بلکه «آنچه بالقوه می‌توانست باشد» نیز برای آنها اهمیت به‌سزایی است. در واقع می‌توان گفت که اقتصاددان‌ها به بهترین‌ها[9] علاقمندند، حال آن که حسابداران به دنبال واقعیت‌ها[10] هستند. این تفاوت شاید به تعریف علم اقتصاد که اصالتاً به دنبال حداکثرسازی[11] یا در حالت کلی‌تر بهینه‌سازی[12] است باز ‌گردد، چرا که در واقع مسأله اصلی در علم اقتصاد، کمیابی است. حال آن که حسابداری بیشتر به دنبال اندازه‌گیری یا در تعریف دقیق‌تر خود به دنبال ثبت[13]، طبقه‌بندی[14]و تلخیص[15] فعالیت‌های مالی است و از این منظر، مهم‌ترین خروجی فعالیت‌های حسابداری، صورت‌های مالی[16] است.

 

[1]. Economic Cost

[2]. Accounting Cost

[3]. Explicit Cost

[4]. Implicit Costs

[5]. Marginal Cost

[6]. Accrual

[7]. Economic Value Added,(EVA)

[8]. Bygones are Bygones

[9]. Idealities

[10]. Realities

[11]. Maximization

[12]. Optimization

[13]. Recording

[14]. Classifying

[15]. Summarizing

[16]. Financial Statements