هویت غرب مرکز گرا و روابط غیر همکارانه ایران و ترکیه طی سال های 2012 2008- قسمت 9

در این دوره روابط ایران و ترکیه در اوج خود قرار داشت. روابط و مناسبات سطح بالا و دوستانهای که تا چندین دهه بعد، نمیتوان نمونه آن را میان دو کشور مشاهده کرد.
در این دوره علاوه بر عهدنامههای مودت بین دو کشور که در آوریل سال 1926، قرارداد سرحدی و قرارداد مودت و امنیت که سال 1932 منعقد شد، پیمان امنیت دست جمعی منطقهای “سعدآباد”با حضور ایران، ترکیه، عراق و افغانستان در سال 1937، منعقد شده و به امضای سران چهار کشور مذکور و از جمله رضاشاه و آتاتورک رسید. آتاتورک یک سال بعد از پیمان سعدآباد در 10 آوریل 1938 در سن پنجاه و هفت سالگی درگذشت و رضاشاه نیز چهار سال بعد از امضای پیمان، در 28 سپتامبر 1941 توسط دول اشغالگر روسیه و انگلیس به تبعید فرستاده شد!(کینزر 1389، 106-105 و مهدوی 1391، 395-394).

3-3-1-9-2- پیشینه روابط در دوره محمدرضا شاه پهلوی

با آغاز سلطنت محمدرضا شاه در 16 سپتامبر 1941، روابط ایران و ترکیه رویکردی جدید پیدا نمود.
بعد از جنگ جهانی دوم و دو قطبی شدن جهان تحت سلطه دو ابرقدرت شرق و غرب، ایران و ترکیه در زمره کشورهای غربـگرا یا غرب محور قرار گرفتند. محمدرضا شاه که حکومت و سلطنت خود را مدیون امریکا بود، به شدت به این کشور وابسته شد. حادثه مهم کودتای 28 مرداد 1332 (1953 میلادی) نیز تأثیر بیشتری در این وابستگی و گرایش محمدرضاشاه به غرب و به خصوص امریکا داشت.
در این دوره سی و هفت ساله‌ی حکومت پهلوی دوم، ایران و ترکیه در چارچوب پیمانها و سازمانهای منطقهای غرب محور، تبدیل به سدی در مقابل اتحادجماهیر شوروی شده بودند. در این دوران، ترکیه از جهات مختلف برای ایران حائز اهمیت بوده است. در درجه اول ترکیه از لحاظ جغرافیایی، رابطه ایران با اروپا را تسهیل میکند، حمل و نقل کالا از اروپا به ایران و از ایران به اروپا چه از طریق هوایی و چه از طریق زمینی از ترکیه انجام میگیرد. سالانه دهها نفر توریست با عبور از مرزهای این کشور وارد ایران میشوند و صدها نفر ایرانی و آسیایی با استفاده از جادههای ترکیه به اروپا سفر میکنند (مهدوی 1391، 375). مسایلی مانند کردهای ساکن در دو کشور و نحوه کنترل و یا سرکوب حرکت‌های تجزیه طلبانه آنان، نفت ایران و علاقه ترکیه به خرید نفت ایران یا انتقال نفت ایران از طریق ترکیه به اروپا، پیمانهای منطقهای و … نیز در روابط دو کشور تأثیر داشتند.
روابط دو کشور تحت تأثیر سیاست جهانی امریکا در دو دهه 1960 و 1970 میلادی، گسترش قابل توجهای یافته و دهها قرارداد تجاری و فرهنگی بین دو کشور به امضا رسید. یکی از مهمترین قراردادهای فی مابین ایران و ترکیه قرارداد همکاری اقتصادی و فنی بین دو کشور است که در سفر رئیس جمهور ترکیه به ایران، توسط وزیران امورخارجه دو کشور امضا گردید (مهدوی 1391، 376).
به طور کلی میتوان گفت که ایران و ترکیه در این دوره تحت نظارت و کنترل امریکا، در پیمانها یا سازمانهای متعدد امنیتی، اقتصادی و سیاسی منطقهای با یکدیگر شریک بودند. پیمانهایی مانند
1 – پیمان سعدآباد، با حضور ایران، ترکیه، عراق و افغانستان در سال 1937.
2 – پیمان بغداد، با حضور ایران، ترکیه، عراق، پاکستان و انگلستان در سال 1955.
3 – پیمان سنتو[69]، با حضور ایران، ترکیه و پاکستان در سال 1958.
4 – پیمان همکاری عمران منطقهای[70](آر سی دی) با حضور ایران، ترکیه و پاکستان در سال 1964 (جمهوری ترکیه 1386، 294).
دوستیهای نزدیک دو کشور موجب دید و بازدیدهای متعدد سران و مقامات عالیرتبه ایران و ترکیه از کشورهای یکدیگر گردید، آخرین سفر محمدرضاشاه به ترکیه در سال 1976 (یکم اردیبهشت 1355) برای شرکت در کنفرانس آر سی دی بود که در ازمیر این کشور برگزار میشد (علم 1387، 58).
در آخرین سال حکومت پهلوی نیز جلسات و اجلاسهای مربوط به پیمانهای منعقده برگزار میشد، به خصوص جلسات مربوط به پیمان سنتو که به صورت مستمر ادامه داشت. افسران عالیرتبه پنج کشور عضو پیمان سنتو به اجلاس دو روزه کمیته نظامی سنتو که در پایان فروردین 1357 شمسی در واشنگتن برگزار شده بود پایان دادند. در همین زمان عباسعلی خلعتبری وزیر امورخارجه ایران برای شرکت در اجلاس شورای وزیران سنتو، عازم لندن شد (نوازنی 1381، 27- 26).
با پایان حکومت پهلوی و سقوط سلطنت محمدرضا شاه، دوران گرم و خوش روابط ایران و ترکیه در عصر پهلوی که حدود نیم قرن ادامه داشت، نیز به پایان رسید.

عکس مرتبط با اقتصاد

3-3-1-10- انقلاب اسلامی ایران و ترکیه (…-1357)

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در 22 بهمن ماه 1357 شمسی (1979میلادی)، موجب گردید تا سران کشور ترکیه به ترس و وحشت گرفتار شوند، زیرا مسئولین ترکیه از صدور انقلاب اسلامی به ترکیه میترسیدند. اما به هر حال ترکیه در تاریخ 28 بهمن ماه 1357، به همراه بسیاری کشورهای دیگر، نظام جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخت (نوازنی 1387 ، 108).
ترکها که این انقلاب را در مرزهای شرقی خود شاهد بودند، از آن وحشت کرده بودند. ترکیه نیز در سال های 1979 و 1980 در بحران به سر میبرد و دولتی ضعیف داشت که نمی توانست جلوی موج ترورهای سیاسی و قومی موجود در کشور را بگیرد. ظهور غیر منتظره یک رژیم مذهبی در ایران، بسیاری از ترک‌ها را از این میترساند که ممکن است آتش تحولات و اعتراضات در ترکیه شدیدتر شود و حکومت کمالیست‌ها را نابود کند و سکولاریسم و دمکراسی ترکیه هم نابود شود (کینزر 1389، 151). ترکها از این میترسیدند که انقلاب اسلامی ایران موجب نفوذ بیشتر اتحادجماهیر شوروی در ایران شده و ایران در بلوک شرق جای گیرد. از سوی دیگر ترکیه از تجزیه ایران و احتمال تشکیل یک حکومت مستقل کردی در مرزهای مشترک دو کشور به شدت هراس داشت.
دولت سوسیال دمکرات بولنت اجویت[71](حزب جمهوری خواه خلق[72]) در جهت افتتاح باب مراوده و تماس با دولت انقلابی ایران و تقویت مناسبات دو کشور، پیشقدم شد. اما با شکست اجویت در انتخابات اکتبر 1979 و روی کار آمدن سلیمان دمیرل[73] رهبر حزب عدالت، همه چیز برای بهبود روابط، به هم ریخته و به بعدها موکول شد(جمهوری ترکیه 1386، 296).
البته نباید فراموش کرد در این دوره و با توجه به انقلاب ایران، ترکیه نقش مهمی در سیاست خارجی امریکا پیدا نموده بود، چنانچه {وارن کریستوفر معاون وزارت امور خارجه امریکا، وارد ترکیه شده و گفتگوهای خود دربارهی توانایی ترکیه در غلبه بر ناآرامی‌های سیاسی جاری و وخامت اوضاع اقتصادی این کشور را آغاز کرد. از دیدگاه امریکا، ثبات ترکیه با توجه به ناآرامیهای ایران، اهمیت بیشتری یافته است} (نوازنی 1387، 81).
دولت جدید ترکیه به نخست وزیری سلیمان دمیرل، طی اقدامی، خانوادههای دیپلماتهای خود را از ایران فراخوانده و در 20 دسامبر 1979 طی یادداشتی که به وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران تسلیم کرد، علت اقدام ترکیه در فراخوانی خانواده دیپلمات هایش را به مصاحبه حضرت امام خمینی(ره) نسبت میدهند که فرموده بودند {اگر ملتهای مسلمان از جمله ترکیه زیر فشار سرنیزه نباشند حکومت اسلامی را انتخاب خواهند کرد}. بعد از پاسخ وزارت امورخارجه ایران به یادداشت اعتراض ترکیه و تأکید بر احترام متقابل به حاکمیت، استقلال و حسن همجواری بین دو کشور، روابط ایران و ترکیه به حالت عادی برگشت (جمهوری ترکیه 1386، 296).
در سال 1980 در ترکیه، کودتایی توسط نظامیان این کشور صورت گرفت که موجب کاهش مناسبات ایران و ترکیه گردید.

3-3-1-11- جنگ عراق بر علیه ایران و تأثیر آن بر روابط ایران و ترکیه

درست ده روز بعد از کودتای نظامیان در ترکیه، رئیس جمهور مادامالعمر عراق یعنی صدام حسین طی یک برنامه تلویزیونی و با پاره کردن قرارداد 1975 الجزایر، حمله به خاک ایران را اعلام نمود.
ترکیه در جنگ میان ایران و عراق، اعلام بیطرفی نموده بود اما این بیطرفی را با قراردادهای اقتصادی و تجاری پر سود و منفعت با هر دو طرف جنگ همراه ساخته بود.
در ابتدای جنگ، حجتالاسلام هاشمیرفسنجانی که رئیس مجلس ایران بودند طی مصاحبهای در مورد حمایت ترکیه و کویت از عراق میگویند {این امر برای ما غیر منتظره نبود} ( نوازنی 1387، 258). روابط ایران و ترکیه به مرور زمان رو به بهبودی نهاد به صورتی که ایران در سال 1983 میلادی (1361 شمسی) روابط دیپلماتیک خود با ترکیه را از سطح کاردار به سفارت ارتقاء داد ( جمهوری ترکیه 1386، 297).
در دوران جنگ ایران و عراق، بیشتر روابط ایران و ترکیه بر محور اقتصاد، تجارت و قراردادهای اقتصادی استوار بود، قراردادهایی که مرزهای ترکیه و مزیت ترانزیتی حمل و نقل آن کشور را در بر میگرفت (نوازنی 1387، 258 و جمهوری ترکیه 1386، 297).
رویدادهای مهم میان ایران و ترکیه در این دوره را می‌توان:
1 – اعلام پایان کار سازمان سنتو و انحلال آن.
2 – تبدیل ترکیه به پایگاه جدید امریکا در منطقه به جای ایران زمان پهلوی.
3 – سفر بولنت اولوسو[74] نخست‌وزیر ترکیه به همراه گروه میانجی صلح به ایران.
4 – سفر میرحسین موسوی نخستوزیر وقت ایران به ترکیه در دی ماه 1363 شمسی.
5 – اوج گیری تبلیغات ضد انقلاباسلامی در مطبوعات ترکیه.
6 – سفر تورگوت اوزال نخستوزیر وقت ترکیه به ایران در دی ماه 1364 شمسی.
7 – کمکهای میلیاردی امریکا به ترکیه در زمینههای نظامی و اقتصادی برای جلوگیری از نفوذ انقلاب اسلامی ایران(نوازنی 1387،28، 129، 174، 180، 275، 377، 396، 399).
در سال 1368 شمسی، روابط ایران و ترکیه بار دیگر دچار تنش گردید. این بحران به بهانه حمایت جمهوری اسلامی ایران از حجاب اسلامی و شرکت آقای منوچهر متکی (سفیر وقت ایران در ترکیه) در یکی از اجتماعات”حزب رفاه”آغاز و متعاقب آن، ترکیه سفیر خود را در 14 فروردین 1363 از ایران فراخوانده و به سفیر ایران نیز یک هفته فرصت داد تا خاک ترکیه را ترک کند ( جمهوری ترکیه 1386، 297).

3-3-1-12- کابینه هاشمی رفسنجانی و رابطه با ترکیه

طی دوران هشت ساله ریاست جمهوری علی‌اکبر هاشمی ‌‌رفسنجانی یا دولت سازندگی که از مرداد 1368 الی مرداد 1376 ادامه داشت، روابط ایران و ترکیه دچار نوسانات بسیاری بود. تورگوت اوزال[75] رئیس‌ جمهور ترکیه در آبان ماه 1369، از ایران دیدن کرده و درباره آخرین تحولات روز خلیج فارس ( اشغال کویت توسط عراق) با رئیس جمهور ایران به گفتگو و مذاکره پرداخت. رابطه ایران و ترکیه در این زمان به عالیترین سطح خود رسیده بود، زیرا اکنون دولتمردان ترکیه از نیات صدام حسین، ترسیده و احتمال حمله صدام به کشور خود را نیز میدادند.
هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور ایران نیز در اردیبهشت 1370 از ترکیه دیدار نموده و با سران این کشور و از جمله تورگوت اوزال رئیس جمهور این کشور گفتگو و مذاکره داشتند.
سلیمان دمیرل نخست وزیر ترکیه نیز در آبان ماه 1371 مجدداً به ایران سفر کردند.
هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور ایران در دی ماه سال 1375، سفر دیگری به ترکیه داشتند و با سران این کشور از جمله سلیمان دمیرل رئیس جمهور و نجمالدین اربکان نخست وزیر ترکیه دیدار و گفتگو داشتند (نوازنی 1387، 80، 101، 139، 254، 255). علیرغم گسترش روابط فی مابین دو کشور و دیدارهای متعدد سران دو کشور، روابط ایران و ترکیه در این هشت سال دارای چندین نقطه سیاه و تنشزا نیز بوده است.
یکم – توقیف کشتی کاپ مالیس[76]، در سال 1370 دو كشور به ‏سوی گسترش بيشتر روابط گام بر می‏داشتند تا اينكه ناگهان ترکها با توقيف كشتی”كاپ ماليس”در بندر بُسفر[77] كه برای ايران كالا حمل میكرد، روابط دو كشور را مدتی تحت تاثير قرار دادند. تركيه آن زمان همراه با برخی كشورها تلاش داشت اين شبهه را ايجاد كند كه كشتی مزبور حامل اسلحه برای پيكارجويان كرد موسوم به پ.ک.ک است. اين كشتی با همين ادعا بیش از يك سال ( چهارده ماه) توقيف بود كه در نهايت دادگاه تركيه به نفع ايران رأی داده و اين ادعا را رد كرد و مجلس و دولت تركيه با محكوم كردن اين اقدام نسبت به بروز آن ابراز تاسف كردند. پس از آن نيز دو كشور با آزادی كشتی و رفع توقيف آن، پيگير بهبود دوباره مناسبات شدند (روزنامه شرق 31 اردیبهشت 1392، 3 و جمهوری ترکیه 1386، 298).
دوم – قتل نویسنده ترک، در سال 1372 شمسی در ترکیه یک نویسنده منتقد ترک به نام”اوغور مامجو[78]“که منتقد اسلامگرایان ترکیه و نفوذ معنوی ایران در ترکیه بود به
وسیله افراد نامشخصی (اکنون مشخص شده که گروه ترور ارگنه کن[79] و موساد عامل ترور بودهاند)، ترور میشود. این ترور به گردن ایران انداخته شد در حالی که در همین زمان وزیر کشور ایران در حال دیدار از ترکیه بودند، این اتهام نادرست به ایران، موجب سردی مجدد روابط دو کشور گردید. البته کمیته امنیتی ترکیه هر گونه احتمال دخالت ایران در قتل این روزنامه نگار ترک را رد کرده بود ( جمهوری ترکیه 1386، 298 و نوازنی 1387، 152).
سوم – بمباران ایران توسط هواپیماهای ترکیه، در ماههای پایانی سال 1372، هواپیماهای جنگی ترکیه منطقه مرزی ایران در سردشت آذربایجانغربی را با هدف نابودی چریکهای حزب کارگران کردستان ترکیه، بمباران کرده و خساراتی به ایران وارد نمودند که تنها پس از آنكه تركيه وعده پرداخت غرامت به ايران داد، بحران در روابط دو جانبه فروكش كرد (جمهوری ترکیه 1386، 298).
چهارم – تجاوز بالگردهای ترکیه به ایران، در تیرماه 1375، بالگردهای ترکیه به خاک ایران تجاوز کردند که بر اثر آن، شش نفر از ایرانیان به شهادت میرسند. در پی این رویداد، سفیر ترکیه در تهران به وزارت امورخارجه احضار میگردد و تنشی جدید در روابط دو کشور خودنمایی می کند نوازنی 1387، 232).
پنجم – فراخوانی سفیران دو کشور در دی ماه 1375 شمسی، در جريان اخراج سفير ایران در سال 1997 (1375 شمسی) درست در زمانی كه آقای رجب طيباردوغان نخستوزير كنونی تركيه، شهردار استانبول بود، اقدام به برگزاری مراسم روز قدس كردند كه اتفاقاً مجری آن برنامه عبدالله گل رييس جمهوری كنونی تركيه بود. در اين مراسم، محمدرضا باقری سفير ايران در تركيه به عنوان سخنران نيز حاضر شده، سخنرانی آقای باقری در اين مراسم عليه اسرائيل كه آن زمان روابط گرمی با تركيه داشت، منجر به اخراج وی از اين كشور شد كه اين اقدام بار ديگر روابط ايران و تركيه را دچار تنش و بحران كرد (روزنامه شرق 31 اردیبهشت 1392، 3 و جمهوری ترکیه 1386، 298).

3-3-1-13- دولت اسلامگرای حزب رفاه در ترکیه و رابطه با ایران

بعد از سالها فعالیت و کوششهای پنهان و آشکار، اسلامگرایان ترکیه در قالب حزب رفاه[80]، به رهبری نجمالدین اربکان توانستند از اکتبر 1995 تا ژوئن 1997 دولتی اسلامگرا را در ترکیه مستقر سازند.
اربکان در اولین سفر خارجی خود در رأس هیأ‌ت بلند پایه سیاسی و اقتصادی به ایران سفر میکنند، ایشان اسلام را مهمترین عامل پیوند ایران و ترکیه خواندند. اربکان در سفر خود به ایران با حضرت آیت الله خامنهای مقام معظم رهبری و هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران دیدار و گفتگو داشتند (نوازنی 1387، 263 و جمهوری ترکیه 1386، 145)
روابط ایران و ترکیه در این دوره نیز دارای نوساناتی بود که بیشتر تنشها ناشی از ضعف دولت اسلامگرای حزب رفاه در مقابل سکولارهای ترکیه و به خصوص ارتش این کشور بود. ایران امید داشت تا با تثبیت قدرت و دولت اسلامگرای حزب رفاه در ترکیه، روابط ایران و ترکیه در پرتو اسلامی بودن دو دولت همسایه، روند و رویکردی دوستانهتر بیابد، اما با کودتای نرم ارتش ترکیه بر علیه حزب رفاه و دولت اربکان در 28 فوریه 1997، حزب رفاه مجبور به استعفاء گردید.

3-3-1-14- کابینه محمد خاتمی و روابط با ترکیه

طی دوران هشت ساله ریاست جمهوری سید‌محمد خاتمی یا همان دولت اصلاحات که از مرداد 1376 الی مرداد 1384 ادامه داشت، روابط ایران و ترکیه دارای نوسانات همیشگی و تکراری بود.
علیرغم سیاست تنشزدایی ایران با دیگر کشورها و تأکید رئیس جمهور ایران بر برقراری روابط دوستانهتر میان ایران و ترکیه، در این دوره نیز شاهد برخی رویدادهای تنشزا در روابط دو کشور هستیم. مواردی مانند شایعه حمایت ایران از حزب کارگران کردستان ترکیه بر علیه ترکیه، تجاوز مجدد هواپیماهای نظامی ترکیه به خاک ایران در سال 1378 و غیره.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *