دانلود مقالات : مشخصه های فضاهای کاری سالم

 

درگذشته توجه تحقیقات سلامت سازمانی به محیط فیزیکی کار معطوف بود اما تحقیقات جدید مولفه های روانی محیط کار را بیشتر مورد تاکید قرار دادند. محققان دریافتند که اینچنین اقدامات سازمانی بوجود آورنده مفاهیم، کنترل شغل، الزامات روانی کار، حمایت اجتماعی، امنیت شغلی که به ترتیب اثرگذار بر جسم و روان کارکنان می باشند، هستند. 10 مشخصه از محیطهای کاری سالم بر اساس نتایج تحقیقات اخیر که در ارتباط با کار و سلامتی انجام شده اند عنوان می گردد. این فهرست همچنین مبین این واقعیت هستند که سازمانها بایستی این استراتژیها را دنبال کنند چرا که آنها برای سلامتی کارکنان بسیار مهم هستند. همچنین دلیلی هستند بر اینکه باور کنیم در نظر گرفتن این اقدامات منجر به افزایش بهره­وری و موفقیتهای اقتصادی سازمانها می گردد. این مشخصات عبارتند از:

  • وضوح نقش و قابلیت دسترسی آن
  • الزامات کاری معقول
  • کنترل شغل و حدود اختیارات در تصمیم گیری
  • حمایت اجتماعی محیط کار
  • پاداش­های عادلانه و رفتارمنصفانه
  • دستمزد کافی
  • ساعات کاری رضایت بخش
  • امنیت شغلی
  • جو سازمانی امن
  • ترتیبات استخدامی سالم (اسلامیه، 1390)[1]

 

11-2 پیشرفت تحصیلی

یکی از مشکلات شایع نظام آموزشی در بسیاری از کشورهای جهان، پدیده‌ی اُفت تحصیلی است که زیان‌های علمی، فرهنگی و اقتصادی زیادی متوجه دولت‌ها و خانواده‌ها می‌کند. تلاش برای شناسایی عوامل مهم در پیشرفت تحصیلی و ارایه‌ی راهبردها و انجام اقداماتی در جهت کاهش خسارات ناشی از اُفت تحصیلی، مستلزم تحقیقات بسیار در این زمینه است (شعاری نژاد، 1364: ص198).

اگر موفقیت تحصیلی را معادل با پیشرفت تحصیلی مد نظر باشدبه معنی موفقیت دانش آموزان در کذراندن دروس یک پایه تحصیلی مشخص و یا موفقیت در امر یادگیری مطالب درسی می باشد و مخالف آن افت تحصیلی است که از معضلات و مشکلات نظام  می باشد.

اتکینسون[2] و همکاران ( 1998 ) ، پیشرفت تحصیلی را توانایی آموخته شده یا اکتسابی حاصل از درس ارائه شده یا به عبارت دیگر ، توانایی آموخته شده یا اکتسابی فرد در موضوعات آموزشگاهی می دانند که به وسیله آزمون های استاندارد شده اندازه گیری می شود ( به نقل از سیف ، 1380)

پیشرفت تحصیلی، عبارتست از میزان تغییر رفتار در زمینه توانایی کسب اطلاعات مربوط به محتوای کتابهای درسی و پاسخگویی به موقع آن ها که توسط اجرای امتحانات معلم ساخته و به وسیله معلمان سنجیده می شود ( مصباحی، 1374، ص 148).

مک‌کله‌لند[3] نخستین کسی بود که با همکارانش درباره‌ی ماهیت و اندازه‌گیری انگیزه‌ی پیشرفت مطالعه کرد. وی شرایط اجتماعی را در ایجاد انگیزه‌ی موفقیت دخیل می‌داند که برخی از آن‌ها عبارتند از:

1ـ آموزش در خانواده: مک‌کله‌لند مهم‌ترین آموزش را در خانواده، آموزشی می‌داند که صفاتی نظیر استقلال فردی، کنترل خویشتن، بلند پروازیهای خاص و اعتماد به ‌نفس را در کودکی تقویت نماید. به ‌نظر وی، درجه‌ی انگیزه‌ی موفقیت، یک‌بار برای همیشه در کودکی ثابت می‌شود و پس از آن دیگر تغییری نمی‌کند.

2ـ طبقه‌ی اجتماعی والدین: به‌نظر مک‌کله‌لند، طبقه‌ی اجتماعی، انگیزه‌ی موفقیت را تحت تأثیر قرار می‌دهد و این انگیزه در طبقه‌ی متوسط بیش‌تر از سایر طبقات است.

3ـ تحرک اجتماعی: در افراد و گروه‌هایی که گرایش به تحرک اجتماعی دارند، انگیزه‌ی موفقیت بیش‌تر دیده می‌شود.

4ـ ایدئولوژی: عامل دیگری که مک‌کله‌لند به آن توجه داشته، تأثیر تعییر ایدئولوژی بر انگیزه‌ی موفقیت است. وی این مسأله را در زمینه‌ی پیدایش مذهب جدید، ایدئولوژی مذهبی بازسازی‌ شده، ناسیونالیسم و… مطرح می‌کند(روشه، 1370: ص189- 193).

«باری سوگارمن» جامعه ‌شناس بریتانیایی، برخی از جنبه‌های خرده فرهنگ‌های طبقه‌ی متوسط و کارگر را، مستقیماً به پیشرفت تحصیلی افتراقی ربط می‌دهد. وی در مورد وجود افتراق در نگرش و دیدگاه بین دو طبقه، تفسیری ارایه می‌دهد و بر آن است که به‌طور عمده، ماهیت مشاغل یدی و غیریدی است که موجب این تفاوت‌ها می‌شود. بسیاری از شغل‌های مربوط به طبقه‌ی متوسط، فرصتی برای پیشرفت مستمر در زمینه‌ی درآمد و مقام به ‌همراه دارند. این امر، مشوق برنامه‌ریزی برای آینده می‌شود. به‌ عنوان مثال: صرف وقت، انرژی و پول برای کارآموزی، به‌منظور برخورداری از موقعیت‌های بالای شغلی، از آن ‌جمله است. هم‌چنین، بسیاری از مشاغل مربوط به افراد یقه ‌سفید، درآمد کافی برای سرمایه‌گذاری در آینده فراهم می‌کنند. در مقایسه، مشاغل طبقه‌ی کارگر، نسبتاً با سرعت به حد نهایی درآمد می‌رسند. در این مشاغل، انتظار برای ترقی کم‌تر است و درآمد کافی برای سرمایه گذاری وجود ندارد. افزون بر این، امنیت شغلی در این‌گونه مشاغل کم است. کارگران ساده، در مقایسه با کارکنان یقه‌ سفید، با احتمال بیش‌تری اخراج می‌شوند.

یکی از عواملی که ممکن است به‌عنوان شاخص طبقه‌ی اجتماعی به‌کار برده ‌شود، میزان درآمد است؛ زیرا، این شاخص، رابطه‌ی نسبتاً نزدیکی با موقعیت اقتصادی خانواده دارد. به‌عبارت دیگر: نه‌تنها فقر اثر مستقیمی را بر کیفیت زندگی خانواده، سوء تغذیه، بیماری و… دارد؛ بلکه بر روابط خانوادگی و الگوهای فرزندپروری نیز اثر غیرمستقیم دارد (احمدی،1378؛ ساعی،1377؛ شریفیان، 1374).

دومین عاملی که به‌عنوان شاخص طبقه‌ی اجتماعی به‌کار گرفته ‌شده، سطح تحصیلات است. در بسیاری از تحقیقات، از سطح تحصیلات والدین برای نشان‌دادن طبقه‌ی اجتماعی استفاده شده است. در این‌خصوص، بایستی اشاره نمود که مطالعات مختلف در ایران نشان داده است که سواد پدر – به‌طور اخص- بهترین معیار تعیین‌کننده‌ی محیط فرهنگی و اجتماعی خانواده است و می‌تواند به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم بر توانایی‌های ذهنی فرزندان اثر بگذارد. سومین عاملی که به‌طور گسترده‌ای در تحقیقات اخیر به‌عنوان شاخص طبقه‌ی اجتماعی به‌کار رفته‌است، شغل والدین می‌باشد. اگر چه تعریف طبقه‌ی اجتماعی، به‌عنوان موقعیت شغلی یا به‌عنوان شاخصی از طبقه‌ی اجتماعی ممکن است مورد انتقاد قرار گیرد؛ ولی می‌توان گفت که این شاخص رابطه‌ی نزدیکی با درآمد و منزلت یا موقعیت اجتماعی دارد. به‌هرحال، پیوستگی شغل با درآمد و منزلت اجتماعی – به‌عنوان دو جنبه‌ی اصلی طبقه‌ی اجتماعی- این شاخص را، شاخص مناسب‌تری نسبت به سایر شاخص‌های طبقه‌ی اجتماعی درآورده است (احمدی، 1378؛ خیر، 1376؛ ساعی، 1377).

 

12-2 پیشرفت تحصیلی و عوامل موثر بر آن

یکی از نشانه های اثر بخشی در نظام آموزشی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است. پیشرفت تحصیلی عبارتند از میزان تحقق اهداف آموزشی در قالب معیارهای قابل سنجش که به وسیله آزمون های کتبی، شفاهی و عملی در طی سالتحصیلی  که توسط هر دانش آموز در قالب واژه امتحان کسب می شود مد نظر است (به نقل از زرگر 1386).

عوامل بسیار زیادی در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثر می باشند، که عبارتند از :

الف) عوامل فردی

ب ) عوامل اجتماعی

ج )  عوامل اقتصادی

د )  عوامل آموزشی

که به طور اختصار هر یک از عوامل مذکور توضیح داده خواهد شد.

الف ) عوامل فردی

از جمله عوامل فردی که در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثر است که عبارتند از :

1 آگاهی از هدف: آگاهی از هدف از جمله عوامل موثر در پیشرفت و یا عدم پیشرفت تحصیلی دانش آموزان می باشد. دانش آموزانی که هیچ هدفی ندارند، کلاس های خود را بیهوده می دانند و نسبت به تلاش خود سرد می شوند و در نتیجه انگیزه برای پبشرفت را از دست می دهند. و همین امر سبب عدم موفقیت درسی می شود. بالعکس دانش آموزانی که برای خود هدفی دارند و برای رسیدن به آن تلاش می کنند، کوشش های خود، خانواده و مسئولین آموزشی را بیهوده نمی دانند. و با علاقه بیشتری به تحصیل خود ادامه می دهند و در نتیجه در تحصیل خود موفق خواهند بود.

2 توانایی دانش آموزان در ادامه تحصیل در یک رشته تحصیلی: دانش آموز می بایست توانایی لازم جهت ادامه تحصیل در ک رشته به خصوص را داشته باشد. اگر دانش آموز صرفاً به دلیل آنکه جامعه و خانواده برای یک درس فرضاً ریاضیات اعتبار زیادی قائل است به تحصیل در یک رشته بدون علاقه ادامه دهد. که باعث افت تحصیلی و یا ترک تحصیل دانش آموز می شود.

3 آگاهی از نتیجه کار: هر گاه به دو گروه دانش آموز مهارتی را با یک روش یاد بدهیم، خواهیم دید گروهی که نتیجه کار و فعالیت خود را می داند، بهتر از گروهی که از نتیجه کارش آگاه نیست تلاش می کند و یاد می گیرد. از این رو آگاهی از نتیجه و فواید فعالیت که اصطلاحاً (بازخورد) نامیده می شود، انگیزه موثر ادامه یادگیری است. زیرا آگاهی از نتیجه یا بازخورد اولاً هدف را بیشتر واقعی می نماید. ثانیاً تکرار عمل یا مهارت را خوشایند می کند. ثالثاً موجب می شود که دانش آموز شخصاً لغزش ها و اشتباهاتش را دریابد و اصلاح کند. رابعاً او را بر می انگیزاند که فعالیت خود را از روی دقت و آگاهی لازم انجام دهد( شعاری نژاد، 1366، ص 177-178).

4 علاقه و انگیزه دانش آموز نسبت به تحصیل: یادگیری هم مانند دیگر فعالیت های انسان نیاز به انگیزه و علاقه دارد. هر استعداد وقتی ظاهر می شود و گسترش می یابد که محرک یا انگیزه ای آن را برانگیزد. بنابراین دانش آموز برای اینکه هوش خود را به کار اندازد و رفتار هوشی خود را تربیت کند به محیط انگیزشی ذهنی نیاز دارد، زیرا دانش آموز، هوشیاری خود را در عملو فعالیت بیش از کلنات نشان می دهدو و استعدادهایش را در برخورد روزانه با مسایل و مشکلات آشکار می سازد.

5 ناراحتی های فکری و روانی: گاه دانش آموز به علت زمینه ارثی و یا به علت فشارهای اجتماعی(خانوادگی، اقتصادی) دچار استرس و فشارهای روانی می شود که این امر مانع پیشرفت تحصیلی دانش آموز می شود.

6- دقت دانش آموز: پیشرفت تحصیلی بستگی به دقت دانش آموز در کلاس و توجه وی به درس دارد. جالب نبودن مطالب، رفتار معلم، ترس، اضطراب، موانعی در جهت توجه به درس ایجاد می کند.

7- میزان هوش: افراد بشر از جهات مختلف از جمله از نظر میزان هوش با یکدیگر متفاوت می باشند. هوش یک عامل ارثی است که در طول زندگی چندان تغییری نمیکند و تحت تأثیر محیط، هوش بسیار کمی دارد. دانش آموزان از نظر بهره هوشی با یکدیگر متفاوت هستند و این تفاوت موجب می شود که یکی از دوران تحصیل موفق و دیگری ناموفق باشد.

اگر یکی از خصوصیات بشر را در عده زیادی از افراد اندازه گیری نماییم نتیجه حاصل معمولاً مطابق منحنی طبیعی است. به عبارت دیگر، تعداد افراد، که از حد متوسط زیاد دورند، معدود می باشند. مثلاً در حالیکه (68/0) از کل جمعیت بهره هوشی میان(116- 84) دارند فقط یک درصد ضریب هوشی شان بالاتر از 140 و دو درصد پایین تر از 60 می باشد.

8- کامیابی و ناکامی: موفقیت و کامیابی خود بهترین انگیزه برای موفقیت است و ناکامی یک نوع کیفر است که شکست شخص را نشان می دهد.

ب ) عوامل اجتماعی

انسان موجودی اجتماعی است که با محیط دارای کنش و واکنش متقابل می باشد بدین معنی که هم روی محیط می تواند اثر بگذارد و هم از محیط تأثیر می پذیرد. انسان زمانی روی محیط می تواند اثر بگذارد که دارای شخصیت ممتاز و برجسته باشد. انسان در طول زندگی خود بیشتر تحت تأثیر محیط قرار دارد. از جمله عوامل اجتماعی که بر دانش آموز اثر می گذارد عبارتند از :

  • محیط مدرسه: بعد از خانواده مهم ترین محیط موثر در پیدایش آمادگی در کوکان و نوجوانان محیط مدرسه است در محیط مدرسه دو عامل که بشتر موثرند از این قرارند:

الف) معلم: معلم از دو راه می تواند به پیدایش آمادگی در محصل کمک بکند: یکی موضوع و مطالب درسی و دیگری روش تدریس یا آموزش

ب) محصل: یکی از تأثیرات مهم که اجتماعی بودن در روابط انسانی دارد، توجه به روابط متقابل است. این توجه هنگامی که اعمال می شود که دو نفر همیشه در جستجوی همدیگر باشند و رفتار متقابل بکنند. مثلاً یک معلم با بچه های هفت ساله در کلاس درس و رفتار متقابل بچه هفت ساله در کلاس درس مثال خوبی است. یاد می گیرند که چه کار در اجتماع قابل قبول است. آنها به علت آنکه برای او ارزش و اهمیت قائلند یا او را قدرت تصور می کنند، سعی می کنند خواسته های او را انجام دهند. ولی در عین حال آنها هم از معلم انتظار دارند که با آنها رفتار متقابل بکند، کارهای آنها را ارزشیابی نماید و پرسش هایشان را بدون جواب نگذارد. مدرسه می تواند تجربه های زیاد و دانستنی های مختلف به دانش آموز بدهد تجربیاتی که بزرگترها دارند (رابیلو ماسگریو، 1375، ص19- 39).

گروه همسالان: جامعه شناسان این اصطلاح را به عنان همسال، بیشتر برای عده ای بچه های همسال که در سنین بلوغ هستند بکار می برند. دانش آموزان قبل از ورود به اجتماع و تشکیل خانواده احتیاج به آموختن تجربیاتی دارند که در خانه و خانواده برایشان مقدور نیست. این تجربیات را باید از افراد گروه و همسال های آنها که با هم زیاد اختلاف ندارند خود را در مقابل آنها حقیر و کوچک نمی دانند، یاد می گیرند و این فاصله که بین دانش آموزان و بزرگترها وجود دارد موجب این است که بزرگتر ها بتوانند مرجعی برای تقلید شوند.

  • رقابت و همکاری: یادگیری به صورت گروهی بیش از فردی سود بخش است.رقابت یا همکاری باعث سرعت یادگیری واطمینان بخشی آن است. همکاری محصلان در فعالیت های درسی یا یادگیری باعث می شود که هر محصل مورد پذیرش گروه خود قرار گیرد و اطمینان و تعلق خاطر احساس کند. و در نتیجه این اطمینان خاطر با علاقه بیشتری به تحصل بپردازد و در تحصیلات خود پیشرفت کند

( شعاری نژاد،1366، ص 187).

  • ریشخند وسر کوفت: ریشخند زدن به دانش آموزان و تحقیر و شرمنده ساختن روشی نکوهیده است که چنین برخوردی به سازگاری عاطفی محصل لطمه می زند و موجب افت تحصیلی دانش آموزان می شود.
  • ستایش و سرزنش: یکی دیگر از راههای رسیدن به پیشرفت تحصیلی استفاده از محرک ستایش و سرزنش است. ستایش دانش آموز هنگامی که در یک فعالیت موفق شد. و استفاده از محرک (سرزنش) هنگام سستی دانش آموز در انجام فعالیت ها موجب آگاهی دانش آموز از کارهای درست و نادرستش خواهد شد. ونتیجه آن به پیشرفت تحصیلی منجر خواهد شد.
  • آداب و رسوم جامعه: آداب و رسوم جامعه و فرهنگ های مختلف نیز در میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثر می باشد. دانش آموز اگر در جامعه ای رشد کند که برای علم اهمیت و ارزش قائل باشد. با علاقه بیشتری به تحصیل ادامه می دهد. گاه آداب و رسوم در یک جامعه مانعی بزرگ در تحصیل دانش آموزان می باشد. از جمله (ازدواج) در جوامعی که در سن پایین صورت می گیرد، موجب می شود که دختر یا پسر ترک تحصیل کنند.
  • تحصیلات والدین: تحصیلات والدین به عوان یک عامل اجتماعی تأثیر زیادی در پیشرفت تحصیلی دارد. والدینی که خود دارای تحصیلات بالا می باشند، فرزند خود را تشویق به درس خواندن می کنند و علاوه بر آن در امر تحصیل به فرزند خود کمک می نمایند و نتیجه چنین کاری پیشرفت تحصیلی خواهد بود.

ج) عوامل اقتصادی   

از جمله عوامل اقتصادی که بر پیشرفت تحصیلی دانش آموز اثر می گذارد به شرح زیر می باشد:

  • مقدار تغذیه از دوران جنینی به بعد: دانش آموزانی که در خانواده های مرفه رشد یافته و در طول زندگی مواد لازم، به اندازه کافی برای بدنش تأمین شده است، نسبت به دانش آموزی که به دلیل فقر مالی والدین قادر به تأمین مواد غذایی مورد نیاز بدنش نبوده اند و در نتیجه رشد کافی نداشته است پیشرفت بیشتری خواهد داشت.
  • چگونگی رشد بدنی و بهداشت: وضع و حالت بدنی و مزاجی در رشد و تربیت هوشی موثر است. مثلاً هرگاه کودکی حساس و زودرنج باشد از داشتن انرژی لازم برای فعالیت های ذهنی به میزانی که موفق شود، محروم خواهد شد.معمولاً کودکانی که از رشد بدنی و بهداشت مناسب برخوردار می باشند که از نظر اقتصادی دارای موقعیتی متوسط به بالا باشند.
  • جامعه و اوضاع اقتصادی در رابطه با درآمد خانواده: خانواده یکی از عوامل موثر در کیفیت رشد و تکامل کودک می باشد. چه بسا دانش آموزان تیز هوشی که به علت نامساعد بودن وضع اقتصادی خانواده ایشان از تحصیل محروم شده اند و نتوانسته اند استعداد هوشی برتر خود را به کار اندازند و آشکار سازند و در نتیجه، کم هوش جلوه گر شده اند.(شعاری نژاد، 1366، ص19)
  • حجم خانواده در رابطه با مسکن: حجم خانواده نیز یکی از عوامل موثر در میزان پیشرفت تحصیلی می باشد. تأثیر حجم خانواده در رابطه با فضایی که برای هر یک از افراد خانواده در نظر گرفته شده مطرح است. زیرا گاه خانواده ای دارای حجم زیاد است ولی درآمد خانواده هم بالاست و هر یک از افراد خانواده اتاقی مخصوص به خود دارند در این گونه موارد حجم خانواده تأثیر چندانی در پیشرفت یا افت تحصیلی نمی تواند داشته باشد.

د) عوامل آموزشی

عوامل آموزشی که در در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان موثر است که عبارتند از :

  1. برنامه درسی: اساسی ترین وسیله آموزش و پرورش رسمی در نظام تربیتی ما برنامه درسی است و کم وکیف برنامه درسی است که کم و کیف کار معلم و مدرسه را تعیین و رهبری می کند و نیز کتاب درسی اصولاً بر مبنای آن تألیف و تهیه می شود. به همین سبب معلمان به محتوای کتاب های درسی اکتفا می کنند، زیرا معتقدند که آنها را بر اساس برنامه های درسی تهیه و تألیف می کنند و می توان آنها را مظهر برنامه ها تلقی کرد. در صورتی که معلمان از اهداف و چگونگی اجرای صحیح برنامه درسی مطلع باشند و آن را به طور صحیح اجرا کنند، موجب پیشرفت تحصیلی و عکس آن موجب افت تحصیلی دانش آموز خواهد شد.
  2. کتب درسی: معمولاً در اکثر کشورها به ویژه کشورهای جهان سوم، هدف های کلی و رفتاری آموزش و پرورش در برنامه درسی به صورت مواد و مطالب درسی گوناگون منعکس می شوند و برنامه درسی نیز به شکل کتاب های درسی در اختیار محصلان و معلمان قرار می گیرد. به طوری که اکثر محصلان و معلمان کتاب را برنامه همان درس می دانند و به ندرت دیده شده است که یک معلم برای آگاهی یافتن از محتوای برنامه درسی به خود آن مراجعه کند.
  3. کتاب های کمکی و آزاد: بدیهی است کتاب درسی هر قدر هم پر محتوا باشد به سبب محدودیتی که از لحاظ زمان و برنامه دارد نمی تواند به تمام نیاز های دانش آموزان پاسخگو باشد. از سوی دیگر، چون تغییر سریع آن امکان ندارد، بنابراین مطالب آن از تازگی لازم محروم خواهد بود به علاوه چون جنبه اسمی دارد و تقریباً آن را دانش آموزان یک کتاب تحصیلی تلقی می کنند، از این رو زیاد مورد علاقه ایشان نخواهد بود و تأثیر مطلوب را نخواهد داشت به همین دلیل متخصصان، آموزش و پرورش تهیه و تألیف کتاب های آزمایش و کمکی را برای پیشرفت تحصیلی بسیار ضروری می دانند.
  4. معلم و روش تدریس: قبل از هر چیز لازم است که تعریفی از معلم و تدریس ارائه شود تا مفهوم این دو کلمه روشن شودو کاری را که معلم در ساعات رسمی در محیط کلاس انجام می دهد و می کوشد تغییراتی در محصلان به وجود آورد، اعم از تغییرات شناختی، حرکتی، عاطفی و تدریس یا آموزش نامند که اصطلاح تدریس را معمولاً به کارهایی که معلم انجام می دهد «درس می دهد» اطلاق می کند و  اصطلاح آموزش را وقتی به کار می بریم که معلم و محصلان در فعالیت های درسی تشریک مساعی می کنند و از همدیگر متأثر می شوند.
  5. وسایل کمک آموزشی: آموزش و پرورش جدید که یادگیری را ضروری می داند، استفاده از وسایل کمک آموزشی که امروزه تعداد و تنوع آنها بسیار زیاد است را لازم می داند. وسایل کمک آموزشی گاهی وسایل سمعی و بصری نیز نامیده می شوند. در صورتی که این وسایل درست و به موقع مورد استفاده قرار گیرند، فواید و آثار مثبت یادگیری فراوانی دارد. مثلاً به یادگیری سرعت می بخشد، مشکلات مطالب درسی ر ا روشن تر می نماید و علاوه بر مشکلات و نقطه مبهم درسی به تثبیت آن در ذهن دانش آموزان و آسانی یادآوری در مواقع لزوم کمک می کند. از جمله وسایل کمک آموزشی: نمونه ها یا مدل ها، اشکال و تصاویر، نقشه ها و نمودارها، فیلم و اسلاید، رادیو و تلویزیون، گردش علمی، تخته سیاه و آزمایشگاه را می توان نام برد.
  6. مدرسه: نه فقط از راه انتقال معلومات افراد فامیل به نسل های بعدی نوع معلومات شخص بنا به موقعیت خانوادگی آنها بنا گذارده می شود. بلکه در اثر تغییر وضع اقتصادی یک مملکت یا وضع ماشینی شدن دنیا مقدار زیادی دانش های دیگر به وجود آمده که احتیاج به تخصص دارد و آنها را باید آموخت و خانواده ها قادر به تعلیم دادن این معلومات نیستند وقتی اغلب نمی توانند بچه های خود را به ویژه در دروس علمی مثل فیزیک و شیمی یاری دهند. این خانواده ها از اجتماعات دیگری هستند ولی بچه ی که به مدرسه می آید با همه طبقات در تماس است و برنامه معینی باید بیاموزد و آنها فقط به معلم چشم دارند.
  7. شیوه امتحان: شیوه امتحانات ثلث، نیمسال یا سالانه معلم را دچار این اشتباه می کند که رشد و پیشرفت دانش آموزان را می توان با این حدود زمانی اندازه گرفت غافل از اینکه چنین قضاوتی درباره همه محصلان، نه تنها در دروس بلکه حتی در فعالیت های غیر رسمی از قبیل شرکت در فعالیت های گروهی درست و دقیق نیست. برای حل این مشکل، متخصصان پیشنهاد می کنند که داوری در فاصله های زمانی و مکانی انجام گیرد.

ه ) عوامل خانوادگی 

عوامل خانوادگی  که در ارتباط با پیشرفت تحصیلی طرح می باشند عبارتند از :

    پایان نامه

  1. رابطه اولیاء با دانش آموزان : احساس ایمنی و ارضاء عاطفی کودک، قبل از اینکه به مدرسه برود، منحصراً از طرف پدر و مادر تأمین می شود. کودک می خواهد مطمئن باشد که والدینش او را دوست دارند و همیشه دوست خواهند داشت. و آنها سپری علیه بلایای روزگار هستند و برای او منبع ایمنی، خوشی و ارضاء خاطر جسمی و روانی می باشند.
  2. رابطه والدین با یکدیگر : علاوه بر اینکه کودک باید از والدین خود محبت ببیند باید اطمینان داشته باشد که اولیای او نیز یکدیگر را دوست دارند. فرزندانی که یک یا هر دو ولی خود را به دلیل مرگ، جدایی یا طلاق از دست می دهند دچار هیجانی می شوند که ممکن است منجر به ایجاد احساس حقارت و ناامنی در او گردد. این موضوع به خصوص روی کودکان دبستانی که به اندازه کافی فهم از مطلب ندارند و هنوز از لحاظ روانی متکی به اولیا هستند تأثیر فراوانی دارد.
  3. فرهنگ خانواده : خانواده ای که از فرهنگ بیشتر و بهتری برخوردار است، مثلاً افرادش تحصیلات دارند طبعاً فرزندانی که در آن بزرگ می شوند آمادگی بدنی و ذهنی بیشتری خواهند داشت، به علاوه خانواده ای که بر تربیت فرزند اعتماد دارند و اهمیت می دهند و از لحاظ اقتصادی می توانند فرصت های گوناگونی به وجود آورد که فرزند بر تجربه های خود بیفزاید و تنوع بخشد، چنین دانش آموزی آمادگی ذهنی و تجربی خوب و بیشتری برای یادگیری خواهد داشت تا دانش آموزی که از این موهبت ها محروم است.
  4. تربیت درست و سالم در خانواده : کیفیت تربت چه در محیط خانه و چه در محیط مدرسه در وضع آمادگی دانش آموز بسیار موثر است. تربیتی که به دست نااهل انجام گیرد یا محیطی فاسد باشد اثر منفی آن در آمادگی دانش آموز کمتر از سوء تغذیه نیست.

و اما می توان عوامل بسیار دیگری را نام برد که بر پیشرفت تحصیلی تأثیر گذارند، که در اینجا به برخی از آنها که شاید بتوان گفت که بیشتر مربوط به خود دانش آموز و مدرسه می باشد اشاره می شود که از جمله موارد زیر می باشند :

  1. آمادگی: دانش آموز باید از لحاظ جسمی ، عاطفی ،عقلی و…رشد کافی کرده باشد تا بتواند به خوبی یاد بگیرد ویادگیری زمانی برایش سودمند خواهد بود که از هرنظرآمادگی لازم را داشته باشد.آمادگی یک فرد در زمینه های مختلف متفاوت است .
  2. انگیزه وهدف: یادگیری معلول انگیزه های متفاوت است. یکی از این انگیزه ها که نقش مهمی در جریان یادگیری دارد ، میل و رغبت شاگرد به آموختن است . برای اینکه شاگردان در ضمن یادگیری فعال باشند باید موضوعات براساس نیاز های شاگردان تنظیم شود . یکی دیگر از این انگیزه ها هدف است . در مدارس هدف های تربیتی باید انعکاسی از احتیاجات و تمایلات شاگردان باشد و به طور مشخص واضح و روشن باشند مشخص بودن هدف ها در مدرسه سبب هماهنگی فعالیت های معلم و دانش آموزان می شود ، جهت و میزان پیشرفت آن ها را نشان می دهد.
  3. تجارب گذشته: آموخته ها و تجارب گذشته‹‹ ساخت شناختی ›› وی را تشکیل می دهد. یک فرد زمانی می تواند مفاهیم ومسائل جدید را درک کند که مفهوم و مسئله جدید  با ساخت شناختی اومرتبط باشد بنابراین ، معلم همواره باید فعالیت های آموزشی را بر اساس تجارب گذشته شاگرد و متناسب با ساخت شناختی آن ها طراحی و اجرا کند.
  4. روش تدریس معلم: بدون شک نیروی انسانی و به ویژه معلم، از مهمترین عوامل تشکیل دهنده محیط های آموزشی است. معلم در کلاس درس باید خود را به عنوان راهنما و ایجاد کننده شرایط مطلوب یادگیری بداند و به جای انتقال اطلاعات، روش کسب تجربه را به دانش آموزان بیاموزد. از سوی دیگر نقش معلم در این فرایند، آموزش مفاهیم اولیه علوم مختلف به دانش آموزان است. سپس وی را به استفاده از ابزارهای پیشرفته آموزشی ترغیب و راهنمایی کند. حال آنکه سیتم های سنتی ، معلم به عنوان منبع دانش و علم شناخته می شود و دانش آموزان برای کسب اطلاعات باید در محضر معلم بنشینند و معلم با مرور اطلاعات، دانسته خود را به دانش آموزان منتقل کند (شعبانی، 1386)
  5. مدت زمان تحصیل در مدرسه و منزل: مدت زمانی که به آموزش اختصاص داده می شود، در پیشرفت تحصیلی دانش آموزان نقش زیادی دارد به طور کلی هر چه کودک زمان بیشتری را صرف مطالعه کند با ثابت نگه داشتن بقیه هوامل، مطالب بیشتری فراخواهند گرفت (ماشینی، 1375).
  6. رسانه و وسایل آموزشی: رسانه آموزشی در لغت به معنی واسطه یا ماده وسط یا رابط دو چیز، حد فاصل و سرانجام وسیله نقل و انتقال آمده است و بر پیشرفت تحصیلی مؤثر است (فردانش، 1380).
  7. عوامل آموزشگاهی: از جمله عوامل آموزشگاهی که در میزان موفقیت و پیشرفت تحصیلی مؤثر می باشند به قرار زیر می باشد:
  • روابط معلم ودانش آموز
  • مهارت معلمان
  • شرایط آموزشی و امکانات مطلوب تحصیلی
  • نمره وارزشیابی
  • تکلیف شب
  • تعداد دانش آموزان کلاس
  • نامتناسب بودن هدف ها و محتوای برنامه ها
  • نامتناسب بودنروش ها و امکانات آموزشی با محتوای برنامه ها
  • نا متناسب بودن مقررات وفضای مدرسه با نیازهاو شرایط اجتماعی روانی دانش آموزان
  • مدت زمان یادگیری در مدرسه ومنزل
  • کتاب های درسی و مواد آموزش
  • ناهماهنگی برنامه ها و روش های آموزشی
  • آماده کردن درس و نمره دادن
  • تقویم وساعات آموزشی 15
  • فضای کلاس و تسهیلات مدرسه
  • انتظارات مدرسه از دانش آموزان
  • تعویض مکرر معلمان
  • دوری مدرسه ( میزان فاصله خانه تا مدرسه ) ( بیابانگرد 1386، ص 145-144).
  1. تحصیلات در زمینه تعلیم وتربیت: مطالعت لی نشان می دهد که معلمانی که دارای مدارک تحصیلی بالاتری  هستند نسبت به معلمانی که از مدرک پایین تری برخوردارند  دانش آموزان شان موفقیت بیشتری کسب می کنند.
  2. وسایل، تجهیزات، محیط و فضای آموزشی: بیشتر کار آموزش در همه کشورها در کلاس درس انجام می شود. عمدتاً در این کلاس ها 20 دانش آموز و یا بیشتر و یک فرد بزرگسال که همان معلم است حضور دارد.
  3. جنبه های ظاهری کلاس درس، تنوع و چگونگی دانش آموزان و چگونگی ادارک آنان از کلاس، همگی عواملی هستند که در موفقیت تحصیلی دانش آموزان تاٌثیر دارند (آندرسون، 1984 ).

[1] http://www.feslamieh.blogfa.com/post-27.aspx

[2] Atkinson

[3] Mc.Clelland

[4] Readiness

[5] Motive & Goal

Leave a Comment