کشاورزی در اقتصاد کشور-پایان نامه درباره اعتبار اعطایی بانک کشاورزی

اهمیت بخش کشاورزی در اقتصاد کشورها:

شاید به طور خلاصه بتوان اهمیت بخش کشاورزی را در تولید مواد غذایی و مواد اولیه صنایع بیان کرد. بخش کشاورزی که در گذشته عمده ترین بخش فعالیت اقتصادی محسوب می شد، با شکل گیری و رشد نظام سرمایه داری در اروپا، بر پایه تولید صنعتی به گونه ای تکامل یافت که اینک کاملا با فعالیت های صنعتی در کشورهای پیشرفته، در آمیخته است(رزاقی، 1367، ص 264)

بخش کشاورزی در مراحل اولیه رشد سرمایه داری و صنعتی شدن اروپا، در درجه اول نیروی کار ارزان برای صنایع فراهم ساخت. با مهاجرت های وسیع اجباری و گاه داوطلبانه از روستا به شهرهای نو بنیاد، مهاجرین با مزدی ناچیز در کارخانه ها به کار گمارده می شدند . علاوه بر تامین نیروی انسانی برای صنعت ، بخش هایی از سرمایه های کشاورزی نیز به دلیل پرسود بودن فعالیت های صنعتی از روستاها به شهرها تمایل یافت و به این ترتیب به تراکم سرمایه صنعتی و سرعت رشد این بخش افزوده شد.(همان منبع، 264)

انتقال سرمایه از روستاها به شهر با روش های دیگر نیز همراه بود. تعیین قیمت ارزان برای تولیدات کشاورزی و قیمت بالا برای محصولات صنعتی و مصرفی روستائیان و دریافت انواع مالیات ها توسط حکومت مرکزی برای تهیه و اعطای اعتبارات ارزان مورد نیاز رشد سرمایه داری صنعتی، انتقال سرمایه های عظیمی را از روستاها به شهرها ویا از بخش کشاورزی به بخش صنعت موجب شد(همان منبع، 264).

بخش کشاورزی همپای رشد صنعت، در نیاز عمده دیگر این بخش را نیز تامین می کرد. از آنجا که رشد صنعت با افزایش شهر نشینی همراه بود، تغذیه جمعیت فزاینده شهرها، افزایش تولید مواد غذایی و عرضه آن به قیمت مناسب را ضروری ساخت. با رشد صنعت و ماشینی شدن آن، نیاز به مواد اولیه کشاورزی نیز افزایش یافت و بخش کشاورزی تامین این مواد را با قیمتی ارزان برعهده گرفت( خالدی و حقیقت نژاد شیرازی، 1386).

اما ویژگی فوق در کشورهای توسعه نیافته و جهان سوم وجود نداشت. به طوری که بین این دو بخش در این کشورها گسستگی به وجود آمده بود. دیگر صنایع وارداتی و وابسته در کشورهای جهان سوم، بدون ارتباط با کشاورزی شکل گرفت، کشاورزی نیز بدون ارتباط با صنعت داخلی و امکانات آن رشد یافت. بخش کشاورزی به جای تولید برای رفع نیاز داخلی، به تولید برای بازار جهانی گرایش پیدا کرد. با توجه به پایین بودن قیمت و کاهش دائمی تولیدات در جهان سوم و نیز قیمت بالای واردات مورد نیاز بخش کشاورزی، سرمایه از بخش کشارزی داخلی به اقتصاد جهانی و به ویژه به کشورهای سرمایه داری پیشرفته انتقال یافت. به این ترتیب نه تنها توسعه بازار و رشد مصرف بخش کشاورزی داخلی به رشد صنعت نیانجامید؛ بلکه زمینه برای رشد صنایع در کشورهای امپریالیستی فراهم شد. در برخی کشورهای جهان سوم نیز مهاجرت نیروی کار ارزان (کارگر ساده و متخصص) از بخش های مختلف اقتصادی از جمله بخش کشاورزی، همراه با انتقال سرمایه های خصوصی و سود سرمایه های خارجی به کشورهای امپریالیستی، ضمن ایجاد اخلال در توسعه داخلی این کشورها شکوفایی اقتصادی در کشورهای توسعه یافته را باعث شد(همان 266).

به این ترتیب ملاحظه می شود که روابط بین دو بخش کشاورزی و صنعت در جهان سوم همراه با رشد سرمایه داری – که خصوصیت عمده آن وابستگی است- به گونه ای دیگر صورت گرفت و امکانات موجود، به سود صنایع خارجی از دست رفت .

در شرایط فقدان و عقب ماندگی و یا وابستگی صنایع داخلی، این صنایع خارجی هستند که نیازهای بخش کشاورزی جهان سوم را برطرف کرده و ضمن تحمیل و تشدید وابستگی به بخش کشاورزی این کشورها، کل حرکت اقتصادی آن را نیز تحت تاثیر قرار می دهند.

با توجه به مطالب فوق آشکار است که توجه به امکانات بالقوه بخش کشاورزی با توجه به اهمیتی که این بخش در تامین مایحتاج غذایی انسانها دارد، می تواند بخش وسیعی از نیازهای اینگونه جوامع را برطرف ساخته، از وابستگی این کشورها جلوگیری به عمل آورد(قربانی، 1386).