نظریه کیفیت سود//پایان نامه درباره مدیریت سود فزاینده

پیدایش نظریه کیفیت سود

نظریه کیفیت سود برای اولین بار توسط تحلیل­گران مالی و کارگزاران بورس مطرح شد، زیرا آنان احساس می­کردند سود گزارش شده قدرت سود را آن چنان که در ذهن مجسم می­شود نشان نمی­دهد. آنان دریافتند که پیش­بینی سودهای آینده بر مبنای نتایج گزارش شده، کار مشکلی است. افزون بر این، تحلیل­گران فهمیدند که تجزیه و تحلیل صورت­های مالی شرکت­ها به دلیل نقاط ضعف متعدد در اندازه­گیری اطلاعات حسابداری کار مشکلی می­باشد. سوال اساسی این است که چرا تحلیل­گران مالی در ارزیابی خود از سود خالص گزارش شده و یا سود هر سهم شرکت (بدون تعدیل ) استفاده نمی­کنند و جانب احتیاط را رعایت می نمایند. پاسخ این است که در تعیین ارزش شرکت نه تنها به کمیت سود، بلکه باید به کیفیت آن نیز توجه شود. منظور از کیفیت سود، زمینه بالقوه­ی رشد سود و میزان احتمال تحقق سودهای آتی است. به بیان دیگر، ارزش یک سهم تنها به سود هر سهم سال جاری شرکت بستگی ندارد بلکه به انتظار از آینده شرکت و قدرت سود آوری سال­های آینده و ضریب اطمینان نسبت به آن بستگی دارد(جهان خانی و ظریف فرد 1374).

2-10 مفاهیم و دیدگاههای مختلف پیرامون کیفیت سود

در مقالات مختلف در تعریف مفهوم کیفیت سود به دو ویژگی برای تعیین کیفیت سود اشاره شده است: 1) سودمندی در تصمیم 2) ارتباط کیفیت سود و سود اقتصادی (یعنی سود تا چه حدی سود طبق تعریف هیکس را به نحو صادقانه بیان می کند.)

سود اقتصادی هیکس، بیانگر مبالغی است که می توان طی یک دوره مالی(در قالب سود تقسیم شده) مصرف نمود، در حالی که ثروت ابتدا و انتهای دوره مالی برابر باشد. به عبارت دیگر این تعریف از سود، بیانگر تغییر در خالص داراییهای اقتصادی شرکت، به جز مبادلات مالکانه است(هیکس1939). به بیان دیگر، کیفیت سود بالا نشان دهنده مفید بودن اطلاعات سود برای تصمیم گیری استفاده کنندگان و همچنین مطابقت بیشتر با سود اقتصادی است. اما به دلیل آنکه بین افراد درباره مفهوم سود اجماع وجود ندارد، ارائه تعریفی از سود امکان پذیر نیست(هراسانی1389).

_ کیفیت سود عبارت است از توانایی سود برای برآورده کردن هدف اولیه صورتهای مالی که همان فراهم کردن اطلاعات مفید برای سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و استفاده کنندگان است تا از طریق آن بتوانند دورنما و چشم انداز جریانهای نقدی یک شرکت را ارزیابی نمایند(فیلیپس و اینتاسنل2003)(قیلاوی1390)

_ مطابق نظر فرانسیس و شیپر کیفیت سود بالا، برای شرکتهایی که به سودهای اقتصادی واقعی نزدیکترند لحاظ می شود. فرانسیس و شیپر این نکته را ذکر می کنند که سودهای گزارش شده از سودهای اقتصادی انحراف دارند. دلیل آن هم شناسایی و اندازه گیری قوانین توسط اصول پذیرفته شده حسابداری مانند تصمیمات اجرایی که شامل برآوردها و قضاوتهای مدیریتی می باشد.(فرانسیس و شیپر2003)

_ کیفیت سود به جریان های نقدی و میزان تخمین برآوردها بستگی دارد. هر چه بخش نقدی سود بیشتر و سود از برآورد و تخمین کمتری برخوردار باشد، کیفیت سود بالا می رود.(اعتمادی و ایمانی،1386)

_ تعریف دیگر کیفیت سود به اقلام تعهدی مربوط می شود. منظور از اقلام تعهدی، تفاوت بین جریانهای نقدی و سود حسابداری است. سودهایی که با اقلام تعهدی بالا همراه باشند از کیفیت پایین تری برخوردارند و ارتباط ضعیفی با بازده آتی سهام دارند. زیرا در اقلام تعهدی بالا سود شرکت بیش از جریانهای نقدی ایجاد می شود. سطح بالای اقلام تعهدی ممکن است ناشی از بکارگیری قواعد حسابداری برای شناخت درآمدها و هزینه ها و یا تغییرات سرمایه در گردش باشد(چن و وو،2001)(قیلاوی1390).

_کیفیت سود را با معیارهایی همچون بازده سهام، قدرت توضیح دهندگی سود، حجم داراییهای نامشهود، تکرار پذیری زیان، نسبت قیمت به ارزش دفتری و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام، رشد فروش، نوسان پذیری سود و سهم اقلام استثنایی در سود خالص نیز ارزیابی می کنند(قائمی و همکاران1389).

_ شرکتهایی که کیفیت سود پایینی دارند، معمولا همبستگی بین سود و بازده آنها کم و قدرت توضیح دهندگی سودشان پایین است. همچنین، زیان برای دوره های بیشتری گزارش می شود و نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام بالاتری دارند(لوجی و مارکوارت،2004)

یکی از دلایل احتمالی تنوع در تعاریف به عمل آمده از کیفیت سود می تواند نگاه های متفاوت محققان به جنبه های گوناگون این مفهوم باشد. به همین دلیل، موضوع کیفیت سود موضوعی پیچیده به شمار می رود و تا کنون هیچ محققی نتوانسته است تعریف جامعی از این مفهوم ارائه کند و یا شاخص کاملی برای آن بیابد. نگاره صفحه بعد به برخی از مدلهای مطرح شده در تحقیقات اخیر محققین در خصوص ارزیابی کیفیت سود اشاره می کند.(ایزدی نیا ونظرزاده،1388)