اینکه انسان دارای روحانیتی است که از دیرباز افکار بشر را به خود معطوف کرده است و وجودی است مرکب، واقعیتی غیر قابل تردید است که مورد تأیید ادیان، دانشمندان، روانشناسان و اکثر فلسفه هاست. از جهت روح، انسان گوهری است ملکوتی ومتعالی که دست بر آسمان و به عالمی روحانی توجه و اتصال دارد، آن عالم روحانی که از ناحیه ی جنت ذات الهی و موطن فیضان نور وجود ربانی است (ملاصدرا، 1050، نقل از برزگرشانی، 1386: 22). مولوی در بیان مراتب وجودی انسان برهمین باوراست:

جسم ظاهر، روح مخفی آمده است

جسم همچون آستین، جان همچو دست

این درحالی است که مادیون از جمله ژان پل سارتر تمامی مظاهر حیات از جمله انسان را وجود مادی محض تلقی می کنند (برزگرشانی، 1386: 21). جهانی که امروزه پیش روی ماست جهانی است که مقولاتی مانند دانش، تخصص، محسوسات ونهایتا ماده را می پسندد و خوش آیند اوست. گرایش و رغبت انسان امروز بیشتر حول محور لذتهای مادی و محسوس می چرخد تا لذات معنوی. میل به معنویت یا معنویت گرایی گمشده ای است که انسان جستجوگر امروز باید به دنبال این معجون حیات­بخش بگردد و از دیوار محسوسات و ماده بالاتر رود تا بتواند به عنوان یک آفریده ی برتر خود را از سایر موجودات متمایز کند.

به راستی آیا در درون آدمی گرایشهایی وجود ندارد که با طبیعت مادی او ناسازگار باشد؟ گرایشهای معنوی مانند خیرخواهی، جمال و زیبایی وپرستش (مطهری، 1369، به نقل از برزگرشانی، 1386: 21). در حالی­که یکی از دغدغه های بشر، معنویت و میل به آن بوده است ولی تفکر درباره ی کشف دوباره ی این بعد از یاد رفته، خود جریانی است تازه که به آن نهضت معنویت گرایی گفته می شود که شاید بتواند روح خفته آدمی را بیدار کند و فلسفه و حکمت را به بار آورد (صفایی مقدم، 1389: 88).

کودکان که سرشتی پاک همچون آیینه دارند چنانچه در پرتو تربیت و راهنمایی­های صحیح و منطقی قرار بگیرند می توانند زمینۀ مساعدی را برای چشیدن لذات معنوی در بزرگسالی مهیا کنند. امروزه باور بر این است که بین برخی رفتارهای نابهنجار کودکان با کمبود معنویت ارتباط و تناسب وجود دارد (مالویا[1]، 2011: 51). معنویت نگاه کلیشه ای و سطحی دانش آموز را نسبت به مسائل مختلف و متنوع تغییر می دهد و باعث می شود که کودک با نگاهی چند بعدی عمیقاً مسائل را بررسی کند (جین[2]، 2008: 39). میل به این مسئله ی حیاتی در جریان دشوار زندگی و بالاتررفتن از حس به فراحس و متافیزیک، او را در خودشناسی و مقابله ی با استرس ها و کشمکش­ها قوی می کند و مهم تر اینکه باعث می شود کودکان نه تنها شرایط پذیر نباشند بلکه شرایط ساز هم بشوند (مالویا، 2011: 52). یک ضرب المثل قدیمی می گوید: « به سگ پیر نمی توان حقه های جدید یاد داد»، شاید این گفته به این معنا باشد که هر آموزشی حتی از نوع معنوی را باید از همان طفولیت آغاز کرد (همان).

بشر امروز برخلاف ظاهری معنویت ستیز، تشنه و عطشان پاکی و خلوص و آن حالت متعالی معنوی است و همواره به دنبال نیمه ی خالی خود می گردد تا حس غریب و دردناک از خود بیگانگی را از خویشتن براند. این بحران معنوی که غبار بر قلب انسان مدرن نشانده است، ضرورت و اهمیت ایجاد تمایل کودکان به امور معنوی و روحانی را آشکارتر کرده است.

1-2-بیان مسئله

تاکنون تعریف جامع و دقیقی از معنویت ارائه نشده است. برخی براین باورند که این واژه ی مهجور، چنان گستردگی معنایی دارد و دایره ی شمول وسیعی در آن دیده می شود که ارائه ی هر تعریفی دارای نقص وضعف است (صفایی مقدم، 1389: 90). واژه ی معادل spirituality  در روحانیت، یا  معنویت، و معنویت گرایی است که از واژۀ «روح» یا «معنا» مشتق می شود. در هر دو مورد خود واژه­ها به طور ضمنی بر باطن یا درون دلالت دارند (نصر، 1389: 17).

برداشتهای مختلف از مفهوم معنویت و اختلافات موجود بر سر آن باعث شده است که برخی توصیه به حذف آنرا از فرهنگ لغت داشته باشند (اوریلی[3]، 1993، به نقل از صفایی مقدم، 1389: 91). اینکه چرا این واژه معنایی یکسان در نزد همگان ندارد خود جای تأمل دارد. در این میان برخی بدون توجه به ابهامات به بیان تعاریفی درخور از معنویت پرداختند.

معنویت جستجوی مداوم معنی و مقصود در زندگی، ادراکی از ژرفای زندگی و یک نظام اعتقادی فردی است (می­یر[4]، 1990، به نقل از مالویا، 2011: 52). تپر (2003) براین باوراست که معنویت آن حد و مرزی است که فرد انگیزه و شوق پیدا می کند تا معانی مقدس و هدف از هستی و بودن را بیابد (به نقل از مالویا، 2011: 52). شاید بتوان گفت انسان منهای معنویت و معنویت گرایی نابینایی است که همواره در معرض سقوط است (همان: 53). زندگی معنوی لزوماً به معنای وابستگی به یکی از ادیان نهادینه نیست، بلکه به معنای بینش و نگرشی به عالم و آدم است که شادی و امیدواری را برای بشر به ارمغان می آورد (ملکیان، 1384: 376، به نقل از مروتی، 1392: 9). با استناد به دیدگاه محققان اسلامی، می توان منظور از معنویت را اینگونه بیان کرد:

ارتباط با وجود متعالی، باور به غیب، باور به رشد و بالندگی انسان در راستای گذشتن از پیچ و خم­های زندگی و تنظیم زندگی شخصی بر مبنای ارتباط با وجود متعالی و درک حضور دائمی وجود متعالی در هستی معنادار، سازمان یافته و جهت دار الوهی.

حمیدیه (1387) براین باوراست که معنویت گرایی جدید در جهان از سه دیدگاه قابل بحث است: جهانی شدن، شرقی شدن، سکولاریسم. در سکولاریسم از مفهوم پلورالیسم مدرن سخن به میان می آید (برگر[5] و هانتینگتون، 1384)؛ که لازمه ی آن دست کشیدن ادیان و مذاهب کلاسیک از انحصار حقیقت است که این خود سبب نسبی شدن ادیان نیز می شود (حمیدیه، 1387).

همان­گونه که در ارائه ی تعریف معنویت اختلاف نظر وجود دارد، در زمینۀ ابعاد آن نیز نظری واحد دیده نمی­شود. برخی معتقدند معنویت ساختاری تک بعدی است (کوینگ، پارکرسون[6]، 1997) در حالی­که عده ای بر این باورند که باید آن­را چند بعدی دانست. با سینگ[7] (2006) بیست و چهار بعد را برای معنویت و مذهب تعریف می کند. تابین هارت[8] (2003) شش بعد برای آن در نظر دارد که عبارتنداز: معنی وحقیقت، خلاقیت، مواجهه با جهان، امید، هوش و مذهب و فرهنگ. جوچن هاردت[9]، سونجا اسکولز[10]، کارولاژاندر[11]، گرهیلدبکر[12] و مالگوزاتا دراگان[13] (2011) به طور کلی چهار بعد بنیادین را برای معنویت در نظر گرفته اند که عبارتند از: ایمان به خدا (باورالهی)، جستجوی معنا، توجه همه جانبه (ذهن آگاهی) و احساس امنیت.