شاخصه‌های یاران مطلوب امیرمؤمنان علی درکلام حضرت باتأکید بر نهج‌البلاغه۹۲- قسمت ۱۳

محمدبن‌ابی‌بکر که ازیاران دلباخته وپرشور امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بود، درزمان فرمانداری‌اش درمصر همواره مردم را به اطاعت از واجبات الهی وفرامین حضرت امیر(علیه‌السلام) دعوت می‌کرد؛ هنگامی‌که محمّد شنید عمروعاص برای جنگ با او وارد مصر شده‌است، مردم را گردآورد وبعد ازحمد وثنای الهی ودرود بر رسول خدا(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) گفت: « مسلمانان ومؤمنان، مردمی که حرمت‌ها راازبین می‌برندوگمراهی را دامن می‌زنند وآتش فتنه را شعله‌ور می‌کنند ومی‌خواهند بازور به مردم تسلّط پیدا کنند، به دشمنی باشما برخاسته وبه‌سوی شما لشگرکشی کرده‌اند. بندگان خدا هرکس طالب بهشت وآمرزش خداوند است، به‌سوی آنها بیرون رود، ودرراه خدا باآنها جهاد کند…»[۲۸۱]
مَعقِل بن قیس ریاحی
مَعقِل بن قیس ریاحی، از جنگاوران بی‏باک کوفه و از سخنوران چیره دست آن دیار و از سرداران سپاه امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام) و امام حسن(علیه السلام) است. در جنگ جمل، فرمانده پیاده نظام کوفه بودو در جنگ صِفّین، فرماندهی برخی از قبایل کوفه را و در درگیری‏های ماه ذی‌حجّه در جنگ صِفّین نیز گاهی فرماندهی سپاه را به عهده داشت.در جنگ نهروان، فرمانده جناح چپ سپاه بود و پس از آن، مأمور سرکوبی شورش بنی ناجیه شد و خرّیت بن راشد را شکست داد.
بعد از شبیخونِ یزید بن شجره بر مکّه و مدینه، مَعقِل به مقابله با او و همراهانش شتافت، عدّه‏ای از آنان را اسیر کرد و بقیه را فراری داد. پس از درهم شکسته شدن فتنه نهروان، امیرالمؤمنین (علیه السلام) قصد جنگ با معاویه را داشت و وقتی آمادگی نسبی مردم کوفه روشن شد، مَعقِل، برای جمع‏آوری جنگاوران به نواحی اطراف کوفه رفت ؛ امّا در حین مأموریت، خبر جانگداز شهادت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) را دریافت کرد.
مَعقِل بن قیس ریاحی درمیدان جنگ در میان سربازان حرکت می‏کرد و آنها را ترغیب می‏نمود و می‏گفت:ای بندگان خدا! شما جنگ را آغاز نکنید و دیدگانتان را فرو اندازید و کم گویید و خود را برای زخم نیزه و ضربت شمشیر، آماده کنید و پاداش بزرگ را در پیکار با آنان به خود، مژده دهید.
شما با کسانی می‏جنگید که از دین، بیرون رفته‏اند و کافرانی که از پرداخت مالیات، مانع گشته‏اند. به من بنگرید. پس چون حمله کردم، همگی چون فردی واحد، یورش برید.
او از میان همه صف‏ها گذشت و این سخنان را به آنان می‏گفت تا آن که از میان همه گذشت و سپس پیش آمد و در میان میدان، در قلب لشکر ایستاد و همه به او می‏نگریستند که چه می‌کند. سپس پرچمش را حرکت داد و حمله کرد و همگی با او حمله کردند .[۲۸۲]

۳٫۳٫ شناخت ودفع فتنه

دورۀ زمامداری امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) که از اواسط دهۀ سوم  بعد از رحلت پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله)، آغاز گردید با فتنه‌های بسیار عمیق و آزمون های بسیار دشوار، همراه بود. تفاوت عمدۀ تحوّلات زمان پیامبر‌(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام)، این بود که در دوران رسول مکرّم اسلام(ص)، مرز میان اسلام و کفر مشخص بود و در اکثر جنگها، در یک سو اسلام صریح و در سوی دیگر، کفر صریح قرار داشت؛ اما درزمان امیرمؤمنان علی‌(علیه‌السلام)، جنگ‌های رخ داده، میان جناح‌های داخلی اسلام بود و طرف‌های مقابل حضرت امیر(علیه‌السلام)، نه تنها ظاهراً مسلمان بودند بلکه سابقه داران جهاد و مبارزه در راه اسلام و همچنین برخی صحابه و یاران پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) نیز در آن حضور داشتند . این مسأله موجب شد که نه تنها مردم عادّی در تشخیص جبهه حق از باطل دچار مشکل شوند بلکه حتی برخی از خواص نیز نتوانستند به عمق مسائل آگاه شوند و حق را از باطل تشخیص دهند و در نتیجه به اشتباه افتادند.
فتنه از ماده «فِتْن» به معنای آزمایش[۲۸۳]، فریبندگی، اضطراب اندیشه، عذاب، گمراهی[۲۸۴]، وسوسه، بیماری، آشوب،[۲۸۵] مال، اولاد، اختلاف کردن مردم در رأی و تدبیر، کفر،[۲۸۶] گداختن و در آتش انداختن سیم و زر جهت امتحان به کار رفته است[۲۸۷] ونوعی فشار در معنای این واژه نهفته که منظور تبیین خالص از ناخالص است.[۲۸۸]
البته معانی مذکور، برخی مصداق و برخی مفهوم فتنه را می رسانند. این واژه در قرآن به معنای سوختن، عذاب، نتیجۀ بدی که زاییدۀ مخالفت با امر رسول خداست، کفر، شرک، افساد، اضلال و آزمایش و اختیار استعمال شده است.[۲۸۹]
فتنه امری است که وسیله آزمایش قرار می گیرد و لذا گاهی به خود امتحان و گاهی به چیزهایی که غالباً با آن ملازم است، مانند شکنجه و آزار و سختی و گرفتاری و عواقب سوء آنها، مانند گمراهی و شرک نیز گفته می شود و در قرآن شریف در همه این معانی استعمال شده است.[۲۹۰] وفتنه امری است که از قصد خدا دور باشد، گرفتار بلا و محنت شدن و پیروی از هوای نفس نیز از معانی آن است.[۲۹۱]
موارد بی‏شماری از آن در «نهج البلاغه» آمده است ؛ چنانکه امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام) می‌فرمایند:
« چون خدا این آیه را فرستاد: ﴿الم، أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ﴾، دانستم تا رسول خدا(ص) در میان ماست، فتنه نتواند برخاست. پرسیدم ای رسول خدا، این فتنه‏ای که خدا تو را از آن خبر داده چیست؟ فرمود: «ای علی امّت من پس از من به زودی دچار فتنه گردند.»[۲۹۲]
مراد از فتنه، دراین‌جا ظاهراً فتنه و امتحان برگشتن از امامت و رفتن‏ به قهقرا است و به وجود آمدن اختلافات و افتادن به جان هم دیگر است.[۲۹۳]
فـتـنه گران، به خوبی می‌دانند که اگر حق به طور واضح مطرح گردد، راهی برای نفوذ آنان در جامعه باقی نمی‌ماند و اگر باطل به صورت عریان عرضه شود، هیچ کس در پـی آن نـمـی رود؛ از ایـن رو هـمـواره بـر تـن بـاطـل، لبـاس حـق مـی‌پـوشـانـنـد و تـشـخـیـص حـق از بـاطـل را بـر مـردم مـشـتـبـه مـی سـازنـد تـا از طـریـق حـق جـلوه دادن باطل، مردم را اغفال و به دنبال خود بکشانند. نتیجه این حیله گری به آنجا می‌انجامد که ناآگاهان به آنان مـی پـیـونـدنـد و آگـاهان نیز به ورطه بی عملی دچار می‌شوند و در هر دو صورت آنان به مقصود پلید خویش دست می‌یابند. چنانکه حضرت امیر(علیه‌السلام) می‌فرمایند:
« همانا، فتنه‏ها چون روی آورد، باطل را به صورت حقّ آراید، و چون پشت کند، حقیقت چنانکه هست نماید. فتنه‏ها چون روی آرد نشناسندش، و چون بازگردد دانندش. چون بادهای گرد گردانند، به شهری برسند و شهری را واگذارند.» [۲۹۴]
با نگاهی به موارد کاربرد کلمۀ فتنه درکلام امیرمؤمنان(علیه‌السلام)، درمی‌یابیم که فتنه، به حوادث پیچیده‌ای اطلاق می‌شود که ماهیت آن روشن نیست؛ ظاهری فریبنده وباطنی، مملوّ از فساد دارد. جوامع انسانی را به بی‌نظمی، تباهی، دشمنی، جنگ وخونریزی وفساد اموال می‌کشاند وغالباً چهرۀ حق‌به‌جانبی دارد وساده‌اندیشان را به دنبال خود می‌کشاند وتا مردم از ماهیت آن آگاه شوند، ضربات خود را برهمه چیز وارد کرده است. [۲۹۵]
درمجموع، ‘فتنه’، تـرفـنـدی سـیـاسـی اجـتـمـاعـی اسـت کـه از آمـیـزش حـق و بـاطـل و پـنـهـان نـمـودن بـاطـل در پـوسـتـه حـق، بـا هـدف اغفال و فریفتن مردم و برای رسیدن به مقاصدی شوم، طرح‌ریزی می‌شود.
از دیدگاه امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) ، فتنه انگیزی عوامل گوناگون دارد[۲۹۶] که مهمترین آنها عوامل انسانی و عالمانه است.درذیل به برخی ازآنها اشاره می‌شود:
خواسته‌های نفسانی؛
امیرمؤمنان علی (علیه‌السلام) ریشۀ همۀ فتنه‌ها را پیروی از خواسته های نفسانی وبدعت‌گذاری در دین دانسته که در آنها حکم خدا مخالفت می شود .
«همانا آغاز پدید آمدن فتنه‏ها، پیروی خواهشهای نفسانی است و نوآوری در حکم‌های آسمانی. نوآوریهایی که کتاب خدا آن را نمی‏پذیرد و گروهی از گروه دیگر یاری خواهد تا بر خلاف دین خدا، اجرای آن را به عهده گیرد. پس اگر باطل با حقّ در نیامیزد، حقیقت جو آن را شناسد و داند، و اگر حق به باطل پوشیده نگردد، دشمنان را طعنه زدن نماند. لیکن اندکی از این و آن گیرند، تا به هم در آمیزد و شیطان فرصت یابد و حیلت برانگیزد تا بر دوستان خود چیره شود و از- راهشان به در برد- . امّا آن را که لطف حقّ دریافته باشد، نجات یابد و راه حقّ را به سر برد.»[۲۹۷]
هدف از بعثت پیامبران، تعالی زندگی مردم در امور دنیا وآخرت است. هر اندیشۀ ابداعی(بدعت) ویا هرنوع پیروی از خواهش‌های نفسانی که از محدودۀ کتاب خدا وسنّت پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) بیرون باشد، سبب بروز آشوب و فساد ونهایتاً فتنه، خواهد شد.[۲۹۸]
خودخواهی موجب می‌شود در مواردی که خواسته‌های انسان با موازین دینی و الهی سازگاری ندارد، به توجیه رفتارش و یا به تأویل‌های ناشایسته‌ای از معارف دینی دست بزند. از دیدگاه چنین افرادی معیار ارزش کارها، موافقت و سازگاری‌شان با هوس‌ها و خواهش‌های نفسانی آنان است. هر کاری که مطابق امیال و خواسته‌های آنان باشد، خوب و هر کاری که مخالف امیال و اهداف شخصی و گروهی‌شان باشد، بد است.
۲- بدعت‌گذاری دردین؛
هدف از بعثت پیامبران الهی، تعالی زندگی مردم، درامور دنیا وآخرت است، درنتیجه هرابداعی(بدعت) ویا هرنوع پیروی از خواهش‌های نفسانی که ازمحدودۀ کتاب خدا وسنّت پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) بیرون باشد، سبب بروز آشوب وفساد ونهایتاً فتنه خواهد شد.[۲۹۹] پیامبر اکرم(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) دربارۀ وقوع فتنۀ اجتماعی، پس ازخود به امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) هشدار دادند:
« ای علی پس از من ، مردم به مالهای خود فریفته شوند و به دین خویش بر خدا منّت نهند. رحمت پروردگار آرزو کنند، و از سطوت او ایمن زیند. حرام خدا را حلال شمارند ، با شبهت‏های دروغ و هوسهایی که به غفلت در سر دارند. می را نبیذ گویند و حلال پندارند . حرام را هدیّت خوانند و ربا را معاملت دانند». گفتم: ای رسول خدا (صلّی‌الله‌علیه‌وآله )، آن زمان آن مردم را در چه پایه نشانم؟ از دین برگشتگان، یا فریفتگان؟ فرمود: « فریفتگان » .[۳۰۰]
بدعت در حقیقت مکمّل عامل اول، یعنی هوا و هوس، است. ابزاری است در دست هوسرانانی که اطلاعاتی از دین دارند و سعی می‌کنند با تمسک به آیات و احادیث و ارائه تفاسیر خاصی از آنها راهی برای توجیه هوا و هوس خود بیابند. بدعت در دین معمولاً از سوی عالمان صورت می‌گیرد و نه مردم عادی. لغزش این گروه است که موجب لغزش جمع کثیری از مردمان می‌شود. چنانکه درسال‌های بعد نیز، بدعت‌های صورت گرفته در اسلام موجب شد، عدۀ بسیاری از مردم مسلمان و صحابه پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله)، قربهً إلی الله به جنایت‌هایی هولناک علیه خاندان پیامبر و شهدای کربلا دست زدند. عمر بن سعد برای تحریک و تهییج سپاهیان خود به جنگ با امام حسین(علیه‌السلام) و یاران مظلومش، با شعار «یاخَیلَ‌ اللهِ اِرکَبی وَ بِالجَنَّهِ اَبشِرِی»[۳۰۱] دستور حمله به خیام امام‌ حسین(علیه‌السلام) را صادر کرد.
۳- معیار قرار دادن افراد، برای تشخیص حق وباطل؛
جـنـگ جـمل با حضور عدّه‌ای از صحابۀ پیامبر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله)، ازجمله طلحه و زبیر علیه حکومت عـدل امیرمؤمنان‌عـلی(علیه‌السلام) بـه راه افـتـاد. فـتـنـه جـویـان بـرای فـریـب افکار عمومی، عایشه همسر پـیـامـبـر(صلّی‌الله‌علیه‌وآله) را نـیـز برای ستیز با امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، به همراه خود به صحنۀ جنگ آوردند. در بحبوحۀ جنگ و در آن موقعیت حسّاس، یکی از یاران حضرت امیر(علیه‌السلام) به نام حارث، به آن حـضـرت مـراجـعه کرد و گفت: «من در امر حیرت آوری گرفتار آمده ام؟ حیرانم از ایـنـکه می‌بینم شما با کسانی از قبیل طلحه، زبیر و عایشه می جنگید که از صحابه بـزرگ پـیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) بوده‌اند و از طرفی خود شما هم از نزدیکان پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌وآله) هستید، هر دو طرف سابقه درخشانی در حمایت از اسلام دارید؛ در این امر متحیّر مانده ام که کدام یک از شما را بر حق بدانم؟’ حضرت امیر (علیه‌السلام)، توصیۀ روشن گرِ مهمّی به او فرمودند:
« حارث تو کوتاه‏بینانه نگریستی نه عمیق و زیرکانه ، و سرگردان ماندی . تو حق را نشناخته‏ای تا بدانی اهل حق چه کسانند و نه باطل را تا بدانی پیروان آن چه مردمانند .»[۳۰۲]
حضرت با این سخن گرانقدر تأکید می فرمایند که حق را نباید با افراد و آدم ها سنجید بلکه افراد را باید با حق مورد سنجش قرار داد. اگر ملاک تشخیص حق از باطل اشخاص و سابقۀ آنها باشد چه بسا مشکلات عدیده‌ای در مسیر تشخیص واقع شود.
به هر ترتیب علّت اصلی این تردیدها در رفتار خواص و به‌ تبع‌ آن توده‌های مردم در عصر امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) حاکم‌شدن وضعیت فتنه در جامعه بود. به این معنا که در جامعه آن زمان شرائطی پدیدار شده بود که در آن تشخیص حق از باطل یا درست از نادرست دشوار گشته بود .
۴- ریاست‌طلبی ؛
از عوامل فتنه در عصر امام (علیه‌السلام) ریاست طلبی و دنیا پرستی طلحه و زبیر، دشمنی و حسادت قریش،هواپرستی معاویه، معیار قرار دادن افراد برای تشخیص حق و ظاهر بینی بود .
جـنـگ جـمل به خاطر جاه طلبی گروهی از جمله طلحه و زبیر علیه حکومت عـدل امیرمؤمنان عـلی‌(علیه‌السلام) بـه راه افـتـاد. عامل اصلی ایجاد فتنه صفین نیز ، ریاست‌طلبی و خودخواهی و هواپرستی حاکمان شام بود. معاویه سال‌ها بعد از شهادت امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) به صراحت بیان کرد که جنگ او با آن امام و یارانش برای دفاع از اسلام و ارزش‌های اسلامی و به هدف احیای روزه و نماز و حج و زکات نبوده و او به دنبال حکومت و ریاست و خلافت بوده است.[۳۰۳]
در جنگ صفین، هنگامی که سپاهیان امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در آستانۀ پیروزی نهایی بر لشـکـر مـعـاویـه، قـرار گـرفتند و سپاه اسلام، می رفت که ریشه ظلم و ستم امویان را بخشکاند؛ معاویه به سیاست‌مدار کهنه‌کار و نیرنگ باز خود عمرو عاص، پناه برد. او از اصـل اسـاسـی ایـجـاد فـتـنـه، یـعـنـی مـشـتـبـه کـردن حـق و باطل در میان سپاه حضرت امیر(علیه‌السلام) به خوبی استفاده کرد و دستور داد: سپاه معاویه، قرآن ها را بـر سـر نیزه کنند و بگویند ما نیز مسلمانیم، پس چرا باید با یکدیگر بجنگیم؟ اینجا بـود کـه نـطـفـه فـتـنـه شکل گرفت و شروع به رشد نمود.
سپاهیان امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، با دیدن قرآن ها از ادامه جنگ دست کشیدند؛ چرا که، سایه‌ای از شک و تردید بر سپاه امام خیمه زد و کـار بـه جایی رسید که برامام به حق خود شوریده و او را از ادامه جنگ بازداشتند و از این فتنه، فتنه های دیگری مانند، فتنۀ خوارج متولد شد و امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به دست همین فـتـنـه جـویـان خـوارج، بـه شـهـادت رسـیـد و جـهـان اسـلام از حـکـومـت عـدل آن حـضرت و دیگر پیشوایان معصوم (علیه‌السلام) محروم گردید.[۳۰۴]
و ایـن هـا هـمـه، نـتـیـجۀ سـیـاسـت آمـیـخـتـن حـق و بـاطـل بـود کـه سـیـاسـت گـرانِ بـاطـل، در پـوشـش حـق و بـا شـعـار عـدالت و اصـول انـسـانـی، اعـمـال شـیـطـانـی و سـودجـویـانـه خـود را در این قالب، به انجام می‌رساندند.
۵- دنیاطلبی؛

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.