عوامل موثر فلسفه اخلاقی:/پایان نامه درمورد اخلاق و رفتار فرانقش کارکنان

عوامل اثر گذار بر فلسفه اخلاقی

با مطالعه مدل های متعدد رفتار اخلاقی ، عوامل متعددی به عنوان فاکتورهای اثرگذار بر رفتار اخلاقی در سازمان شناسایی شده اند . در اکثر مدل های اخلاقی ، فاکتورهای مشابهی به عنوان عوامل اثرگذار بر رفتار اخلاقی سازمان ها معرفی شده اند ، تولایی (1388) با دسته بندی ساده تری از عوامل اثر گذار بر فلسفه اخلاقی آنها را به دو دسته عوامل فردی(سطح خرد) ، سازمانی(سطح میانی) و اجتماعی (سطح کلان)تقسیم کرد .

 

2-2-4-1) فردی :

نگرش (ارزیابی فرد از خوب و بد) ، قصد ، قدرت نفس (مقاومت در برابر انگیزه های بیرونی) ، مرکز کنترل (تمایل به برهاناخلاقی در افراد مرکز کنترل درونی) ، وابستگی میدانی (بعنوان راهنمای افراد برای انجام کارها) ، دموگرافی (تفاوت نقش جنسیتی ، عقاید مذهبی ، سن ، تجارب کاری و ملیت) ، ارزش ها و باورها (تولایی ، 1388) . بعنوان مثال در مطالعه انگوین و همکاران (2007) نقش جنسیت در قضاوتهای اخلاقی مورد مطالعه قرار گرفت و نتایج نشان داد قضاوت اخلاقی دانش آموزان دختر در سطح بالاتری قرار دارد .

2-2-4-2) سازمانی  :

اشاره به فاکتورهای سطح سازمانی دارد. سازمانها معمولا قدرت مانور خوبی بر روی این فاکتورها دارند و اکثر آنها از طریق سیاستها و برنامه های سازمانی قابل کنترل هستند. رقابت،نظام پاداش، خط مشی های اخلاقی، خصوصیات شغلی، منابع، فرهنگ سازمانی، اهداف سازمان، رفتار مدیر، افراد مرجع، اختیار ،سمت، ارزیابی عملکرد، جو سازمانی (تولایی، 1388) .

 

2-2-4-3) اجتماعی :

خانواده ، گروههای اجتماع ، تحصیلات رسمی ، سیستم آموزشی ، تعلیمات و سمینارهای مربوط به اخلاق بر باورهای اخلاقی و رفتار اخلاقی افراد تأثیر می گذارند . البته ، زمینه های فرهنگی افراد نیز بر رفتار اخلاقی یا غیراخلاقی آنها تأثیر گذار است (Ferrel and Gresham , 1985) .

22-4) انواع فلسفه های اخلاقی

نظریات اخلاقی از نقطه نظرات گوناگونی قابل تقسیم هستند ذیلا برخی از دسته بندی های انجام شده در این حوزه ارائه گردیده است :

2-2-4-1) دسته بندی بر حسب هدف یا فرآیند

بسیاری از محققان در یک دسته بندی عمومی و کلی فلسفه های اخلاقی را به دو دسته نتیجه گرایی (توجه به هدف) و وظیفه گرایی (توجه به فرآیند) تقسیم کرده اند .

2-2-4-1 -1) دیدگاه نتیجه گرایی

در این دیدگاه ، عملی اخلاقی محسوب می شود که نتیجه دلخواه را حاصل نماید . بنابراین برای آنکه اخلاقی بودن عملی را اثبات کنیم باید به نتایج و پیامدهای آن بنگریم . این دیدگاه به دو نظریه فرعی تقسیم می شود . یکی خویشتن خواهی یا اصالت نفع فردی و دیگری سومندگرایی یا اصالت فایده . در نظریه اصالت نفع فردی ، رفتار قابل قبول را باید در برابر نتیجه ای که برای فرد در بردارد ارزیابی نمود . طرفداران این نظریه معتقدند به دنبال سود شخصی و نفع فردی رفتن و آن را به حداکثر رسانیدن عملی پسندیده و مستحسن است و نباید منع شود . افراد زمانی که در پی نفع خود حرکت می کنند ، جامعه حالتی پویا پیدا می کند .

در نظریه سودمندگرایی یا اصالت فایده ، نتیجه همچنان از اهمیت برخوردار است اما تلاش در آنست که بیشترین منفعت برای بیشترین افراد حاصل گردد . در این حالت علاوه بر نفع فردی به منافع جامعه نیز توجه می شود ، اما نتیجه حاصله برای فرد همچنان از اهمیت برخوردار بوده و نقش تعیین کننده خود را حفظ کرده است . مثلاً مدیریت سازمانی به حفظ محیط زیست علاقه نشان می دهد . نه بخاطر آنکه محیط زیست به خودی خود ارزشمند و مهم است ، بلکه از آن جهت که توجه به محیط زیست موجب تامین منافع بلند مدت سازمان می گردد.

 

2-2-4-1 -2) دیدگاه وظیفه گرایی :

دیدگاه وظیفه گرایی مدعی است که اگر چه نمیتوان از نتایج و پیامدهای اعمال صرف -نظر کرد. اما ویژگی های مهم دیگری نیز وجود دارند که تعیین کننده درستی و نادرستی اعمال میباشند. در وظیفه گرایی، ملاک سنجش افعال اخلاقی، وظیفه است. حقانیت افعال اخلاقی ناشی از یک الزام است. الزامی که در خود عمل نهفته است. در نتیجه،درستی و نادرستی افعال، برآمده از ذات خود فعل است، یعنی فعل خوب ذاتا مستحق تحسین است و نه به موجب ایجاد نتایج خوب است(موحدی، 1389)