وظیفه مدیر عامل/پایان نامه درمورد سازوکار نظام راهبری

دوگانگی وظیفه مدیر عامل در موضوع حاکمیت شرکتی

طبق نظر هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی، تصمیم­گیری سرمایه­گذاران بر اساس اطلاعات حسابداری، تاثیرات عمده­ای در تخصیص بهینه منابع اقتصادی یک کشور دارد. در مدلی که توسط دانیل، هیرش لیفر و سابرامانیام (1998) طراحی گردید، سهامداران به اطلاعات خصوصی شرکت­ها واکنش بیش­تری نسبت به اطلاعات عمومی نشان می­دهند.

بخش راهبری شرکت­ها (اعضای هیئت مدیره) متولی ارائه اطلاعات به بازار سرمایه می­باشند. در تئوری نمایندگی فرض بر این است که سهامداران عضو تمایل به افشای اطلاعات به جای واگذاری امکان نظارت به افراد غیر عضو را دارند، چرا که هزینه­های ناشی از حضور مدیران برای افشا (هزینه­های تعهد) کم­تر از هزینه­های کنترلی افراد غیر عضو (هزینه­های نظارت) خواهد بود. طبق تئوری نمایندگی، مدیران غیر مؤظف مستقل قادر خواهند بود هزینه­های ناشی از فاصله بین مالکیت و کنترل را کاهش دهند.

وظیفه­ی برگزاری و هدایت جلسات هیئت مدیره به عهده­ی رئیس هیئت مدیره است. در بسیاری از کشورها، مدیر عامل همزمان در نقش رئیس هیئت مدیره قرار دارد. به عنوان مثال، در 70 تا 80 درصد از شرکت­های آمریکایی، مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره شخص واحدی هستند. امّا رویه­های حاکمیت شرکتی رایج در اروپا، این دو نقش را تفکیک کرده­اند و تنها در 10 درصد از شرکت­های انگلیسی، مدیر عامل همزمان رئیس هیئت مدیره است(کلس و همکاران، 2001). در آسیا، وضعیت مابین آمریکا و اروپا است.

فاما و جنس[1]ن)  (1983  ( استدلال می کنند که هیئت مدیره مؤثرترین مکانیزم کنترل داخلی برای نظارت بر رفتار مدیریت ارشد است. با این حال ، بررسی ادبیات موجود در مورد نقش ساختار هیئت مدیره بر عملکرد شرکت به نتایج متفاوتی منجر شده است . در این پژوهش از بین ویژگیهای متعددی که در مورد هیئت مدیره مطلوب در ساختار حاکمیت شرکتی مطرح است، ویژگی، یعنی وجود مدیران غیر موظف در ترکیب هیئت مدیره (به عنوان شاخص استقلال هیئت مدیره)مورد بررسی قرار می گیرد.

از دیدگاه نمایندگی، هیئت مدیره مستقل به شرکت هایی که عرضه اولیه سهام دارند کمک می کند تا مشکلات نمایندگی را کاهش داده و عملکرد شرکت را بالا ببرند . شلنگر [2]و همکاران  1989 ، دیلی[3] و دالتون 1992 مشایخی و بزاز,(2008) اکنل و کرامر[4] 2010 ،  عمران[5] 2009،ایزدی نیا و رسائیان ( 2010 به این نتیجه دست یافتند که حضور مدیران خارجی (غیر موظف ) عملکرد شرکت را بهبود می بخشد. در مقابل برخی از شواهد از تئوری نمایندگی حمایت نمی کند. آنگ[6] و همکاران2000 مشکلات نمایندگی را در شرکت های کوچک مورد بررسی قرار دادند و به این نتیجه رسیدند که هیئت مدیره مستقل باعث افزایش هزینه های نمایندگی می شود. یرماک[7] 1996، اگراول و نوبر،[8]1996 ،کلاین1998[9]  ، اریکسون و[10] همکاران 1998 ، و سو[11]  2010، رابطه ای منفی بین استقلال هیئت مدیره و عملکرد شرکت یافتند.   با این حال، ویر[12] و  همکاران .2001، نقش ترکیب هیئت مدیره را در عملکرد شرکت بی اهمیت قلمداد کرده اند. نتایج پژوهش فوسبرگ[13] [14]1989 ، هرملین [15]و وایزباخ1991، وافیس [16]و تئودورو 1998، بیهاجات [17]و بلک2002، دالویچ[18] و هربرت 2004 و بالاتبات[19] و همکاران2004, نیز مؤید عدم وجود رابطه بین وجود اعضای غیر موظف در ترکیب هیئت مدیره و عملکرد شرکت بوده است.

[1] Fama & Jensen

[2] Schellenger et al

[3] Daily & Dalton

[4] O’Connell & Cramer

[5] Omran

[6]Ang et al

[7] Yermak

[8]Agrawal & Knober

[9] Klein

[10] Erickson et al

[11] Hsu

[12] Weir et  al

 

[13] Fosberg

[15] Hermalin & Weisbach

[16] Vafeas & Theodorou

[17] Bhagat & Black

[18] Dulewicz & Herbert

[19]Balatbat et al