منابع انسانی-پایان نامه درباره توسعه منابع انسانی

  منابع انسانی

در آغاز هزاره سوم، نیروی انسانی به عنوان برترین، اصلی ترین و موثرترین عامل ایجاد بقا و توسعه سازمانهای تحقیقاتی محسوب می‌شود و در رده های بعدی عناصری چون تجهیزات و دستگاهها، سرمایه، تکنولوژی و…. قرار می‌گیرند. واضح است وقتی که از نیروی انسانی سخن به میان می‌آید عوامل مرتبط با آن همچون اندیشه وتفکر، عامل خلاقیت، دانش واطلاعات روز و… را نیز مد نظر قرار می‌دهیم. نیروی انسانی کارآمد و حائز شرایط احراز شغل بزرگترین سرمایه چنین سازمانهایی است، سرمایه ای که آن را نمی‌توان به سرعت وسهولت جایگزین کرد.

سازمانها هرچقدر هم در کار جذب و استخدام دقت به خرج دهند، باز هم احتمال اینکه فردی که به استخدام در می‌آورند همان فرد مورد نظر از لحاظ ویژگی ها و خصوصیت های مورد نظر باشد، کم است. پس سازمانها مجبورند برای اینکه ویژگی های دانشی و عملکردی فرد استخدام شده را تا حد امکان به معیار های خود نزدیک کنند وی را آموزش دهند.

نکته مهم این است که کارکنان بتوانند استعدادهای خود را در پست هایی که بیشترین سازگاری را با آنان دارند ظاهر کنند. متأسفانه همواره این سازگاری به وقوع نمی‌پیوندد. چه بسا استعدادهایی که به دلیل عدم استقرار فرد درمشاغل غیر مرتبط با سوابق وعلاقه و تحصیلات وی، به هرز رفته است و چه میزان نارضایتی های شغلی که از این رهگذر بروز کرده و اهداف را تحت الشعاع قرار داده است، لیکن درهر مقطع زمانی و از هر نقطه که این حرکت اصلاح شود به سود وصلاح سازمانها به ویژه سازمانهای تحقیقاتی است.

در کنار این مطلب اشاره به این نکته نیز ضروری به نظر می‌رسد که بررسی سیر تکامل تئوری های مدیریت و توجه به نکات مثبت و منفی آنها در یکی دو قرن اخیر، از آغاز نهضت های مدیریت قدیم، کلاسیک، نئوکلاسیک، رفتارگرایی و… تا کاربرد تئوری های اقتضا و ادغامی‌در سازمان بیانگر آن است که اگرچه تخصص گرایی موجب افزایش کارآیی، دانش ومهارت کارکنان شده و باعث صرفه جوئی دروقت وکاهش هزینه وحذف سرمایه گذاری های مکرر به منظور تامین اشتغال و تسهیل در کنترل وظایف ومسئولیت ها می‌گردد، معهذا یکنواختی کار می‌تواند خستگی و بی حوصلگی و دلزدگی را به دنبال داشته باشد. در چنین شرایطی کارمندان ناگزیر می‌شوند راه های دیگری را برای جالب تر کردن زندگی شغلی خود جستجو نمایند، در نتیجه کارآیی سازمان کاهش می‌یابد. از این رو در جوامع صنعتی و پیشرفته توجه صرف به تخصص گرایی به لحاظ مزایای فوق الاشاره مورد شک وتردید قرار گرفته و مدیران سازمانهای نوین با بکارگیری تئوری تنوع گرایی یا گردش شغلی سعی می‌کنند بر مشکلات ناشی از تخصص گرایی فایق آمده و از یکنواختی شغلی برای کارکنان بکاهند تاروحیه مطلوب برای آن‌جام کار به وجود آید.

چیزی که واضح است آن است که امروزه سازمانها در محیطی رقابتی فعالیت می‌کنند و بحث بهره­ وری نیروی انسانی برای آنها به یکی از موضوعات جدی تبدیل شده است.به علاوه نیروی انسانی جز دارایی‌های مهم و اصلی هر سازمان است که اگر در توسعه آن دقت کافی از سوی مدیران سازمانها نشود، سازمان به محیطی غیر مولد و هزینه­زا تبدیل خواهد شد.