فناوری اطلاعات در ایران//پایان نامه درباره پذیرش تکنولوژی اطلاعات

فناوری اطلاعات در ایران:

کشور ما هنوز دوران اولیه بلو غ خود را در عرصهIT تجربه میکند، دورهای سرشار از مسایل و چالشهای گوناگون. چالشهایی که برخی از آنها به سیاستهای کلان کشور مرتبط و برخی دیگر زاییده ویژگیهای خاص نرم افزار و دست اندرکاران تولید و توسعه ی آن است. یکی از کارشناسان در این ارتباط می گوید: تولید نرم افزار به دلیل عدم استفاده از ابزار و انرژی فیزیکی قابل لمس نیست و از این رو تولید آن از نگاه عام سهل به نظر می رسد اما در واقعیت تولید یک نرم افزار که حجمی کمتر از یک CD را به خود اختصاص می دهد، بعضاً ماه ها کار یا سال کار کارشناسان را به خود اختصاص داده است. (فنایی و امیرخانی، 2008)

 

اگر چه در ایران گام های فراوانی در بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در زمینه های مختلف برداشته شده است ولی موضوع هنوز ناشناخته مانده است. چنانچه مدیریت را یک اقدام نظام یافته جهت تحقق اهداف سازمان بدانیم، نقش فناوری اطلاعات در طراحی نظام و دستیابی به اهداف به خوبی قابل تبیین است. فناوری اطلاعات در سازمان های ما کمتر به عنوان یک دارایی سازمانی تلقی می شود و کمتر به نقش استراتژیک آن در تصمیم گیری ها و تحقق اهداف توجه می شود. (بهاری و همکاران، 1389، ص 13)

 

10-2-2- ارتباط فرهنگ سازمانی با فناوری اطلاعات:

در دهه های اخیر، فناوری اطلاعات تقریباً با تمام جنبه های زندگی ما به ویژه زندگی کاری و حرفه ای عجین شده است. کاربرد فناوری اطلاعات در حوزه های مختلف و رشد سریع استفاده از رایانه در سازمان ها، به بررسی میزان و عوامل پذیرش و عدم پذیرش فناوری اطلاعات در سازمان ها اهمیت ویژه ای بخشیده است. (قربانی زاده و همکاران، 1392)

وقتی گفته می شود فناوری فرهنگ خاص خود را دارد مراد این است که برای قبول و برخورداری از فناوری نوعی آمادگی لازم است. (روشندل و صابر، 1391، ص 110)

زمانی که فرهنگ سازمانی با سیستم اطلاعاتی موافق باشد، نتایج بسیاری به همراه خواهد داشت، مانند:

  • اجرای کارها بوسیله سیستم اطلاعاتی به راحتی و با کارآیی بالاتری انجام خواهد گرفت و منجر به رضایتمندی سازمان از سیستم می شود؛
  • الگوهایی برای استفاده از اطلاعات ارائه می دهد که این اطلاعات کمک می کنند تا دریابیم که چه مسائلی در سازمان از اهمیت و الویت بالاتری برخوردارند؛
  • ارتباطات درون و برون سازمانی را تسهیل می کند و با اثربخشی سیستم های اطلاعات و فناوری اطلاعات ارتباطات از راه دور راحت تر می گردد، و شکاف ارتباطی را کاهش می دهد؛
  • انحاد میان اعضای سازمان افزایش می یابد؛
  • سبب ایجاد یک کنترل اجتماعی در سازمان می شود و اعضا برای استفاده از سیستم های اطلاعاتی قوانینی را به کار می برند که نیاز به بررسی تک تک افراد و قوانین و ارزیابی های رسمی برای انجام کارها کاهش می یابد و افراد ملزم به رعایت استاندارهای سیستم هستند؛
  • سبب افزایش همکاری میان بخش های مختلف یک سازمان در تطابق با محیط بیرونی و کاهش نگرانی­های ناشی از آن می شود. (قوچانی و بدری زاده، 1390،  ص 85-84)

فناوری اطلاعات قبل از اینکه سیستمی سخت افزاری و مجموعه ای از الگوها باشد، نظامی فکری و فرهنگی است و می توان آنرا فرهنگ تولید اطلاعات نامید. مشخص است که بدون ایجاد فرهنگ تولید اطلاعات نظام فناوری اطلاعات نمی تواند دوام داشته باشد. (روشندل و صابر، 1391، ص 112)

 

به منظور بهبود اقدامات و پیاده سازی موفق فناوری اطلاعات در نظام بهداشت  و سلامت، شناخت هرچه بیشتر عوامل مختلف و مؤثر از قبیل عوامل اجتماعی، انسانی، فرهنگ سازمانی، تسهیل نمودن روابط کاری و افزایش ارتباطات و همچنین کاهش بوروکراسی، طراحی برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات در سازمان جهت بکارگیری درست و صحیح فناوری اطلاعات، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. (برزه کار و همکاران، 1392، ص 129)

 

هنگامی که دو مقوله فرهنگ و فناوری را مرتبط با یکدیگر می دانیم عملاً نظریه هایی مطرح می شوند که فرهنگ را در بعد جهانی مد نظر دارند:

  • فرهنگ در نقش خادم فناوری: در این نظریه که توأمان دربرگیرنده مضمون های توسعه سنتی و تجدد است، آشکارا فناوری در سلسله مراتبی برتر نسبت به فرهنگ قرار می گیرد. نظریه پردازان این نظریه معتقدند که فناوری ضرورت هایی ویژه را دیکته می کند و فرهنگ باید در برآوردن آنها بکوشد. در این دیدگاه کارآمدی فرهنگ ها منوط به میزان موفقیت در رفع این نیازهای فناورانه است.
  • فناوری در حکم فرهنگ: در این نظریه فناوری در جایگاه فرهنگ می نشیند و برعکس نظریه قبل که فناوری در نقش محمول بود، نقش حامل را ایفا می کند. فناوری بستر اولیه ظهور آثار و اعمال، و فرهنگ جایگاه آنهاست. فرهنگ می تواند بر موفقیت فناوری در نیل به هدف های خود تأثیر بگذارد و برعکس؛ اما در هر حال فناوری است که قواعد بازی را تعیین می کند. در این رهیافت توجه به فرهنگ در حد چگونگی و میزان فعالیت عوامل فرهنگی در فراهم آوردن شرایط مناسب یا نامناسب برای پیشرفت های فناورانه است. (روشندل و صابر، 1391، ص 114)