سامانه پژوهشی – شاخصه‌های یاران مطلوب امیرمؤمنان علی درکلام حضرت باتأکید بر نهج‌البلاغه۹۲- قسمت ۱۱

انسان درزندگی خود، مدام درمعرض غفلت وغرق شدن در نفسانیات است و برای ماندن درمسیر تربیت کمالی وتوانایی حرکت درآن، نیازمند عواملی بازدارنده ازبدیها و پیوند زنندۀ به خوبیهاست،[۲۳۶] و یکی از اسباب مؤثر آن، امربه معروف ونهی ازمنکر است که مورد توجّه خاص مربّیان الهی قرار گرفته است وخود، شاخصه ای برای یاران مطلوب ایشان می باشد.
آنچه تربیت یافتگان مکتب علوی را از دیگران متمایز می سازد ومدال مطلوبیت را به سینۀ آنها می‌نشاند، نوع نگرش این افراد نسبت به خود وجامعه است. انسان‌هایی که برپایۀ عقیده وفکر والایی که دارند ، درپی احیای سنّت‌های الهی هستند تا زمینۀ اصلاح خود وجامعه‌شان را فراهم سازند.
امربه معروف ونهی ازمنکربه عنوان یک سنّت الهی، یک نوع نظارت عمومی ومراقبت همگانی است، که اگر درست اجرا شود، یکی از بهترین ومؤثرترین وسایل اصلاح افراد وجامعه خواهد بود.[۲۳۷]
بی گمان فردی که در دینداری نیرومند است در مقابل گناهان اجتماعی، بویژه ظلم و ستم و بی عدالتی و اعمال خلاف شرع و منافی عفت در جامعه، بی تفاوت نبوده و حساسیت نشان می دهد؛ زیرا او دین را با جان و دل و رضایت قلبی پذیرفته است پس به لحاظ اخلاقی نمی تواند در مقابل اعمال زشت و ناروا بی تفاوت باشد. این حساسیت نشان دادن جهت حفظ حدود الهی، که امر به معروف و نهی از منکر نام دارد، یک فریضۀ الهی است که اگر در جامعه اجرا شود موجب اصلاح جامعه گردیده، سلامت اخلاقی جامعه تضمین می گردد و اگر ترک شود، قوانین و مقررات دینی از بین می رود و احکام دین ضایع می گردد؛ واین همان چیزی است که می تواند شاخصه ای برای یاران مطلوب امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام) باشد.
هر عملی که عقل وشرع آن رانیکو می شمارد، “معروف” (شناخته شده) وهرعملی که در دین مقدّس اسلام به نیکی شناخته نشده ومحکوم به زشتی باشد وعقل نیز آنرا زشت وناروا بشمارد، “منکر” (ناشناخته) نامیده می شودو امر ونهی به این دو، به معنای امربه معروف ونهی ازمنکر است. [۲۳۸]معروف اطاعت از فرمان الهی است و منکر معصیت و نافرمانی او است. هر چیزی که خدا و رسول او به آن امر کرده‌اند، معروف است و آنچه خدا و رسول از آن نهی کرده‌اند منکر است.[۲۳۹]
امربه معروف ونهی ازمنکر وابسته به یکدیگرند، زیرا نهی از منکر، مستلزم امربه معروف، وامربه معروف مستلزم نهی از منکر است؛ روشن است که‌آن دو جامع تمام خصلت‌های نیکند. زیرا هرخصلت نیکی معروف است، پس امربه معروف به‌طور مطلق، امربه تمام نیکی‌هاست وترک هر خصلت نیکی، منکر است پس انکار منکر مستلزم امر به تمام نیکی‌هاست.
تلاش پیشوایان دین، همواره ازبین بردن رذایل اخلاقی ازمیان امت اسلامی و ایجاد فضایی پاک وسالم درجامعه بوده است؛ آنها می خواستند که روح ایثار وفداکاری، عفو وگذشت، مساوات وبرابری، عدالت واخلاق وعقاید پاک دینی استقرار یابد. چنین فضایی، جزبه برکت فریضۀ امربه معروف ونهی ازمنکر فراهم نمی شود.[۲۴۰] ثمرۀ ایجاد چنین جامعه ای، مهیا شدن شرایط وملزومات مسیر تربیت کمالی انسان است . هرچه محیط جامعه سالم تر والهی‌تر باشد، امکان دستیابی به هدف تربیت صحیح بشر، یعنی رسیدن به مقام خلیفهاللهی ، بیشتر خواهدبود؛ واین همان چیزی است که موردنظر امیرمؤمنان علی‌(علیه‌السلام) است ویاران خود رااینگونه معرفی می فرماید:
«وهمانا یاد خدا را مردمانی است… نهی ومنع خدارا – درآنچه حرام فرموده – به گوش بی خبران می خوانند. به داد فرمان می دهند، وخود ازروی داد کار می کنند، واز کارزشت باز می دارند، وخود اززشتکاری به کنارند.»[۲۴۱]
امربه معروف ونهی ازمنکر، ازمهمترین واجبات وتکالیف دینی است؛ وشاید یکی ازجهات وجوب جهاد دراسلام درهمین نکته نهفته باشد که خوبیها دربین مسلمانان رواج یابد وزشتی‌ها از جامعۀ اسلامی دور شود، چنانکه شاخصۀ جوامع انسانی واسلامی تجلّی جلوه های خوبی درآن است. امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند:
«ایمان برچهار پایه استوار است: برشکیبایی ویقین وداد وجهاد… وجهاد برجهاد شعبه است: به کار نیک وادار نمودن، واز کار زشت منع فرمودن. وپایداری در پیکار با دشمنان، ودشمنی با فاسقان.»[۲۴۲]
امربه معروف ونهی ازمنکر ازعالی ترین ووالاترین عبادت هاست که واجبات دینی به سبب آن دو استوار می گردد. وجوب امربه معروف ونهی ازمنکر ازضروریات دین است. واجبات به برکت آن انجام شدنی است. قوام ودوام دینداری مردم یک جامعه، وابسته به انجام ویاترک امربه معروف ونهی ازمنکر است.[۲۴۳]
حضرت درجهت تبیین جایگاه والای این فریضه به عنوان سازندۀ روح الهی بشر، به یاران خود متذکّر می‌شوند که التزام به امربه معروف ونهی ازمنکر، درواقع همسو شدن با یکی ازصفات الهی است چراکه امربه معروف ونهی ازمنکر ازاخلاق فاضله وشبیه صفات کمال وجلالی است که برای خدا اعتبار می‌شود.
امربه معروف ونهی ازمنکر دوخلق از اخلاق خداوند است وآن به این علّت است که خداوند جزبه معروف امر نمی‌کند وجز از منکر نهی نمی‌نماید.[۲۴۴]
«همانا امربه معروف ونهی ازمنکر،ازصفتهای پروردگارند.»[۲۴۵]
امام علی (علیه‌السلام)، درجهت تربیت یاران خویش وشناساندن آنها، همۀ اعمال نیک را به قطره ای و امر به معروف و نهی از منکررا به دریای پـهـنـاور تـشـبـیـه نموده اسـت تـا علاوه بر تشریح فلسفۀ جهاد، عـظـمـت امربه معروف ونهی ازمنکر را در مـقـابـل دیـگـر اعمال شایسته جلوه گر شود، به طوری که به واسطۀ آن، تمام مشکلات جهاد وحتی کشته شدن راباید تحمل کرد، ودرهیچ شرایطی نباید به ترک آن رضایت داد :
«وهمۀ کارهای نیک و جهاد درراه خدا برابرامربه معروف ونهی ازمنکر چون دمیدنی است به دریای پرموج پهناور.» [۲۴۶]
شـایـد دلیل برتری امر به معروف و نهی از منکر برجهاد این باشد کـه معیارها وملاک‌ها وتلاش‌هایی که درآن وجود دارد درجهاد دیده نمی شود. درجهاد وجنگ، تلاش ومبارزه، تنها، درمقطع خاصی ودرمیدان نبرد وبه شکل محدودی انجام می شود وبرزنان نیز جهاد واجب نیست. امّا امربه معروف ونهی ازمنکر، زمان ومکان خاصی ندارد وبرهر مرد وزن مسلمان، واجب است وهمه باید دراین مبارزه شرکت کنند، ودرتمام عمر، هرجاکه لازم باشد تذکر دهند ودین وحق رایاری وباطل راخوار ونابود سازند والبته ارزش وپاداش آن نیز بی مانند است.
امیرمؤمنان علی‌(علیه السلام)، یاران خود را از افتادن درتنگنای افکار ودغدغه های مادّی برحذر داشته و ترک این واجب را به خاطر نگرانی برای زندگی وروزی دنیوی قبیح می‌شمارد وتأکید می‌فرمایند که جامعه‌ای که درآن امربه معروف ونهی ازمنکر رایج است، افراد آن هرگز به سبب انجام این فریضه، دچار مرگ زودرس و عمرکوتاه ویا فقر نخواهند شد. بلکه حیات وعمرطبیعی و روزی متعارف آنها با وجود انجام امربه معروف ونهی ازمنکر، پابرجاخواهد ماند.
«همانا امربه معروف ونهی ازمنکر نه اجلی رانزدیک کنند ونه از مقدار روزی بکاهند.»[۲۴۷]
امربه معروف ونهی ازمنکر، باعث تکامل ورشد جامعه وحرکت آن درمسیر تربیت حقیقی است واز دیدگاه امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام)،دارای مراتب ومراحلی است[۲۴۸] که اگر تمام مراحل آن با دقت وهوشیاری لازم انجام نشود تأثیری نخواهد داشت.
امیرمؤمنان‌علی (علیه‌السلام) پس از برخورد با سپاهیان شام واصحاب معاویه، به یاران خود متذکر می‌شود که انجام مراتب کمالی امربه معروف ونهی ازمنکر، سبب ایستادگی درمسیر رستگاری و دست یافتن به نور یقین است واین همان چیزی است که از یار مطلوب ایشان متوقّع است:
«ای مؤمنان! آن که بیند ستمی می رانند یا مردم را به منکری می خوانند واوبه دل خود آن رانپسندد، سالم مانده وگناه نورزیده، وآن که آن رابه زبان انکار کرد، مزد یافت وازآن که به دل انکار کرد برتر است، وآن که با شمشیر به انکار برخاست تاکلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد، اوکسی است که راه رستگاری را یافت وبرآن ایستاد، ونور یقین در دلش تافت. »[۲۴۹]
مطلب مهمی که دراین بیان دیده می شود، این است که میزان ایمان وتربیت یافتگی حقیقی انسانها، به درجۀ امربه معروف ونهی ازمنکر آنها وابسته شمرده شده است، وهرکس مرحلۀ بالاتری از این وظیفه را انجام دهد، درمسیر تربیت ، ازامتیاز وبرتری بیشتری برخوردار است. چون مراحل بالاتر، مشقّت بیشتری دارند. حرف وعمل،هرگز دارای ارزش یکسانی نیستند ونمی توان نشستگان ازامربه معروف عملی را همطراز قیام کنندگان دانست:
﴿فَضَّلَ اللهُ المُجاهِدینَ عَلَی القَاعِدینَ أجراً عَظِیماً﴾[۲۵۰]
امیر مؤمنان علی (علیه‌السلام)، درجهت الگودهی به یاران، خود را ملتزم به اوامر و منزّه ازنواهی معرّفی می‌نمایند تامعلوم شود مسیر امربه معروف ونهی ازمنکر، مسیر پاکان راستین است:
«ای مردم! به خدا من شمارا به طاعتی برنمی انگیزم، جزکه خود پیش از شما به گزاردن آن برخیزم. وشما را ازمعصیتی باز نمی دارم، جزآنکه خود پیش ازشما آن را فرومی گذارم.»[۲۵۱]
چنانکه حضرت درجنگ صفین، خطاب به مردم مصر ، مهمترین ویژگی خود، پس از قرابت با رسول اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) را، آمربه معروف وناهی ازمنکر بودن خود معرّفی می‌نماید.
«ای مردم به پیش بشتابید وسبکبال وسنگین کوچ کنید وبا اموال وجانهای خود جهاد کنید. شما بامرزشکن های ستمگر که قرآن را می خوانند وحکم آنرا نمی‌دانند وبه دین حق دیندار نیستند، همراه امیرمؤمنان وپسرعموی رسول خدا نمی‌جنگند، کسی که آمربه معروف وناهی ازمنکر وبازدارندۀ به حق وقیّم به هدایت و حاکم به کتاب است، کسی که درحکم، رشوه نمی گیرد وبافاجران سازش نمی‌کند در(راه)خدا سرزنش ملامتگری رابه خود نمی گیرد.»[۲۵۲]
هدف از ارسال رسل وکتب آسمانی، هدایت مردم بوده است واحکام ومعارف اسلامی ، امانتی است دردست علماء وخوبان امّت اسلامی که باید به مردم برسانند تاآن هدف الهی درجهت تربیت کمالی بشر، تحقق یابد ومردم هدایت شوند وموانع رسیدن به مقامات معنوی ورشد تربیتی، برای آنها ازبین برود.اگر اهل عمل به حقیقت دین وصالحان ومهذّبان امت اسلامی ، به این وظیفۀ خود عمل نکنند، طولی نمی کشد که هدف انبیاء گم شده وتلاششان بی ثمر می ماند.
امام علی (علیه‌السلام) دربارۀ ویژگی های اهل ذکر- که بندگان صالح خداوند هستند- به این مطلب اشاره می کنند که،آنان درحالیکه خود به انجام معروف وترک منکر مشغولند وهمواره درحال خودسازی هستند، نسبت به اعمال مردم جامعه شان بی تفاوت نبوده وآنهارا ارشاد می کنند:
«وهمانا یاد خدا را مردمانی است… نهی ومنع خدارا – درآنچه حرام فرموده – به گوش بی خبران می‌خوانند. به داد فرمان می دهند، وخود ازروی داد کار می کنند، واز کارزشت باز می دارند، وخود اززشتکاری به کنارند. »[۲۵۳]
واقعیت موجود درجوامع، اقتضا می کند، همواره غیر از پیامبران وامامان (علیهم السلام)، گروهی از مردمی که چشم بر مطامع دنیوی بسته ، وبرای اطاعت خداوند،درتلاشند نیز،به این وظیفه عمل می کنند. این گروه، شایستگی، حق ووظیفه دارند که امربه معروف ونهی ازمنکر کنند. پاکان دلسوز و ناظرین خودساخته درهمه جا زشتی وگناه راشناسایی کرده، مقابل آن می ایستند و حضوراین افراد، سلامت جامعه راتضمین وباعث عدم رشد فساد ومنکرات خواهد بود.[۲۵۴]
اجـتـنـاب از مـنکر و باز داشتن از آن ، دو وظیفه اسلامی شمرده می‌شود ولی بدون تردید، به مقتضای ادب در امربه معروف ونهی ازمنکر، در قدم نخست باید به اصلاح خود پرداخت ، سپس در صدد رفع عیوب دیگران بر آمد وبه امرونهی آنها اقدام کرد. امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام)، رعایت این سلسله مراتب را برای آمرین به معروف وناهیان ازمنکر، مهم واساسی می‌دانند.[۲۵۵] زیرا اینکه انسان خویش را اصلاح کند، مهمتر از توجه به اصلاح غیرخویش است.[۲۵۶]
امام(علیه‌السلام) دربیانی با تشریح اوضاع وشرایط موجود اجتماعی وظیفۀ اصلی یاران خود را احیای امربه معروف ونهی ازمنکر می‌دانند؛ چراکه نیکان و پاکان از جامعه رخت بر بسته اند، و افرادی بی ارزش و بی‌شخصیت و سزاوار هرگونه مذمت و نکوهش، جای آن انسانهای پر ارزش را گرفته‌اند.
«فساد آشکار گشت ، نه کار زشت را دگرگون کننده‏ای مانده است و نه نافرمانی و معصیت را بازدارنده‏ای. با چنین دستاویز می‏خواهید در دار قدس خدا مجاور او شوید؟ و نزد وی از گرامیترین دوستانش گردید ؟ هرگز با خدا و بهشت او فسوس نتوان کرد ، و خشنودی او را جز به طاعت به دست نتوان آورد . لعنت خدا بر آنان که به معروف فرمان دهند ، و خود آن را واگذارند ، و از منکر بازدارند و خود آن را به جا آرند . »[۲۵۷]
این شرایط ناگوار، و ظهور انسانهای بی مقدار، از زمانی آغاز شد که خلافت اسلامی از محور اصلی منحرف گشت، و پستهای کلیدی حکومت اسلامی به دنیاپرستان هوس باز، و ناپرهیزگاران بی‌ارزش سپرده شد، و به قدری آنها در جامعه اسلامی نفوذ کردند که تغییر همه آنها در عصر حکومت امیرمؤمنان علی (علیه السلام) کاری بس مشکل و دشوار بود، و تمام جنگ‌هایی که بر ضد آن حضرت به راه انداختند به واسطه این گروه رهبری می‌شد.
واینجاست که امام (علیه السلام) وظیفۀ اصحاب و یاران خود، در برابر چنین شرایط و اوضاعی را شکستن سکوت و احیای امربه معروف ونهی ازمنکر می‌دانند چراکه با این وضعی که آنها در پیش گرفته اند و در برابر فساد، سکوت یا همکاری دارند نه امر به معروفی در کار است و نه نهی از منکر، هرگز نمی‌توانند به مقام قرّب خدا نایل شوند و در صف اولیاء الله قرار گیرند. واین است که حضرت، سبب استواری جماعت مسلمین وشکست وذلّت منافقین واشرار را، التزام خوبان جامعه به فریضۀ امربه معروف ونهی ازمنکر معرّفی می فرماید. چراکه نتیجۀ امربه معروف، محکم کردن پشت مؤمنان وکمک به آنهادرراه انجام این فضیلت است؛ ونتیجۀ نهی ازمنکر، خوار ساختن منافقان است.[۲۵۸]
«پس آنکه به کار نیک واداشت، پشت مؤمنان را استوارداشت، وآن که از کار زشت منع فرمود بینی منافقان را به خاک سود.» [۲۵۹]
اگر امربه معروف ونهی ازمنکر، به صورت جامع وکامل عملی شود، جامعۀ اسلامی به محیطی سازنده ورشددهنده تبدیل می شود که درچنین جامعه ای، بستر مناسبی برای تقیّد به احکام شریعت وتعالی روح واعتقاد مسلمانان فراهم خواهد شد.[۲۶۰]
درجامعه ای که شرایط عمل به احکام دین، درسایۀ امربه معروف ونهی ازمنکر فراهم است و مؤمنان جامعه ، نسبت به اعمال واعتقادات یکدیگربی تفاوت نیستند، محیط رشد وتربیت صحیح برای همۀ مردم فراهم می شود ونادانان جرئت ارائۀ نظرات نادرست خود رانخواهند یافت.
« (خداوند) امربه معروف رابرای اصلاح کارهمگان، ونهی ازمنکررابرای بازداشتن بیخردان واجب کرد».[۲۶۱]

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.