ﻳﻜـﻲ از ﻣﻌﻴﺎرﻫـﺎی ﻣﻮرد ﺗﻮﺟﻪ ﺳﻼﻣﺖ رواﻧﻲ ، رﺿﺎﻳﺖ از ﺗـﺼﻮﻳﺮ ذﻫﻨـﻲ ﺑـﺪﻧﻲ و ﻧﮕـﺮش ﻣﺜﺒـﺖ ﺑـﻪ ﺟـﺴﻢ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ(کوشان و واقعی،2007). ﻣﻔﻬﻮم رﺿﺎﻳﺖ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻳـﻚ ﺗﺠﺮﺑـﻪ دروﻧـﻲ اﺳـﺖ ﻛﻪ ﺣﻀﻮر ﻣﺜﺒﺖ ﻫﻴﺠﺎن ﻫﺎ و ﻧﺒﻮد اﺣﺴﺎﺳـﺎت ﻣﻨﻔـﻲ را در ﺑﺮ ﻣﻲ ﮔﻴﺮد(روید،2005). کش(2002) تصور از بدن را به صورت احساسات شخصی در رابطه با اندام و ظاهر تعریف می کند.

رﺿﺎﻳﺖ دروﻧﻲاﻧﺴﺎن ﻫﺎ از رﺷﺪ ﻓـﺮدی واﺟﺘﻤﺎﻋﻲو ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺳﺎزﺷﻲ ﻧﺸﺄت ﻣﻲ گیرد(فانک ،2006). ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺑﺪن ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی اﺣﺴﺎﺳﺎت، ﻧﮕﺮشﻫﺎ و ارزش های ﯾﮏ ﻓﺮد درﺑﺎره ﺑﺪن و کارکرد های آن ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ (ﻫﺎﺑﻠﯽ و ﮐﻮﺋﯿﻦ ﻻن ،2003) نیز یکی از ﻋﻨﺎﺻر اﺻﻠﯽ ﮐﯿﻔﯿﺖ زﻧﺪﮔﯽ ﻧﮕﺮش ﻓﺮد اﺳﺖ ﮐﻪ ﺷﺎﻣﻞ ﻧﮕﺮش درﺑﺎره ﺧﻮد از ﺟﻤﻠﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ذﻫﻨﯽ از ﺗﻦ و ﻧﮕﺮش درﺑﺎره درﻣﺎن و ﻋﻼﯾﻢ بیماری می باشد(بلاندر ،1994). ﺗﺼﻮﯾﺮ ﺑﺪﻧﯽ ﻣﻬﻢﺗﺮﯾﻦ ﺑﺨﺶ ﺗﺼﻮر ﻓﺮد از ﺧﻮد اﺳﺖ زﯾﺮا ﻇﺎﻫﺮ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻓﺮد، اوﻟﯿﻦ وﯾﮋﮔﯽ اﺳﺖ ﮐﻪ در ﺑﺮﺧﻮرداﻓﺮاد ﺑﺎ ﻓﺮد دﯾﮕﺮ، ﻣﻮرد ﻗﻀﺎوت ﻗﺮار ﻣﯽﮔﯿﺮد(دلامتر ،2002).

سنجش میزان رضایت از بدن و تویر بدنی مطلوب جهت براورد مشکلات احتمالی بعدی، از اهمیت زیادی برخوردار است( جونز، 2001). از اینرو در این پژوهش تلاش میشود ضمن معرفی یک ابزار جامع و جدید در حیطه سنجش رضایت بدن، ویژگی های روان سنجی آن نیز مورد ارزشیابی قرار گیرد.

1-2- بیان مسئله

تحقیقات بر روی تصویر بدن به طور سنتی بر توصیف منفی تصویر بدن مانند نارضایتی از بدن، شرم از بدن تمرکز دارند و کمتر بر روی شناسایی، پیش بینی و ترویج نگرش تطبیقی بدن متمرکز شده اند (آوالوس ،تیلکا و وود بارکالو, 2005) اخیرا مطالعه تصویر بدن حرکت مثبت قابل توجهی به دست آورده است و رضایت از بدن به عنوان متغیر اصلی در این تحقیقات بوده است (تیکا، 2011، 2013) رضایت از بدن به صورت پذیرش دیدگاه مطلوب و احترام به بدن تعریف شده است (آوالوس و همکاران، 2005).

رﺿﺎﻳﺖ از ﺗﺼﻮﻳﺮﺑﺪن از اﻫﻤﻴﺖ وﻳﮋه ای ﺑﺮﺧﻮردار اﺳﺖ، ﭼﺮاﻛﻪ رﺿﺎﻳﺖ از توده ی ﺑﺪﻧﻲ ﺑﺎ ﻋﺰت ﻧﻔﺲ و اﻋﺘﻤﺎد ﺑﻪ ﻧﻔﺲ راﺑﻄﻪ ﻣﺜﺒﺖ دارد؛ ﺣﺘﻲ ﺗﻐﻴﻴﺮ در ﺗﺼﻮﻳﺮ ﺑﺪن می ﺗﻮاﻧﺪ تاﺛﻴﺮ زﻳﺎدی در ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻓﺮد بگذارد(سالتر ،1977). رضایت بدنی با شاخص های متعدد سلامت روانی (به عنوان مثال، اعتماد به نفس، خوش بینی، مقابله مبتکرانه، عاطفه مثبت، رضایت از زندگی، و خود همدردی، رفتار) و عملکرد جنسی زنان (از جمله رضایت جنسی کلی و رضایت با تحریک جنسی و ارگاسم ) و فعالیت بدنی به ویژه هنگامی که انگیزه برای ورزش مبتنی بر ظاهر نمی باشد ارتباط دارد. (ساتینسکی, ریس, دنیس, ساندرز، 8; برادزل 2012) همچنین رضایت از بدن با نارضایتی بدنی، اضطراب جسمانی اجتماعی، اجتناب از تصویر بدنی، شرم بدنی، نظارت بدنی، رفتارهای چک کردن بدن، و درونی سازی آرمان های ظاهر اجتماعی رابطه معکوس دارد.

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  fotka.ir  مراجعه نمایید.

تصویر ذهنی از بدن، ساختاری چندبعدی دارد، ولی غالباً به صورت درجه ای از رضایت از ظاهر فیزیکی (اندازه، شکل، و ظاهر عمومی) تعریف می گردد ( جونز، 2001). این تصویر از زمان تولد شکل گرفته و همزمان با رشد فرد کامل شده و در طی مراحل زندگی فرد تغییر می کند ( آذربارزین، 1999). خودپنداره ی بدنی یا خود توصیفی بدنی، به عنوان یکی از ابعاد خودپنداره ی غیرتحصیلی، نگرش فرد را نسبت به ابعاد بدنی، توانایی ها و مهار تهای بدنی خود نظیر ظاهر بدن، چربی بدن، انعطاف پذیری، هماهنگی، استقامت، قدرت و غیره نشان می دهد ( مارش،2005). رضایت از تصویربدن از اهمیت ویژه ای برخوردار است، چراکه رضایت از توده ی بدنی با عزت نفس و اعتماد به نفس رابطه مثبت دارد (جونز، 2001)، حتی تغییر در تصویر بدن می تواند تأثیر زیادی در شخصیت فرد بگذارد(سالتر،1997)مطالعات نشان داده است تصویر بدن با خودکارآمدی در دختران نوجوان رابطه مثبت  ومعنی داری دارد ( هارگرواس،2004)،

دختران آفریقایی – آمریکایی دارای اضافه وزن و چاقی در مقابل دختران با وزن طبیعی، خودکارآمدی کمتری را گزارش می کنند. این دختران نسبت به نظر همسالانشان درباره خودشان و توده ی بدنی شان نگرانی بیشتری را ابراز می کردند. همچنین رضایت از تصویر ذهنی بدن در دختران به مراتب کمتر از پسران بوده و با نمایه توده ی بدنی رابطه مثبت معنی داری دارد(پهلوان زاده، 2005)

عمیدی، غفرانی پور، و حسینی (1386) در تحقیقی نشان دادند که با این که بین توده ی بدنی و رضایت از تصویربدن رابطه مثبت معنی داری وجود دارد، ولی نمرات رضایت از ظاهر دختران نشان داد که تنها دختران لاغر و بلند قد از ظاهر خود راضی بودند و بیشتر دختران با آ نکه قد و وزن طبیعی داشتند، باز هم از ظاهر خود ناراضی بوده و تمایل به قدکشیدن داشتند.

بعضی از دختران در عین برخورداری از قد بلند و وزن متناسب از نحوه توزیع چربی بدن خود (به شکل چربی زنانه) ناراضی بودند. دختران، جدای از وزن و توده بدنی خود، تصویر ذهنی بدنی مناسبی ندارند و تحت فشارهای اجتماعی به لاغرشدن تمایل دارند ( مک کیب،2001). یکی از زمینه های ارتباطی افراد با یکدیگر و احساسی که نسبت به خود دارند، از ترکیب بدن و آمادگی جسمانی شان سرچشمه می گیرد ( دیویس،1997).

با توجه به مطالب عنوان شده، تعیین میزان رضایت از تصویر بدن در کارهای پژوهشی و بالینی از اهمیت خاصی برخوردار است. برخی از تحقیقاتی که در ایران برای ساخت ابزاری برای تعیین نرخ رضایت از تصویر تن انجام شده است، ابزار محقق ساخته بوده که روایی و اعتبار آن نقص هایی دارد.یا ابزار های استانداردی بوده که دارای محدودیت هایی است.

به طور مثال؛ عمیدی و همکاران ( 1386) در تحقیق خود برای اندازه گیری رضایت از تصویر تن اقدام به ساخت یک پرسش نامه محقق ساخته کرده اند که 17 سؤال دارد و برای روایی آن فقط از روش روایی محتوا با استفاده از نظر صاحب نظران استفاده شده است.

در تحقیق محمدی و سجادی نژاد ( 1386 ) نیز پرسش نامه ای که جهت سنجش رضایت از تصویر تن به کار برده شده است، مقیاس لیلتون و همکاران است که گزارشی در زمینه ی اعتباریابی آن در ایران انجام نشده است، و محققین به گزارش پایایی آن به روش آلفای کرونباخ و همبستگی دو عامل پرسش نامه به عنوان اعتبارسنجی آن در ایران در نمونه ی مورد مطالعه ی خود اکتفا کرده اند.

بهرام و همکاران(1381)نیز در تحقیق خود برای اندازه گیری میزان رضایت از تصویر تن از یک پرسش نامه محقق ساخته ی خود -توصیفی استفاده کرده اند که فقط پایایی آن به روش آلفای کرونباخ بر روی یک نمونه ی تصادفی کوچک به روش پایلوت اجرا شده است، و در زمینه ی مشخصات روان سنجی دیگر آن هیچ اطلاعاتی در دسترس نیست.

پرسشنامه ارزیابی فراشناخت بدشکلی بدن ﺑــﻪ ﺗﺮﺗﯿــﺐ ﺷــﺎﻣﻞ ﭼﻬــﺎر ﻋﺎﻣــﻞ : راﻫﺒﺮدﻫﺎی ﮐﻨﺘﺮل ﻓﺮاﺷﻨﺎﺧﺘﯽ (در ﻣﻮرد ﻇـﺎﻫﺮ) ﻋﯿﻨﯿـﺖ، ﺑﺨﺸﯿﺪن ﺑﻪ اﻓﮑﺎر ( درآﻣﯿﺨﺘﮕﯽ اﻓﮑﺎر )ﺑﺎورﻫﺎی ﻣﺜﺒﺖ و ﻣﻨﻔﯽ ﻓﺮاﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و رﻓﺘﺎرﻫﺎی اﯾﻤﻨﯽ در ﻣـﻮرد ﺑﺪﺷـﮑﻠﯽ ﺑﺪن ﻣﯽ ﺑﺎﺷﺪ. این ابزار توسط ربیعی،صلاحیان،بهرامی،پالاهنگ،(1390) ساخته شده است و مولفه فراشناختی اختلال بدشکلی بدن را می سنجد و رضایت بدن افراد سالم را نمی سنجد.

مقیاس اصلاح شده وسواسی فکری عملی ییل – براون برای اختلال بدشکلی بدن (فیلیپس، هولاندر، ریسمن، آرنوتیز، دیکریا و گودمن ، 1997):یک ابزار خود سنجی 12 سوالی است که شدت علائم اختلال بدشکلی بدن را می سنجد و دارای یک ساختار مرتبه ای دو عاملی و دو سوال اضافی است. این عوامل عبارتند از : 1- وسواس های فکری 2- وسواس های عملی و دو سوال اضافی در مورد بینش واجتناب . در ایران نیز ربیعی و همکاران(1388) نسخه فارسی BDD-YBOCS هنجاریابی کرده اند. این پرسشنامه نیز نارضایتی بدن را می سنجد و مولفه مثبت رضایت از بدن را نادیده می گیرد.

ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ ﭼﻨﺪ ﺑﻌﺪی ﺧـﻮد ﺑـﺪﻧﻲ 46 ﻣـﺎده دارد ﻛـﻪ ﺑـﻪ صورت 5 درﺟﻪ ای (از ﺑﺴﻴﺎر ﻧﺎراﺿـﻲ ﺗـﺎ ﺑﺴـﻴﺎر راﺿـﻲ) ﭘﺎﺳﺦ داده ﻣﻲ ﺷـﻮﻧﺪ .اﻳـﻦ ﭘﺮﺳﺸـﻨﺎﻣﻪ 6 ﻣﺆﻟﻔـﻪ ارزﺷـﻴﺎﺑﻲ ﻗﻴﺎﻓــﻪ، ﺟﻬــﺖ ﮔﻴــﺮی ﻗﻴﺎﻓــﻪ، ارزﺷــﻴﺎﺑﻲ ﺗﻨﺎﺳــﺐ اﻧــﺪام، ﺟﻬﺖ ﮔﻴﺮی ﺗﻨﺎﺳﺐ اﻧﺪام، وزن ذﻫﻨﻲ و رﺿﺎﻳﺖ ﺑﺪﻧﻲ را اﻧﺪازه ﮔﻴﺮی ﻣﻲ ﻛﻨﺪ(کش،1977).

با توجه به آنچه گذشت، هدف این پژوهش معرفی و استاندارد سازی یک ابزار سنجش رضایت بدنی تحت عنوان  مقیاس رضایت از بدن(BAS-2)در نمونه ایرانی است.

اﻳﻦ ﻣﻘﻴﺎس در ﺳﺎل 2002 ﺗﻮسط ﺳﻮﺋﻮﺗﻮ و ﮔﺎرﺳﻴﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ .ﻧﺴﺨﻪ اوﻟﻴﻪ  ی اﻳﻦ ﻣﻘﻴﺎس 81 ﻣﺎده داﺷﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﻲ ﻣﺎده ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻣﻌﺎﻧﻲ ﻳﻜﺴﺎﻧﻲ دارﻧﺪ ﺗﻌﺪاد مادهﻫﺎ ﺑﻪ 43 ﻣﺎده ﺗﻘﻴﻞ یافت.ﻣﻘﻴﺎس 43 ﺳﺆاﻟﻲ ﺑﻪ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ از ﭘﺮﺳﺘﺎران، روان شناسان، روان ﭘﺰﺷﻜﺎن،و متخصصین ﺑﻬﺪاﺷﺖ روان اراﻳﻪ ﺷﺪ و ﺑﺎ ﺑﺮرﺳﻲ رواﻳﻲ ﻣﺤﺘﻮاﻳﻲ آن و ﺗﻨﺎﺳﺐ ﻣﺤﺘﻮا ﺑﺎ ﻣﺆﻟﻔﻪ ی ﻣﻮرد مطالعه، ﻣﻘﻴﺎس ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺑﻪ 39 ﻣﺎده شد. از آن ﺟﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﻳﻦ ﻣﻘﻴﺎس ﻳﻚ ﻣﻘﻴﺎس ﺧﻮدﮔﺰارﺷﻲ ﺑﻮده و ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻧﻈﺮ ﻓﺮد را در راﺑﻄﻪ ﺑﺎ وﺿﻌﻴﺖ ﺟﻮﻳﺎ میشود، لذا با استفاده از نظر متخصصین نام ﻣﻘﻴﺎس از ﻣﻘﻴﺎس درﺟﻪ بندی تصویر بدن به مقیاس رضایت از تصویر بدن تغییر یافت.

داده ها از تمایزات مطالعات رضایت بدنی با استفاده از BAS پشتیبانی می کنند. به عنوان مثال، آوالوس و همکاران (2005) دریافتند که رضایت بدنی، واریانس باقی مانده سلامت روانی زنان کالج آمریکا (به عنوان مثال، اعتماد به نفس، خوش بینی، و مقابله مبتکرانه) را پس از کنترل دغدغه بدن، نارضایتی بدن، و جذابیت خود ادراکی، تبیین میکند. در عوض، رضایت بدنی که توسط BOSS اندازه گیری می شود، به دور از ارزشگذاری بدنی و پردازش شناختی به داشتن دیدگاه مثبت از بدن کمک میکند(وود بارکالو و همکاران، 2010).

بسیاری از یافته ها با نشان دادن ارزش تطبیقی ارزش گذاری بدنی، روایی سازه بیشتری برای BAS به عنوان یک سنجش ارزش گذاری بدنی در کشورهای غربی ارائه کرده اند. علاوه بر این، همواره یافته ها نشان دادند که BAS ضریب اطمینان همسانی درونی (آلفا کرونباخ ) بالاتر از 90/0 برای زنان و مردان ایالات متحده و استرالیا دارد(آوالوس و همکاران، 2005).

مقیاس رضایت از بدنBAS همچنین ثبات آزمون باز آزمون را در طی یک دوره 3 هفته ای در زنان ایالات متحده نشان داده است. تحلیل داده ها در نمونه های مردان و زنان دانشجو از ایالات متحده آمریکا، انگلستان، و آلمان و اسپانیایی از ساختار عاملی یک بعدی BAS از طریق تجزیه و تحلیل عاملی اکتشافی و تاییدی پشتیبانی می کند(آوالوس و همکاران، 2005؛ سوامی، حاجی-مایکل و همکاران “2008؛ سوامی، اشتیگر ، و همکاران، 2008؛ تیلکا، 2013 و لوبرا و ریوس ، 2011).

با توجه به توضیحات پیشین، از انجایی که در کشور ما پرسشنامه ای که بتواند رضایت از بدن را بسنجد تا کنون هنجار یابی نشده است و از طرفی نیز پرسشنامه هایی که استفاده می شده دارای محدودیتهای بوده است نیاز به پرسشنامه ای استاندارد و دارای روایی بالا ضروری است که بتواند رضایت از بدن را مورد سنجش قرار دهد. بنابراین هدف اساسی پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس رضایت از بدن (BAS-2) در جامعه دانشجویان ارومیه در سال تحصیلی 94-93 است.

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش

بدیهی است که اگر فرد ادراک خوبی و مناسبی از بدن خود نداشته باشد، درنتیجه در ارتباط با دیگران دچار سرخوردگی می شود. مطالعات انجام شده در دهه ی گذشته نشان می دهد ترکیب بدن عاملی مهم در سلامتی شخص و نیم رخ آمادگی جسمانی و روانی او است. به همین علت، در حال حاضر، اندازه گیری ترکیب بدنی امری عمومی و رایج در بسیاری از مراکز درمانی، بهداشتی و ورزشی است. یکی از دلایل اصلی متداول شدن اندازه گیری ترکیب بدنی رابطه ای است که بین بسیاری از عوامل ترکیب بدنی، مخصوصاً درصد چربی بدن، با بسیاری از بیماری های جسمانی و روانی وجود دارد( ساوویه،2005). طبق نظریه ی مقایسه ی اجتماعی، زنان غالبا خود را با مدل ها و شخصیت های لاغر در رسانه ها و مجلات مقایسه می کنند و زمانی که آنها بین اندام ایده آل و آنچه که از بدن خود ادراک می کنند ناهماهنگی مشاهده کنند، ممکن است اعتماد به نفس خود را از دست داده و از بدن خود منتفر شوند(بکر،2002).

اساسا توافق منطقی وجود دارد که تصویر بدنی منفی یا عدم رضایت از بدن، فرد را مستعد انواع اختلالات روان شناختی از جمله بدشکلی بدن، اختلالات خوردن، اختلال وسواس می کند. از طرفی انجام رفتار های پیامد تصویر منفی بدن، نظیر انواع جراحی ها، آرایش غلیظ و مصرف افراطی داروهای چاق یا لاغر کننده نیز بار مالی و روانی یادی بر دوش فرد میگذارد.

در ایران،  مطالعه و تحقیق در مورد شیوع مشکلات مربوط به تصویر بدنی خیلی اندک است و به طور رسمی و علمی در مورد شیوع اختلال بدشکلی بدن گزارشی داده نشده است.  ولی در زمینه جراحی پلاستیک و زیبایی،  ایران جزء کشورهای پیشگام است و بیشترین جراحی،  مربوط به بینی در سنین 17 تا 30 سالگی می باشد،  بر اساس گزارش محمد عابدی پور(1387)  فوق تخصص جراحی زیبایی،  از هر 10 بیمار مراجعه کننده به جراحی زیبایی،  تنها 2 مورد نیازمند جراحی زیبایی هستند.  همچنین آمار نشان می دهد که در حال حاضر در ایران بیش از 10 هزار نفر زن متقاضی جراحی پلاستیک هستند.  علاوه بر این،  گرایش روزافزون جوانان به زیبایی ظاهر و روی آوردن آنها به جراحی های پلاستیک،  طی دهه ی گذشته منجر به رشد 83 درصدی تعداد جراحی های پلاستیک شده است.  علاوه بر این،  بر اساس مطالعه ربیعی و همکاران(1389) بر روی دو نمونه 100 نفری از دانشجویان دانشگاه اصفهان و 20 نفر از مبتلایان به اختلال بدشکلی بدن از مراجعه کنندگان به کلینک های زیبایی در شهرستان اصفهان می توان ادعا کرد که اختلال بدشکلی بدن نسبتاً شایع می باشد و نیاز به توجه دارد.  علاوه براین،  نکته قابل توجه این بود که اکثر بیماران مبتلا به اختلال بدشکلی بدن از جنس مؤنث بودند که با یافته های قبلی مبنی بر شیوع برابر این اختلال در دو جنس ناهمخوان بود.  البته نباید عجولانه قضاوت کرد و نتیجه گرفت که اختلال بدشکلی بدن در ایران در جنس مؤنث شایع است بلکه احتمال دارد مردان به دلیل عوامل فرهنگی و عوامل دیگر،  بیماری خود را گزارش نکنند(ربیعی،1389).  از این رو، لزوم اعتباریابی مقیاسی روا و قابل اعتماد برای سنجش رضایت از تصویر تن در ایران ضروری می نمود. چرا که در صورت براورد دقیق میزان رضایت از طریق ابزار معتبر رضایت بدن،میتوان به انجام مداخلات بالینی در جهت کاهش عوارض این مشکل گام برداشت.

سنجش رضایت از تصویر تن یا از طریق مصاحبه تشخیصی بالینی امکان پذیر است و یا از طریق آزمون های روانی استاندارد و پایا. از بین مصاحبه تشخیصی بالینی و آزمون روانی، مقرون به صرفه تر این است که از آزمون های روانی استفاده کرد، چرا که هم در هزینه و هم در وقت صرفه جویی خواهد شد. از طرفی ارزیابی تصویر بدن به خاطر ذات ذهنی و پویای این مفهوم کار دشواری است. هم چنین با عنایت به اینکه مؤلفه ی رضایت از تصویر بدن با عوامل بسیاری از جمله فرهنگ حاکم بر جامعه در ارتباط است  و مقیاس خودسنجی رضایت از بدن یکی از بهترین ابزارها در حیطه سنجش رضایت از بدن است؛ از این حیث انجام این پژوهش ضروری و یک تحقیق نو محسوب می شود.

1-4- اهداف تحقیق

هدف کلی: تعین ویژگی های روانسجی و اعتباریابی مقیاس خودسنجی رضایت از بدن(BAS)

اهداف جزیی:

:
یکی از طبیعی ترین گروههایی که می تواند نیازهای انسان را ارضا کند خانواده است. وظیفه خانواده مراقبت از فرزندان و تربیت آن ها، برقراری ارتباطات سالم اعضا با هم و کمک به، استقلال کودکان است، حتی اگر کودک کم توان ذهنی1، نابینا2 ، یا ناشنوا 3باشد. کم توان ذهنی یک وضعیت و حالت خاص ذهنی است که در اثر شرایط مختلف قبل از تولد و یا پس از تولد کودک پدید می آید.

تولد و حضور کودکی با کم توانی ذهنی در هر خانواده ای می تواند رویدادی نامطلوب و چالش زا تلقی شود که احتمالا تنیدگی، سرخوردگی، احساس غم و نومیدی را به دنبال خواهد داشت. شواهد متعدد حاکی از آن است که والدین کودکان دارای مشکلات هوشی، به احتمال بیشتری با مشکلات اجتماعی، اقتصادی و هیجانی که غالبا ماهیت محدود کننده، مخرب و فراگیر دارند، مواجه می شوند. در چنین موقعیتی گر چه همه اعضای خانواده و کارکرد آن، آسیب می بیند فرض بر این است که مشکلات مربوط به مراقبت از فرزند مشکل دار، والدین، به ویژه مادر را در معرض خطر ابتلا به مشکلات مربوط به سلامت روانی قرار می دهد بررسیها نشان داده اند که والدین دارای فرزند کم توان ذهنی، در مقایسه باوالدین کودکان عادی، سطح سلامت عمومی پایین تر و اضطراب بیشتر احساس شرم و خجالت بیشتر و سطح بهزیستی روانشناختی پایین تری دارند (میکائیلی ،1388).

در سالهای اخیر در کشور ایران مانند سایر کشور های جهان علاقه بخصوص مهم از طرف مقامات دولتی و هم از جانب مردم به امر بهداشت روانی نشان داده شده است و اثرات آن در بهبود و اوضاع بیمارستانهای روانی و به کاربردن روشهای صحیح در پیشگیری مشاهده می گردد. عدم سازش وجود اختلالات رفتار در جوامع انسانی بسیار مشهور و فراوان است و در هرطبقه و صنفی و در هر گروه و جمعی اشخاص نامتعادل وجود دارند.

هر شخص ممکن است گرفتار ناراحتی روانی شود خود به خود کافی نیست زیرا که بهداشت فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده بلکه هدف اصلی آن پیشگیری ا ز وقوع ناراحتی ها می باشد. پیشگیری عبارت است از به وجود آمده عاملی که مکمل زندگی سالم و نرمال باشد و نیز درمان اختلالات جزیی رفتار به منظور جلوگیری از وقوع بیماریهای شدید روانی است. یکی از شرایط اصولی بهداشت اصولی بهداشت روانی این است که شخص به خود احترام بگذارد و خود را دوست بدارد(شاملو، 1376).

در طول یک قرن گذشته بسیاری از روانشناسان اتفاق نظر دارند که انسان نیازمند به عزت نفس است. در ادبیات روانشناختی مطالب مفصلی درباره عزت نفس وجود دارد و تا امروز تحقیقات و مطالعات زیادی درباره عزت نفس و ارتباط آن با متغیرهای متعدد دیگر انجام گرفته است که بیشتر تحقیقات این مطلب مهم و اساسی را تایید می کنند که عزت نفس بالا از عوامل مثبت و موثر در بهداشت روانی و عزت نفس پایین از عوامل مستعد کننده ناراحتی های روانی می باشد. عزت نفس عبارت است: از احساس ارزشمند بودن، این حس از مجموع افکار احساسات، عواطف و تجربیاتمان در طول زندگی ناشی می شود. همه افراد، صرف نظر از سن، جنسیت، زمینه فرهنگی، جهت و نوع کاری که در زندگی دارند، نیازمند عزت نفس هستند. افرادی که احساس خوبی نسبت به خود دارند، معمولاً احساس خوبی نیز به زندگی دارند.آنها می توانند با اطمینان، مشکلات مواجه شوند و از عهده آنها بر آیند(کلمز 1375).

کودکان کم توان ذهنی آموزش پذیر به گروهی از کم توانان-ذهنی اطلاق می شود که دارای بهره هوشی 50 تا75 هستند و از نظر سنی در محدوده 6-12 در قرار دارند. در پژوهش حاضر منظور از کم توان ذهنی آموزش پذیر کسی است که براساس تشخیص کارشناسان سنجش آموزش و پرورش در آموزشگاههای استثنایی مشغول به تحصیل هستند. همچنین والدین دارای کودکان کم توان ذهنی از جمله گروههای مورد بررسی در مطالعه حاضر هستند. در پژوهش حاضر کودک عادی به کودکی گفته می شود که مشکل کم توان ذهنی یا نابینایی و ناشنوایی ندارد و دچاراختلالات یادگیری نیست و از نظر روانی مشکل خاصی ندارد. کودک استثنایی و والدین نه تنها بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند بلکه سایر اعضای نظام خانواده یعنی دیگر فرزندان را تحت تاثیر قرار می دهند. وجود کودک استثنایی اغلب ضایعات جبران ناپذیری را بر پیکر خانواده وارد می کند. میزان آسیب پذیری خانواده در مقابل ضایعه گاه به حدی است که وضعیت سلامت روانی خانواده دچار آسیب شدیدی می شود. در تعریف سلامت روانی باید این نکته را در نظر داشت که هر انسانی که بتواند با مسائل عمیق خود کنار بیاید، باید با خود و دیگران سازش یابد و در برابر تعارض های اجتناب ناپذیر درونی خود دچار استیصال نشود و خود را به وسیله جامعه طرد نسازد فردی است دارای سلامت روانی(نریمانی و همکاران،1386).

تقریباً 60 سال پیش سازمان بهداشت جهانی سلامت را به عنوان حالتی از بهزیستی کامل جسمی، ذهنی و اجتماعی و نه صرفاً بیمار نبودن تعریف کرد(سازمان بهداشت جهانی،2001 و 2004). جاهودا(1958) از نداشتن بیمار روانی به عنوان معیار سلامت روانی انتقاد و به جای آن معیارهای چندگانه را برای سلامت روانی ارائه کرد. متاسفانه تا مدتها پیشرفت قابل ملاحظه ای در کاربرد این دیدگاههای در قلمروهای علمی و عملی مشاهده نشد. سلامت یک مفهوم چند بعدی است که علاوه بر بیمار و ناتوان نبودن، احساس شادکامی و بهزیستی1را نیز در بر می گیرد. اغلب روانپزشکان، روان شناسان و محققان بهداشت روانی جنبه های مثبت سلامت را نادیده می گیرند. تلاش هایی که در جهت گذر از الگوهای سنتی سلامتی صورت گرفته گر چه زمینه لازم را برای تلقی سلامت به عنوان حالتی از بهزیستی(نه صرفا نبود بیماری) فراهم ساخته ولی کافی نیست. البته الگوهای جدید سلامت نیز به طور عمده بر ویژگیهای منفی تاکید دارند و در آنها ابزارهای اندازه گیری سلامت اغلب با مشکلات بدنی(تحرک2، درد3، خستگی و اختلالات خواب)، مشکلات روانی (افسردگی4، اضطراب5 و نگرانی) و مشکلات اجتماعی(ناتوانی در ایفای نقش اجتماعی، مشکلات زناشویی) سروکار دارند. در دهه گذشته ریف6 و همکارانش(1926) 6 الگوی بهزیستی روانشناختی یا بهداشت روانی مثبت را ارائه کردند. بر اساس الگوی ریف بهزیستی روانشناختی از 6 عامل تشکیل می شود. پذیرش خود(داشتن نگرش مثبت به خود) رابطه مثبت با دیگران(برقراری روابط گرم و صمیمی با دیگران و توانایی همدلی)، خودمختاری(احساس استقلال و توانایی ایستادگی در مقابل فشارهای اجتماعی) ، زندگی هدفمند ( داشتن هدف در زندگی و معنا دادن به آن) رشد شخصی(احساس رشد مستمر) و تسلط بر محیط(توانایی فرد در مدیریت محیط). الگوی ریف به طور گسترده در جهان مورد توجه قرار گرفته است. ریف این الگو را بر اساس مطالعه متون بهداشت روانی ارائه کرد و اظهار داشت مولفه های الگو، معیارهای بهداشت روانی مثبت است و این ابعاد کمک می کند تا سطح بهزیستی و کارکرد مثبت شخص را اندازه گیری کرد.

از ویژگیهای عمده انسان آگاهی او از رفتار خود و برخوداری وی از نیروی تفکر است، انسان می تواند از رفتار خود آگاه باشد و در برخورد با مسائل و امور مختلف از نیروی تفکر خود استفاده کند، اما انسان همیشه از آنچه که انجام می دهد آگاه نیست، به سخن دیگر گاهی انسان عملی را انجام می دهد که اما از انگیزه رفتار خود یا هدف آن رفتار آگاه نمی باشد. وقتی والدین برای اولین بار با این حقیقت روبرو می شوند که کودکشان استثنایی است واکنش آنها پیامد هایی خواهد داشت، وجود کودک معلول ذهنی اثرات عمیقی بر روی نحوه ارتباط یک یک افراد خانواده با هم و هریک از آنها با کودک معلول وارد می سازد و همین اثرات ناخوشایند چنانچه به گونه ای منطقی و چاره جویانه قابلیت حل نیابند ضایعات جبران ناپذیری بر روان والدین، سایر نوباوگان خانواده خصوصاً کودک معمول باقی می گذارد. واکنشهای شایع والدین ممکن است به صورت احساس گناه1 ناکامی و محرومیت2 انکار واقعیت یا کتمان حقیقت3 اضطراب و نگرانی باشد میلانی فر(1347).

این قبیل واکنشها تا زمانی که به کنترل در نیایند و تعدیل نشوند نه فقط سلامت روانی اعضای خانواده را به مخاطره می اندازند بلکه نوع تعامل و ارتباط اعضای خانواده و کودک معلول ذهنی یا جسمی را پیچیده می سازد و در نهایت موجب اضمحلال انرژی روانی و دیگر توانمندیهای آنان می شوند.

بیان مسأله:

حضور کودک عقب مانده ذهنی در هر خانواده ساختار آن خانواده را تحت تاثیر قرار می دهد و سلامت روانی خانواده به خصوص والدین را تحت الشعاع قرار می دهد، کودک بر اثر تعارض های شدید میان اعضای خانواده، کل خانواده را درگیر بحران می کند. ممکن است روابط خانوادگی، افزایش فشارهای ناخواسته جسمی، هیجانی و مالی ضعیف شود کودک عقب مانده ذهنی می تواند ضایعات و اثرات جبران ناپذیری بر وضعیت بهداشت روانی خانواده وارد کند از جمله ایجاد تشدید اختلافاتی زناشویی، جدایی، تحمل بار سنگین اقتصادی، افسردگی، ناامیدی، اضطراب، خجالت و خشم1 و بسیاری از مسایل دیگر(بردن2، 1980). مراقبت مداوم از کودک عقب مانده ذهنی اغلب برای والدین استرس زا می باشد زیرا این دشواری های کودکان به طور اجتناب ناپذیری بر زندگی آنها اثر می گذارد(کرنیک3 و همکاران، 1983). تحقیقات نشان داده است که والدین کودکان عقب مانده ذهنی عموما در خطر مشکلات زندگی خانوادگی و دشواری های عاطفی قرار دارند(بکمن4، 1991 سینگر واوروین 1989).

به طور کلی خانواده کودک معلول به لحاظ داشتن کودکی متفاوت با سایر کودکان با مشکلات فراوانی در زمینه نگهداری، آموزش و تربیت آنها روبه روست. این مسایل همگی بر والدین فشارهایی وارد می کنند که سبب بر هم خوردن آرامش و یکپارچگی خانواده می شوند و در نتیجه انطباق و سازگاری آنان را تحت تاثیر قرار می دهد. عزت نفس یکی از مهمترین عوامل تحول و شکل گیری شخصیت است و نقش بنیادین در سلامت روانی دارد به گونه ای که عزت نفس پایین و شکل گیری احساس خود کم بینی در والدین زمینه های آسیب روانی را فراهم می نماید( ولی زاده و همکاران و 1387).

عزت نفس5 مفهوم روانشناختی بسیار عام و در عین حال بسیار مهم است اما به طور کلی می توان عزت نفس را احساس ارزشمندی شخص تعریف نمود. احساسات و افکار مردم درباره خودشان اغلب بر احساس تجارب روزانه تغییر پذیر است و به طور موقت بر احساس فرد تاثیر می گذارند. البته عزت نفس، بنیادی تر از آن است که افت و خیزهای معمول می توان نوسانات گذرایی بر نحوه احساستشان نسبت به خود ایجاد کند، ولی این تاثیرات بسیار محدودند، بر عکس آنهایی که عزت نفس پایینی دارند افت و خیزهای معمول می تواند زندگی آنها را دگرگون کند. عزت نفس معمولاً به عنوان ارزیابی شخص از ارزشمندی خویش تعریف می شود افرادی که عزت نفس بالایی دارند خودپذیرا و خود ارزشمند هستند. روانشناسان اجتماعی عزت نفس را ارزیابی مثبت و منفی از خود می دانند به طوری که فرض می شود عزت نفس تا حدودی با ثبات است. عزت نفس یا همان احترام به خود یکی از خصوصیات مهم و اساسی شخصیت هر فردی را تشکیل می دهد و به طور حتم روی جنبه های شخصی انسان اثر می گذارد و کمبود یا فقدان آن باعث عدم رشد سایر جنبه های شخصیت به صورت ناهماهنگ خواهد شد و حتی ممکن است باعث پدیدآیی بیماریهای روانی گوناگون مانند افسردگی، کمرویی، پرخاشگری1، ترس و… شود(بیابانگرد، ).

عزت نفس بالا بستگی به شکل دهی ارزشها و استانداردهای خود والدین دارد همچنین به رفتار سالم بستگی دارد، زمانی که افراد از سلامتی کامل برخوردار باشند ولی عزت نفس بالایی نداشته باشند در رفتار خود عزت نفس پایین نشان می دهند(شاطرلو،1386).

سلامت روانی یکی از مباحث مهمی است که در رشد و بالندگی خانواده و جامعه موثر می باشد. سازمان بهداشت جهانی2(2004) سلامت روانی را به عنوان حالتی از بهزیستی که درآن فرد توانمندی خود را شناخته از آنها به نحو موثر و مولد استفاده کرده و برای اجتماع خویش مفید است تعریف می کند. به طور کلی بهداشت روانی ایجاد سلامت روان به وسیله پیشگیری از ابتلا به بیماری های روانی، کنترل عوامل موثر بروز آن، تشخیص زودرس، پیشگیری از عوامل ناشی از برگشت بیماریهای روانی و ایجاد محیط سالم در برقراری روابط صحیح انسانی است(میلانی فرد، 1386).

با توجه به فراوانی کودکان عقب مانده ذهنی که هم بر جامعه و هم بر خانواده بار مالی و بخصوص بار عاطفی و روانی به دنبال دارند و از سوی دیگر این کودکان طبق اصل 130 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران دارایی حقوق هستند ازجمله اینکه دولت موظف است برای این کودکان در حد توان خدمات آموزش و رفاهی فراهم سازد. این در حالی است که یک کودک عقب مانده ذهنی در هر خانواده ای ساختار خانواده را تحت تاثیر قرار داده و سلامت روان اعضای بخصوص والدین را تحت الشعاع قرار می دهد بخصوص که کارکردهای روانشناختی خانواده را مختل می سازد که بهترین این کار کردها عبارتند از:

الف) ابراز کردن: والدین و تک تک فرزندان باید اجازه ابراز احساس افکار و نظرات داشته باشند.

ب) اتحاد: خانواده باید یک سیستم متحد و هماهنگ باشد.

ج) ساختار و سازمان: خانواده باید دارایی چارچوب، ساختار و سازمان باشد.

د) معنویت و مذهب: خانواده باید ارزشهای مذهبی خود را به اعضای عرضه بدارد.

و) کنترل: خانواده باید اعضای خود را کنترل نماید(آلن 1 2001).

هدف سلامت روان فقط منحصر به تشریح علل اختلالات رفتار نبوده بلکه هدف آن به وجود آمدن عواملی که مکمل زندگی سالم و نرمال باشد و نیز درمان اختلالات جزیی رفتار به منظور جلوگیری از وقوع بیماری های شدید روانی و به طور کلی هدف سازمان روان پیشگیری است(شاملو 1382). وجود کودک معلول می تواند ضایعات واثرات جبران ناپذیری بروضعیت سلامت روانی و والدین داشته باشد و آدلر در نظام روانشناختی فردی بیان کرده است که احساس حقارت از طریق تجربه به قدرت شخصی بر انسان تسلط پیدا می کند با این وجود آغاز مفهوم منبع کنترل به عنوان یک سازه روان شناختی به دو دهه قبل بر می گردد(ادوارد1، 1977).

آموزش های روان شناختی شامل آموزش مهارتهای زندگی و آموزش ابراز وجود درمانهای روان شناختی مانند رفتار درمانی و انواع فنون روان درمان و توان بخشی مانند مشکلات ادراکی و شناختی از جمله مداخله های روان شناختی تلقی می شوند همچنین مداخله های روان شناختی شامل هر گونه اقداماتی است که روان شناسان و مشاوران به منظور پیشگیری درمان و کاهش مشکلات روان شناختی افراد بکار می برند. هدف نهایی این مداخله ها کمک به افراد برای درک بهتر خود و جهان پیرامون، افزایش قابلیت و توانمندی سازگاری و ارتقای سلامت روانی است(یوسفی 1387).

به منظور کاهش مشکلات در رابطه با بروز نقایص جسمی و ذهنی معمولاً در هر جامعه به دو اقدام اساسی می پردازند: قدم اول سعی و کوشش هرچه بیشتر در امر پیشگیری از معلولیت و جلوگیری از بروز نقایص ذهنی و جسمی یا در اختیار گذاردن راه حلهای و رهنمود های لازم ازطریق کتب و مقالات و برنامه های رادیویی، تلویزیونی و غیره بر جامعه و سازمانهای ذیصلاح تا درصد بروز اینگونه عوارض را تا حد امکان کاهش دهند. اقدام اساسی دوم ایجاد امکانات لازم رفاهی و توانبخش مناسب جهت ارائه خدمات به کودکان معلول خانواده آنهاست.

از آنجا که وجود کودک معلول زمینه ای برای برای تغییر رفتار اعضای خانواده فراهم می کند، داشتن کودکی معلول در حکم ضربه روانی قابل توجه، موجب بروز احساسات و عکس العمل های متضاد و تشدید نیازهای و ایجاد نیازهای جدید، نگرشهای متفاوت و رفتارهای مختلف می شود وبهداشت روانی، تعامل روانی، اجتماعی و روابط والدین، کودک را تحت تاثیر قرار می دهد.

یکی از مفاهیم اصلی مدل سلامت بهزیستی است. مدل سلامت سه نوع بهزیستی هیجانی، بهزیستی روانشناختی و بهزیستی اجتماعی را با هم ترکیب کرده ومفهوم جامع و کامل از بهزیستی را هم که جنبه عاطفی(بهزیستی هیجانی) و هم جنبه کاربردی(بهزیستی روانشناختی و اجتماعی) سلامت روانی را در بر می گیرد به وجود آورده اند. سلامت روانی دارای 13 نشانه است که 2 نشانه مرتبط با بهزیستی هیجانی 5 نشانه مرتبط با بهزیستی اجتماعی و 6 نشانه مرتبط با بهزیستی روانشناختی است. بهزیستی روانشناختی به معنای قابلیت یافتن تمام استعدادهای فرد است. ودارای مولفه های 1- خودمختاری (احساس شایستگی و توانایی در مدیریت محیط پیرامون فرد و …)2- رشد شخصی(داشتن رشد مداوم و …)3- روابط مثبت با دیگران(داشتن روابط گرم و …)4- هدفمندی در زندگی (داشتن هدف در زندگی)5-پذیرش خود(داشتن نگرش مثبت نسبت به خود و …) 6- تسلط بر محیط (توانایی انتخاب و ایجاد محیطی مناسب و…) می باشد. همچنین والدینی که دارایی عزت نفس بالایی می باشند سلامت روانی بهتر بهزیستی روانشناختی بهتری نسبت به والدینی دارند که دارای عزت نفس پایین می باشد. با توجه به مطالعات در ایران و این که در استان سیستان و بلوچستان مشابه این تحقیق انجام نگرفته لذا لزوم انجام چنین تحقیقی در استان ضروری به نظر می رسد و خصوصاً در آینده نیز می توان از نتایج این تحقیق نیز در مراکز مشاوره، آموزشگاههای استثنایی و مدارس عادی، سازمان بهزیستی، کلینیک های سلامت روان جهت خدمت رسانی استفاده کرد. با توجه به موضوع تحقیق، سئوال اصلی تحقیق را چنین طرح می کنیم: آیا بین بهزیستی روانشناختی با عزت نفس و سلامت روانی در والدین کودکان عادی و مرزی رابطه ای وجود دارد؟

اهمیت و ضرورت پژوهش:

خانواده یک نظام اجتماعی و از ارکان جامعه را به نوعی کوچکترین سلول اجتماعی می باشد که از مناسبات قانونی و شرعی بین زن و شوهر تشکیل می گردد و وظیفه والدین مراقبت از فرزندان و تربیت آنها، برقراری ارتباطات سالم اعضای خانواده با هم و کمک به استقلال کودکان می باشد. از طرفی به اعتقاد جمعی از روان شناسان، مهمترین ابزار انسان برای رسیدن به سعادت خوشبختی عزت نفس می باشد. فقدان عزت نفس یا احساس مقاومت در تماس با دیگران خود را به صورت خجالت، شرمندگی، خود بینی اغراق آمیز و نیاز به خود نمایی و تمایل شدید به تمجید و تاکید دیگران بروز می دهد(فرهادی، 1384).

به اعتقاد برخی از روان شناسان، هنگام وجود احساس ناراحتی و فقدان شادمانی، عزت نفس افراد کاهش می یابد، به عبارت دیگر ، بین شادمانی و عزت نفس ارتباط علی متقابل وجود دارد.

تامین بهداشت همه افراد جامعه از مهم ترین مسایل اساسی هر کشور است، این امر در سه جنبه جسمانی، روانی و اجتماعی مورد ملاحظه قرار می گیرد، در صورتی که بعد روانی بهداشت به اندازه کافی مورد توجه قرار نگیرد، فراوانی مشکلات روانی و رفتاری رو به فزونی خواهد گذاشت تا حدی که عوارض ناشی از بی توجهی به آن در ابعاد فردی و اجتماعی، خانوادگی و انسانی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اثرات سوء و غیر قابل جبران رادر پی خواهد گذاشت( نوابی نژاد،1376).

بدیهی است که بیماری روانی مخصوص یک قشر یا یک منطقه خاص نبوده و تمامی طبقات جامعه را در بر می گیرد و هیچ انسانی از فشار روانی و اجتماعی مصون نیست و به طور کلی باید گفت وجود یک بیماری روانی به کار و اقتصاد خانواده لطمه وارد می کند، در آمد سرانه را کاهش می دهد و رفاه و نشاط فردی را از اعضای خانواده سلب می کند و با تخریب وضایع کردن نیروی انسانی، در اقتصاد واجتماع تاثیر عمیق و سوء بر جای می گذارد. به همین دلیل بهداشت روان در اغلب کشورها در راس برنامه برنامه ملی و بهداشت همگانی قرار دارد(میلانی فر، 1385).

حضور یک کودک استثنایی در خانواده فشار روانی زیادی بر والدین و اعضای خانواده وارد می کند و می تواند سلامت روان آنان را به مخاطره اندازد.

بسیار حائز اهمیت است که والدین کودکان دارای نیازهای ویژه با نوع احساسات خود در برخورد با کودکان آشنا شوند. برای سازش با کودک خود نیاز دارند که احساس نسبتاً خوبی در مورد خود پیدا کنند. زندگی، ازدواج وکار والدین این گونه کودکان ایجاب می کند تا حدی رضایتمندی را احساس کنند، ممکن است با توجه به این واقعیت که کودکی ناتوان دارند احساس غم وناراحتی کنند، اما نیازی نیست که کل زندگی آنها را هاله ای از غم فرا گیرد(مفیدی، 1376).

اسکینر1 اظهار می دارد که سلامت روانی و انسان سالم به معادل با رفتار منطبق با قوانین و ضوابط جامعه است و چنین انسانی وقتی بامشکل روبرو شود ازطریق شیوه اصلاح رفتار برای بهبود و بهنجار کردن رفتار خود و اطرافیانش به طور متناوب استفاده می جوید تا وقتی که به هنجار مورد پذیرش اجتماع برسد، به علاوه انسان سالم بایستی آزاد بودن خودش را نوعی توهم پندارد و بداند که رفتار او تابعی ازمحیط می باشد و هر رفتار توسط حدودی از عوامل محیطی مشخص گردد. انسان سالم کسی است که از تایید ات اجتماعی بیشتری به خاطر رفتارهای متناسب از عوامل متناسب از دیدگاه اسکنیر این باشد که انسان بایستی از علم، به برای پیش بینی بلکه برای تسلط بر محیط خودش استفاده کند. بنابراین فرد سالم کسی است که بتواند با هر روش بیشتری از اصول علمی استفاده کند و به نتایج سودمندانه تری برسد و مفاهیم ذهنی مثل امیال، هدفمندی، غایت نگری و غیره را کنار بگذارد.

رفتار و ویژگیهای شخصیتی والدین تحت تاثیر رویدادهایی است که درسالهای زندگی برای آنها اتفاق می افتد از این رو برای درک فرایندهای روانی آنها یعنی ادارک، الگوهای تفکر، انگیزه ها، هیجانها تعارضها و شیوه های مقابله با آن بایستی بدانیم که این فرایندها از کجا سرچشمه می گیرند و چگونه با گذشت زمان تغییر می کنند.

واکنش همه والدین در مقابل معلولیت فرزندشان یکسان نیست، ولی به طور کلی می توان پذیرفت که قریب به اتفاق والدین این گونه کودکان در مقابل معولیت های فرزندشان به نحوی واکنش نامطلوب ازخود بروز می دهند که نوع و میزان این عکس العمل ها با توجه به جنبه های شخصیتی آنها، زمان بروز واکنش و … با یکدیگر متفاوت می باشد، لذا تمام والدین احتیاج به نوعی کمک دارند تا بتواند ابتدا به طور کامل با مشکلاتشان را با افراد متخصص داشته باشند و از این مهم جز با آگاهی و اطلاع دقیق و مستدل از مسائل و مشکلات والدین دارای فرزند معمول و بررسی وضعیت روانشناختی والدین مسیر نمی گردد با توجه به اینکه وضعیت روانشناختی والدین به طور مستقیم و غیر مستقیم بر شکل گیری رفتار کودکان و مناسبات اجتماعی خویش تاثیر اساسی دارد بسیار حایز اهمیت خواهد بود که بدانیم که والدین این کودکان دارای چه ویژگیهای شخصیتی بوده و چه تفاوتهایی با یکدیگر دارند تا از این رهگذر داده های دقیق تری جهت استفاده از روشهای مشاوره و توانبخشی و درمان فراهم آورده و زمینه های لازم جهت اقدامات خاص و اساسی در ابعاد مشاوره، انجمن اولیاء و مربیان، کودکان استثنایی،آموزش خانواده و …. فراهم گردد.

نتایج این پژوهش می تواند برای والدین، مربیان و….که مسئول تعلیم و تربیت کودکان هستند الهام بخش باشد یا به احساسات و نیازهای کودکان توجه نموده و در زمینه ی کمک به عزت نفس و سلامت روانی و همچنین بهزیستی روانشناختی و همچنین خود شکوفایی والدین گام بردارد.

علاوه براین نتایجی این نوع تحقیقات می تواند راهگشایی باشد برای پژوهشگران و دانشجویان روانشناسی که در این زمینه به تحقیق خواهند پرداخت.

اهداف پژوهش:
هدف کلی پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روان شناختی والدین کودکان عادی و کودکان مرزی می باشد.

 

 

اهداف پژوهش:

 

 

هدف کلی پژوهش حاضر، تعیین رابطه بین عزت نفس و سلامت روانی با بهزیستی روان شناختی والدین کودکان عادی و کودکان مرزی می باشد.

 

بیماری مولتیپل اسکلروزیس یکی از بیماری های سیستم عصبی مرکزی می باشد که درآن غلاف میلین به صورت پیشرونده تحلیل می رود. آمار دقیقی از میزان مبتلایان به این بیماری در ایران در دسترس نیست ، اما به طور تقریبی بین 30تا 40 هزار نفر در ایران دچار این بیماری هستند. بسیاری از بیماری های مزمن، از جمله MS با خطر بالای افسردگی و نامیدی همراهند.

اگرچه اضطراب یکی از علائم ناتوان کننده در این بیماران است اما کمتر مورد بررسی قرار گرفته است؛ ادبیات پژوهشی شیوع آن را متغیر گزارش کرده اند، دریک بررسی در بیمارانی که به تازگی تشخیص این بیماری را دریافت کرده بودند 34% و در والدین آنها 40% گزارش شده است. بطور کلی ام اس تاثیر قابل ملاحظه ای برکیفیت زندگی افراد مبتلا- حتی در اوایل بیماری- می گذارد. با وجود این، ناتوانی های جدی، اغلب در سال های بعد آشکار می شود. یکی از استرس زا ترین جنبه های این بیماری نامعلوم بودن آینده آن است، حتی در یک هفته آینده معلوم نیست که بیمار چه احساسی داشته باشد. درست هنگامی که آنها در حال سازگارشدن با احساس ناتوانی ناشی از حملات قلبی بیماری هستند، حمله دیگری با محدودیت های بیشتر از راه رسیده و بایستی با دوره دیگری از سازگاری و تغییرات زندگی، مواجه شوند. از آنجاییکه این بیماران هم بایستی با استرس های زندگی روزمره و هم با استرس های ناشی از علائم بیماری که نوسان دار و غیر قابل پیش بینی هستند، مقابله کنند. بنابراین، پیشرفت بیماری ممکن است با کار، زندگی خانوادگی، ارتباطات و فعالیت های اجتماعی تداخل کند. هدف مداخلات روان شناختی کمک به این افراد به منظور مقابله با چالش های فوق می باشد.

مشاوره و روش های روان درمانی متفاوتی برای تسکین آلام روانی این بیماران در چند سال اخیر متداول گردیده است که یکی از این روش های درمانی، معنا درمانی است. معنی درمانی با درنظر گرفتن گذرایی هستی و وجود انسانی به جای بدبینی و انزوا، انسان را به تلاش و فعالیت میخواند و بیان میدارد که آن چه انسان ها را از پای درمی آورد، دردها و سرنوشت نامطلوب شان نیست، بلکه بی معنی شدن زندگی است که مصیبت بار است. اگر رنج، شجاعانه پذیرفته شود، تا واپسین دم زندگی معنی خواهد داشت و معنای زندگی می تواند حتی معنی بلقوه ی درد و رنج را نیز دربر گیرد. در این پژوهش به بررسی تاثیر معنادرمانی گروهی جهت کاهش نشانگان افسردگی و استرس، اضطراب این بیماران پرداخته ایم.

1-2-بیان مساله

زندگی انسان در این جهان همواره با اضطراب و دلهره همـراه بـوده اسـت. انسـان هـا معمـولا در اثـر عوامل گوناگون دچار میزانی از اضطراب و دلهره هستند. استرس و اضطراب کلماتی هستند که در زندگی روزمره، برای توصیف حالات و احساسات بسیار استفاده می شوند. در روان شناسی، اضطراب مرحله ی پیشرفته تر استرس مزمن است، که هنگامی به صورت یک مشکل بهداشت روانی در می آید که برای فرد یا اطرافیانش رنج و ناراحتی به وجود آورد یا مانع رسیدن او به اهدافش شود و یا در انجام کار های روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند(پارجمنت ، 2007). افسردگی نیز یکی از نابسامانی های بنیادین روانی است ( مهریار، 1382). حالتی است که بر احساسات، افکار، رفتار، و سلامت جسمانی فرد تأثیر ژرفی گذاشته ( سالمانز ،ترجمه: خلخالی زاویه، 1382) و چگونگی ادراک او از خود و محیطش را دگرگون می سازد ( کاپلان و سادوک ، ترجمه: پورافکاری، 1375). این دگرگونی تا اندازه ای است که وی در کنترل خود و پیرامونش، احساس درماندگی می کند (سلیگمن ، 1975). یکی از بیماری هایی که به دلیل ماهیت کم توان کننده اش می تواند فرد را به افسردگی برساند، مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس.) می باشد (آبراموویتز، ترجمه: همت خواه،1384). این بیماری یکی از قدیمی ترین و در عین حال مهمترین بیماری های مغز و نخاع است (باردلی و همکاران ، 2004) که با دوره های پیشرونده ی کاهش و افزایش بیماری، علایم سه گانه ی آسیب زا شامل التهاب ازبین رفتن پوشش عصب ها (میلین) و جراحت دستگاه اعصاب مرکزی تشخیص داده می شود (هوشر و گودین ، 2005). از بین رفتن پوشش عصب در بخشی از مغز که کنترل احساسات را به عهده دارد، پیش بینی ناپذیر بودن حمله های بیماری، کاهش توانمندی های پیشین و مشکلاتی نظیر از دست دادن کار و در آخر عوارض ناشی از مصرف داروهایی که در درمان به کار می روند از جمله دلایل افسردگی در بیماران ام.اس. است ( آبراموویتز، ترجمه: همت خواه، 1384) که به نوبه ی خود سویه های بسیاری از زندگی فرد را دگرگون می نماید. یکی از این سویه ها، کاهش مقابله ی سودمند با دشواری های زندگی است. این کاهش مهارت مقابله به سهم خود می تواند افسردگی بیمار را بیشتر از پیش نماید و این چرخه همچنان ادامه یابد (ارنلت و رودولف ، 2006). شدت افسردگی بیمار بر کیفیت زندگی، توانمندی های بدنی (پیتون و همکاران ، 2006)، سویه های شناختی، شناختی، و بازگشت دوباره ی بیماری (لوپز و همکاران ، 2006) تأثیر ویران کننده ای می گذارد. الگوی بیماری و شیوه ی برخورد با آن در بیمار ام.اس. که دچار افسردگی شده است در برابر بیماری که به افسردگی دچار نشده یا آن را مهار کرده، بسیار ناهمانند است (کورنچ و همکاران ، 2000). ناامیدی و خستگی از دیگر پیامدها و چه بسا نشانه های افسردگی می باشد. ناامیدی ای که بیمار را از مقابله ی سودمند و ادامه ی درمان باز می دارد (وینسمن و اسچووتز ، 2004) و همین امر سبب می شود با آغاز حمله ی دیگر بیماری فرد به درمان دارویی گستردهتر و حتی بستری درازمدتتر نیاز داشته باشد (پتن و متس ، 2002). چنین آسیب های گسترده ای می توانند در افزایش افسردگی فرد سهم بسزایی داشته باشند که با افزایش افسردگی خطر اقدام به خودکشی با هدف پایان دادن به این دشواری ها نیز افزایش می یابد (مختاری، 1384). انجمن حمایت از بیماران ام.اس. ( 2006) در گزارش های خود بیان کرد که خطر خودکشی در بیماران .ام اس. به طور معمول 7/7 برابر بیشتر از جمعیت عادی است. افکار خودکشی در بیماران ام.اس.

ایرانی 30 درصد است که از این میان اقدام به خودکشی 5 برابر بیشتر از جمعیت عادی است و این میزان به ویژه در 5 سال نخست بیماری و در سنین 40 تا 50 سال نمایان می شود (ملکوتی، 1385 ). از این رو توجه جدی به دشواری های بیماران به ویژه افسردگی و اضطراب ایشان ارزنده می نماید. روان شناسان کوشیده اند برای پیشـگیری و درمـان اضطراب، روش های گوناگونی را به افراد آموزش دهند. اما به نظر می رسدکه استفاده از روش های سنتی و ساده برای درمان اضطراب و افسردگی کافی نیست، لذا اهمیت مذهب و بـه کـارگیری روش هـای معنـوی در چنـد دهـه گذشته به صورت روزافزون توجه روان شناسان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. شواهدی وجود دارد که عموم مـردم بـه طـور فزاینـده ای بـه معنویـت تمایـل دارنـد و بررسـی هـای همگانی افزایش قابل ملاحظه در علاقه به امور معنوی را تایید می کنند. مطالعات آزمایشی نیز نشان می دهـد که بین مذهب و معنویت و سلامت روانی رابطه معنا داری وجود دارد، با این حـال دلایـل ایـن ارتبـاط مـبهم است. از آنجایی که شیوه های رویارویی با افسردگی و اضطراب بیماران ام اس ناهمانند است و پژوهش های اندکی ( به ویژه در ایران) در زمینه ی سودمندی معنادرمانی در کاهش افسردگی بیماران ام.اس. انجام شده است، پژوهش کنونی با هدف کاهش افسردگی بیماران ام.اس. بر آن است تا سودمندی شیوه ی معنادرمانی را در کاهش افسردگی بررسی نماید.

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

بیماری مولتیپل اسکلروزیس یکی از بیماری های سیستم عصبی مرکزی می باشد که درآن غلاف میلین به صورت پیشرونده تحلیل می رود. آمار دقیقی از میزان مبتلایان به این بیماری در ایران در دسترس نیست ، اما به طور تقریبی بین 30تا 40 هزار نفر در ایران دچار این بیماری هستند. بسیاری از بیماری های مزمن، از جمله MS با خطر بالای افسردگی و نامیدی همراهند.

اضطراب احساس ناخوشی، نگرانی و یا تنشی است که فرد در پاسخ به شرایط تهدید کننده و یا فشارزا ارائه می کند. اضطراب میتواند خفیف و یا چنان شدید باشد که فرد را به هراس افکند، به طور طبیعی اضطراب گذراست اما هرگاه مدت زمان آن طولانی شود و یا در غیاب فشارهای روانی و یا تهدید ادامه یابد، آنگاه باید به عنوان یک مشکل تلقی شود. افسردگی حالتی است که انسان در دراز مدت احساس سختی و ناراحتی می کند، پریشان حال و مضطرب می باشد و زندگی را کسالت بار و دلتنگ کننده احساس میکند. فرد افسرده در رابطه با هیچ چیز احساس خشنودی، رغبت و لذت نمی کند. برای انسان های افسرده شروع کردن کارها بسیار سخت و مشکل بوده و خیلی زود خسته می شوند.(کاراکویان، 2010). یکی از مداخلات مطرح در مبحث سلامت روان، معنا درمانی است که در اثربخشی آن مطالعات مختلف اثبات شده است و می تواند فرد را در یافتن معنای زندگی یاری داده و سبب کاهش تنش ها و مشکلات روانشناسی وی گردد. معنای زندگی یکی از مقوله هایی است که انسان حقیقت جو در پی آگاهی یافتن به ماهیت آن است. معناداری زندگی، کاملاً به نگرش انسان به زندگی بستگی دارد. برای آن که زندگی فردی معنادار شود، وی باید معنای زندگی را درک نماید. یکی از معروف ترین تعریف مبنای زندگی، توسط فرانکل در سال 1984 ارائه شده است. وی معتقد است که هنگامی که انسان به فعالیت های مورد علاقه اش می پردازد، با دیگران ملاقات می کند، به تماشای آثار هنری- ادبی می پردازد و یا به دامان طبیعت پناه می برد، وجود معنا را در خود احساس می کند. همچنین هنگامی که احساس می کند که وجود و هستی اش به یک منبع لایزال پیوند خورده است و خود را متکی به چارچوب ها و تکیه گاه های گسترده و قابل اتکایی مانند مذهب و فلسفه ای که برای زندگی کردن انتخاب کرده است، می بیند، معنا را درمی یابد و آن را احساس می کند. معنای زندگی اشاره به نوعی از احساس ارتباط با خالق هستی، داشتن هدف در زندگی، تعقیب و نیل به اهداف با ارزش و رسیدن به تکامل دارد. معنای زندگی در اصل ماهیت شناختی دارد، چرا که دربردارنده باورهای افراد در مورد وجود یک هدف غایی در زندگی، اعتقاد به معنویات و زندگی اخروی است. در واقع، داشتن معنا در زندگی، یکی از پیش بینی کننده های رفاه انسان و رضایت از زندگی می باشد(دهداری وهمکاران، 1392). مطالعات نشان می دهند که مفهوم معنای زندگی ارتباط تنگاتنگی با سلامت و رفاه روان شناختی افراد دارد (ملتون، 2008). در واقع، معنادار بودن زندگی سبب پایین آمدن سطح عواطف منفی مانند اضطراب و افسردگی می شود و در نهایت سبب کاهش خطر ابتلا به بیماری های روانی می گردد.

۲- ۱۳-۱۷- مدل کرت لوین ۶۴
عنوان صفحه
۲- ۱۳-۱۸- مدل هال ۶۵
۲-۱۳-۱۹- مدل هافستد ۶۵
۲-۱۳-۲۰- مدل بارون و گرینبرگ ۶۷
۲- ۱۳-۲۱- مدل دانیل دنیسون ۶۸
۲- ۱۳-۲۱- ۱- درگیر شدن در کار (مشارکت پذیری) ۷۲
۲- ۱۳-۲۱- ۲- سازگاری(انعطاف پذیری) ۷۳
۲- ۱۳-۲۱- ۳- انطباق پذیری (ثبات و یکپارچگی) ۷۳
۲- ۱۳-۲۱- ۴- رسالت پذیری(ماموریت) ۷۵
۲- ۱۴- مروری بر اهداف، وظایف و فعالیت های سازمانی کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران ۷۷
۲- ۱۴-۱- اهداف و وظایف کتابخانه ملی ایران ۷۷
۲- ۱۴-۲- وظایف و اختیارات رئیس کتابخانه ملی ۷۸
۲- ۱۴-۳- فعالیت های کتابخانه ملی ایران ۷۹
۲- ۱۵- پیشینه تحقیق: ۸۳
۲-۱۵ -۱- پیشینه تحقیق در ایران ۸۴
۲- ۱۵-۲- پیشینه تحقیق در خارج ۸۶

مقدمه ۸۸
۳-۱- روش پژوهش ۸۸
۳-۲- جامعه پژوهش ۸۹
۳-۳- نمونه پژوهش ۹۰
۳-۴- روش و طرح نمونه‌گیری ۹۱
عنوان صفحه
۳-۵- ابزار گردآوری داده ها ۹۱
۳-۶- روایی و پایایی ابزار گردآوری داده ها ۹۲
۳-۷- روش تحلیل داده ها ۹۴
۳-۸- شیوه اجرای پژوهش ۹۵
:
مقدمه ۹۷
۴-۱- بررسی وضعیت جمعیت شناختی ۹۷
۴-۲- بررسی سؤالهای پژوهش ۱۰۶
:
مقدمه ۱۲۹
۵-۱-خلاصه موضوع و روش ها ۱۲۹
۵-۲-بحث در نتایج و نتیجه گیری ۱۳۱
۵-۳- محدودیت های پژوهش ۱۳۵

در این پژوهش برای بررسی روایی پرسش‌نامه از روایی محتوی استفاده می‌شود. برای تعیین اعتبار محتوی، پرسشنامه به چند نفر از صاحب نظران و اساتید مدیریت و بازرگانی داده شده و از آنها در مورد سوالات و ارزیابی فرضیهها نظرخواهی گردید، نهایتاً روائی پرسش‌نامه تایید گردید.
۳-۱۰ خلاصه
در این فصل، ضمن بیان روش و نوع تحقیق، جامعه آماری و روش نمونه‌گیری، نحوه تعیین نمونه آماری بیان گردید، در ادامه نیز به بیان توضیحاتی در مورد نحوه گردآوری داده و تعیین پایایی و روایی پرسش‌نامه پرداخته شد.
فصل چهارم:
تجزیه و تحلیل آماری
۴-۱ مقدمه
تجزیه و تحلیل داده‌ها برای بررسی صحت و سقم فرضیات برای هر نوع تحقیق از اهمیت خاصی برخوردار است. امروزه در بیشتر تحقیقاتی که متکی بر اطلاعات جمع‌آوری شده از موضوع مورد تحقیق می‌باشد؛ تجزیه و تحلیل اطلاعات از اصلی‌ترین و مهم‌ترین بخش‌های تحقیق محسوب می‌شود. داده‌های خام با استفاده از فنون آماری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و پس از پردازش به شکل اطلاعات در اختیار استفاده کنندگان قرار می‌گیرند. برای تجزیه و تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده ابتدا آمار توصیفی که به بررسی متغیرهای جمعیت شناختی تحقیق شامل جنسیت، میزان تحصیلات، سن و سابقه خدمت می‌پردازد؛ مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین به منظور بررسی روابط بین بازاریابی رابطه‌مند و پیشبرد فروش از آزمون‌های ضرایب همبستگی و رگرسیون استفاده شده است.
۴-۲ آمار توصیفی
در این بخش از تجزیه و تحلیل آماری به بررسی چگونگی توزیع نمونه آماری از حیث متغیرهایی چون جنسیت، میزان تحصیلات، سن و سابقه خدمت پرداخته می‌شود.
۴-۲-۱ تحلیل توصیفی جنسیت پاسخ دهندگان
جدول۴-۱ و همچنین نمودار۴-۱ توزیع فراوانی معیار جعمیت نوع جنسیت را در نمونه آماری نشان می‌دهد.
جدول۴-۱ توزیع فراوانی نمونه مورد مطالعه بر حسب جنسیت

برای دانلود متن کامل این فایل به سایت torsa.ir مراجعه نمایید.

درصد تجمعی درصد فراوانی جنسیت
۷/۵۲ ۷/۵۲ ۴۸ مرد
۱۰۰ ۳/۴۷ ۴۳ زن
۱۰۰ ۹۱ کل

نمودار۴-۱ ترکیب جمعیتی نمونه مورد مطالعه بر حسب جنسیت(درصد)
بر اساس اطلاعات مندرج در جدول۴-۱ و نمودار۴-۱، جنسیت ۷/۵۲ درصد (۴۸ نفر) مرد و ۳/۴۷ درصد (۴۳ نفر) زن می‌باشد. همانگونه که مشاهده می‌شود اکثریت پاسخگویان مرد می‌باشند.

۳-۱۴-پرسشنامه نگرش سنج
به منظور سنجش میزان نگرش دانش آموزان در درس ریاضیات از یک آزمون نگرش سنج استفاده شد.این پرسشنامه به وسیله فردایی بنام و فرزاد ،درسال ۱۳۹۱ درس علوم طراحی ، اجرا و تدوین شد ه است .(با توجه به سن مخاطبین و فهم سوالات این پرسشنامه با مشورت استاد راهنما از این ابزار برای آزمون نگرش سنج برای درس ریاضیات استفاده شده است .) محتوای این آزمون بر اساس اهداف نگرشی آموزش ریاضیات تنظیم گردیده است. سؤالات این پرسشنامه از نوع سؤالات بسته پاسخ با مقیاس سه گزینه ای لیکرت و شامل ۱۶ عبارت بود که هر دانش آموز از طریق فرایند خود ارزشیابی، طرز تلقی و نگرش خود را نسبت به درس ریاضیات اعلام می نمود.
در مراحل طراحی، تدوین و اجرای این آزمون موارد زیر مورد توجه قرار داده شده است:
۱) پرسش ها بر اساس جدول دو بعدی هدف- محتوا تدوین و در بر گیرنده برآیند کاملی از همه آموخته های دانش آموزان در درس ریاضیات می باشد.
۲) عبارت ها ، حیطه ها و سطوح مختلف هدف های دانشی، مهارتی و نگرشی را شامل می شود.
۳) کلیه عبارت های پرسشنامه بر اساس نظر جمعی ۲ نفر از اساتید علوم تربیتی ، ۲نفر از سرگروه های آموزشی ریاضیات و ۳ نفر از معلمان خبره، مورد تایید قرار گرفت.
۴) آزمون در بین۲۴۰ نفر از دانش آموزان که به طور تصادفی در مدرسهابتدایی دولتی منطقه ۵ شهر تهران ، به اجرا در آمد .
الف) روایی پرسشنامه نگرش سنج
محتوای عبارات این آزمون بر اساس نظرات دونفر از کارشناسان برنامه ریزی ریاضیات، دو نفر از صاحبنظران در حوزه ارزشیابی و سه نفر از سرگروه های آموزش ریاضیات سوم دبستان مورد تأیید قرار داده گرفت.
در این پژوهش ، روایی صوری و محتوایی پرسشنامه مذکور به تأیید ۳ نفر از مدرسان ریاضیات سوم دبستان و ۲ نفر از اساتید گروه علوم تربیتی رسیده است.
ب) پایایی پرسشنامه نگرش سنج
برای تعیین پایایی پرسشنامه نگرش سنج، از روش محاسبه ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است که مقدار ضریب برای پرسشنامه برابر ۸۹/۰ می باشد.
۳-۱۵- روش های تجزیه و تحلیل داده ها
به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی با نرم افزار Spss استفاده شد. بدین ترتیب که در بخش توصیفی از میانگین، انحراف استاندارد استفاده و همچنین در بخش آمار استنباطی، برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از پژوهش و تضمین سطح معنی داری فرضیه ها از آزمون های آماری زیر استفاده شده است:
– در فرضیه اصلی تأثیر متغیر شیوه آموزش درس پژوهی بر میزان پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضیات بررسی شده است ، توع روش جمع آوری اطلاعات برمبنای پژوهش آزمایشی از نوع طرح های پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل است ؛ لذا برای تجزیه و تحلیل داده های حاصل از تحلیل کوواریانس استفاده شده است.
– در فرضیه های فرعی شماره ۱ تا ۳ به دلیل تأثیر شیوه آموزش مبتنی بر درس پژوهی بر میزان مؤلفه های پیشرفت تحصیلی (دانش، مهارت و نگرش) ریاضیات و پیش آزمون و مقیاس فاصله ای، از تحلیل کوواریانس به دلیل این که پیش بینی می شد که بین متغیرهای پیشگو همبستگی وجود داشته ،استفاده شده است.
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل داده ها
۴-۱- مقدمه
در این فصل پس ازآنکه با استفاده از ابزارهای پژوهش، داده های کمی مورد نیازبرای آزمون و پاسخ به فرضیه های پژوهش جمع آوری گردید، نوبت آن شدکه با استفاده ازروش های مناسب، داده ها یا اطلاعات دسته بندی، تلخیص وتجزیه وتحلیل شود. سپس،باکمک نرم افزار SpssوExcelداده های پژوهش دردوسطح توصیفی واستنباطی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. دراین پژوهش سعی گردیده تا نتایج حاصل ازپرسشنامه‌ها به صورت خلاصه وهمراه با جدول‌ها ونمودارهای مربوطه ارائه شود وتحلیل هایی که به منظورتوصیفی داده های مذکور انجام گردیده اند،شاخص هایی همچون میانگین،انحراف معیارو … راشامل می شود. درسطح استنباطی از آزمون آماری تحلیل کواریانس برای تحلیل فرضیات پژوهشی استفاده شده است.در واقع ابتدا جدول ویژگی های جمعیت شناختی نمونه ی آماری آورده شده، سپس داده‌های جمع آوری شده توصیف شده اند و در ادامه تحلیــل داده‌ها مبتنی بر استـنباط آماری انجام گرفته است.
۴-۲-تحلیل توصیفی داده‌ها :
۴-۲-۱دانش کسب شده دانش آموزان دردرس ریاضیات
جدول (۴-۱) شاخص های توصیفی دانش کسب شده دانش آموزان در آموزش مبتنی بر درس پژوهی (گروه آزمایش ) و دانش آموزانی که معلمان آن ها در گروه درس پژوهی مشارکت نداشته اند(گروه آزمایش ) در درس ریاضیات دانش آموزان گروه آزمایش را نشان می دهد.
جدول(۴-۱): شاخص های توصیفی پیش آزمون و پس آزمون دانش کسب شده ریاضیات در گروه آزمایش

آزمون تعداد حداقل حداکثر میانگین انحراف استاندارد واریانس
پیش آزمون
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  ۴۰y.ir  مراجعه نمایید.

۲-۵-۱) تحقیقات خارجی
اگرچه اولین کتاب درباره رفتار سازمانی مثبت‌گرا (نگاشته شده توسط لوتانز، کارولین یوسف و بروس اولیو، انتشارات دانشگاه آکسفورد ۲۰۰۷) اخیراً منتشر شده است، اما تحقیقات در مراحل مختلف، به نظر می‌رسد که به آینده آن‌ها امید قابل‌توجهی وجود دارد. برای مثال در یک مطالعه ۷۴ نفر از مدیران مؤسسه‌ای که تولیدکننده فنّاوری پیشرفته، آموزش دو و نیم‌ساعته سرمایه روان‌شناختی یا همان رفتار سازمانی مثبت‌گرا انجام داد که اقدام به توسعه مقدار خودکارآمدی، خوش‌بینی، امیدواری و تابآوری نمود. نتایج نشان داد که رفتار سازمانی مثبت‌گرا یا سرمایه روان‌شناختی، عملکرد اندازه‌گیری شده را به میزان زیادی به‌طور واقعی افزایش داده بود (برخلاف گروه کنترل هماهنگ شده که کاری انجام نمی‌دهند) جای تأکید است وقتی این نتایج در تحلیل مطلوبیت در نظر گرفته شد، ۲۷۰ درصد بازگشت سرمایه وجود داشت. این تأثیر از سرمایه‌گذاری و توسعه سرمایه روان‌شناختی، پتانسیل منابع انسانی را که ممکن است افزایش مزیت رقابتی داشته باشد را نشان می‌دهد. لوتانز و آولیو (۲۰۰۷) به بررسی تأثیر سرمایه روان‌شناختی بر عملکرد کاری کارکنان پرداختند و به این نتیجه رسیدند که کارکنانی که سرمایه روان‌شناختی بالاتری دارند، عملکرد کاری بهتری دارند و تأثیر چهار بعد سرمایه روان‌شناختی، بیشتر از تأثیر هرکدام از ابعاد بر عملکرد کاری است. درنتیجه می‌توان گفت سرمایه روان‌شناختی دارای ویژگی همافزایی است.
آوی و همکارانش (۲۰۰۶) پژوهشی را با عنوان کاربردهای سرمایه روان‌شناختی در غیبت کارکنان انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که سرمایه روان‌شناختی و چهار بعد آن با غیبت کارکنان رابطه منفی دارند؛ به‌ویژه تأثیر سرمایه روان‌شناختی در مقایسه با تعهد سازمانی و رضایت شغلی کارکنان در کاهش غیبت غیرارادی کارکنان تأثیر بیشتری دارد و باعث بهبود روحیه کارکنان می‌شود.
لارسون و لوتانز (۲۰۰۶) پژوهشی را با عنوان ارزش‌افزوده بالقوه سرمایه روان‌شناختی بر نگرش‌های کاری انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که سرمایه روان‌شناختی که نتیجه اجماع چهار بعد (خوش‌بینی، تحمل‌پذیری، امیدواری و خودکارآمدی) است، بر نگرش‌های کاری در مقایسه با هر یک از ابعاد، تأثیر بیشتری دارد. همچنین این دو پژوهشگر به مقایسه سرمایه روان‌شناختی با سرمایه اجتماعی و انسانی می‌پردازند و بیان می‌کنند که سرمایه انسانی با تعهد سازمانی و سرمایه اجتماعی، با رضایت شغلی ارتباط دارد، درحالی‌که سرمایه روانشناختی ارتباط قوی‌ای با دو بعد نگرش کاری (تعهد سازمانی و رضایت شغلی) کارکنان دارد و لازم است که در سازمان‌ها علاوه بر سرمایه اجتماعی و انسانی، به سرمایه روان‌شناختی هم توجه کرد و از آن به نفع سازمان بهره برد.
یوسف و لوتانز (۲۰۰۷) نیز پژوهشی را با عنوان رفتار سازمانی مثبت‌گرا در محیط کار انجام دادند و به این نتیجه رسیدند که مثبت‌گرایی (امیدواری، خوش‌بینی و تحمل‌پذیری) بر رضایت شغلی، شادابی کار، تعهد سازمانی و عملکرد کارکنان تأثیر مثبت و قوی دارد.
هاوس (۲۰۰۴) در تحقیق خود نشان داد که سرمایه روان‌شناختی افراد به‌تنهایی پیش‌بینی کننده موفقیت اقتصادی افراد است. او در تحقیق خود تأکید نمود که سرمایه روان‌شناختی بیش از هر نوع سرمایه دیگری همچون سرمایه اجتماعی، هوشی، مالی یا مادی پیش‌بینی کننده ریسک کارآفرینانه و موفقیت در کسب‌وکار می‌باشد.
همیلسکی (۲۰۰۷) در پژوهشی تحت عنوان بررسی رابطه بین سرمایه روان‌شناختی کارآفرینان و بهروزی نشان داد که توسعه سرمایه روان‌شناختی در میان کارآفرینان ممکن است به آن‌ها در ایجاد مقاومت در مقابل دامنه وسیعی از محرکهای روان‌شناختی تنش‌زایی که ممکن است به‌طور ذاتی در طول رهبری مخاطرات جدیدشان رخ دهد کمک کند.
والی و همکاران (۲۰۰۹) در پژوهشی که بر روی ۷۰۴ نفر از کارآفرینان با عنوان سرمایه روان‌شناختی و رشد روحیه کارآفرینی به انجام رساندند به این نتیجه دست یافتند که سرمایه روان‌شناختی اثر مثبت و معناداری بر روی سطوح روحیه کارآفرینی دارد. نتایج نشان می‌دهد هرچند، تمام مؤلفه‌های سرمایه روان‌شناختی در فرآیند کارآفرینی از اهمیت برخوردارند بااین‌حال دو مؤلفه امیدواری و خودکارآمدی از قابلیت پیش‌گویی بالاتری برخوردار هستند.
پژوهش استیومن و همکاران (۲۰۱۰) نشان داد که رابطه مثبت و معناداری بین مؤلفه‌های سرمایه روان‌شناختی و عملکرد خلاقانه وجود دارد. بااین‌حال هنگامی‌که حاصل جمع بین مؤلفه‌های سرمایه روان‌شناختی موردتوجه قرار می‌گیرد پیش‌بینی کننده بهتری از عملکرد خلاقانه خواهد بود.
نتایج پژوهش سیلوا (۲۰۱۰) نشان می‌دهد که سرمایه روان‌شناختی قابلیت موفقیت کارآفرینانه را در مواجهه با دوران رکود افزایش می‌دهد و کسانی که در دوران پیش از رکود از سطح سرمایه روان‌شناختی قابل قبولی برخوردار بودند، قابلیت بیشتری در جهت سازگاری و غلبه با شرایط جدید دارند. همچنین نتایج نشان می‌دهد خوش‌بینی و امیدواری برآورد کننده بهتری جهت پیش‌بینی میزان موفقیت کارآفرینان می‌باشند.
ساتر (۲۰۱۰) نیز بیان می‌کند که سرمایه روان‌شناختی یک عامل کلیدی در پیش‌بینی میزان فعالیت‌های کارآفرینی افراد می‌باشد و حتی این تأثیر از سطح آموزش و یا دستیابی به فرصت‌ها بیشتر است. همچنین وی بیان می‌داد سرمایه روان‌شناختی نه‌تنها قادر به پیش‌بینی فعالیت‌های کارآفرینانه می‌باشد بلکه می‌تواند به عنوان انگیزه‌بخش و محرک شروع کارآفرینی نیز تلقی گردد.
نتایج تحقیق آوی، ورنسینگ و لوتانز (۲۰۰۸) بر روی ۱۳۲ کارمند در بخشها و مشاغل مختلف سازمان نشان داد امیدواری، خودکارآمدی، خوشبینی و تابآوری با هیجانات مثبت نظیر درگیر شدن در کار و رفتارهای مثبت نظیر رفتار شهروندی سازمانی رابطهی مثبت و معنادار دارند. به‌عبارت‌دیگر کارکنانی که ازنقطه‌نظر این چهار ویژگی در سطح بالاتری قرار دارند، تعلق بیشتری به شغل خود دارند و رفتارهای شهروندی را بیشتر نشان میدهند.
یوسف و لوتانز (۲۰۰۷)، در دو مطالعه مجزا (مطالعه اول: ۱۰۳۲ کارمند از ۱۳۵ سازمان گوناگون؛ مطالعه دوم: ۲۳۲ کارمند از ۳۲ سازمان مختلف)، رابطهی عوامل روانشناختی مثبت را با عملکرد، رضایت شغلی، شادمانی و تعهد سازمانی مورد بررسی قرار دادند. نتایج این تحقیقات نشان داد که تمام عناصر عوامل روانشناختی مثبت با رضایت شغلی و شادمانی رابطهی مثبت و معنادار دارند. در ارتباط با عملکرد، معنادار بودن امیدواری و در ارتباط با تعهد سازمانی، معنادار بودن امیدواری و تابآوری به اثبات رسید.
در پژوهشی دیگر، لوتانز، اولیو، آوی و نورمان (۲۰۰۷)، با بررسی سه نمونهی متفاوت به این نتیجه رسیدند که اگرچه امیدواری، خوشبینی، خودکارآمدی و تابآوری، پیشبینی کنندهی خوبی برای رضایت شغلی و عملکرد هستند، اما مجموع این عوامل یعنی شاخص عوامل روانشناختی مثبت، بهتر میتواند عملکرد و نگرشهای شغلی را تبیین کند.
مطالعهی لارسون و لوتانز (۲۰۰۶) بر روی ۷۴ کارمند بخش تولید یک کارخانهی صنعتی کوچک، نشان داد که عوامل روانشناختی مثبت و عناصر آن، رابطهی معناداری با نگرشهای شغلی کارکنان (تعهد سازمانی و رضایت شغلی) دارند. این رابطه در مورد رضایت شغلی از معناداری بیشتری برخوردار است.
آوی، پاترا و وست (۲۰۰۶) در مطالعهی ۱۰۵ مدیر بخش مهندسی نشان دادند که عناصر عوامل روانشناختی مثبت شامل خودکارآمدی، امیدواری، خوشبینی و تابآوری پیشبینی کننده بسیار خوبی برای تعهد سازمانی، رضایت شغلی و غیبیتازکار کارکنان هستند.
تحقیق لوتانز و همکارانش (۲۰۰۵) بر روی کارگران چینی نشان داد که خودکارآمدی، امیدواری، خوشبینی و تابآوری رابطهی معنادار و مستقیمی با عملکرد کارکنان دارند.
در سال ۲۰۱۰ رساله دکتری تحت عنوان “بررسی تأثیر سرمایه روانشناختی بر عملکرد و تعهد کارکنان” توسط تیماسی دانیال هودگس[۸۵] تحت نظارت و راهنمایی پروفسور فرد لوتانز در دانشگاه نبرسکا-لینکلن[۸۶] انجام شد. هدف از پژوهش مزبور، بررسی رابطهی سرمایه روانشناختی و اجزای آن (خودکارآمدی، امیدواری، تابآوری و خوشبینی) با عملکرد و تعهد کارکنان بوده است. نمونه آماری این تحقیق شامل گروه کنترل (۵۲ مدیر و ۱۵۲ همکار) و گروه درمان (۵۸ مدیر و ۲۳۹ کارمند) و نمونه میدانی از مدیران یک سازمان خدماتی- تجاری که مداخلاتی جزئی در سرمایه روانشناختی در آن صورت پذیرفته، بوده است. نتایج تحقیق مزبور حاکی از وجود رابطه معنادار مابین سرمایه روانشناختی، عملکرد و تعهد کارکنان است.
کاکیسی در پژوهش خود در سال ۲۰۰۸ یک نظرسنجی که گروهی از دلایل سکوت کارکنان در محل کار را موردبررسی قرار میداد را طراحی کرد. پرسشنامه متشکل از پنج گروه از دلایل: اداری و سازمانی (۱۳ مورد)، ترسهای مربوط به کار (۶ مورد)، فقدان تجربه (۴ مورد)، ترس از انزوا (۴ مورد) و ترس از تخریب روابط (۳ مورد) میباشد. در پژوهش مزبور، بررسی کاکیسی در یک بخش پلیس شهر واقع در شرق ترکیه بهمنظور تعیین دلایل سکوت در آن سازمان انجام شد. این بررسی به تعداد ۷۰۰ نفر از افسران پلیس مشغول به کار در اداره پلیس شهر توزیع شد. ۵۷۰ نظرسنجی جمع‌آوری شد و میزان ۸۱٫۴ درصد پاسخ به دست آمد. پنج متغیر جمعیت شناختی; جنسیت، گروه سنی، تحصیلات، مدت خدمت و پست برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد پاسخدهندگان مورداستفاده قرار گرفته است. برای تجزیه‌وتحلیل دادهها و دریافت توصیفی آمار از نرم‌افزار SPSS16 استفاده گردید. نتایج این تحقیق نشان میدهد که دلایل سازمانی و مدیریتی بیشترین تأثیر بر سکوت کارکنان را دارا میباشند (۳۹٫۲ درصد بسیار مؤثر و ۳۵٫۱ درصد مؤثر). کارکنان معتقدند که رفتار مدیران آنان را به صحبت کردن ترغیب نمیکند و مدیران نیازی برای شنیدن ایدهها و نظرات کارکنان جهت حل مشکلات سازمانی احساس نمیکنند. بعد از دلایل سازمانی و مدیریتی، پاسخدهندگان ترسهای مربوط به کار، ترس از انزوا، ترس از تخریب روابط را دارای تأثیرات مشابهی بر سکوت خود دانستند. جالب‌توجه است که کارکنان فکر نمیکنند که کمبود تجربه عامل مؤثری برای سکوتشان باشد.
در سال ۲۰۰۸ مقالهای تحت عنوان “سکوت کارکنان روی محیطهای حساس کاری با تأثیر جو عدالت درک شده” در دانشگاه مریلند توسط ریمنیوجم[۸۷] انجام شد. فرضیههای تحقیق عبارت‌اند از: ۱- سکوت کارکنان بهطور منفی با شناسایی گروه کاری ارتباط دارد. ۲- سکوت کارکنان بهطور منفی با تعهدات حرفهای ارتباط دارد. ۳- سکوت کارکنان بهطور منفی با درک شخصی از عدالت ارتباط دارد. این تحقیق بر روی ۶۰۶ پرستار با ۳۰ گروه کاری انجام شد. نتایج حاکی از آن است که جو عدالت درک شده روی سکوت کارکنان اثرگذار است.
در سال ۲۰۱۱ مقالهای تحت عنوان “رابطه بین سکوت سازمانی و رهبری اخلاقی درمیان عملکرد کارکنان” توسط کمال ظهیر و ابرو اردوگان انجام شد. هدف از این تحقیق بررسی رابطه بین سکوت سازمانی و رفتار رهبری در حالتی از رهبری اخلاقی است. بدین ترتیب عملکرد کارکنان در چند متغیر سنجیده شد. این مطالعه روی ۷۱۴ نفر که برای شرکتهای بینالمللی در ترکیه کار میکردند انجام شد. دو فرضیه اصلی تحقیق عبارت‌اند از: ۱ -بین رهبری اخلاقی و سکوت کارکنان رابطه وجود دارد. ۲- بین رهبری اخلاقی و صدای کارکنان رابطه وجود دارد. هر دو فرضیه در این تحقیق با ارقام بهدست آمده، مورد تأیید قرار گرفت.
۲-۵-۲) تحقیقات داخلی
در سال ۱۳۸۹ پژوهشی تحت عنوان “تبیین عوامل روانشناختی مثبت در سازمان” توسط نسترن سیماراصل، مرجان فیاضی و آرین قلیپور انجام شده است. هدف از پژوهش مزبور، بررسی پیامدهای عوامل روانشناختی مثبت و اجزای آن (خودکارآمدی، امیدواری، تابآوری و خوشبینی) در سازمان بوده است. جامعه آماری تحقیق یادشده شامل کتابداران عضو انجمن کتابداری ایران بوده که از میان آنها، ۱۲۸ نفر بهعنوان نمونه آماری انتخاب شدهاند. بنا بر یافتههای پژوهش مزبور، در رابطه با تأثیر اجزای تشکیل‌دهنده‌ی عوامل روانشناسی مثبت شامل خودکارآمدی، امیدواری، خوشبینی و تابآوری بر تعهد سازمانی و رضایت شغلی کتابداران، بیشترین تأثیر مربوط به متغیر خوشبینی است. همچنین در بین اجزای تشکیل‌دهنده‌ی عوامل روانشناختی مثبت، در سطح اطمینان ۹۵ درصد، تنها متغیر خودکارآمدی با متغیر میزان تحصیلات پاسخدهندگان رابطهی معنادار دارد، به‌طوری‌که خودکارآمدی در دارندگان مدرک دکتری بیشتر از دارندگان مدارک تحصیلی پایینتر است. علاوهبراین، در سطح اطمینان ۹۵ درصد، میزان تابآوری کارکنان متأهل بیشتر از تابآوری کارکنان مجرد است.
در سال ۱۳۹۱ پژوهشی تحت عنوان “نقش تعدیلکنندگی سنوات کاری بر رابطه بین سرمایه روانشناختی و جامعهپذیری افراد” توسط حبیباله دعایی و همکارانش انجام شده است. هدف از پژوهش مزبور، بررسی تأثیر سرمایه روانشناختی از طریق سنوات کاری کارکنان سازمان بر جامعهپذیری آنها بوده است. بدین منظور پژوهشی پیمایشی در یک نمونه شامل ۱۱۵ نفر از کارکنان (مدیر و کارمندان) شرکت انتقال گاز شمال شرق کشور منطق ۴ با استفاده از ابزار پرسشنامه انجام گردیده است. نتایج پژوهش تأثیر سرمایه روانشناختی بر جامعهپذیری را تأیید نموده، لیکن سنوات کاری تأثیری بر رابطه بین این دو متغیر نداشته و درواقع دارای نقش تعدیلکنندگی نبوده است.
در سال ۱۳۹۱ پژوهشی تحت عنوان “تأثیر سرمایه روانشناختی بر پذیرش دورکاری” توسط داود حسینپور و حسین علیزاده انجام شده است. هدف از پژوهش مزبور، بررسی تأثیر سرمایه روانشناختی بر پذیرش دورکاری توسط کارمندان بوده است. جامعه آماری تحقیق، کارمندان واحدهای ستادی وزارت صنعت، معدن و تجارت بوده که در آن واحدها دورکاری انجام میشود؛ در تحقیق مزبور برای نمونهگیری، از گروه دورکاران بهعلت تعداد محدود آنها از روش سرشماری و برای نمونهگیری از گروه غیردورکاران از روش نمونهگیری تصادفی ساده استفاده شده است. تعداد دور کاران ۹۷ تن بوده که پس از توزیع و جمعآوری پرسشنامه بین آنها تعداد ۸۴ پرسشنامه معتبر شناخته شده و کارکنان غیردورکار ۲۹۰ تن بودهاند که پس از توزیع ۳۳۰ پرسشنامه، تعداد ۲۶۶ پرسشنامه معتبر به دست آمده است. نتایج پژوهش تأثیر سرمایه روانشناختی کارمندان بر پذیرش دورکاری را نشان داده است. همچنین مشخص شده است که از بین ابعاد سرمایه روانشناختی فقط دو بعد امیدواری و خوشبینی بر پذیرش دورکاری مؤثرند.
در سال ۱۳۹۱ پژوهشی تحت عنوان “تأثیر سرمایه روانشناختی بر رضایت شغلی افسران مرد ناجا (موردمطالعه فا.ا.قزوین)” توسط علی باباییان، میرعلی سیدنقوی، حسین علیزاده و محمدرضا پورغلامی انجام شده است. هدف از پژوهش مزبور، سنجش تأثیر سرمایه روانشناختی بر رضایت شغلی و سپس، بررسی تأثیر هریک از ابعاد سرمایه روانشناختی (خودکارآمدی، امیدواری، خوشبینی، سازشکاری) بر رضایت شغلی بوده است. جامعه آماری تحقیق کلیه افسران جزء و ارشد مرد ناجا بوده است. نتایج پژوهش حاکی از آن بوده که سرمایه روانشناختی و مؤلفههای آن بر رضایت شغلی تأثیر مثبتی دارند و از میان ابعاد سرمایه روانشناختی، خودکارآمدی بیشترین تأثیر معنادار و مثبت و امیدواری کمترین تأثیر را بر رضایت شغلی داشته است.
در سال ۱۳۹۰ پژوهشی تحت عنوان “تبیین رابطه سرمایه روانشناختی و کارآفرینی سازمانی اعضای هیئت‌علمی دانشگاه” توسط محمد فروهر و همکارانش انجام شده است. هدف از پژوهش مزبور، تبیین رابطه سرمایه روانشناختی و کارآفرینی سازمانی در بین اعضای هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیهی اعضای هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان بوده که در سال ۹۰-۸۹ مشغول به تدریس بودهاند که از این تعداد ۱۶۵ تَن با استفاده از روش نمونهگیری طبقهای تصادفی بهعنوان نمونه انتخاب شدهاند. ابزار اندازهگیری در پژوهش مزبور پرسشنامه سرمایه روانشناختی لوتانز و همکارانش (۲۰۰۷) و پرسشنامهی محقق ساخته‌ی کارآفرینی سازمانی بوده است. نتایج پژوهش نشان داده که بین سرمایه روانشناختی و ابعاد آن (خودکارآمدی/ اعتمادبه‌نفس، امیدواری، انعطافپذیری و خوشبینی) و کارآفرینی سازمانی اعضای هیئت‌علمی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین تحلیل رگرسیون نشان داده است که هیچیک از مؤلفههای سرمایه روانشناختی بهتنهایی برآورد کننده کارآفرینی سازمانی اعضای هیئت‌علمی نیستند.
در سال ۱۳۹۱ پژوهشی تحت عنوان “رابطه مؤلفههای سرمایه روانشناختی و مؤلفههای تعهد سازمانی” توسط رضا هویدا، حجتاله مختاری و محمد فروهر انجام شده است. هدف از پژوهش مزبور، بررسی رابطه مؤلفههای سرمایه روانشناختی و ابعاد تعهد سازمانی اعضای هیئت‌علمی دانشگاه اصفهان بوده است. در پژوهش مزبور از میان ۴۶۳ عضو هیئت‌علمی تعداد ۱۰۶ تن برای بهعنوان نمونه آماری به روش تصادفی ساده گزینش شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن بوده که متغیر امیدواری و متغیر خودکارآمدی/ اعتمادبهنفس دارای توان پیشبین معناداری برای تعهد عاطفی است (۴۰۰/۰>p). متغیر امیدواری و متغیر خودکارآمدی/ اعتمادبه‌نفس دارای توان پیشبین معناداری برای تعهد مستمر بوده است (۰۰۰۱/۰=p) و متغیر خوشبینی و متغیر خودکارآمدی/ اعتمادبهنفس و متغیر انعطافپذیری دارای توان پیشبین معناداری برای تعهد هنجاری بوده است (۰۰۰۱/۰=p).
در سال ۱۳۹۱ پایاننامهای تحت عنوان “نقش رفتار شهروندی سازمانی بر سکوت کارکنان در بخش دولتی” توسط مرضیه صیدانلو در دانشگاه علامه طباطبایی انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق اداره آموزش‌وپرورش شهرستان گلوگاه بوده و نمونه آماری تحقیق ۲۵۱ نفر بوده است. نتایج تحقیق مزبور حاکی از آن بوده است که بین رفتار شهروندی سازمانی و سکوت سازمانی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد.
در سال ۱۳۸۹ پایاننامهای تحت عنوان “تبیین نقش فرهنگ‌سازمانی در سکوت سازمانی در بخش دولتی” توسط الهام براتی در دانشگاه تربیت مدرس انجام شد. جامعه آماری تحقیق مزبور شامل دانشگاههای علوم پزشکی، ایران، تهران و شهید بهشتی بود. همچنین ازآنجایی‌که نتایج تحقیقها نشان دادهاند که جو سکوت در ایجاد رفتار سکوت نقش مهمی ایفا میکند. تحقیق یادشده کانون توجه خود را بر اندازهگیری میزان تأثیر این عامل بر رابطهی فرهنگ‌سازمانی و سکوت سازمانی متمرکز کرده است. نتایج آزمونهای آماری حکایت از تأثیر فرهنگ‌سازمانی بر سکوت سازمانی دارد. همچنین نتایج آزمون متغیر مداخله‌گر بارون و متنی نشان داد که جو سکوت رابطه فرهنگ‌سازمانی و سکوت سازمانی را ۵۴/. تحت تأثیر قرار میدهد.
در سال ۱۳۹۱ پژوهشی تحت عنوان “بررسی رابطه بین عوامل شخصیتی و سکوت کارکنان دانشی” توسط مهدی افخمی اردکانی و افسر خلیلی صدرآباد انجام شده است. هدف از پژوهش مزبور، بررسی نقش عوامل شخصیتی در شکلگیری سکوت کارکنان بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان دانشی پژوهشگاه صنعت نفت (حدود ۳۴۰ تَن) و حجم نمونه آماری بر اساس جدول مورگان حدود ۱۸۰ تَن برآورد شده است. روش تحقیق از نوع توصیفی و از شاخه همبستگی و مبتنی بر مدلسازی معادلات ساختاری بوده است. نمونهگیری به روش تصادفی ساده و ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه بوده است. دادههای جمعآوری شده با نرمافزار لیزرل تجزیهوتحلیل شده و نتایج پژوهش نشان داده است که ابعاد شخصیتی برونگرایی، گشودگی و وظیفهشناسی رابطه منفی و معناداری با سکوت دارند؛ درحالیکه بین سازگاری و سکوت، رابطه مثبت و معنادار وجود دارد؛ همچنین بین بعد شخصیتی روانرنجوری با سکوت رابطه معناداری مشاهده نشده است.
پژوهشی بهمنظور بررسی عوامل به وجود آورنده سکوت سازمانی بر مبنای مدل سهشاخگی از طریق عوامل زمینهای، ساختاری و رفتاری مؤثر بر سکوت سازمانی از نگاه مدیران و کارشناسان توسط دکتر حسن زارعیمتین و همکاران انجام گردید. جامعه آماری آن شامل دانشگاههای منتخب استان قم بوده و حجم نمونه به شیوه تمام شماری و شامل کارکنان و مدیران ارشد دانشگاه پردیس قم، دانشگاه حضرت معصومه (س) و کارکنان و مدیران ستادی معاونت توسعه دانشگاه علوم پزشکی قم میباشد. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخته‌ای است که بهمنظور فهم سازگاری درونی پرسشنامه، از روش پایایی درونی (آلفای کرونباخ) و از روش روایی صوری، بهمنظور سنجش روایی آن استفاده گردیده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که کارکنان و مدیران از ۱۱ مؤلفه مربوط به بعد رفتاری، در مورد ۷ مؤلفه مؤثر بر سکوت سازمانی اتفاق‌نظر دارند، از ۵ مؤلفه مربوط به بعد ساختاری، هر ۵ مؤلفه از نگاه مدیران و کارکنان در ایجاد سکوت سازمانی مؤثرند و از ۳ مؤلفه مربوط به بعد زمینهای یک مؤلفه از دید مدیران و کارکنان موجد سکوت سازمانی است.
در پژوهشی که بهمنظور تحلیل نگرشهای شغلی کارکنان سازمانهای دولتی: تبیین جو سکوت سازمانی و رفتار سکوت سازمانی توسط دکتر حسن داناییفرد و بلال پناهی انجام‌شده است، از طریق تبیین مفهوم سکوت سازمانی و رفتار سکوت، روابط تجربی آزمونشده بین فضای سکوت و رفتار سکوت در تعامل با نگرش شغلی کارکنان در بخش دولتی موردبحث قرار گرفت. تحلیل و بررسی بر روی دادههای به‌دست‌آمده از ۲۸۰ نفر از کارکنان سازمانهای دولتی انجام گرفت. این دادهها توسط نرم‌افزار توسط SPSS آزمونهای همبستگی و آزمون تحلیل مسیر مورد تجزیه‌وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد بین ابعاد جو سکوت (نگرش مدیریت عالی به سکوت، نگرش سرپرستان به سکوت و فرصتهای ارتباطاتی) و نگرشهای شغلی کارکنان با رفتار سکوت کارکنان، رابطه معنیداری وجود دارد؛ به‌طوری‌که بین نگرش مدیریت عالی و نگرش سرپرستان با رفتار سکوت کارکنان یک همبستگی مثبت نسبتاً شدیدی وجود دارد و بین فرصتهای ارتباطاتی و نگرشهای شغلی کارکنان با رفتار سکوت کارکنان، همبستگی منفی نسبتاً شدیدی است. برای تحقیق مزبور چارچوب تئوریکی مطرحشده به‌وسیله ماریسون و میلیکن مورداستفاده قرار گرفته است در این مدل ماریسون و میلیکن تجزیه‌وتحلیل مدل خود را با سه عامل مهم آغاز کردند که در خلق “جو سکوت” سهیم است که این عوامل شامل نگرش مدیریت عالی، نگرش سرپرستان و میزان فرصتهای ارتباطاتی موجود است. ترس مدیران از بازخورد منفی، باورهای غلط و منفی مدیران راجع به طبیعت انسانی و این باور که انسانها طبیعت سست و تنبلی دارند و همچنین ویژگیهای مشخصی مثل پیشینه مالی یا فرهنگ‌سازمانی و غیره در خلق و گسترش سکوت در سازمانها نقش دارند. بر اساس فرضیات ماریسون و میلیکن در این تحقیق نیز روابط بین ابعاد جو سکوت که شامل نگرش مدیران ارشد به سکوت، نگرش ناظران به سکوت و فرصتهای ارتباطاتی هستند با رفتار سکوت کارکنان، بررسی شدند. همچنین در این تحقیق پیامدهای رفتار سکوت کارکنان را بر نگرشهای شغلی که شامل رضایت شغلی و تعهد سازمانی هستند تجزیه‌وتحلیل مینمایند. در مقایسه با نتایج به‌دست‌آمده از این تحقیق، تحقیقات دیمیتریس و وکولا نیز نشان داده است که رفتارهای سکوت کارکنان با نگرشهای مدیریت عالی به سکوت و نگرش‌های سرپرستان به سکوت رابطه مثبتی وجود دارد، بهطوری که نتایج بررسی آن‌ها نشان داده است همبستگی مثبتی بین این متغیرها وجود دارد. همچنین نتیجهی تحقیقات آن‌ها نشان داد که یک رابطه منفی بین رفتار سکوت کارکنان با فرصتهای ارتباطی در سازمان وجود دارد. بررسیهای ایشان همچنین نشان میدهد که بین ابعاد جو سکوت با رفتارهای سکوت کارکنان و تعهد سازمانی و رضایت شغلی یک همبستگی منفی وجود دارد. در این تحقیق نگرشهای سرپرستان به سکوت، قویترین پیشبینی کننده رفتار سکوت کارکنان بود. در مقایسه با نتایج به‌دست‌آمده از این تحقیق، تحلیل رگرسیون سلسلهمراتبی دیمیتریس و وکولا نیز نشان داد که نگرشهای سرپرستان به سکوت (R2=0/135) قویترین پیش‌بینی کننده رفتار سکوت کارکنان است، بعدازآن نگرشهای مدیران عالی به سکوت (R2=0/037) و به دنبال آن فرصتهای ارتباطاتی (R2=0/009) در مرتبه بعدی قرار می‌گیرند.
مدل مفهومی تحقیق (ترسیم روابط میان متغیرها)
مدل مفهومی تحقیق که از ادبیات و پیشینه تحقیق استخراج شده، در شکل ۲-۵ به نمایش گزارده شده است.

خودکارآمدی

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  pipaf.ir  مراجعه نمایید.

۳-۲-۳) تحقیق و توسعه ………………………………………………………………………………………………………….. ۵۹
 
طرح تحقیق (انواع تحقیقات برحسب نحوه گردآوری دادهها) ……………………………………………….. ۵۹
۳-۳-۱) طرحهای اکتشافی ………………………………………………………………………………………………………. ۶۰
۳-۳-۲) طرحهای توصیفی ……………………………………………………………………………………………………….. ۶۱
۳-۳-۳) طرحهای علی ……………………………………………………………………………………………………………… ۶۳
 
روش تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………………. ۶۳
جامعه آماری و نمونه آماری……………………………………………………………………………………………………….. ۶۴
۳-۵-۱) جامعه آماری ……………………………………………………………………………………………………………….. ۶۵
۳-۵-۲) روش نمونهگیری ………………………………………………………………………………………………………… ۶۵
 
روش گردآوری دادهها ……………………………………………………………………………………………………………….. ۶۵
ساختار پرسشنامه ……………………………………………………………………………………………………………………… ۶۶
روایی و پایایی پرسشنامه ………………………………………………………………………………………………………….. ۶۷
۳-۸-۱) روایی پرسشنامه ………………………………………………………………………………………………………….. ۶۷
۳-۸-۲) پایایی پرسشنامه …………………………………………………………………………………………………………. ۶۸
 
متغیرهای تحقیق ………………………………………………………………………………………………………………………. ۷۰
روشهای موردنظر برای تجزیهوتحلیل اطلاعات و آزمون فرضیهها ………………………………………… ۷۱
مدل تحلیلی پژوهش ………………………………………………………………………………………………………………… ۷۲
خلاصه فصل ……………………………………………………………………………………………………………………………… ۷۳
فصل چهارم- تجزیهوتحلیل دادهها
 
مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………………………………… ۷۵
آمادهسازی دادهها برای تحلیل …………………………………………………………………………………………………. ۷۶
یافتههای توصیفی ……………………………………………………………………………………………………………………… ۷۷
ویژگیهای جمعیت شناختی ……………………………………………………………………………………………………. ۷۷
توصیف متغیرهای اصلی تحقیق ……………………………………………………………………………………………….. ۸۴
۴-۳-۳) اعتبار پرسشنامه ……………………………………………………………………………………………………………………….. ۸۶
 
آمار استنباطی …………………………………………………………………………………………………………………………… ۹۰
آزمون مدل ………………………………………………………………………………………………………………………………… ۹۱
بررسی شاخصهای برازش…………………………………………………………………………………………………………. ۹۵
آزمون فرضیههای پژوهش ………………………………………………………………………………………………………… ۹۹
بررسی فرضیههای ردشده براساس ویژگیهای جمعیت شناختی …………………………………………… ۹۶
خلاصه فصل ……………………………………………………………………………………………………………………………. ۱۰۱
فصل پنجم- نتیجهگیری پیشنهادات
 

منبع فایل کامل این پایان نامه این سایت pipaf.ir است

بنابراین به طور کلی به منظور بررسی نیکویی برازش کل مدل[۳] از شاخص مجذور خی دو (x2)، شاخص نسبت مجذور خی دو به درجه آزادی(x2/df)، شاخص نیکویی برازش(GFI)، شاخص نیکویی برازش تطبیقی(AGFI)، شاخص برازندگی تطبیقی(CFI)(بنتلر[۴]، ۱۹۹۹) و خطای ریشه مجذور میانگین تقریب(RMSEA)(برون[۵] کادک[۶]، ۱۹۹۳) استفاده گردید. نسبت شاخص مجذور خی دو به درجه آزادی(x2/df) کمتر از ۳، شاخص نیکویی برازش(GFI) بزرگتر از ۰٫۸۰ تا ۰٫۹۰، شاخص نیکویی برازش تطبیقی(AGFI) بزرگتر از ۰٫۸۰، شاخص برازندگی تطبیقی(CFI) بین ۰٫۹۰ تا ۰٫۹۵ و خطای ریشه مجذور میانگین تقریب(RMSEA) کمتر از ۰٫۶۰ تا ۰٫۸۰ نمایاناگر برازندگی عالی(کافی) بین مدل مشخص شده و داده‌ها در نظر گرفته شدند(هو[۷] بنتلر، ۱۹۹۹، مولایک[۸] و همکاران، ۱۹۸۹)
۷۴
۷۵
فصل چهارم
تجزیه و تحلیل یافته های تحقیق
مقدمه
پس از آنکه داده های تحقیق گردآوری، استخراج و طبقه بندی گردیدند، جداول و نمودارهای لازم تهیه شدند و آزمون های آماری نیز انجام شد؛ نوبت به مرحله جدیدی از فرایند تحقیق که به مرحله تجزیه وتحلیل داده ها معروف است، می رسد. این مرحله در تحقیق اهمیت زیادی دارد.
در مرحله تجزیه و تحلیل آنچه که مهم است این است که محقق باید اطلاعات و داده ها را در مسیر هدف تحقیق، پاسخگویی به سؤالات تحقیق و نیز ارزیابی فرضیه های خود، هدایت کند و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد. تجزیه و تحلیل به عنوان فرایندی از روش علمی، یکی از پایه های اساسی هر روش تحقیقی است. تجزیه و تحلیل روشی است که از طریق آن، داده هایی که از طریق بکارگیری ابزارهای تحقیق فراهم آمده اند؛ خلاصه، کدبندی، دسته بندی و در نهایت پردازش می‌شوند تا زمینه برقراری انواع تحلیل ها و ارتباط بین این داده ها به منظور آزمون فرضیه ها فراهم آید.
برای تجزیه و تحلیل دادههای جمع آوری شده در این تحقیق، ابتدا آمار توصیفی که به بررسی متغیرهای جمعیت شناختی تحقیق شامل جنسیت، سن، میزان تحصیلات و… میپردازد با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد بررسی قرار گرفت. پس از آن آمار استنباطی مطرح میگردد. آمار استنباطی این تحقیق با استفاده از نرم افزار لیزرل (LISREL) انجام شد. برازش مدل مفهومی از آمیزه نمودار تحلیل مسیر و برازش مدل ، انجام شد.
۷۷
۴-۱- آمار توصیفی
۴-۱-۱- جنسیت
جدول ۴-۱- توزیع فراوانی پاسخگویان بر حسب جنسیت

جنسیت تعداد درصد درصد تجمعی
مرد ۳۵۰ ۹۱٫۱ ۹۱٫۱
زن ۳۴ ۸٫۹ ۱۰۰
کل ۳۸۴ ۱۰۰

نمودار ۴-۱- نمودار فراوانی پاسخگویان برحسب جنسیت

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

منابع کتابخانه ای
جهت گردآوری اطلاعات در زمینه مبانی نظری و ادبیات تحقیق موضوع، از منابع (internet) کتابخانه ای، مقالات، کتابهای مورد نیاز و نیز از شبکه جهانی اطلاعات بهره گیری گردیده است.
تحقیقات میدانی( توزیع پرسشنامه )
بهره گیری از نشریات تخصصی موسسات و مراکز علمی مختلف
استفاده از تحقیقات انجام شده در دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و موسسات علمی و تحقیقاتی
استفاده از کتب ، مقالات و نشریات موجود
۳- ۲-۴ پرسشنامه
پرسشنامه ۱ تحقیق حاضر دارای ۲ بخش می باشد
الف- نامه همراه : در این قسمت هدف از تحقیق ، ضرورت همکاری پاسخ دهنده در ارائه داده های مورد نیاز و نحوه پاسخگویی به سئوالات بیان شده است.
ب- سوال های ( گویه ها) پرسشنامه : این بخش از پرسشنامه شامل ۲ قسمت میباشد :
ب- ۱) سوالات عمومی :
در سوالات عمومی سعی شده است که اطلاعات کلی و جمعیت شناختی در رابطه با پاسخ دهندگان جمع آوری گردد.
ب- ۲) سوالات تخصصی :
در این بخش به نحوه رضایت و تاثیرگذاری اردوها بر توان جسمی و روحی افراد سوالات پرسشنامه به کار رفتند که در نهایت پرسشنامه دارای ۲۰ سؤال که در پیوستاری از عدد ۱ تا ۲۰ شماره گذاری گردیده است می باشد .
۳-۲-۵ ویژگیهای فنی ابزار اندازه گیری
۳-۲-۵-۱ روایی
برای بدست آوردن روایی آزمون در این پژوهش با بهره گیری از نظرات اساتید محترم راهنما و مشاور و سایر صاحب نظران، سؤالات آزمون مورد بررسی قرار گرفت و ابهامات آن برطرف گردید،که این امر بیانگر روایی محتوایی[۷] قابل قبول آزمون می باشد.
۳-۲-۵-۲ پایایی
پایایی[۸] یکی از ویژگیهای فنی ابزاراندازه گیری است و با این امر سروکار دارد که ابزار اندازه گیری در شرایط یکسان تا چه اندازه نتایج یکسانی بدست می دهد. به عبارت دیگر ضریب پایایی نشانگر آن است که تا چه اندازه ابزار اندازه گیری ویژگیهای با ثبات آزمودنی و یا ویژگیهای متغیری را می سنجد )همان منبع). در این پژوهش برای بدست آوردن پایایی پرسشنامه ” شناسایی عوامل مؤثر بر انتخاب مقصد مسافرتی در میان مشتریان آژانس های استفاده ( Pre-Test ) جهانگردی غرب کشور” ازضریب آلفای کرونباخ جهت پیش تست شده است. بدین نحو که قبل از اجرای نهایی، ۳۰ نفر از نمونه تحقیق به طور تصادفی انتخاب شدند، سپس پرسشنامه در اختیار آنان قرار گرفت و با استفاده از داده های به دست آمده از میزان ضریب اعتماد با روش آلفای کرونباخ SPSS این پرسشنامه ها و به کمک نرم افزار آماری ۲ ارائه می گردد همانگونه که مشاهده می شود در مجموع کل پرسشنامه دارای آلفای کرونباخ ۸۶/۰ می باشد که بیانگر ثبات و همسانی درونی پرسشنامه می باشد برای محاسبه ضریب آلفای کرونباخ ابتدا باید واریانس نمره های
هر زیر مجموعه سوال های پرسشنامه و واریانس کل را محاسبه کرد. سپس با استفاده از فرمول زیر مقدار ضریب آلفا را محاسبه می کنیم.
که در آن :
تعداد زیر مجموعه های سئوال های پرسشنامه یا آزمون J =
واریانس زیر آزمون J ام= Sj2
واریانس کل پرسشنامه یا آزمون S 2=
۳-۲-۶ روش تجزیه و تحلیل دادهها
چون نوع تحقیق براساس موضوع توصیفی و از نوع پیمایشی و به صورت میدانی و از طریق پرسشنامه زمینهیابی میشود لذا جهت توصیف متغیرها و ابعاد اثرپذیریهای جسمی و روحی ایثارگران شرکت کننده در اردوهای گردشگری سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران از شاخصهای حد مرکزی میانگین، واریانس، انحراف معیار، درصد موفقیت و درصد امتیاز نظرات برای توصیف متغیرها و برای استنباط از نوع توصیفی و تعمیم آن به جامعه آماری از یکی از آزمونهای استنباطی پارامتریک یا ناپارامتریک در صورت انجام و تأیید آزمون نرمالیته نظرات k-s (کالموگروف ـ اسمیرنف ) با بهرهگیری از نرمافزار SPSS و یا Excell انجام میشود.
۳-۳ معرفی منطقه مورد مطالعه
۳-۳-۱ ویژگی های طبیعی استان
استان مازندران با وسعتی حدود۴/۲۳۷۵۶ کیلومتر مربع،۴۶/۱ در صد از مساحت کشور را در بر میگیرد. حد شمالی این استان دریای خزر،حد جنوبی آن استانهای تهران و سمنان،حد غربی آن گیلان و حد شرقی آن استان گلستان می باشد.(نقشه ۳-۱)براساس آخرین تقسیمات کشوری در سال ۱۳۸۵ استان مازندران دارای ۱۶ شهرستان ،۵۱ شهر،۴۴ بخش و ۱۱۳ دهستان می باشد(سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان مازندران،۱۳۸۵،ص۴)
۳-۳-۲ اقلیم استان:
طبیعت استان مازندران تحت تاثیر عرض جغرافیایی،ارتفاعات البرز،ارتفاع از سطح دریا،دوری و نزدیکی به دریا،وزش بادهای محلی و ناحیه ای،جابه جایی توده های هوای شمالی و غربی و پوشش متراکم جنگلی قرار دارد.به همین جهت و با وجود وسعت اندک (و بر خلاف تصور عموم که آب و هوای استان را یکسره معتدل می دانند.)، این ناحیه از تنوع آب و هوایی ویژه ای برخوردار است .دو جریان بزرگ نقش تعیین کننده ای در آب و هوای استان ایفا می کنند، جریان هوای شمال و شمال شرقی که از سیبری و قطب شمال به سوی جنوب و جنوب غربی پیش روی می کند و موجب سردی هوا،یخبندان و ریزش برف و باران می شود. این توده هوا در تابستان به سوی شمال رانده می شود. دیگری جریان ورزش بادهای غربی است که در زمستان از اقیانوس اطلس ،دریای مدیترانه،و دریای سیاه عبور می کند و پس از ورود به ایران،بارندگی های شدید و مداوم را سبب می شود. در ماهای تابستان قدرت باران زایی این بادها کاهش می یابد و فقط رطوبت و هوای شرجی را افزایش می دهد. و شرایط زیستی نا مناسبی را پدید می آورد علاوه بر بادها و جابه جایی توده های اصلی هوا،بادهای محلی دیگری وجود دارد که به طور محلی و فصلی در شرایط آب و هوایی استان مازندران موثر واقع می شوند. اقلیم مازندران با توجه به دما و بارش،به سه نوع تقسیم می شود که عبارتند از:
۱-آب و هوای معتدل خزری:جلگه های غربی و مرکزی استان تا کوهپایه های شمالی البرز و امتداد آن در نوار باریکی به سوی شرق،که از شمال به مسیر اصلی گرگان رود محدود می شود،آب و هوای معتدل خزری دارد.این نواحی به علت نزدیکی به دریای خزر از یک طرف و دیواره کوهستانی البرز و فاصله اندک کوه و دریا از طرف دیگر،دمای معتدل دارد که دامنه گرمای آن محدود است. تابستان های گرم آن محدود است. تابستان های گرم و مرطوب و زمستان های معتدل و مرطوب از ویژگی های عمده این نوع آب و هواست.
۲-آب و هوای معتدل کوهستانی: با افزایش تدریجی ارتفاع اراضی جلگه ای به سوی ارتفاعات البرز و دوری از دریای خزر،در نواری به ارتفاع ۱۵۰۰-۳۰۰۰ متر،شرایط آب و هوای معتدل کوهستانی شکل می گیرد. به طوری که زمستان سرد،طولانی و یخبندان دارد و تابستان های آن معتدل و کوتاه است. از ویژگی اصلی این محدوده،کاهش میزان بارندگی سالانه و دمای هوا و افزایش ریزش برف است که در نتیجه قسمتی از ریزش های جوی به صورت برف تا اوایل دوره گرم در سطح زمین انباشته می شود.
۳-آب و هوای سرد کوهستانی: در قله های کوهستان های مرتفع دامنه شمالی البرز در ارتفاع بیش از ۳۰۰۰ متر، دمای هوا به شدت پایین می آید و یخبندان های طولانی ایجاد می شود و زمستان های سرد و طولانی و تابستان های کوتاه و خنک دارد. ریزش های جوی این نواحی غالبا به صورت برف است که در دوره سرما روی هم انباشته می شود و تا اواسط دوره گرما نیز دوام می آورد. به همین دلیل در قله های مرتفع مانند علم کوه،تخت سلیمان و دماوند شرایط تشکیل یخچال ها و انباشت دائمی برف فراهم است،به طوری که حتی در گرمترین ماه های تابستان نیز ذخایر برف و یخ این نقاط باقی می ماند(ولی پور کلتی،۱۳۹۱).
۳-۳-۳ وضعیت جغرافیایی
مازندران به خاطر جغرافیای گوناگون آن که شامل جلگه‌ها، علفزارها، بیشه‌ها و جنگل‌های هیرکانی با صدها گونه گیاهی منحصر به فرد در جهان است و آب و هواهای گوناگون از سواحل شنی با پست‌ترین نقطه، تا کوهستان‌های ناهموار و پوشیده از برف البرز با داشتن یکی از هفت آتشفشان معروف دنیا، کوه دماوند، شناخته شده‌است.
رشته کوه‌های البرز هم‌چون سدی بلند مازندران را به دو قسمت جلگه‌ای و کوهستانی تقسیم کرده است و به همین دلیل این استان از قسمت داخلی ایران جدا شده‌است. بخشی از البرز غربی و البرز شرقی و تمامی البرز مرکزی در این محدوده قرار دارد و شیب زمین از منطقه کوهستانی به سوی جلگه و دریا کاهش می‌یابد. رشته کوه‌های البرز دارای کوه‌های فرعی است که از جنوب به شمال و یا به موازات دریا کشیده شده‌است. از مرتفع‌ترین قلل مازندران می‌توان بادله کوه، کوه چنگی و کوه سفید را در شهرستان ساری نام برد. بلندترین قله‌هایی که به موازات دریا کشیده‌شده‌است عبارتند از سیالان با ارتفاع ۴۱۲۵ متر از سطح دریا و تخت سلیمان با بیش از ۴۰۰۰ متر ارتفاع از سطح دریا در جنوب شرقی شهرستان تنکابن و قله شور، کلارآباد و سیاه سنگ در شهرستان نوشهر.
۳-۳-۴ ناهمواری‌ها
این استان قسمت جنوبی آن کوهستانی و قسمت شمالی آن جلگه‌ای ساحلی می‌باشد. شیب آن به طرف مشرق در دشت گرگان است که به تدریج به ارتفاعات غربی خراسان منتهی می‌شود و به علت فراوانی نسبی آب و فرسایش کوه‌ها، آبرفت‌های ناشی از آن در دریا ته‌نشین شده و جلگه مازندران را تشکیل داده است.
۳-۳-۵ آب و هوا

دانلود متن کامل این پایان نامه در سایت abisho.ir