شکل‌گیری سبک‌ تفکر/پایان نامه درباره سبک‌های تفکر مدیران

متغیرهای مؤثر در شکل‌گیری سبک‌های تفکر

در ایجاد و تحول سبک‌های تفکر عوامل مختلفی نقش دارند. به نظر می‌رسد که عوامل ارثی در تعیین سبک‌های تفکر افراد نقش اساسی دارند؛ اما بی‌تردید تنها عوامل ارثی نمی‌توانند نقش بسیار زیادی در این میان داشته باشند، بلکه عوامل دیگر ازجمله فرایند اجتماعی شدن نقش به سزایی دارند. علاوه بر این، محیط فرد نیز در ایجاد و تحول سبک‌های تفکر مؤثر است. اشخاص فقط یک سبک تفکر ندارند، بلکه سبک‌های تفکر آنان متعدد و به‌صورت یک الگو است. در هر شخص ممکن است یک یا دو سبک از سبک‌های تفکر برجسته‌تر باشد. این‌که چرا در شخصی سبک تفکر خاصی برجسته‌تر است بستگی به عواملی دارد که در ذیل به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره‌شده است (ژانگ، 2006):

     1 اولین متغیری که در تحول سبک‌های تفکر نقش دارد، فرهنگ[1] است. بعضی از فرهنگ‌ها به بعضی از سبک‌های تفکر بیشتر اهمیت می‌دهند. برای مثال، در آمریکای شمالی تأکید بیشتر روی نوآوری و ایجاد فرصت‌های مناسب باعث می‌شود که سبک‌های قانون‌گذار و آزاد‌اندیش حداقل در میان بزرگ‌سالان اهمیت بیشتری پیدا کند. نوابغی چون ادیسون[2] به‌عنوان یک دانشمند، جفرسون[3] به‌عنوان یک سیاستمدار، استیو جابز[4] به‌عنوان مؤسس یک شرکت کامپیوتری بزرگ و ارنست همینگوی[5] به‌عنوان یک نویسنده، همواره به خاطر تفکرات بدیعشان موردتوجه و احترام بوده‌اند. جوامع دیگر مانند ژاپن با توجه به تأکیدشان بر حفظ سنت‌ها و همنوایی و همرنگی جامعه، احتمالاً بیشتر روی سبک‌های تفکر اجرایی و محافظه‌کارانه تأکیددارند برای مثال، برچسب «ساخت ژاپن» به‌عنوان تقلیدی سطحی از محصولات آمریکایی در سال‌های 1950 و با ابداعات و نوآوری با تکنیک بالا در سال‌های 1990 جالب است.

     2- دومین متغیری که به‌صورت بالقوه در سبک‌های تفکر نقش دارد، جنسیت[6] است. پایداری در رفتارهای کلیشه‌ای جنسی بسیار زیاد است. به‌طور خاص مردها بیشتر برای سبک تفکر قانون‌گذار، درون‌نگر و آزادیخواه تربیت می‌شوند و زن‌ها برای سبک‌های تفکر اجرایی و قضاوتی، برون‌نگر و محافظه‌کارانه تشویق می‌شوند. به‌این‌ترتیب، زنان و مردان ازنظر اجتماعی احتمالاً از بدو تولد به شیوه‌های متفاوتی تربیت می‌شوند.

     3-  سومین متغیری که در سبک‌های تفکر نقش دارد سن[7] است. قانون‌گذاری معمولاً از سنین نوباوگی و پیش‌دبستانی پرورش می‌یابد. این ویژگی جهت پرورش خلاقیت به‌طور نسبتاً آزاد و‌ سازمان نایافته در مراحل پیش‌دبستانی و در محیط خانه انجام می‌شود ولی زمانی که کودکان مدرسه را آغاز می‌کنند. معلم تصمیم می‌گیرد که دانش‌آموز چه‌کاری باید انجام دهد بنابراین سبک تفکر اجرایی پرورش می‌یابد؛ اما در دوره دانشگاهی افراد به خاطر نوشتن مقاله‌های مقایسه‌ای و ارائه نظرات سبک تفکر قضایی تشویق می‌شود. چهارمین متغیر سبک‌های تفکر والدین هستند. آنچه موردتوجه و تشویق والدین قرار می‌گیرد، احتمالاً در سبک‌های تفکر فرزندان منعکس می‌شود که رفتار آن‌ها را جهت می‌دهد. آموزش‌های مذهبی بیشتر از طریق والدین به فرزندان ارائه می‌شود و کمتر خود بچه‌ها آن را دنبال می‌کنند والدین می‌توانند بر رشد شیوه تفکر کودکان مؤثر باشند.

     4- آخرین متغیر در رشد سبک‌های تفکر، دوران مدرسه و نهایتاً شغل[8] است. مدارس و مشاغل متعدد مشوق سبک‌های تفکر متفاوتی در انسان هستند. هر سازمانی، هم به افراد قانون‌گذار و هم به افراد قضاوت گر وهم به افراد مجری نیاز دارد. به‌هرحال در هر‌ سازمانی بعضی از افراد یا گروه‌ها باید فرم‌ها را طراحی و برنامه‌ریزی کنند، بعضی باید آن‌ها را اجرا کنند و گروهی دیگر باید‌ سازمان را مطمئن کنند که تمام‌کارها به‌خوبی پیش می‌رود. هیچ‌یک از سبک‌های تفکر بهتر یا بدتر از دیگری نیست. مشکل وقتی ایجاد می‌شود که به فرض دو نفر که سبک تفکر مشابه دارند باهم کار و یا زندگی کنند.

[1]– Culture

[2]– Edison

[3]– Jeferson

[4]– Stive Jabz

[5]– Ernest Hamingoy

[6]– Gender

[7]– Age

[8]– Job