تحقیق – شاخصه‌های یاران مطلوب امیرمؤمنان علی درکلام حضرت باتأکید بر نهج‌البلاغه۹۲- قسمت ۲۲

« کتاب خدا در دسترس شماست، زبان آن کند نیست، گویاست. خانه‏ای است که پایه‏هایش ویران نشود، و صاحب عزّتی است که یارانش را هزیمت نبود.»[۵۰۸]
ج) بیناکننده:
« کتاب خدا که: بدان راه حق را می‏بینید، و بدان از حق سخن می‏گویید، و بدان حق را می‏شنوید. بعض آن بعض دیگر را تفسیر کند، و پاره‏ای بر پاره دیگر گواهی دهد.»[۵۰۹]
د) میزان حق، راهنمای خیر و شر:
« خدای تعالی کتابی راهنما را نازل فرمود و در آن نیک و بد را آشکار نمود.»[۵۱۰]
۵ – اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله)
اهل بیت رسول خدا (علیهم السلام) پس از پیامبر(صلی الله علیه وآله)، در کنار قرآن و به عنوان مفسّر و معلّم قرآن و داناترین افراد به سیره و سنّت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) راهنمایی امّت را بر دوش دارند و همچون پرچم و نشانه، محور حق می باشند[۵۱۱] و افراد باید خود را با این محور بسنجند تا متوجه شوند به چه میزان بر حق منطبق هستند. بدیهی است که باید به گونه ای پیرو آنان بود که نه از آنان پیش تر افتاد و نه عقب تر از آنان قرار گرفت که نجات انسان تنها ملازمت و هم راهی با آنان است:
« نشانه حق در میان ماست. کسی که از آن پیش افتد از دین برون است، و آن که پس ماند تباه و سرنگون است و آن که همراهش باشد با رستگاری مقرون.»[۵۱۲]
این خاندان پاک و معصوم همان کسانی هستند که ذره‌ای از حق منحرف نشده اند. از این رو، معیار شایسته حق و آیین الهی‌اند و راهشان ادامۀ سیرۀ رسول گرامی (صلی الله علیه وآله) وبازدارنده ازهرگونه تحریف و گمراهی است. مسلّم است هر جا حق از مسیرش خارج شود، به وسیلی آن‌ها به جایگاه خویش بازگشته، از باطل فاصله می گیرد.[۵۱۳] بدین سان، در طوفان ها و گردبادهای حوادث، تنها در پناه ایشان می توان سالم ماند و همیشه بر مسیر حق باقی بود.
امیرمؤمنان علی (علیه السلام) کامل ترین انسان و بهترین و شایسته ترین معیار حق برای همۀ انسان‌هاست. حق با علی معنا پیدا می کند و علی با حق تجلی یافته و یکی گشته است. بارها پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) به این موضوع اشاره نموده اند که:
«الحَقُّ مَعَ عَلی وَ عَلیُ مَعَ الحَقِّ»[۵۱۴]
هرچند هیچ کس نمی تواند حق مطلب را درباره علی(علیه السلام) و حق بودن وی ادا کند، ولی نهج البلاغه آکنده از کلام گهربار آن حضرت است که درموردحق بودن خود ما را راهنمایی می کند. [۵۱۵] حضرت امیر(علیه‌السلام)، برای دعوت مردم به سوی خود، جهت نجات آنها از لغزشگاه‌های باطل، راه خود را راه حق معرّفی، می‌فرمایند:
« به خدایی که جز او خدایی نیست من به راه حق می‏روم. »[۵۱۶]
امیرالمؤمنین (علیه السلام) ملاک و معیار شایسته و بارزی است که هر که در فکر و عمل، صادقانه و عاشقانه، با حضرت امیر(ع)و سخنان ایشان هماهنگ و هم‌گام و تابع و پیرو باشد، به حق نزدیک است و هرچه احساس دوری و غربت کند ، از حق نیز دور شده، به باطل روی آورده است. چراکه امیرالمؤمنین(ع) شایسته ترین مردم و بر حق ترین آنان است. خود آن حضرت بارها به مناسبت های گوناگون، مردم را به این مهم متوجه فرموده‌اند؛[۵۱۷]
مردم درشناخت و معرفت به حق وپیروی ازآن چند دسته‌اند. از بررسی حوادث بعد از رحلت رسول‌خدا(صلی‌ الله ‌علیه ‌وآله ‌وسلم)می‌توان مردم آن عصر را درمیزان معرفت وپیروی ازحق، در سه دسته جای داد:

الف) عارف به حق

این گروه کسانی بودند که دلهایشان از ایمان پر شده بود و اسلام وتعالیم او را به‌خوبی یاد گرفتند، وبه معرفت حق فقط اکتفا نداشتند، بلکه جهاد برای حق هم داشتند، ودر این راه جانشان را فدا میکردند، این گروه از نظر تعداد، بسیار کم بودند و در رأس آنها سلمان، أبوذر، مقداد و عمار قرار داشتند، این گروه پرچم حق را به دست گرفتند، وهمواره حق را تبیین می‌کردند و مردم را به سوی حق دعوت می‌کردند، ونقش بسیار بزرگی در حفظ اسلام داشتند.[۵۱۸] این گروه را میتوان خواص جامعه نامید؛ کسانی که براساس فکر و آگاهی و تحلیل، تصمیمی را اتخاذ و به آن عمل می‏کردند.

ب) منکران حق

کسانی که حق را قبول نمی‌کردند وآنرا رد می‌نمودند؛ البته میتوان گفت به شهادت کتب تاریخی اعتراض آنها به حق از زمان پیغمبر (صلی الله علیه وآله وسلم)پیدا شده بود؛ [۵۱۹] اما بعد از رحلت پیامبر(صلّی الله وعلیه وآله) اعتراضشان آشکار شد و پرچم مخالفت با حق را به دست گرفتند و رو در روی امیرمؤمنان علی(علیه‌السلام) واهل بیت قرار گرفتند، تا وقتی که خلافت را به دست گرفته ومردم را بر بیعت مجبور کردند.[۵۲۰]
ج) متحیّران در حقّ
گروه سوّم را میتوان عوام مردم دانست. ایشان کسانی بودند که بدون تحلیل و تشخیص صحیح، تحت تأثیر جو، اقدام و حرکت می‏کنند، [۵۲۱] این گروه یا حق را بخوبی نمی‌شناختند و یا حق را میشناختند، ولی بدون تحلیل وتشخیصِ درست حرکت می‌کردند، یا تازه در اسلام وارد شده بودند، وهنوز تعالیم اسلام راستین در دلشان رسوخ نکرده بود، بالخصوص مردمی که بعد از رحلت پیامبر(صلی الله علیه وآله و سلم)وارد اسلام شدند، یعنی اصلاً اسلام حقیقی را هیچ وقت ندیده بودند، مگر اسلامی که به دست خلفا معرّفی شده بود. طبیعی بود که این گروه به آسانی دچار شبهه شده و برایشان حق به باطل آمیخته شود.
نگه داشتن حق و منحرف نشدن از آن، پس از شناختن و هدایت و رسیدن به آن، به استقامت و پایداری شایسته‌ای نیازمند است. یار مطلوب امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) که خالصانه، جویای حق است، نباید به خاطر زیان های ظاهری، جبهۀ حق را ترک کند و به سوی باطل رود، هر چند ظاهراً ممکن است باطل دشواری کم تری داشته و حتی سود و بهره دنیوی به دنبال داشته باشد.
از دیدگاه امیرمؤمنان علی (علیه السلام)،عوامل معرفت به حق و استقامت در راه آن، عبارتنداز:
الف ) تلاش و کوشش
شناخت ودستیابی به حق جز با جدیّت و تلاش، امکان پذیر نیست و انسان های کوشا مانوس حق هستند و آن را درک می کنند چراکه تلاش و کوشش بااستقامت درحفظ حق ملازم است[۵۲۲] وهرگزازآن جدا نمی‌شود:
« حق جز با کوشش بدست نیاید » [۵۲۳]
ب ) امیدواری به حق در عین کمی افراد آن
برخی افراد همه جا خود را طرفدار اکثریت نشان می دهند، ولی انسان های حق شناس و آزاده هر جا وارد شوند تنها حق را در نظر دارند و از آن حمایت می کنند و هرگز به کثرت تعداد اهل باطل، فریفته نمی شوند تا بدان گرایش پیدا کنند[۵۲۴] و هر چند که طرفداران حق کم باشند ناامید نمی شوند:
« از دیر باز حقّ و باطل- در پیکارند- و هر یک را گروهی خریدار. اگر باطل پیروز شود شیوۀ دیرین او است، و اگر حقّ اندک است، روزی، قدرت قرین اوست»[۵۲۵]
ج ) علم و صبر، دو اصل ملازم هم برای دفاع از حق
برای دفاع از حق و آشنا شدن به همه جوانب آن، علم و صبر با هم ملازمند:
« برای حق به هر دشواری هر جا بود در شو. و در پی آموختن دین رو. خود را به شکیبایی عادت ده در آنچه ناخوشایند است، که شکیبایی ورزیدن درحق، عادتی پسندیده و ارجمند است. »[۵۲۶]
این گونه تربیت شدگان مکتب حق به پایه ای رسیده اند که وجود خود را به طور کامل وقف حق کرده اند و برای این که حق به ظهور برسد و حاکم گردد، هر جا حق را ببینند، به یاری آن برمی‌خیزند و هر جا با جبهه باطل روبه رو شوند، با آن می ستیزند و یاور و طرفدار حق هستند. [۵۲۷]
د ) انس با حق و گریز از باطل
انس با حق سبب می‌شود که انسان ازسختی‌هایی که در مسیر حق وجود دارد نترسد و رنج‌های آن‌را تحمّل کند و به خاطر ترس از مشکلات، حق را رها نکند.[۵۲۸] این ویژگی یاران مطلوب امیرالمؤمنین(علیه السلام) همچون ابوذر است که به او فرمودند:
« ابو ذر همانا تو برای خدا به خشم آمدی، پس امید به کسی بند که به خاطر او خشم گرفتی. این مردم بر دنیای خود از تو ترسیدند، و تو بر دین خویش از آنان ترسیدی. پس آن را که به خاطرش از تو ترسیدند. بدیشان واگذار، و با آنچه از آنان بر آن ترسیدی رو به گریز در آر. بدانچه آنان را از آن‏ بازداشتی، چه بسیار نیاز دارند، و چه بی‏نیازی تو بدانچه از تو باز می‏دارند. به زودی می‏دانی فردا سود برنده کیست، و آن که بیشتر بر او حسد برند، چه کسی است. اگر آسمانها و زمین بر بنده‏ای ببندد، و او از خدا بترسد، برای وی میان آن دو برون شوی نهد. جز حق مونس تو مباشد، و جز باطل تو را نترساند. اگر دنیای آنان را می‏پذیرفتی تو را دوست می‏داشتند، و اگر از آن به وام می‏گرفتی امینت می‏انگاشتند.»[۵۲۹]
ه ) آمادگی برای مقابله با روی گردانان از حق
یکی از عوامل شناخت وپیروی از حق، آن است که انسان همیشه برای مبارزه با ظالمان و مخالفان حق و عدالت (در عین شناخت و همراهی امام معصوم زمان خویش) آماده باشد :
« آماده رفتن به سوی مردمی باشید که در شناخت حقّ حیرانند، و آن را نمی‏بینند و بر آغالیده ستمند، و از پای نمی‏نشینند. از کتاب خدا گریزان، از راه راست رویگردان. »[۵۳۰]
و )تقوامحوری وپرهیزگاری[۵۳۱]
امیرالمؤمنین(علیه‌السلام)، عامل شناختن حق وپیروی ازآن و طی مسیرحقیقت را داشتن روحی، پاک وعملی پاکیزه می‌دانند. تقوا وپرهیزگاری، عاملی است که حق را نمایان ساخته ونیروی لازم برای پایداری در مسیر حق را به انسان می‌دهد:

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.