چالشها و فرصتها در فرایند جهانی شدن :پایان نامه درمورد الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی

مزیتهای عضویت در سازمان تجارت جهانی

الف ) به کارگیری موافقتنامه های سازمان تجارت جهانی عموما منجر به افزایش فرصتهای تجاری برای کشورهای عضو می‌گردد.

ب ) اصول چند جانبه ای که سختگیری شدیدتری به همراه دارند، محیط تجاری امن تر و قابل پیش بینی تری را تضمین می‌نمایند و اطمینان بیشتری در روابط تجاری فراهم می‌آورند.

پ ) فقط اعضا می‌توانند از حقوق مندرج در موافقتنامه های سازمان استفاده نمایند.

ت ) موافقتنامه های سازمان شفافیت سیاستها و روشهای تجاری شرکای تجاری را قویاً افزایش داده، بدین وسیله موجب ارتقای ثبات روابط تجاری می‌گردد.

ث ) اعضا برای دفاع از منافع و حقوق تجاری خود ‌به ساز و کار حل اختلاف دسترسی دارند.

ج) عضویت از طریق مشارکت مؤثر در مذاکرات تجاری چند جانبه سازمان، باعث پیشرفت منافع تجاری و اقتصادی اعضاء می‌گردد.

چ) در برخی موارد، توافقات تعرفه ای، تعهدات در بخش خدمات و دیگر جنبه های رژیم تجاری اعضای سازمان در قالب موافقتنامه های منطقه ای یا دو جانبه، به غیر اعضا نیز تسری پیدا می‌کند.

کشورهای غیر عضو در حال توسعه و اقتصادهای در حال گذاری که از چنین ترتیباتی نیز استفاده نمی‌کنند با شرایط به مراتب بدتری مواجه هستند. به نظر می‌رسد انگیزه بسیاری از کشورهای متقاضی الحاق بیشتر گریز از شرایط نامناسب برای کشورهای غیر عضو و همچنین زدودن تصویر منفی «خارج از نظام بودن»؛ بخصوص از دید سرمایه گذاران بالقوه است.

2-2-14) چالشها و فرصتها در فرایند جهانی شدن اقتصاد

جهانی شدن ، اقتصاد کشور را با چالشها و فرصتهایی روبه رو خواهد کرد که مهمترین آنها را می‌توان به شرح زیر برشمرد:

الف ) چالشها

1- تحول در نقش دولت و مفهوم سنتی حاکمیت

کاهش موانع تجاری و ادغام روزافزون بازارهای کالا و سرمایه، لحظه ای شدن موانع تجاری و ادغام روزافزون بازارهای کالا و سرمایه، لحظه ای شدن انتقال اطلاعات و الکترونیکی شدن مبادلات، ‌اقتدار دولتها را در تعیین قیمتهای اسمی‌(قیمت کالاها، میزان بهره، نرخ ارز و تا حدودی دستمزدها) تضعیف کرده است. در واقع هر گونه تفاوت میان قیمتهای داخلی و جهانی به حرکت عظیم منابع به داخل و خارج از کشور منتهی می‌شود و قیمتهای داخلی به سمت قیمتهای جهانی گرایش می‌یابد. در این شرایط اعمال حاکمیت در عرصه اقتصاد مفهوم سنتی خود را از دست می‌دهد و دولت نه به عنوان یک عامل تعیین کننده بلکه به عنوان یک عامل تنظیم و هماهنگ کننده در عرصه اقتصاد ملی نمایان می‌شود.

2- رقابتی نبودن برخی از تولیدات کشور و دولتی بودن اقتصاد

با وجود اقتصاد نیمه دولتی و غیر رقابتی بودن بخشهایی از صنایع کشور (نظیر خودروسازی، منسوجات و پوشاک، محصولات الکترونیکی) ورود ایران به عرصه جهانی ممکن است با مشکلات قابل ملاحظه ای در عرصه رقابت با محصولات خارجی همراه باشد و دست کم در کوتاه مدت تولید و اشتغال را تهدید کند.

3- مدیریت دوران گذار

جهانی شدن و ادغام در روند جهانی شدن، در کوتاه مدت، اقتصاد کشور را با مشکلات و فشارهای جدیدی مواجه خواهد کرد که مقابله با آنها مستلزم مدیریتی قوی ، علمی‌ و آینده نگر است. همزمان افزایش فقر و بیکاری ناشی از این دوران موجب تحمیل فشاری مضاعف بر گروههای آسیب پذیر خواهد شد.

4- انتقال سریعتر ضربه های (شوکهای) جهانی و اهمیت متغیرهای جهانی در سیاستگذاری اقتصادی

یک اقتصاد جهانی شده به مراتب بیش از یک اقتصاد نیمه بسته و حمایت شده در معرض ضربه های جهانی قرار می‌گیرد. در این شرایط علاوه بر وضع اقتصاد داخلی، باید به شرایط بین المللی نیز اشراف کامل داشت و هر گونه تصمیم گیری و سیاستگذاری اقتصادی را با عنایت به تبعات داخلی و خارجی آن تنظیم و اجرا کرد.

5- حفظ ثبات داخلی

در اقتصاد نیمه بسته، نبود ثبات اقتصادی و سیاسی در کشور، بازتاب مشخص و محدودی دارد. اما در اقتصاد جهانی شده این وضع دارای اهمیت و حساسیت بیشتری است. چرا که قبلا این بی‌ثباتیها تنها با واکنش منفی سرمایه گذاران داخلی رو به رو بود، اکنون با واکنش سرمایه گذاران خارجی نیز رو به روست.  (به عنوان نمونه، افزایش موانع تعرفه ای و غیر تعرفه ای در WTO می‌تواند مورد اعتراض و اقدام متقابل شرکای تجاری واقع شود)

6- اصلاحات ساختاری مورد نیاز

جهانی شدن مستلزم یکسری اصلاحات ساختاری در قوانین، مقررات، سازماندهی و تشکیلات دولت نیز خواهد بود. قوانین و مقرراتی که بر مبنای نگاه به بازارهای داخلی وضع شده اند نمی‌توانند با شرایط جدید همخوانی داشته باشند. دیوان سالاری (بوروکراسی)، تصدی گری و مالکیت وسیع دولت در اقتصاد، عدم توجه به شایسته سالاری در تشکیلات و سازماندهی فعالیتهای دولت، استفاده از روشهای سنتی در مبادلات و انجام امور حاکمیتی و ضعف در اطلاع رسانی و بی‌توجهی به قواعد و استانداردهای جهانی از جمله مقوله هایی هستند که باید به سرعت مورد اصلاح قرار گیرند.

ب ) فرصتها

ادغام در اقتصاد جهانی، در کنار چالشها، فرصتهایی را نیز به ما عرضه خواهد کرد که مهمترین آنها در صورت عملکرد صحیح ، عبارتند از:

1- جذب سرمایه و فناوری خارجی

با جهانی شدن اقتصاد کشور و رفع موانع موجود، ورود سرمایه خارجی به دلیل مزیتهای نسبی موجود و بالقوه افزایش خواهد یافت که نتیجه این ورود سرمایه می‌تواند افزایش سرمایه گذاری و اشتغال در کشور و نوسازی صنایع باشد. هم چنین خصوصی سازی شرکتهای دولتی و بهبود مدیریت آنها می‌تواند تسریع و تقویت شود.

2- بروز مزیتهای رقابتی، توسعه صادرات غیرنفتی و کاهش اتکاء به صدور نفت خام

در حال حاضر، حمایت از صنایع داخلی، منابع را به سمت تولید برای بازار داخلی هدایت می‌کند اما با منطقی شدن این حمایتها، بخش بزرگتری از منابع به سمت تولیدات صادراتی جهت‌گیری خواهد شد.

3- رقابتی شدن اقتصاد و افزایش رفاه مصرف کنندگان

باز شدن اقتصاد، تحریف و اختلال در قیمتها را اصلاح خواهد کرد و با منطقی شدن حمایتها و تضعیف انحصارات، اقتصاد رقابتی تر خواهد شد. طبعاً مصرف کنندگان داخلی از این امر بیشترین بهره را خواهند برد و رفاه آنها افزایش خواهد یافت.

4- شفافتر شدن و ایجاد ثبات در قوانین و مقررات کشور

انطباق با قوانین و مقررات بین المللی در کنار هزینه هایی که به اقتصاد کشور تحمیل می‌کند، منافعی را نیز فراهم خواهد کرد.

اول اینکه به قوانین و مقررات داخلی ما ثبات و شفافیت خواهد بخشید. زیرا دیگر نخواهیم توانست آنها را به میل خود تفسیر و یا به صورت مکرر تغییر دهیم.

دوم، ثبات و شفافیت قوانین و مقررات برای سرمایه گذاران خارجی و داخلی زمینه بهتری برای برنامه ریزی و سرمایه گذاری فراهم خواهد کرد.

سوم: برنامه ها و سیاستهای اقتصادی دولت در این چارچوب اعتبار بیشتری خواهد داشت.

5- ایجاد تعامل منطقی بین سیاست و اقتصاد

در یک اقتصاد نیمه بسته معمولاً سیاست بر اقتصاد غلبه دارد و اغلب، منافع سیاسی تعیین کننده روابط اقتصادیست. در نتیجه روابط اقتصادی هر لحظه در معرض خطر تحولات سیاسی قرار دارد و این امر برای عاملان اقتصادی به مفهوم بالا بودن ریسک و هزینه انجام مبادلات است. اما در یک اقتصاد جهانی شده، منافع اقتصادی دست کم به میزان منافع سیاسی اهمیت دارد و از تحمیل سیاست بر اقتصاد تا حد زیادی جلوگیری می‌شود.

6- تسریع در اصلاحات ساختاری

انجام اصلاحات ساختاری نظیر خصوصی سازی، رفع انحصارات،‌اصلاح قوانین و مقررات، واقعی کردن قیمتها و منطقی کردن حمایتها در یک اقتصاد نیمه بسته بسیار دشوار است، زیرا منافع برخی از گروهها را به خطر می‌اندازد. اما افزوده شدن الزامات جهانی، این امکان را فراهم می‌کند که این اصلاحات با سرعت و اعتبار بیشتر به اجرا درآید.

7- ارتقای سطح علمی‌تصمیم گیری ها

جهانی شدن نقش تعیین کننده ای در جهانی شدن علوم و انتشار سریع آمار و اطلاعات دارد. علاوه بر این با انتشار سریع جدیدترین یافته های علمی، زمینه را برای کاهش فاصله علمی‌بین کشورها فراهم کرده است. تصمیم گیری به ناچار باید با استفاده از علوم و فنون جدید اتخاذ شود از این رو شایسته سالاری و ارتقای سطح علمی‌تصمیم گیری ها یکی دیگر از فرصتهای جهانی شدن است.

به رغم تمامی‌چالشها و فرصتهایی که ذکر شد، به نظر می‌رسد که پیوستن به روند جهانی شدن اقتصاد امری گریزناپذیر است چرا که اکثر تبعات آن در هر صورت به ما تحمیل خواهد شد و کناره گرفتن از این روند ما را از چالشهای مذکور مصون نگاه نخواهد داشت و می‌توان گفت ادامه وضع موجود ما را با پیامدهای به مراتب نامطلوب‌تر مواجه خواهد ساخت. به عبارت دیگر ادامه وضعیت موجود موجب درونگرا تر شدن هر چه بیشتر اقتصاد خواهد شد. در نتیجه از حضور در مجامع و موافقتنامه های اقتصادی بین المللی با تبعات اقتصادی و تجاری خاص برکنار خواهیم ماند و به جای حضور فعال در این مجامع و تلاش در جهت تطبیق تصمیمات آنها با منافع ایران، تنها پذیرای تحمیلی این تصمیمات خواهیم شد.