قابلیّت نوآوری سازمانی،پایان نامه درمورد بهبود عملکرد زنجیره تأمین

  تعریف قابلیّت نوآوری سازمانی

توانایی های بالقوّه سازمان که در بدست آوردن جدید ترین محصولات و خدمات ، فرآیند ها  و افکار نو  و افزایش روند اقتصادی مؤثّر می باشد. قابلیّت نوآوری بصورت بالقوّه در ایجاد و فراهم کردن نوآوری مؤثّر است( تروزوفسکی[1] ، 2007). بدین منظور قابلیّت نوآوری به عنوان مفهومی ساده نیست بلکه آن را به عنوان جنبه های بسیاری از مدیریّت ، رهبری  و جنبه های فنّی گوناگون  و همچنین تخصیص منابع استراتژیک ، دانش بازار ، مشوّق های سازمانی شناسایی شده است ( لاسون [2]، 2001) .

ابعاد مختلف قابلیّت نوآوری به شرح زیر می باشد:

  • چشم انداز و استراتژی
  • اطلاعات اهرمی و هوش سازمانی
  • خلاقیّت و مدیریت ایده
  • ساختار سازمانی و سیستم ها
  • فرهنگ و جو سازمانی
  • مدیریت فن آوری می باشد.

قابلیّت نوآوری  به پیاده سازی یا ایجاد تکنولوژی  بعنوان سیستم ها ، سیاست کاربردی ، برنامه ها ، محصولات ، فرآیند ها ، تجهیزات  و یا خدمات جدید به سازمان اشاره دارد ( چانگ  و لی[3] ،2008  و دامان پور و اوان  ، 1984).

قابلیّت نوآوری توانایی سازمان به جلب  و استفاده از اطلاعات خارجی برای انتقال دانش جدید می باشد.( کوهن[4] ، 1990).

قابلیّت نوآوری شامل نوآوری فنّی  و نوآوری اداری است (دامان پور ، 1991). نوآوری شامل : محصولات، بازاریابی ، خدمات  و تکنولوژی مورد استفاده برای تولید محصولات ، فروش محصول  و یا ارائه خدمات به طور مستقیم می باشد.

نوآوری در محصول ؛ توسعه  و معرّفی محصول جدید می باشد (لایو[5]، 2007).

نوآوری در بازاریابی ؛ به بازار اشاره دارد ( تعیین قیمت استراتژی ، تقسیم بندی بازار و تبلیغات بازار).

نوآوری اداری ؛ مربوط به ساختار سازمانی  و فرآیند های اداری که بطور غیر مستقیم در رابطه با فعالیّت های کاری اصلی سازمان است  و بیشتر بطور مستقیم در رابطه با مدیریت آن است(دامان پور و اوان ، 1984).

توسعه قابلیّت نوآوری را می توان از طریق تخصّص بدست آمده در سه حوزه از NPD[6],[7]SDO ( جهت گیری توسعه پایدار )و تجارت الکترونیکی  افزایش داد . در نهایت نوآوری ، سینرژیک قابلیّت نوآوری می باشد. بطور مثال در تایلند بررسی رابطه بین توسعه محصول جدید  و تجارت الکترونیک در شرکت صورت گرفته است ، که شرکت توسعه قابلیّت نوآوری را از طریق استراتژی هایی ( درک ظهور ایده های نوآورانه  و تحوّل  شیوه های خاص توانایی در مدیریت  و نوآوری ) بدست آورده است . کلید مؤفقیّت به رویکرد نوآوری شامل استراتژی ( از ما بهتر ) و دیگر جنبه های مهم انجام اجازه مدیر برای ترکیب دو سبک مدیریت ، قابل انعطاف ( غیر رسمی و رسمی ) به فرم جدید استراتژی یکی از یافته های کلیدی این مطالعه NPD  و تجارت الکترونیک فعالیّت های مربوط به نوآوری بوده است(تروزوفسکی ،2007).

بطور کلّی اصطلاح قابلیّت در مدیریت استراتژیک نقش کلیدی  در تطبیق و ادغام مهارت های سازمانی  و منابع شایستگی تابعی برای مطابقت با الزامات محیط پویا دارد(تیس و همکاران[8] ،1997).

 

 

 

2-2-3  تعریف نوآوری

بررسی ادبیّات نوآوری تعاریف متعدد را از جهات مختلف نشان می دهد ، این تعاریف نزدیکی زیادی به هم دارند:

شومپیتر[9] ، پدر نظریه نوآوری، نوآوری را به مفهوم ساده به عنوان تولید یک محصول جدید مورد توجّه قرار داده بود ، امّا نوآوری به مرور مفهومی بسیار گسترده  و پیچیده یافته است(انتظاری ،1384،ص 225).

نوآوری را به صورت اتّخاذ ابزار ، سیستم ، سیاست ، برنامه  و محصول / خدمت خریداری شده داخلی یا تولید شده که برای سازمان جدید است تعریف می کنند.رابینز نوآوری را فرآیند اخذ ایده خلاّق و تبدیل آن به محصول ، خدمات  و روشهای جدید عملیّات می داند (نقدریان و همکاران ، 1387،ص 50).

نوآوری بخشی از تغییر تکنولوژیکی است که تغییر تکنولوژیکی عبارت است از : تولید محصولات با خدمات و با استفاده از روش ها  و ورودی هایی که برای سازمان جدید است .نکته مهم در این تعریف این است که اوّلین استفاده کننده این محصول ، روش و … جدید و نوآور است  و استفاده کنندگان بعدی مقلّد هستند.نوآوری به کار گیری ایده های نوین ناشی از خلاقیّت است که می تواند یک محصول جدید ، خدمت جدید یا راه حلّ جدید انجام کارها باشد( سلطانی ، 1380، ص 32).

نوآوری عبارت است از خلق یک ایده نو و پیاده سازی آن در یک سرویس ، محصول جدید که موجب رشد و پویایی اقتصاد ملّی  و افزایش اشتغال می شود.(قدسی و همکاران ، 1386، ص 27).

نوآوری نه تنها ابداع خود آگاه ایده های جدید است ، بلکه معرّفی  و به کار بردن این ایده ها را نیز شامل می شود و هدف کلّی آن ارتقای عملکرد سازمانی است(جانسن ، 2002).

بهره برداری + نوآفرینی + استنباط =  نوآوری

در تعریف فوق مفهوم کلمه استنباط به معنی دستیابی به ایده های نو با توجّه به بعضی از چهارچوب های مرجع  ذهنی می باشد.کلمه نوآفرینی به هر ایده جدیدی که قابلیّت تبدیل به واقعیّت را داشته باشد ، دلالت دارد  و کلمه بهره برداری به استفاده از نوآفرینی اشاره دارد.

هال (1993) ، نوآوری را به کار گیری تجاری اختراع برای اولین بار تعریف کرده است.

[1] Terziovski

[2] Lowson

[3] Chang &Lee

[4] Cohen

[5] Layov

[6] New Product Development

[7] Satiable Development Orientation

[8] Teece et al

[9] Schompeter