مکتب برنامه ریزی:پایان نامه در مورد بیمه های بازرگانی

مکتب برنامه ریزی:

مکتب برنامه ریزی هم زمان با مکتب طراحی ظهور یافت. طرفداران این مکتب برنامه ریزی به جای فکر کردن به ارزش ها در مکتب طراحی، رویه های جامعی را برای توضیح دادن وتعیین کمیت اهداف سازمانی ارائه دادند. در این مدل اولین مرحله تعیین هدف است. به محض تعیین هدف دو مرحله ی بعدی شامل ارزیابی شرایط محیط بیرونی ودرونی سازمان، آغاز می شود. به دلیل رویکرد رسمی تر در مکتب برنامه ریزی، این دو مرحله تحت عنوان مرحله ی ممیزی شناخته می شوند. عنصر مهم واساسی ممیزی محیط بیرونی سازمان، مجموعه ایی از پیش بینی ها ست که درباره ی اوضاع و شرایط سازمان به عمل می آید. (علی احمدی، فتح الله، تاج الدین 1382)

این پیش بینی ها مدت ها است که ذهن برنامه ریزان را به خود مشغول کرده است. زیرا به غیر از کنترل محیط، ناتوانی در پیش بینی به منزله ی ناتوانی در برنامه ریزی است. روش های بسیار زیادی، از روش های ساده مثل روش میانگین متحرک تا روش های بسیار پیچیده برای حل این مشکل ارائه شدهاست. در سال های اخیر روش سناریو سازی بسیار متداول شده است. این روش درصدد است که حالات جایگزین وضعیت آتی یک سازمان را ترسیم کند. (پورتر[1] 1980)

پورتر در سال 1985 معتقد بوده است که سناریو سلاحی در ذرات خانه ی استراتژیست ها ست. پورتر بر این باور است که وقت برنامه ریزان نامحدود نیست وآن ها به تعداد سناریو های کافی نیاز دارند تا بتوانند احتمالات مهم را در نظر بگیرند.سناریو ها چشم انداز های جدیدی را برای سازمان در معرض دید قرار می دهند. به طوری که کل عملیات سناریو سازی را می توان عمل برانگیختن فعالیت خلاقانه پنداشت ولو این که هیچ سناریویی به طور کامل اجرا نشود.( مینتزبرگ، 1384)

[1] Porter