اطلاعات مالی، همواره تاثیر بسزایی در تصمیم گیری های استفاده کنندگان درون و برون سازمانی ایفا می کند، چرا که این استفاده کنندگان با تکیه بر این اطلاعات، به اتخاذ تدابیر سرمایه گذاری می پردازند، در این میان حرفه حسابرسی به عنوان عامل سوم با اعتباردهی به این صورتها، اعتماد ذینفعان را بیش از پیش افزایش داده و به استفاده کنندگان صورتهای مالی اطمینان می دهد که این اطلاعات فاقد هر گونه تحریف و یا اشتباه با اهمیت بوده، و وضعیت مالی، عملکرد مالی و انعطاف پذیری مالی را به نحو مطلوب و شایسته طبق استانداردهای حسابداری نشان می دهد، اما سوال قابل بحثی که در این جا مطرح می گردد این است که فرآیند حسابرسی تا چه حد توانسته است اشتباهات و اشکالات موجود را کشف و گزارش نماید و در کل سطح کیفیت حسابرسی انجام شده چگونه بوده است. در پاسخ به این سوال می توان به بحران های مالی جهانی و رویدادهای آشفته سازی که در اقتصاد بین المللی در طول یک یا دو دهه گذشته رخ داده (از قبیل ورشکستگی شرکت انرون و ورلدکام ) اشاره کرد، به همین جهت نقش کیفیت حسابرسی و گزارشات مالی معتبر و با کیفیت توسط انجمن های برجسته حسابرسی در این جا پر رنگ تر می شود. مزیت این پژوهش نسبت به سایر پژوهش های انجام شده در داخل کشور که بیشتر به تحقیق در مورد مدیریت سود و کیفیت حسابرسی به شیوه های مختلف پرداخته اند، بررسی تاثیر معیار ریسک دعوی قضایی با کیفیت حسابرسی و دیگر عوامل موثر بر آن می باشد.

با توجه به حسابرسی های صورت گرفته تاثیر خطر قضایی صاحبکار خاص بر تمایز کیفیت حسابرسی بین حسابرسان رسمی و غیر رسمی قابل درنگ و بررسی است، چرا که به اعتقاد دای (1993) حسابرسان بزرگ ثروت بیشتری دارند و اهداف جذاب و فریبنده ای برای دادخواهی دارند. حسابرسان رسمی متحمل زیان های پولی و اعتباری بیشتری از دادخواهی نسبت به حسابرسان غیر رسمی می شوند، بنابراین طبعا حسابرسان بزرگ کوشش بیشتری برای اجتناب یا کاهش دادخواهی بالقوه دارند، هنگامی که ریسک قضایی شرکتی بالا باشد، حسابرسان رسمی وقت بیشتری جهت بررسی و اجرای حسابرسی ماهرانه و تخصصی صورتهای مالی شرکت و نظارت بر سیستم گزارشگری مالی خواهند گذاشت، چرا که به گفته دی آنجلو (1981) حسابرسان بزرگ نسبت به سایر حسابرسان، انگیزه بیشتری جهت حفاظت از شهرت و اعتبار خود در رابطه با ارائه خدمات بهتر دارند. لذا هدف از این پژوهش به صورت تخصصی، بررسی این است که حسابرسان رسمی برای شرکتهای با ریسک دعاوی قضایی بالاتر نسبت به شرکتهای با ریسک قضایی پایین، حسابرسی با کیفیت بالاتر ارائه می کنند. که نتایج این تحقیق می تواند بر تصمیمات استفاده کنندگان قابل ملاحظه و تاثیرگذار باشد.

اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

هزینه های ناشی از دعاوی قضایی بسیار با اهمیت و اساسی است، چرا که بستانکاران، اعتباردهندگان، مدبران و کارکنان مهمترین گروه هایی هستند که به طور چشمگیری از خطر دعاوی قضایی تاثیر می پذیرند، مطالعات اخیر حاکی از آن است که مدیران شرکتهای دارای دعاوی ممکن است اطلاعات مالی خود را در این زمینه پنهان سازی نموده و یا نتایج ناشی از خطر دادخواهی را گزارش ننمایند، بنابراین یکی از عوامل مهم و موثری که شرکت­ها ممکن است با آن روبرو شوند دعوی قضایی است که امکان دارد برای آن شرکت به وجود آید. دعوی قضایی می­تواند بر ارزش شرکت و همچنین دید سرمایه­گذاران تاثیرگذار باشد. یکی از مواردی که در کیفیت صورت­های مالی و گزارش آن تاثیرگذار است، کیفیت حسابرسی انجام شده توسط حسابرس مستقل صورت­های مالی شرکت است. در نتیجه بررسی این مورد که آیا ارتباط معناداری بین کیفیت حسابرسی و ریسک دعوی قضایی وجود دارد، می­تواند به صاحبان اصلی شرکت، مدیران از جهت استخدام حسابرسان باکیفیت و به حسابرسان در انتخاب مشتریان خود کمک شایانی نماید. از موارد دیگری که در این تحقیق مورد بررسی قرار می­گیرد رابطه بین ریسک دعوی قضایی و کیفیت حسابرسی با میزان اقلام تعهدی اختیاری است، که می­تواند به حسابرسان در بررسی اقلام تعهدی شرکت­هایی که از ریسک دعوی قضایی بالایی برخوردارند کمک نماید.

1-4- اهداف کلی تحقیق

هر پژوهشی برای دستیابی به اهداف خاصی صورت می پذیرد، این هدف در قالب مساله تحقیق نمایان می شود، از آنجایی که تاکنون در هیچ یک از تحقیق ها به بررسی ارتباط بین ریسک دعوی قضایی با کیفیت حسابرسی پرداخته نشده است. تحقیق حاضر قصد دارد این کمبود را تا حدودی برطرف نماید. بنابراین هدف اصلی این تحقیق این است که علاوه بر بررسی ارتباط بین ریسک دعاوی قضایی با کیفیت حسابرسی، ارتباط بین ریسک دعوی قضایی و میزان اقلام تعهدی را نیز مورد بررسی قرار می دهد. هدف دیگر این پژوهش، بررسی رابطه بین کیفیت اقلام تعهدی و کیفیت حسابرسی است، چرا که اقلام تعهدی تحت تاثیر رویه ها و خط مشی های انتخابی و اعمال فرصت طلبانه مدیریت قرار می گیرد.

1-5- فرضیه­های تحقیق

بیان مسئله به صورت گذرا و کلی بیان شده است، و لذا چون به صورتی مبهم و پیچیده بیان می گردد، تدبیر و هدایت آن میسر نخواهد بود، بنابراین امکان حل مسئله به صورت علمی امکان پذیر نمی باشد، مگر این که به فرضیه یا فرضیاتی تبدیل شود، از این رو می توان ادعا کرد که فرضیه یک ابزار نیرومند و با اهمیت در تحقیق علمی است که محقق به کمک آن به جستجوی تبیین مورد نظر می پردازد. (دلاور، 1383:87 و 89 ). در این تحقیق نیز با در نظر گرفتن سوالات اصلی تحقیق که بر اساس مطالعات انجام شده و یافته های قبلی تدوین شده، اقدام لازم برای تدوین فرضیات تحقیقی به صورت زیر مطرح می گردد:

1) میزان اقلام تعهدی اختیاری دارای ارتباط مثبت و معناداری با کیفیت حسابرسی است.

2) ریسک دعوی قضایی دارای ارتباط مثبت و معناداری با میزان اقلام تعهدی اختیاری است.

3) ریسک دعوی قضایی و میزان اقلام تعهدی اختیاری دارای ارتباط مثبت و معناداری با کیفیت حسابرسی می باشند.

تشکیل شرکت­های بزرگ و تفکیک مالکیت از مدیریت در اواخر سده نوزدهم و اوایل سده بیستم صورت گرفته و قوانین و مقررات برای نحوه اداره شرکت­ها تا دهه (1990) وجود داشته است، با این وجود، موضوع راهبری شرکتی به شکل کنونی در دهه (1990) در انگلستان، آمریکا و کانادا در پاسخ به مشکلات مربوط به اثربخشی هیات­مدیره شرکت­های بزرگ مطرح شده است. مبانی و مفاهیم راهبری شرکتی با تهیه گزارش کادبری[1] در انگلستان، مقررات هیات­مدیره در شرکت جنرال موتورز آمریکا و گزارش دی[2] در کانادا شکل گرفت. بعدها با گسترش سرمایه­گذاری­های بین­المللی، نهادهای مختلفی همچون بانک جهانی، سازمان همکاری و توسعه اقتصادی[3] در این زمینه فعال شده و اصول متعدد و متنوعی را منتشر کرده­اند. شواهد موجود حکایت از آن دارد که راهبری شرکتی یکی از رایج­ترین عبارت­ها در واژگان تجارت جهانی در شروع هزاره جدید شده است. فروپاشی شرکت­های بزرگی مانند انرون[4] و

ورلدکام[5] در آمریکا در سال­های اخیر، توجه همگان را به نقش برجسته راهبری شرکتی جلب کرده است (حساس یگانه، 1385).

راهبری شرکتی در ابتدای قرن بیست و یکم، دوباره به عنوان یکی از مهم­ترین مباحث کسب و کار

مطرح شده است. تاکید مبانی اولیه راهبری شرکتی، بیشتر بر موضوع راهبری شرکت­ها و حقوق سهامداران قرار داشت و بعدها با طرح دیدگاه­های جدیدتر، به سمت توجه جدی به حقوق کلیه ذ­یفعان و اجتماع گرایش یافت(همان منبع).

در سال­های اخیر، پیشرفت­های زیادی در زمینه موضوع راهبری شرکتی در سطح جهان صورت گرفته است و کشورهای پیشرو در این زمینه، هم­چنان به تقویت نظام­های راهبری شرکتی خود ادامه      می­دهند و در این راستا، به مشارکت­کنندگان در راهبری شرکتی و موضوع­هایی از قبیل سهامداران و روابط آن­ها، مسئولیت پاسخ­گویی، بهبود عملکرد هیات­مدیره، کمیته ­های هیات ­مدیره، حسابرسان و نظام ­های حسابداری و کنترل داخلی، توجه ویژه­ای مبذول می­دارند. از سوی دیگر حسابداران و حسابرسان، سرمایه­گذاران جز، سایر بازیگران صحنه پول و سرمایه نیز از فلسفه وجودی و ضرورت اصلاح و بهبود مستمر راهبری شرکتی آگاه می­باشند(حساس یگانه و باغومیان، 1385).

نظام راهبری شرکتی، که در برگیرنده مجموعه­ای از روابط میان مدیریت شرکت، هیات­مدیره، سهامداران و سایر گروه­های ذینفع است، می­تواند یکی از عوامل اصلی بهبود کارایی نظام اقتصادی باشد. نظام راهبری شرکتی ساختاری را فراهم می­کند که از طریق آن هدف­های شرکت تنظیم و ابزار­های دستیابی به هدف­ها و نظارت بر عملکرد تعیین می­شود. این نظام، انگیزه لازم برای تحقق اهداف شرکت را در مدیریت ایجاد کرده و زمینه نظارت موثر را فراهم می­کند، به گونه­ای که شرکت­ها منابع را با اثربخشی

بیشتری به­کار گیرند(همان منبع).

رویه­های راهبری شرکتی مناسب، مزایای زیادی برای کشورها و شرکت­ها دارد. رویه­های با کیفیت بالا در شرکت­ها باعث کاهش هزینه سرمایه، افزایش نقدینگی و امکانات بالقوه، تسهیل توانایی غلبه بر بحران و جلوگیری از طرد شرکت­های با مدیریت مناسب از بازارهای سرمایه می­شود. رویه­های راهبری شرکتی مناسب در مورد کشورها، موجب پیشگری از خروج وجوه داخلی، افزایش در سرمایه­گذاری­های خارجی، افزایش قدرت رقابتی اقتصاد و بازارهای سرمایه، غلبه بر بحران، تخصیص کاراتر منابع و دستیابی به سطوح بالاتری از پیشرفت و ترقی می­شود(جلالی، 1387).

1-2 تشریح و بیان مسأله تحقیق

از نظر فاما و جنسن[6](1983) با جدایی مالکیت از مدیرت، این امکان به وجود می آید که مدیران تصمیم هایی اتخاذ نمایند که در راستای منافع خود و مغایر با منافع سهامداران باشد. جنسن و مکلینگ[7](1976)، تضاد منافع بین مدیران و مالکان که از آن به عنوان «مسئله نمایندگی»[8] تعبیر می شود، ناشی از دو علت عمده است: اول اینکه هر یک از صاحب نفع های شرکت های سهامی عام ترجیهات متفاوتی دارند و دیگر این که هیچ کدام اطلاعات کاملی در مورد اقدام ها، دانش و ترجیهات دیگری ندارند از این رو فعالیت هایی که درجهت رفع مشکل نمایندگی انجام می گیرند، هزینه هایی رابه شرکت تحمیل می کنند که به هزینه های نمایندگی معروف اند. هزینه های نمایندگی که ذاتاً  بر اثر جدایی مالکیت از کنترل بوجود می آیند، اگر از منافع حاصل ازآن بیشتر شود می توانند تاثیر منفی بر عملکرد شرکت بگذارند. بدین ترتیب راهکارهایی برای همسوسازی منافع دوگروه مالک و مدیر و متعاقباً کاهش هزینه های نمایندگی

پیشنهاد شد که یکی از مباحث اصلی حاکمیت شرکتی نیز به  شمارمی رود(قائمی و شهریاری، 1388).

از نظر جان و سنبنت(1998) رسوایی های گسترده مالی اخیر در شرکت هایی چون انرون، ورلدکام، آدلفی و افزایش بحران ها و جرایم مالی در موارد مشابه دیگر در سطح جهان، به مسئله نمایندگی مربوط  می شدند که بر همین اساس، جهت کاهش جرایم مالی و بهبود عملکرد شرکت ها از سازوکارهای نظارتی استفاده شد که با اجرای آن فاصله ایجاد شده بین مالکیت و کنترل کاهش یافت(کاشانی پور و رسائیان، 1387). نظام راهبری شرکتی برای فراهم آوردن امکان کنترل و ایجاد توازن بین منافع مدیران و سهامداران و در نتیجه کاهش تضاد نمایندگی ایجاد می­شود. بنابراین شرکت­هایی که کیفیت نظام راهبری بهتری دارند، باید کمتر با مشکل تضاد نمایندگی مواجه باشند(همان منبع).

حاکمیت شرکتی جنبه های مختلفی همچون تمرکز مالکیت، هیئت مدیره غیرموظف، اندازه هیئت مدیره، درصد مالکیت مدیریتی، قانون گزاران و هیئت های تدوین استانداردها، حسابرسان داخلی، حسابرسان مستقل،  سهامداران و غیره را شامل می شود که نقش با اهمیتی در حاکمیت شرکتی می توانند ایفا کنند(لاپورتا و همکاران[9]، 2000).

پژوهش های تجربی اخیر شواهدی مبنی بر وجود رابطه مثبت بین عملکرد شرکت ها و نظام راهبری شرکتی ارائه می کنند. درابتز و همکاران[10](2004) به توضیح این موضوع پرداختند که نظام راهبری شرکتی  می تواند عملکرد شرکت را توضیح دهد. آنها محیط قانونی بهتر را عاملی برای نظام راهبری شرکتی درنظرگرفتند و با انتخاب نمونه ای از شرکت های سهامی عام آلمانی نشان دادند که بین عملکرد شرکت و نظام راهبری شرکتی رابطه مثبتی وجود دارد. گامپرز و همکاران[11] (2003) به این نتیجه رسیدند که درشرکت هایی بانظام راهبری  ضعیف، منافع سهامداران درآنها کمتررعایت شده، سودآوری ورشد فروش کمتری دارند  و مخارج سرمایه ای آنها زیاد است(درابتز و همکاران ،2004). همچنین بلک و همکاران(2002) به وجود رابطه ای مثبت بین نظام راهبری شرکتی و عملکرد های مالی و اقتصادی پی بردند(بلک و همکاران، 2002).

در برخی از پژوهش های علمی نشان داده شده است که وظیفه نظارت مدیران غیرموظف بر مدیریت

به نحو مؤثری اعمال شده است. در مجموع چنین به نظر می رسد که بیشتر شواهد در جهت حمایت از نقش نظارتی مدیران غیرمؤظف بوده است(حساس یگانه و پوریانسب،1384). همچنین از نظر رضایی(2008) حضور فعال سرمایه گذاران نهادی و سرمایه گذاران عمده که تمایل به سرمایه گذاری در بورس های اوراق بهادار دارند، باعث می شود تا نقش سهامداران در حاکمیت شرکتی پررنگ تر شود و مهمترین نقش سهامداران در حاکمیت شرکتی را وظیفه نظارتی آنها می داند(رضایی، 2008). همچنین وقتی میزان مالکیت مدیران افزایش یابد و به سطحی معین برسد، مدیرانی که مالک شرکت هستند ممکن است درجهت منافع خود و برخلاف منافع سهامداران اقلیت و اعتبار دهندگان به شرکت عمل نمایند(ناسوک[12]،2002).

از طرفی زیر بنای نیاز به ارزیابی عملکرد شرکت ها اهمیت بازار سرمایه است. از آنجایی که بازار سرمایه در اقتصاد کشورها نقش حیاتی ایفا می­کند، این بازار نه تنها پول ها و سرمایه ­های راکد را از طریق شرکت ­ها به فعالیت می­اندازد، بلکه خود به عنوان شاخص رونق اقتصادی کشورها عمل می­کند. بنابراین توجه به این بازار و مبانی اساسی تصمیم­گیری در آن ضروری است مسلماً هدف سرمایه گذاران از سرمایه گذاری در هر شرکت کسب بازدهی متناسب با سرمایه گذاری شان است لذا از این لحاظ به ارزیابی عملکرد شرکت می پردازند. مدیران نیز ازاین جهت به ارزیابی عملکرد شرکت می پردازند تا بازخوردی از نحوه مدیریت شرکت بدست آورند(انکل و کرامر[13]، 2010).  سنجش و ارزیابی عملکرد در فرایند تصمیم­گیری با

توجه به اهمیت نقش بازار سرمایه از مهمترین موضوعات حوزه اقتصاد مالی است پس کارکرد معیارهای

اقتصادی به منظور ارزیابی عملکرد شرکت­ها ضروری است(همان منبع).

در بند 47 بیانه شماره 1 هیات استانداردهای مالی بیان شده است که سرمایه گذاران، بستانکاران و

دیگران از سود برای ارزیابی توانایی سودآوری، توان پرداخت سود سهام، پیش بینی سودهای آتی و ارزیابی ریسک سرمایه گذاری در شرکت، یا دادن اعتبار به شرکت استفاده می کنند. همچنین از نظر باتاچاریا و فانی[14](1999) عملکرد مدیران بر اساس سود ارزیابی می شود و سود حسابداری مبنای محاسبه پاداش مدیران است(حساس یگانه، 1385). شواهد نشان می دهد که سود هر سهم و سود پیش بینی شده آن دارای اثراتی بر قیمت بازار سهام عادی است. بنابراین، یکی از سنتی ترین معیارهای ارزیابی عملکرد، سود حسابداری است که علیرغم اهمیت و کاربرد زیاد آن دارای ایرادهایی نیز است. نخستین ایراد سود حسابداری، قابلیت دستکاری آن است. به این معنا که مدیر می تواند با انتخاب یکی از روش های پذیرفته شده حسابداری برای ارزیابی موجودی کالا، استهلاک سرقفلی، مخارج تحقیق و توسعه، استهلاک دارایی های ثابت و ذخایر، مبلغ سود را مطابق با اهداف خود گزارش کند. البته این ایراد را می توان با انجام تعدیلاتی برطرف کرد. اما دومین ایراد سود حسابداری این است که در این معیار ارزیابی تنها به کمیت سود توجه می شود، در حالی که برای تعیین ارزش واقعی شرکت باید به کیفیت سود و این مطلب که سود با چه میزان سرمایه گذاری به دست آمده و هزینه سرمایه چقدر بوده است، توجه کرد(همان منع). بنابراین، سود حسابداری به تنهایی معیار مناسبی برای ارزیابی عملکرد نیست زیرا به راحتی قابل دستکاری است(پناهیان، 1382)، و در محاسبه آن هزینه سرمایه نیز در نظر گرفته نمی شود(همان منبع). در محاسبه سود حسابداری، تنها هزینه تامین مالی از طریق بدهی منظور می شود و مدیران وجوه فراهم شده توسط سهامداران را بدون هزینه فرض می کنند. برای رفع نارسائی های مدل های ارزیابی عملکرد که به دلیل استفاده از اطلاعات حسابداری بوجود می آیند پژوهشگرانی مانند باش و همکاران(2003) به جستجوی و ارائه معیاری جدید برای ارزیابی عملکرد پرداختند. با پیدایش نظریه هایی در زمینه سود اقتصادی یا سود باقیمانده، از طرف سوجانسن[15](1954) مدل هایی بمنظور محاسبه سود اقتصادی پیشنهاد شد. دراین مدل ها، سود خالص عملیاتی پس از کسر مالیات و هزینه سرمایه به عنوان سود اقتصادی یا سود باقیمانده تعریف می شود. هدف اصلی بنگاه ها، حفظ و افزایش ثروت سهامداران است و ارزش آفرینی برای بنگاه ها تنها راه نیل به این هدف تلقی می شود. بنابراین، خلق سود و یا ارزش افزوده اقتصادی را که باعث افزایش ارزش سهام در بازار و بهبود ثروت سهامداران می شود، می توان عامل ارزش آفرینی بنگاهها تلقی کرد. معیارهای اقتصادی در سیرتکاملی خود تلاش دارند ضمن توجه به پیچیدگی های رفتاری مدیران، به ارزیابی عملکرد آنها و تعدیل تضاد منافع پرداخته و اطلاعات موجود در قیمت وبازده سهام را توضیح دهند(همان منبع).

از نظر استیوارت(1991)، در مفاهیم ارزشیابی عملکرد اقتصادی، هزینه تامین مالی از طریق صاحبان سهام نیز منظور می شود زیرا پول به خودی خود وارد شرکت نمی شود و هر وجهی هزینه ای دارد(مهدوی و رستگاری، 1386). با توجه به اینکه از نظر بیشتر استفاده کننده گان، اعتبار عملکرد واحد تجاری با حاکمیت شرکتی قوی افزایش پیدا می کند، و همچنین به جهت ایرادات وارده بر سود حسابداری و به تبع آن معیارهای مالی ارزیابی عملکرد مالی، پژوهش حاضر به بررسی رابطه بین تاثیر ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد می پردازد(همان منبع).

1-3  ضرورت انجام تحقیق

بسیاری ازسرمایه گذاران، اعتبار دهندگان و سایر ذینفعان برای تصمیم گیری هایشان به عملکرد

شرکت ها توجه می کنند. از عوامل بسیار مهمی که می تواند تاثیر بسزایی بر عملکرد شرکت داشته باشد حاکمیت شرکتی است در آئین نامه راهبری شرکتی مصوب هیئت مدیره بورس اوراق بهادار تهران درتاریخ 11/08/1386، اهمیت حاکمیت شرکتی این گونه بیان شده است.

رویه های کارآمد راهبری(حاکمیتی) شرکتی برای عملکرد صحیح بازار سرمایه و کل اقتصاد کشور حیاتی و لازمه جلب و حفظ اعتماد عمومی است. راهبری شرکتی ضعیف ممکن است موجب سلب اعتماد بازار گردد که به نوبه ی خود می تواند منجر به خروج منابع یا بحران نقدینگی و سقوط قیمت ها در بورس شود. تدوین ­کنندگان مقررات و دست اندر کاران بر این باورند که راهبری شرکت با عملکرد مالی شرکت رابطه دارد، اما شواهد تجربی به دست آمده دراین رابطه تاکنون به نتیجه قطعی منجر نشده است(حسینی و خرازی، 1387). همچنین استقرار مناسب ساز و کارهای راهبری شرکتی موجب جذب و تخصیص بهینه منابع، افزایش کارایی عملیاتی، استیفای حقوق ذینفعان مختلف و رشد سرمایه­گذاری پایدار از طریق جلب اعتماد سرمایه گذاران می­شود(همان منبع).

همچنین همان طور که گفته شد به دنبال بحران و رسوایی های مالی درسالهای اخیر، که منجر به سلب اعتماد عمومی نسبت به گزارشگری مالی و عملکرد مدیران شد، نیاز به اجرای سازوکارهای بهبود گزارشگری مالی و نظارت بیشتر بر عملکرد مدیران را ملموس­تر ساخت و این امر موجب اهمیت بیشتر موضوع حاکمیت شرکتی در تحقیقات و پژوهش های اخیر شده است.

این شرایط منجر به تقاضای بیشتری درخصوص شفافیت بیشتر اطلاع رسانی و گزارشگری مالی و نظارت بیشتر بر عملکرد مدیران و به تبع آن عملکرد شرکت ها شده است تا جایی که دولت هایی مثل آمریکا، انگلستان و استرالیا و بدنبال آن کشورهای توسعه یافته با تصویب قوانینی مبنی بر بکارگیری اصول نظام راهبری شرکتی به این تقاضای سهامداران پاسخ دادند. بنابراین می توان انتظار داشت که ارزیابی عملکرد شرکت­ ها و اصول راهبری شرکت به میزان زیادی با هم ارتباط داشته باشند که هدف از این تحقیق

نیز بررسی وجود یا عدم وجود این رابطه است.

1-4  پرسش تحقیق

مطالعات اولیه و بررسی متون نظری موجود و مطالب ارائه شده در قسمت تشریح و بیان مسئله سؤالات متعددی را به ذهن متبادر کرده است. تحقیق حاضر به دنبال پاسخ به پرسش زیر به عنوان سؤال اصلی این تحقیق می باشد:

1) تاثیر ابزارهای نظارتی حاکمیت شرکتی بر معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد چگونه است؟

همچنین سوال اصلی تحقیق شامل سوالات فرعی زیر می باشد:

1-1) تاثیر ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر معیار ارزش افزوده بازار چگونه است؟

1-2) تاثیر ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر معیار ارزش افزوده اقتصادی چگونه است؟

1-3) تاثیر ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر نسبت کیوتوبین چگونه است؟

1-4) تاثیر ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر ارزش ایجاد شده برای سهامداران چگونه است؟

1-5 اهداف تحقیق

اهداف تحقیق به دوقسمت اهداف عملی و اهداف کاربردی تقسیم می شوند.

1-5-1 اهدف علمی تحقیق

هدف کلی این تحقیق بررسی رابطه بین برخی از ابزارهای نظارتی راهبری شرکت و معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادر تهران می باشد. جهت دستیابی به این هدف کلی، آن را به اهداف جزئی ذیل تفکیک و در طول انجام تحقیق، این اهداف پیگیری می شود.

1) تعیین تاثیر ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر ارزش افزوده بازار

2) تعیین تاثیر ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر ارزش افزوده اقتصادی

3) تعیین تاثیر ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر نسبت کیو توبین

4) تعیین تاثیر ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر ارزش ایجاد شده برای سهامداران

1-5-2 اهدف کاربردی تحقیق

اولین کاربرد هر تحقیق جنبه نظری و توسعه رشته مورد تحقیق می باشد که زمینه لازم را برای توسعه تئوری های آن رشته و حرکت به سمت سیستم های سازگارتر و کاراتر را مهیا می سازد اما نتایج این تحقیق با توجه به هدف کلی آن می تواند برای گروههای زیر مفید واقع شود:

1) شرکت های پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار: با توجه به این که ارزیابی عملکرد برای گروه های تشکیل دهنده واحد های اقتصادی حائز اهمیت می باشد، لذا به نظر می رسد که بکارگیری ابزارهای حاکمیت شرکتی، عملکرد شرکت را بهبود می بخشد و به سرمایه گذاران اجازه می دهد تا برآورد دقیق تری از سود شرکت داشته باشند.

2) سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان: از آنجایی که بکارگیری ابزارهای حاکمیت شرکتی باعث ارتقای شفافیت اطلاعات شرکت یا سازمان برای ذینفعان می شود لذا سرمایه گذاران می توانند از نتایج این تحقیق در جهت بهبود نظارت بر رفتار مدیران استفاده کنند. از طرفی به نظر می رسد نتایج این تحقیق می تواند راهنمایی  برای سرمایه گذارانی که قصد ورود به بازار سرمایه و سرمایه گذاری بر روی سهام شرکت ها را دارند، باشد. زیرا این سرمایه گذاران قبل از سرمایه گذاری بر روی سهام شرکت ها ابتدا به بررسی عملکرد دوره های قبلی شرکت و تحلیل صورت های مالی و ترکیب سهامداران شرکت می پردازند .

3) بکارگیری نتایج تحقیق توسط سازمان حسابرسی(هیات تدوین استانداردهای حسابداری)، سازمان بورس اوراق بهادار، جامعه حسابداران رسمی و سایر مراجع تدوین­کننده قوانین و مقررات.

1-6 تبیین فرضیه های تحقیق

در این تحقیق فرضیه اصلی این است که «بین ابزارهای نظارتی راهبری شرکت و معیارهای اقتصادی ارزیابی عملکرد رابطه وجود دارد» اما به علت اینکه هم ابزارهای نظارتی راهبری شرکتی و هم معیارهای اقتصادی عملکرد دارای شاخص های متنوعی می باشند بنابراین این فرضیه را به فرضیات فرعی زیر تقسیم می کنیم، و در طی تحقیق به دنبال آزمون این فرضیات می باشیم.

1) ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر معیار ارزش افزوده بازار تاثیر دارند.

1-1) مالکیت نهادی بر معیار ارزش افزوده بازار تاثیر دارد.

1-2) تمرکز مالکیت بر معیار ارزش افزوده بازار تاثیر دارد.

1-3) درصد مالکیت بزرگترین سهامدار شرکت بر معیار ارزش افزوده بازار تاثیر دارد.

1-4) درصد مالکیت سهام آزاد شناور بر معیار ارزش افزوده بازار تاثیر دارد.

2) ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر معیار ارزش افزوده اقتصادی تاثیر دارد

2-1) مالکیت نهادی بر معیار ارزش افزوده اقتصادی تاثیر دارد.

2-2) تمرکز مالکیت بر معیار ارزش افزوده اقتصادی تاثیر دارد.

2-3) درصد مالکیت بزرگترین سهامدار شرکت بر معیار ارزش افزوده اقتصادی تاثیر دارد.

2-4) درصد مالکیت سهام آزاد شناور بر معیار ارزش افزوده اقتصادی تاثیر دارد.

3) ابزارهای نظارتی راهبری شرکت بر نسبت کیوتوبین تاثیر دارد.

3-1) مالکیت نهادی شرکت بر معیار نسبت کیوتوبین تاثیر دارد.

انگلیسی

65

65

66

66

67

68

69

70

73

73

74

ارسال شده دردسته‌هارشته حسابداری ویرایش

با افتخار نیرو گرفته از WordPress

رفتن به نوارابزار

بیرون رفتن

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          151

5-1 خلاصه پژوهش                                                                                                                                               152

5-2  نتایج پژوهش                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          153

5-3  محدودیت های پژوهش                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          154

5-4 نتیجه گیری کلی                                                                                                 154

5-5 پیشنهادات پژوهش                                                                                                                  156

5-5-1  پیشنهادات سیاستی                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                               156

5-5-2  پیشنهادات مطالعاتی                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                          156

5-6 خلاصه فصل                                                                                                     157

 

فهرست جداول

جدول 2-1: رویکردهای توانمند سازی کارکنان                                                                   22

جدول 2-2 : : ابعاد توانمندسازی روان شناختی کارکنان                                                                                                                                                                                                    28

جدول 2-3 عوامل مؤثر بر توانمندسازی منابع انسانی از دیدگاه صاحبنظران و پژوهشگران                        55

جدول 4-1: توزیع فراوانی میزان تاثیرآموزش هدفمند بر معیارهای توانمند ساز                             76

جدول 4-2: توزیع فراوانی میزان تاثیرپاداش مبتنی بر عملکرد بر معیارهای توانمند ساز                           77

جدول4-3 : توزیع فراوانی میزان تاثیرکار تیمی بر معیارهای توانمند ساز                                                                                                                     78

جدول4-4 : توزیع فراوانی میزان تاثیربکارگیری سیستم مشارکت بر معیارهای توانمند ساز                                          78

جدول4-5 : توزیع فراوانی میزان تاثیرغنی سازی شغل بر معیارهای توانمند ساز                                                                                                 79

جدول4-6 : توزیع فراوانی میزان تاثیرحس مسئولیت پذیری بر معیارهای توانمند ساز                                     80

جدول4-7 : توزیع فراوانی میزان تاثیروجود انگیزه در پرسنل بر معیارهای توانمند ساز                      81

جدول 4-8 : توزیع فراوانی میزان تاثیرتفویض اختیار بر معیارهای توانمند ساز                               81

جدول 4-9 : توزیع فراوانی میزان تاثیرشیوه رهبری بر معیارهای توانمند ساز                                 82

جدول 4-10 : توزیع فراوانی میزان تاثیرآشکارسازی اهداف و چشم انداز بر معیارهای توانمند ساز       83

جدول 4-11 : توزیع فراوانی میزان تاثیردانش و مهارت بر معیارهای توانمند ساز                             84

جدول4-12 : توزیع فراوانی میزان تاثیرشخصیت بر معیارهای توانمند ساز                                     84

ح

جدول4-13 : توزیع فراوانی میزان تاثیرتجربه اندوزی بر معیارهای توانمند ساز                               85

جدول 4-14 : توزیع فراوانی میزان تاثیرنگرش افراد بر معیارهای توانمند ساز                              86

جدول 4-15 : توزیع فراوانی میزان تاثیرنقش عوامل بیرونی بر معیارهای توانمند ساز                     87

جدول 4-16 توزیع فراوانی میزان تاثیرپرسشگری بر معیارهای توانمند ساز                                 88

جدول 4-17 : توزیع فراوانی میزان تاثیرمدل رفتاری بر معیارهای توانمند ساز                              89

جدول 4-18 : توزیع فراوانی میزان تاثیرتعهد سازمانی بر معیارهای توانمند ساز                            89

جدول4-19 : توزیع فراوانی میزان تاثیرارتباطات بر معیارهای توانمند ساز                                   90

جدول4-20: توزیع فراوانی میزان تاثیریادگیری سازمانی بر معیارهای توانمند ساز                          91

جدول4-21 : توزیع فراوانی میزان تاثیرانعطاف پذیری بر معیارهای توانمند ساز                            92

جدول4-22 : توزیع فراوانی میزان تاثیرکارآیی بر معیارهای توانمند ساز                                     92

جدول4-23 : توزیع فراوانی میزان تاثیراستقلال بر معیارهای توانمند ساز                                    93

جدول 4-24 : توزیع فراوانی میزان تاثیرنوآوری بر معیارهای توانمند ساز                                   94

جدول 4-25 : توزیع فراوانی میزان تاثیردسترسی به اطلاعات و منابع بر معیارهای توانمند ساز          95

در دنیایی که روزبه روز در حال پیچیده تر شدن است. ضرورت استفاده از اینترنت برای نوجوانان و جوانان بیش ازپیش احساس می شود، زیرا اینترنت نقش عمده ای در کسب مهارت ایفا می کند. بااین وجود از بین رسانه های جمعی و فناوری جدید، اینترنت برای فرد، خانواده و جامعه مسائل و مشکلاتی را ایجاد کرده که شایسته ی توجه و عنایت متفکران، پژوهشگران، و روانشناسان و روان پزشکان است. انقلاب الکترونیک، انفجار اطلاعاتی و انقلاب رایانه ای تفاوت های کمی و کیفی بسیاری در جهان نسبت به دو دهه ی اخیر به همراه آورده است و آن تبدیل جهان به یک کلبه ی راحت است. مهم ترین فعالیت فناوری جدید برقراری ارتباطات و انتقال و تبادل اطلاعات در طیفی گسترده است که محدودیتی هم نمی توان بر آن تصور کرد(امیدوار، 1391).

در سال 1998 جامعه شناسان آمریکایی با مشاهده شمار بالایی از مشکلات مرتبط به اینترنت همچون طلاق، بی اعتنایی به فرزندان، از دست دادن شغل، فرار از مدرسه و مشکلات قضایی مرکز اعتیاد به کامپیوتر را در دانشگاه ها تأسیس کردند شکی نیست که اینترنت پیشتاز انقلاب صنعتی جدید است و همانند یک رابطه جدید می باشد یعنی در ابتدا جذاب و نهایتاً نیازمند صرف انرژی و زمان فراوان برای حفظ آن هستیم. دست یابی به شبکه جهانی، افراد را با انبوهی از اطلاعات و نشریات الکتریکی روبه رو می کند که با استفاده از ارتباط سنتی امید دست یابی به آن ها را نداشته داست. به نظر می رسد که اینترنت می تواند مورد حسن استفاده و سوءاستفاده به صورت اعتیاد به اینترنت قرار بگیرد. عوامل روان شناختی فراوانی بر قدرت جذابیت اینترنت را دلالت دارند. به نظر می رسد که همان ویژگی هایی که تشکیل دهنده ی نیازمند صرف انرژی و زمان فراوان برای حفظ آن هستیم دست یابی به شبکه جهانی، افراد را با انبوهی از اطلاعات و نشریات الکتریکی روبه رو می کند که با استفاده از ارتباط سنتی امید دست یابی به آن ها را نداشته است. به نظر می رسد که اینترنت می تواند مورد حسن استفاده و سوءاستفاده به صورت اعتیاد به اینترنت قرار بگیرد. عوامل روان شناختی فراوانی بر قدرت جذابیت دلالت دارند. به نظر می رسد که همان ویژگی هایی که تشکیل دهنده ی قدرت اینترنت هستند، همگی قابلیت اعتیادآور را دارا باشند.

از طرف دیگر روان شناسان معتقدند هر رفتاری که فرد از خود نشان می دهد تحت تأثیر عوامل بسیاری همچون عوامل محیطی، عاطفی و شخصیتی می باشد.و همچنین شناخت احساسات خود و دیگران به انسان کمک می کند تا بتواند عکس العمل های متفاوت و صحیح تری را در محیط کار و تحصیل انجام دهد ( مک نامارا، ترجمه حاجی زاده، 1389).

1-2 بیان مسئله

دسترسی به اینترنت پدیده ای رو به گسترش است و هرروز تعداد بیشتری از افراد در زمره استفاده کنندگان اینترنت قرار می گیرند. اینترنت در همه جا حضور دارد: در خانه، مدرسه، ادارات و حتی در مراکز خرید، در بین کاربران اینترنت جوانان و نوجوانان بیشترین استفاده از آن رادارند. نتایج تحقیقات انجام شده در ایالات متحده نشانگر آن است که استفاده از اینترنت در میان جوانان و نوجوانان بیش از گروه های دیگر است (بولن و هری، 2013). هم زمان با دسترسی روزافزون و گسترده مردم به اینترنت شاهد نوعی وابستگی در نوجوانان هستیم. همانند تمامی انواع دیگر اعتیاد، اعتیاد به اینترنت نیز با علائمی اضطراب، افسردگی، کج خلقی، بی قراری، تفکرهای وسواسی، کناره گیری، اختلالات عاطفی و ازهم گسیختگی روابط اجتماعی همراه است. از طرفی درعین حال که روابط افراد (به ویژه نوجوانان و جوانان) در جهان مجازی افزایش می یابد، در مقابل از روابط آن ها در جهان واقعی کاسته می شود و احتمال افت عملکرد آموزشی آنان نیز می رود ( سامسون و کین، 2005؛ به نقل از غفاری، 1389).

پوت نام[1](1999) معتقد است که طی 35 سال گذشته کاهش چشم گیری در ارتباطات اجتماعی افراد در آمریکا رخ داده است. مردم کمتر به رأی گیری می روند، کمتر به کلیسا می روند، کمتر موضوعات سیاسی را با همسایه ها در میان می گذارند یا کمتر عضویت گروه های داوطلبانه را قبول می کنند، مهمانی شام کمتری دارند و کمتر به منظورهای اجتماعی دورهم جمع می شوند . این موضوع پیامدهای عمده ای برای جامعه و فرد به دنبال دارد، زیرا وقتی مردم با یکدیگر در ارتباطات اجتماعی قرارگرفته باشند، سالم تر و سازگارتر زندگی می کنند. مطالعات نشان می دهد که 14 درصد از کاربران اینترنت، جزو کاربران آسیب پذیر اینترنت هستند که دچار علائم رفتارهای وسواسی، حالت روان پریشی، افسردگی و جزء آن ها می گردند( فریس[2]، 2002). بسیاری از مواقع بیش می آید که جوانان شیوه عملکرد بزرگ ترها را درک نکرده اند اما به محض اعتراض، نافرمانی یا عصیان با تنبیه و سرکوب روبرو می شوند و این باعث شده آنان به سمت محرک ها ، مخدرها و جانشین ها روند تا تشویق خود را کاهش دهند. بهر حال پدیده اعتیاد به اینترنت هم زمان با افزایش دسترسی روزانه مردم به منابع روی خط شایع تر می شود. شبکه جهانی[3] (وب) سرگرم کننده، اطلاع دهنده و مفید است. اما برای بسیاری از افرادی که در آن معتادند نوع این استفاده در حال تبدیل شدن به آسیب ها و نابهنجاری های روانی و رفتاری است. اما در ایران مانند بسیاری از کشورهای درحال توسعه هنوز مطالعات و تحقیقات در حوزه اعتیاد به اینترنت و عوامل پدیدآورنده یا مستعد کننده آن در ابتدای مسیر قرارداد و نیاز به پژوهش های گسترده و کاربردی در این زمینه به ویژه روی افراد و گروه های که در معرض خطر بیشتری قرار دارند، کاملاً احساس می گردد. بنابراین، آنچه مهم و اساسی است بررسی عوامل مرتبط با بروز این اعتیاد در بین گروه های در معرض خطر است.

شکی نیست که اینترنت پیشتاز انقلاب صنعتی جدید است. یک تکنولوژی جدید، همانند یک رابطه جدید است؛ یعنی در ابتدا جذاب و سرگرم کننده است، اما نهایتاً نیازمند صرف انرژی و زمان فراوان برای حفظ آن هستیم. دست یابی به یک شبکه جهانی، افراد را با انبوهی از اطلاعات و نشریات الکترونیکی روبرو می کند که با استفاده از ارتباط سنتی امید دستیابی به آن ها را نداشته است. به نظر واضح می رسد که اینترنت می تواند مورد حسن استفاده یا سوءاستفاده به صورت اعتیاد قرار گیرد، عوامل روان شناختی فراوانی بر قدرت و جذابیت اینترنت دلالت دارند به نظر می رسد که همان ویژگی هایی که تشکیل دهنده قدرت اینترنت هستند همگی قابلیت اعتیادآور را هم دارا می باشند(ذکایی ، 93).

از طرف دیگر روانشناسان معتقدند هر رفتاری که فرد از خود نشان می دهد تحت تأثیر عوامل بسیاری همچون عوامل محیطی، عاطفی و شخصیتی می باشد مقصود از عوامل شخصیتی درواقع همان ویژگی های شخصیتی[4] است که می تواند یک فرد را مستعد بروز یک سری از رفتارها نماید، درصورتی که ممکن است آْن فرد با ویژگی های شخصیتی متفاوتی دست به چنین رفتارهایی نزند. بنابراین عوامل شخصیتی یکی از مهم ترین عواملی است که قادر است در شناخت پیچیدگی های رفتار انسان در موقعیت های مختلف کمک شایان توجهی نماید و ازاین رو نمی بایست از چشم محققان دور بماند.

شخصیت[5] در روانشناسی به عنوان یک مفهوم رایج و متداول اما درعین حال پیچیده و دشوار شناخته شده است. مفهوم شخصیت از دیدگاه های نظری و سطوح انتزاعی مختلفی سرچشمه گرفته است و هرکدام از این سطوح، سهم قابل توجه و منحصربه فردی در فهم ما از تفاوت های فردی دارند. امروز در روانشناسی دیدگاه های متعدد و متفاوتی از شخصیت وجود دارد. شخصیت را معمولاً الگویی از ویژگی های فردی درزمینه تفکر، هیجان و رفتار توأم با مکانیزم های روان شناختی آشکار و پنهان تعریف می کنند.

شخصیت شامل ویژگی های بین فردی منحصربه فرد و متمایزی است که افراد در موقعیت های گوناگون آن ها را بروز می دهد. شخصیت هر فرد جنبه آشکار منش وی است که به گونه ای بر دیگران اثرگذار بوده و به شکل گیری بسیاری از جنبه های زندگی او کمک می کند. نظریه روانکاوی و شخصیت ریشه های اعتیاد فرد به اینترنت را مرتبط با تکان های روحی با کمبودهای عاطفی دوران کودکی، ویژگی های شخصیتی و یا سایر اختلالات و خلق وخوها می داند. طبق این دیدگاه بسته به حوادث دروان کودکی و یا ویژگی های شخصیت در سن بلوغ فرد برای توسعه یک رفتار اعتیاد آمیز و یا هر رفتار دیگری مستعد می شود. در این حالت آنچه اهمیت دارد موضوع یا فعالیت نیست بلکه فرد بر مبنایی است که فرد تحت آن معتاد می شود ( دوران[6] 2003). مک کری[7] و کوستا[8] از بین تمام عوامل ویژگی های شخصیتی، پنج عامل شخصیتی اصلی را شناسایی نموده اند که شامل روان رنجور خویی[9]، برون گرایی[10]، گشودگی به تجربه[11]، سازش پذیری[12] وظیفه شناسی[13] است و معتقدند که ویژگی های شخصیت را می توان بر اساس این پنج عامل دسته بندی نمود.

توصیف مجازی که کاربران از ویژگی های رفتاری و شخصیتی خود در فضای « چت روم» اطلاعات، شناسایی اولیه از مخاطب گفتگو، توصیف انتخابی و گاه مبالغه آمیز و یا نادرست از برخی ویژگی های رفتاری و شخصیتی و نشان دادن هم دردی و همسویی برای جلب پشتیبانی و حمایت عاطفی مخاطب ازجمله زمینه های نشان دهند تدارکات و آمادگی های « پشت صحنه ای» افراد، برای نمایش « روی صحنه» خود هستند. ماهیت غیر رودر روی ارتباطات الکترونیکی اینترنتی همچنین می تواند انگیزه بیشتری را برای کاربران آن در بازی هویت، رفتارهای آزمایشی و ارایه تصویری غیرواقعی فراهم سازد که ریسک «شرمندگی» در آن کمتر است (ذکایی، 1393).

ازجمله موضوعاتی که انسان در مورد آن به تفکر می پردازد، خود و جایگاه خود در جهان است که آن نیز، از تغییرات امروزی جهان در امان نمانده و تغییراتی بسیار عمیق در باورها و ارزش ها و سبک زندگی مردم جهان به وجود آورده است. زیرا ویژگی های جوامع کنونی نظیر وجود تکنولوژی پیشرفته، اینترنت و توسعه ارتباطات، پیچیدگی روابط انسانی و … نوجوانان و جوانان را با انبوهی از اطلاعات روبه رو کرده و یافتن هویتی منسجم و کارآمد را بیش ازپیش برای آن ها مشکل نموده است (امیدوار، 1391).

شکل دهی هویت ورود به دنیای بزرگ سالان و حساسیت و توجه به آثار و پیامدهای استفاده از اینترنت و محیط های مجازی در این دوره اهمیت ویژه ای دارد. در این پژوهش ما به دنبال بررسی رابطه بین خودکنترلی و اعتیاد به اینترنت نیز می باشیم. مفهوم خودکنترلی که در سال 1974 توسط اشنایدر گسترش یافت. به این معنا است که یک شخص در موقعیت خود چقدر انعطاف پذیر یا چقدر پایدار است (کاشال و کوانتس، 2006). اشنایدر می گوید: مردم در یک بحث کلی به دودسته تقسیم می شوند: افراد با خودکنترلی بالا و افراد با خودکنترلی پایین که هرکدام ویژگی هایی دارند (کجلدال، 2003). برخی از افراد نسبت به موقعیت اجتماعی حساس هستند و ظاهر خود را متناسب با موقعیت رایج تنظیم می کنند. این افراد را با خودکنترلی پایین که تمایل دارند فکر و احساس خود را بیان نمایند، تا این که آن را متناسب با موقعیت سازمان دهی کنند (ایشنایدر، 1974).

خودکنترلی عبارت است از تعارض درون فردی بین منطق و هوس، بین شناخت و انگیزه و بین برنامه ریز درونی و عمل کننده درونی. که غلبه قسمت اول هرکدام از این زوج ها بر قسمت دوم است (ردوالت، مادریان و چنی، 1998). افرادی که می توانند هدف های واقع گرایانه را اولویت بندی کنند و در زمان تصمیم گیری میان عواطف و عقل تعادل برقرار کنند، خودکنترل هستند (خواجه موگهی و علاسوند، 1389). تفاوت های مهم فردی و قابل سنجش و پیگیری های رفتاری را خودکنترلی می نامند. خودکنترلی بیانگر میزان مطابقت ویژگی های رفتاری خود با شرایط و موقعیت موجود است (کوبی[14]و همکاران، 2001). خودکنترلی یک ویژگی شخصیتی بی مانند است که در اشخاص گوناگون متفاوت است، یعنی افرادی که خودکنترلی بالایی دارند، هرکدام با توجه به اینکه تا چه حد خودکنترلی دارند، واکنش های متفاوت نشان می دهند و رفتارهای متفاوت دارند.

به نظر می رسد افرادی که خودکنترلی پایین تری دارند به پیامد رفتارهای خود، کمتر می اندیشند و سعی در ارضا، فوری امیال خوددارند، ازاین رو این گونه افراد به پیامدهای اعتیاد نمی اندیشند و سعی در لذت بردن آنی دارند. از سوی دیگر خودکنترلی سطح بالا شامل عناصری از خود نظارتی، برنامه ریزی و نظم بخشی هیجانی است که این عناصر در افراد دارای سطوح خودکنترلی بالاتر می توانند از روی آوردن به اعتیاد اینترنت ممانعت به عمل آورند (ون در[15] وهمکاران، 2009). بعضی از مطالعات و بررسی های قبلی پیشنهاد کرده اند که خودکنترلی کمتر، در رابطه با انواع متفاوت رفتارهای اعتیاد آمیز است که شامل اعتیاد به اینترنت نیز می شود. عقیده دارد که فرد با خودکنترلی بالا، از تعهد افزون تری نیز برخوردار است بنابراین به نظر می رسد چنانچه افراد دارای خودکنترلی سطح بالاتر با خود عهد ببندند که از اینترنت استفاده نکنند راحت تر می توانند به تعهدات خود وفادار باقی بمانند اما فرد دارای سطح خودکنترلی پایین تر احتمال دارد که نسبت به تعهدات خود وفاداری کمتری داشته باشد و به راحتی تعهد خود نسبت به عدم استفاده از اینترنت را زیر پا بگذارد ( راسکین و تری ، 2009).

با توجه به مباحث مطرح شده و اهمیت بررسی مبحث اعتیاد به اینترنت و عوامل تأثیرگذار بر آن در جامعه ایران به خصوص در بین دانش آموزان دختر دوره متوسطه ، مسئله موردبررسی در این پژوهش پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس ویژگی های شخصیتی و خودکنترلی در بین دانش آموزان دختر متوسطه دوره دوم منطقه 13 شهر تهران می باشد. به این منظور محقق در این پژوهش به دنبال دست یافتن پاسخ علمی به این سؤالات است:

    1. آیا اعتیاد به اینترنت بر اساس ویژگی های شخصیتی قابل پیش بینی است؟
    1. آیا اعتیاد به اینترنت بر اساس خودکنترلی قابل پیش بینی است؟

1-3 سابقه و ضرورت انجام تحقیق

آمارها در ایران نشان می دهد که تعداد کاربران اینترنت در کشور در سال 1383 بیش از 6 میلیون نفر بوده است. به گزارش بخش خبر سایت اخبار فناوری اطلاعات در ایران (1387) تعداد کاربران اینترنت در چهار سال اخیر 25 برابر شده است و این تعداد روزبه روز در حال افزایش است. این در حالی است که تعداد مطالعات صورت گرفته در این زمینه از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نمی کند. بنابراین، لزوم و اهمیت بررسی و پژوهش های گسترده در این زمینه با مدنظر قراردادن شیوع روزافزون این فناوری و مشکلات ناشی از آن کاملاً احساس می شود. با توجه به صدمات و خسارات جبران ناپذیری که پدیده اعتیاد به اینترنت به دنبال دارد و ازآنجایی که اقدامات تغییر رفتار در سطح فردی و اجتماعی طولانی مدت و پرهزینه است، به نظر می رسد پیشگیری بهترین رویکرد برای کاهش این گونه رفتارهای تهدیدکننده سلامت در سطح جامعه باشد. ازاین رو برنامه ها و اهداف آموزشی و پیشگیرانه در رابطه با اعتیاد به اینترنت نوجوانان و جوانان موردتوجه بسیاری از پژوهشگران اجتماعی قرارگرفته است و بدین منظور بسیار حائز اهمیت است که بتوان آن هایی که در معرض بیشترین خطر درگیری در این گونه رفتارها و یا اختلالات هستند را شناسایی نمود. باوجودآنکه نمی توان ازنظر دور داشت که استفاده از اینترنت در دنیای امروز یک ضرورت است، اما این گونه رفتارها و یا اختلالات هستند را شناسایی نمود. باوجودآنکه نمی توان ازنظر دور داشت که استفاده از اینترنت در دنیای امروز یک ضرورت است ، اما این ابزار می تواند علاوه بر به کارگیری درست و به جا ، به صورت نادرست و نابجا مورداستفاده قرار گیرد. و شرایطی را فراهم آورد که ترک آن مشکلاتی را برای کاربر به وجود آورد . چگونگی استفاده می تواند به ویژگی های شناختی ، عاطفی و شخصیتی و هویتی کاربر مرتبط باشد . اطلاعات فراوانی در حوزه اعتیاد به اینترنت و سایر کشورهای جهان صورت گرفته و عوامل بسیاری را نیز در ظهور این اختلال شناسایی کرده اند. اما به منظور برنامه ریزی مبتنی بر پژوهش در هر جامعه ای ، توجه به تفاوت های فرهنگی و اجتماعی ضروری است. به عبارت دیگر با تکیه بر نتایج مطالعات خارجی نمی توان به کارآمدی مداخلات پیشگیرانه امیدوار بود.

تعیین ارتباط بین ویژگی های شخصیتی ، اعتیاد به اینترنت از هدف های این پژوهش است ، در صورت معناداری، دانشی را در اختیار مشاوران ، مسئولان و خانواده ها قرار می دهد که بر امر استفاده از اینترنت توسط نوجوانان و جوانان نظارت داشته باشند، در کنار برخی عوامل زمینه ساز ، ویژگی های شخصیتی آن ها را نیز موردبررسی قرار دهد، با شناسایی دقیق و طبقه بندی علمی نوجوانان و جوانانی که مبتلابه اینترنت بوده و یا در معرض اطلاع به آن قرار دارند، مداخلات پیشگیرانه و یا درمانی ، بیشتر در این حوزه متمرکز کنند و سرگردانی منبع در مسیرهای نادرست ، طولانی مدت و یا ناکارآمد جلوگیری نمایند و بر اساس نوع ویژگی شخصیتی برای میزان و چگونگی استفاده از اینترنت برنامه ریزی نمایند. و نظارت مستمر را اعلام کنند، همچنین می تواند راه گشای برنامه های مداخله ای در این گروه بوده و در جهت تقویت هر چه بیشتر عوامل محافظت کننده و برطرف ساختن عوامل خطر به کار گرفته شوند. بنابراین آگاهی از ارتباط بین ویژگی های شخصیتی، خودکنترلی با اعتیاد به اینترنت هم برای درمان و هم برای پیشگیری می تواند مفید باشد .

بنابراین ضرورت تحقیق و کسب آگاهی درباره اعتیاد به اینترنت، ویژگی های شخصیتی و خودکنترلی افراد همانند دیگر آسیب های روانی و اجتماعی ضروری است تا از نتایج حاصله برای کمک به افراد در معرض خطر استفاده نمود. گسترده و پیچیدگی مسئله اعتیاد به اینترنت بستر پرسش های بسیاری است که پژوهش های بیشتری را ضروری و اجتناب ناپذیر می نماید، به ویژه در کشور ما کشوری جوان محسوب شده و دارای آمار زیاد تحصیل کرده در سطح زیر دیپلم می باشد و در حیطه پژوهش در این اثر هنوز در ابتدای راه هستیم. ازاین رو جا دارد که با انجام تحقیقاتی وسیع در حوزه روانشناسی و جامعه شناسی اینترنت، با ارائه مباحثی که در جوامع پیشرفته مهم و حیاتی قلمداد می شوند، جامعه را از آفت های واقعی آن مطلع ساخته، در صورت امکان از بروز برخی از مشکلات پیشگیری کنیم .

1-4 اهداف تحقیق

1-4-1 هدف کلی

    1. پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس ویژگی های شخصیتی و خودکنترلی در بین دانش آموزان دختر دوره متوسطه

1-6 پیش فرض های تحقیق

اینکه انسان دارای روحانیتی است که از دیرباز افکار بشر را به خود معطوف کرده است و وجودی است مرکب، واقعیتی غیر قابل تردید است که مورد تأیید ادیان، دانشمندان، روانشناسان و اکثر فلسفه هاست. از جهت روح، انسان گوهری است ملکوتی ومتعالی که دست بر آسمان و به عالمی روحانی توجه و اتصال دارد، آن عالم روحانی که از ناحیه ی جنت ذات الهی و موطن فیضان نور وجود ربانی است (ملاصدرا، 1050، نقل از برزگرشانی، 1386: 22). مولوی در بیان مراتب وجودی انسان برهمین باوراست:

جسم ظاهر، روح مخفی آمده است

جسم همچون آستین، جان همچو دست

این درحالی است که مادیون از جمله ژان پل سارتر تمامی مظاهر حیات از جمله انسان را وجود مادی محض تلقی می کنند (برزگرشانی، 1386: 21). جهانی که امروزه پیش روی ماست جهانی است که مقولاتی مانند دانش، تخصص، محسوسات ونهایتا ماده را می پسندد و خوش آیند اوست. گرایش و رغبت انسان امروز بیشتر حول محور لذتهای مادی و محسوس می چرخد تا لذات معنوی. میل به معنویت یا معنویت گرایی گمشده ای است که انسان جستجوگر امروز باید به دنبال این معجون حیات­بخش بگردد و از دیوار محسوسات و ماده بالاتر رود تا بتواند به عنوان یک آفریده ی برتر خود را از سایر موجودات متمایز کند.

به راستی آیا در درون آدمی گرایشهایی وجود ندارد که با طبیعت مادی او ناسازگار باشد؟ گرایشهای معنوی مانند خیرخواهی، جمال و زیبایی وپرستش (مطهری، 1369، به نقل از برزگرشانی، 1386: 21). در حالی­که یکی از دغدغه های بشر، معنویت و میل به آن بوده است ولی تفکر درباره ی کشف دوباره ی این بعد از یاد رفته، خود جریانی است تازه که به آن نهضت معنویت گرایی گفته می شود که شاید بتواند روح خفته آدمی را بیدار کند و فلسفه و حکمت را به بار آورد (صفایی مقدم، 1389: 88).

کودکان که سرشتی پاک همچون آیینه دارند چنانچه در پرتو تربیت و راهنمایی­های صحیح و منطقی قرار بگیرند می توانند زمینۀ مساعدی را برای چشیدن لذات معنوی در بزرگسالی مهیا کنند. امروزه باور بر این است که بین برخی رفتارهای نابهنجار کودکان با کمبود معنویت ارتباط و تناسب وجود دارد (مالویا[1]، 2011: 51). معنویت نگاه کلیشه ای و سطحی دانش آموز را نسبت به مسائل مختلف و متنوع تغییر می دهد و باعث می شود که کودک با نگاهی چند بعدی عمیقاً مسائل را بررسی کند (جین[2]، 2008: 39). میل به این مسئله ی حیاتی در جریان دشوار زندگی و بالاتررفتن از حس به فراحس و متافیزیک، او را در خودشناسی و مقابله ی با استرس ها و کشمکش­ها قوی می کند و مهم تر اینکه باعث می شود کودکان نه تنها شرایط پذیر نباشند بلکه شرایط ساز هم بشوند (مالویا، 2011: 52). یک ضرب المثل قدیمی می گوید: « به سگ پیر نمی توان حقه های جدید یاد داد»، شاید این گفته به این معنا باشد که هر آموزشی حتی از نوع معنوی را باید از همان طفولیت آغاز کرد (همان).

بشر امروز برخلاف ظاهری معنویت ستیز، تشنه و عطشان پاکی و خلوص و آن حالت متعالی معنوی است و همواره به دنبال نیمه ی خالی خود می گردد تا حس غریب و دردناک از خود بیگانگی را از خویشتن براند. این بحران معنوی که غبار بر قلب انسان مدرن نشانده است، ضرورت و اهمیت ایجاد تمایل کودکان به امور معنوی و روحانی را آشکارتر کرده است.

1-2-بیان مسئله

تاکنون تعریف جامع و دقیقی از معنویت ارائه نشده است. برخی براین باورند که این واژه ی مهجور، چنان گستردگی معنایی دارد و دایره ی شمول وسیعی در آن دیده می شود که ارائه ی هر تعریفی دارای نقص وضعف است (صفایی مقدم، 1389: 90). واژه ی معادل spirituality  در روحانیت، یا  معنویت، و معنویت گرایی است که از واژۀ «روح» یا «معنا» مشتق می شود. در هر دو مورد خود واژه­ها به طور ضمنی بر باطن یا درون دلالت دارند (نصر، 1389: 17).

برداشتهای مختلف از مفهوم معنویت و اختلافات موجود بر سر آن باعث شده است که برخی توصیه به حذف آنرا از فرهنگ لغت داشته باشند (اوریلی[3]، 1993، به نقل از صفایی مقدم، 1389: 91). اینکه چرا این واژه معنایی یکسان در نزد همگان ندارد خود جای تأمل دارد. در این میان برخی بدون توجه به ابهامات به بیان تعاریفی درخور از معنویت پرداختند.

معنویت جستجوی مداوم معنی و مقصود در زندگی، ادراکی از ژرفای زندگی و یک نظام اعتقادی فردی است (می­یر[4]، 1990، به نقل از مالویا، 2011: 52). تپر (2003) براین باوراست که معنویت آن حد و مرزی است که فرد انگیزه و شوق پیدا می کند تا معانی مقدس و هدف از هستی و بودن را بیابد (به نقل از مالویا، 2011: 52). شاید بتوان گفت انسان منهای معنویت و معنویت گرایی نابینایی است که همواره در معرض سقوط است (همان: 53). زندگی معنوی لزوماً به معنای وابستگی به یکی از ادیان نهادینه نیست، بلکه به معنای بینش و نگرشی به عالم و آدم است که شادی و امیدواری را برای بشر به ارمغان می آورد (ملکیان، 1384: 376، به نقل از مروتی، 1392: 9). با استناد به دیدگاه محققان اسلامی، می توان منظور از معنویت را اینگونه بیان کرد:

ارتباط با وجود متعالی، باور به غیب، باور به رشد و بالندگی انسان در راستای گذشتن از پیچ و خم­های زندگی و تنظیم زندگی شخصی بر مبنای ارتباط با وجود متعالی و درک حضور دائمی وجود متعالی در هستی معنادار، سازمان یافته و جهت دار الوهی.

حمیدیه (1387) براین باوراست که معنویت گرایی جدید در جهان از سه دیدگاه قابل بحث است: جهانی شدن، شرقی شدن، سکولاریسم. در سکولاریسم از مفهوم پلورالیسم مدرن سخن به میان می آید (برگر[5] و هانتینگتون، 1384)؛ که لازمه ی آن دست کشیدن ادیان و مذاهب کلاسیک از انحصار حقیقت است که این خود سبب نسبی شدن ادیان نیز می شود (حمیدیه، 1387).

همان­گونه که در ارائه ی تعریف معنویت اختلاف نظر وجود دارد، در زمینۀ ابعاد آن نیز نظری واحد دیده نمی­شود. برخی معتقدند معنویت ساختاری تک بعدی است (کوینگ، پارکرسون[6]، 1997) در حالی­که عده ای بر این باورند که باید آن­را چند بعدی دانست. با سینگ[7] (2006) بیست و چهار بعد را برای معنویت و مذهب تعریف می کند. تابین هارت[8] (2003) شش بعد برای آن در نظر دارد که عبارتنداز: معنی وحقیقت، خلاقیت، مواجهه با جهان، امید، هوش و مذهب و فرهنگ. جوچن هاردت[9]، سونجا اسکولز[10]، کارولاژاندر[11]، گرهیلدبکر[12] و مالگوزاتا دراگان[13] (2011) به طور کلی چهار بعد بنیادین را برای معنویت در نظر گرفته اند که عبارتند از: ایمان به خدا (باورالهی)، جستجوی معنا، توجه همه جانبه (ذهن آگاهی) و احساس امنیت.

مسئله یکی از فراگیرترین موضوعاتی است که همه انسان ها جدای از نژاد و قومیت و سطح اجتماعی و جایگاه جهانی با آن روبرو هستند. شناخت و حل مسئله دارای اهمیتی اساسی می باشد زیرا هر مسئله ای را که نتوانیم حل کنیم، از بخشی از زندگی خود محروم مانده ایم. برای فراگیری حل مسئله، در ابتدا لازم است نگاهی بر تعریف مسئله بیاندازیم. مسئله چیست؟ مسئله در فرهنگ لغت معین به معنای حاجت و مطلب بکار رفته است. در تعریفی دیگر مسئله به معنای فاصله و شکاف است، فاصله ای بین آنچه داریم و آنچه می خواهیم یا شکافی است بین وضع موجود و وضع مطلوب.

انسان­ها در طول سیر تاریخی خود در استفاده از منابع با محدودیت مواجه بوده­اند. چنین محدودیت هایی همواره آنان را بر آن داشته که به دنبال بهترین روش استفاده از این منابع با بیشترین بازدهی و کمترین هزینه باشند. نمود این مسئله در حوزه مسایل مالی مباحث پیرامون تصمیم­گیری­های مالی و مدیریت سرمایه گذاری است. سرمایه­گذاران، تحلیل­گران و سایر استفاده­کنندگان از اطلاعات مالی به دنبال دست­یابی به بهترین فرصت سرمایه­گذاری در ارتباط با منابع در دسترس خود هستند. یکی از ابزارهایی که در این زمینه می­تواند به آن­ها کمک کند شناسایی عواملی است که می تواند ارزش شرکت ها را متاثر سازد. آن­چه مسلم است این­ است که هرچه ارزش شرکتی بالاتر باشد سود و بازده بیشتری نصیب صاحبان سرمایه آن خواهد گردید.

 

 

1-2  بیان مسئله

ارزش شرکت به صورت تئوری قیمت تحصیل آن در نظر گرفته می شود. در زمان خرید سهم، تحصیل کننده مجبور خواهد بود بدهی های شرکت را تقبل کند در حالی که وجه نقد آن را نیز بدست می آورد. ارزش بازار سهام یک شرکت غالباً به عنوان شق دیگری برای تعیین ارزش آن شرکت استفاده می شود. برخی افراد تنها ارزش بازار سهام را به عنوان ارزش شرکت در نظر می گیرند در حالیکه برخی دیگر اعتدال بیشتری بکار برده و بدهی را هم در نظر می گیرند.[1]

تعیین ارزش شرکت از جمله عوامل مهم در فرایند سرمایه گذاری است. ارزش هر شرکت با توجه به ارزش سهام آن قابل تعیین است. از اینرو سرمایه گذار با توجه به ارزش شرکت، اولویت خود را در سرمایه گذاری مشخص می کند(صامتی، 1386).

ارزش بازار یک شرکت تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد که شناخت این عوامل می تواند به سرمایه -گذاران، بستانکاران و سایر ذینفعان در تعیین ارزش شرکت ها و اتخاذ تصمیمات درست کمک شایانی نماید. در چارچوب بازارهای سرمایه ناقص، ذخایر نقدی نگهداری شده توسط شرکت به عاملی مرتبط برای پژوهش تبدیل می شود که می تواند ارزش شرکت را متاثر سازد. اگر چه در ابتدای امر ممکن است اینگونه تصور شود که انباشت وجه نقد امکان انعطاف مالی را برای شرکت در شرایط بحرانی و پیش بینی نشده فراهم می آورد اما با در نظر گرفتن عدم تقارن های اطلاعاتی موجود بین عوامل اقتصادی مختلف، حفظ انعطاف امکانات مالی ممکن است هزینه بر باشد )لوزانو[2]،2011).

در طول یک توسعه اقتصادی و افزایش ذخایر نقدی، مدیران درباره چگونگی مصرف وجه نقد شامل پرداخت به سهامداران، مصرف آن در داخل شرکت، استفاده از آن برای مالکان خارجی و یا استمرار در نگهداری آن تصمیمات استراتژیک اتخاذ می کنند (هارفورد و همکاران[3]، 2008).

کیم و همکاران[4] (1998) و آپلر و همکاران[5](1999) بررسی های جامعی بر روی تعیین نگهداشت وجه نقد شرکت انجام دادند و دریافتند که شرکت ها بین هزینه ها و منافع نگهداشت وجه نقد در تعیین اختیار مانده وجه نقدشان برتری قائل می شوند. به خصوص یافته هایشان بیان می دارد که نگهداشت وجه نقد شرکت ها ارتباط مثبتی با رشد، فرصت های سرمایه گذاری، هزینه های تحقیق و توسعه و نوسان جریان وجه نقد و ارتباط منفی با اندازه و سرمایه بکار گرفته شده دارد. از طرفی هارفورد (1999) اظهار می دارد که دلایلی مبنی بر اینکه سهامداران در مورد نظارت مدیران بر میزان زیاد وجه نقد داخلی نگران باشند وجود دارد. او نشان داد احتمال زیادی وجود دارد که شرکت هایی با وجه نقد زیاد کسب مالکیت شوند و این احتمال وجود دارد که مالکیت آنها کاهش ارزش یابد.

در این پژوهش تصمیمات مالی شامل سیاست سرمایه گذاری، تامین مالی و توزیع سود سهام است که سهم آنها بر ارزش واحد انتفاعی مورد تحلیل قرار می گیرد.

اثر مهم مودیگلیانی و میلر[6] به عنوان مرجع بسیاری از کارهای پژوهشی محسوب می شود. از آنجا که سرمایه گذاری بیش از حد عامل اصلی پذیرفته شدن اکثر طرح هایی با NPV منفی است (میرز، 1977؛ جنسن، 1986)[7]. نظریه جریان وجه نقد آزاد (FCF) که توسط مایکل جنسن در سال 1980 مطرح شد این مشکل را مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. در این نظریه (FCF) عبارت است از جریان وجهی که بیش از آنچه که برای سرمایه گذاری در پروژه هایی با NPV مثبت مورد نیاز است و یا از هزینه های سرمایه کاسته اند ایجاد می شود(جنسن، 1986).

مدیران اغلب سرمایه گذاری جریان نقد آزاد (FCF) را انتخاب می کنند چرا که رشد بیشتر شرکت به آنها اجازه می دهد تا وجوه بیشتری را از طریق اضافه حقوق مصرف کنند، از سوی دیگر این رشد با اهداف جاه طلبی، اعتبار و ارتقاء آنها سازگار است. در صورتی که اگر شرکت کارآمد باشد و ثروت سهامداران را حداکثر سازد FCF باید بین سهامداران توزیع شود، بنابراین کاهش میزان منابعی که مدیران بتوانند مطابق میل و اختیاراتشان از آنها استفاده کنند منجر به کاهش قدرت و ظرفیتشان برای وارد شدن در طرح های سرمایه گذاری می شود و ارزش شرکت را در آینده حداکثر نخواهد کرد (جنسن،2001؛ لوزانو،2011).

شواهد تجربی نشان می دهند شرکت ها برای تامین مالی طرح های سرمایه گذاری خود باید وجه نقد را انباشت کنند. اما وجه نقد زیاد می تواند برای سهامداران هزینه بر باشد (پینکویتز و همکاران[8]، 1999). از اینرو مدیران باید وجه نقد ضروری را برای تامین مالی طرح های سرمایه گذاری سودآور انباشت کرده و فزونی وجه نقد را به جای انباشت و سرمایه گذاری در طرح های NPV منفی بین سهامداران توزیع کنند چرا که در غیر این صورت انباشت افراطی وجه نقد سرمایه گذاری بیش از حد را افزایش خواهد داد.

تحلیل ساختار سرمایه نشان می دهد مدیرانی که هدف بدهی را در پیش می گیرند، به دنبال ایجاد تعادل میان منافع و هزینه های بدهی هستند. منافع بدهی شامل مالیات سود، تمرکز مالکیت و کنترل مشکلات مربوط به FCF می باشد (گلسمن[9]، 2001). هزینه های بدهی شامل هزینه های مربوط به توقف مالی و تضادهای نمایندگی میان سهامداران و دارندگان اوراق قرضه می باشد. بنابراین بدهی به عنوان یک مکانیزم کنترلی در نظر گرفته می شود که مدیران را به پرداخت FCF به جای اینکه آن را در طرح هایی با NPV منفی سرمایه گذاری کنند یا به صورت ناکارآمد در جهت رشد افراطی شرکت هدر دهند وادار می کند (استالز[10]،1996).

شیفر و ویشنی[11] (1986) استدلال می کنند که در بخش های صنعتی پیشرفته با نیازهای سرمایه ای کم، تهیه منابع پرداخت بدهی، مزیت تسهیل تمرکز مالکیت دارایی ها را افزایش می دهد و ارزش از دست رفته ناشی از مدیریت ناکارآمد در هر سهم دارای حق مالی آشکارتر خواهد بود، بنابراین انگیزه سهامداران برای کنترل مدیریت افزایش می یابد.

ساختار سرمایه بهینه از طریق رابطه جایگزینی میان منافع بدهی (برای جلوگیری از سرمایه گذاری در   طرح هایی با NPV منفی) و هزینه های بدهی (برای توقف سرمایه گذاری در طرح هایی با NPV مثبت) تعیین خواهد شد، از اینرو می توان انتظار داشت شرکت هایی با فرصت های سرمایه گذاری کم نسبت به شرکت هایی با فرصت های سرمایه گذاری مناسب میزان بدهی بیشتری داشته باشند و به افزایش عنصر بدهی در ساختار سرمایه خود متمایل می شوند (یا باید بشوند) تا مشکل سرمایه گذاری بیش از حد را کنترل کنند (استالز، 1990؛ واتس، 1992؛ گاور، 1993؛ گول، 1999؛ راکیک، 2002)[12].

محققانی چون روزف[13] (1982)، استربورک[14] (1984)، جنسن (1986)، اسچولی و بارنی[15] (1994) و لوزانو و همکاران (2002) به تحلیل پرداخت سود سهام به عنوان یک مکانیزم کنترلی برای کاهش مشکلات نمایندگی مربوط به FCF پرداخته اند. تقسیم سود سهام شرکت ها را وادار می سازد برای بدست آوردن وجوه در آینده دوباره به بازار سرمایه متوسل شوند و امکان کنترل بیشتر مدیریت را برای سهامداران فراهم می سازد.

با توجه به ساختار سرمایه و مشکل انباشت وجه نقد، باید به نظریه ای که جنسن و مکلینگ[16] (1976) در این زمینه ارائه دادند تاکید کنیم. آنها نوع دیگری از تضاد را مطرح کردند که می تواند هنگام انباشت وجه نقد بر شرکت ها اثر گذارد و آن تفاوت در بهره سهامداران و دارندگان اوراق قرضه است. آنها مشاهده کردند در شرکت هایی با عنصر بدهی بالا و خطر ورشکستگی مالی بخش مناسبی از ارزش شرکت در دست دارندگان اوراق قرضه خواهد بود. با در نظر گرفتن اینکه انباشت وجه نقد یک سرمایه گذاری خطرناک است، سهامداران به افزایش سطوح نقدینگی ارزش منفی خواهند داد چرا که سود آنها به دارندگان اوراق قرضه می رسد.

میسن[17] (1990) و گراهام[18] (1996) دریافتند که احتمال زیادی وجود دارد که شرکت هایی با نرخ حاشیه مالیاتی بالا نسبت به شرکت هایی با نرخ حاشیه مالیاتی کم بدهی ها را افزایش دهند، اما این لزوماً دال بر اینکه بدهی ارزش شرکت را افزایش می دهد نیست. حتی در پژوهش میلر (1977) هنگامی که رابطه ای بین بدهی و ارزش شرکت نیست، شرکت ها بدهی را فقط زمانی که انتظار دارند کاهش بهره را برای جبران مالیات ها بکار ببرند افزایش می دهند.

فاما و فرنچ[19] (1997) نشان دادند که ارتباط مثبت ضعیفی بین ارزش شرکت و توزیع سود وجود دارد و این محتوای اطلاعاتی توزیع سود درباره قابلیت سوددهی بوسیله اثر متغیرهای کنترل از بین می رود. همچنین ارتباط منفی اندکی بین اهرم بدهی و ارزش شرکت وجود دارد و محتوای اطلاعاتی آن بر روی صرفه جویی مالیاتی همانند اثر توزیع سود بوسیله متغیرهای کنترل محو می گردد.

هنگامی که شرکتی با فرصت های سرمایه گذاری کم (که از این پس به اختصار LIO نامیده می شود) داشته باشیم و فزونی وجوه نقد بین سهامداران توزیع نشود مسئله نمایندگی بیش از حد تشدید می شود. کرینو و اسکالر[20] (2004) نشان دادند که چگونه مدیران شرکت هایی با سطوح بالای FCF و فرصت های سرمایه گذاری کم هنگام ارزیابی سرمایه گذاری ها از نرخ های تنزیل مؤثر کمتری نسبت به نرخ های مورد استفاده سهامداران استفاده می کنند. از این جهت هرچه عدم تقارن اطلاعاتی بین مالکیت و مدیریت بیشتر باشد نرخ تنزیل بکار رفته توسط سهامداران در ارزیابی سرمایه گذاری های شرکت بیشتر خواهد بود. همچنین می توان به تحقیقات هارت و مور (1990)، استالز (1990)، هریس و راویو (1991)، گاور و گاور (1993)، گال (1999)؛ گویال، لهن و راکیک (2002)[21] در زمینه ارتباط سود و هزینه های حفظ ساختار سرمایه با عنصر بدهی بیشتر یا کمتر و رابطه آن با تحریف های سرمایه گذاری شرکت اشاره کرد.

با در نظر گرفتن چنین مفروضاتی در این پژوهش تلاش می شود تا تأثیر متغیرهای مستقل فزونی انباشت وجه نقد و تصمیمات مالی بر متغیر وابسته ارزش شرکت سنجیده شود.

از اینرو می توان این سوال را مطرح نمود که:

چگونه تصمیمات مالی و فزونی انباشت وجه نقد ارزش شرکت ها را تحت تأثیر قرار می دهد؟

1-3 ضرورت و اهمیت پژوهش

کلیه محققان و نظریه پردازان بازار سرمایه همواره در تلاش برای افزایش کارایی بازار سرمایه و کمک به سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و سایر ذینفعان در تعیین بازده و ارزش شرکت ها و شناسایی فرصت های سرمایه گذاری مطلوب به منظور کسب حداکثر بازده می باشند. از سوی دیگر افزایش ارزش شرکت موجب جذب سرمایه گذاران گردیده و به عنوان یک امتیاز مدیریتی محسوب می شود.

نقدینگی هزینه های بالقوه ی بالایی دارد چرا که به مدیران اجازه می دهد در طرح های NPV منفی سرمایه گذاری کنند یا به ناکارآمدی های سازمانی منجر می شود که ثروت سهامداران را نابود می سازد، از اینرو اثر مهمی بر ارزش شرکت دارد. بنابراین قصد ما تلاش برای به حساب آوردن نقدینگی هنگام تعیین ارزش شرکت است.

از آنجا که ارزش بازار یک شرکت تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارد و همواره سرمایه گذاران، اعتباردهندگان و سایر ذینفعان در تلاشند تا بتوانند ارزش شرکت ها را به شیوه ی صحیحی تخمین بزنند،  لذا شناسایی و تعیین میزان تأثیر این عوامل در بهبود تصمیم گیری کلیه ذینفعان ضروری به نظر می رسد. از سوی دیگر پژوهش درباره ی نتایج انباشت وجه نقد و تصمیمات مالی بر ارزش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در کارهای اخیر وجود نداشته است که لزوم انجام این پژوهش را آشکار می نماید.

 

1-4  اهداف پژوهش

در برداشت از پژوهش ها و موارد ذکر شده می توان اهداف این پژوهش را در قالب موارد زیر دسته بندی نمود:

1-4-1 اهداف علمی پژوهش

1- تعیین تأثیر فزونی انباشت وجوه نقد بر ارزش شرکت.

2- تعیین تأثیر تصمیمات مالی بر ارزش شرکت.

تصمیمات مالی دارای ابعادی به شرح زیر است:

2-1) تعیین تأثیر تصمیمات مدیران در مورد سیاست سرمایه گذاری بر ارزش شرکت.

2-2) تعیین تأثیر تصمیمات مدیران درباره سیاست توزیع سود سهام بر ارزش شرکت.

2-3) تعیین تأثیر تصمیمات مدیران درباره سیاست تامین مالی بر ارزش شرکت.

1-4-2  اهداف کاربردی پژوهش

1- مدیران شرکت ها: نتایج این پژوهش می تواند به طور اخص به مدیران در اتخاذ تصمیمات مالی کارآمدتر و استفاده مطلوب تر از منابع اقتصادی شرکت به منظور افزایش ارزش شرکت و ارائه دیدگاهی مثبت از عملکرد خود به صاحبان شرکت ها به منظور دریافت مزایای بیشتر و تثبیت موقعیت خود یاری رساند.

2- سرمایه گذاران: می تواند راهنمای مناسبی برای سرمایه گذاران در شناسایی و انتخاب شرکت هایی با بازدهی بیشتر به منظور کسب حداکثر سود و ایجاد اطمینان از میزان سودآوری سرمایه گذاری خود و ارزیابی عملکرد مدیران باشد.

3- بستانکاران و بانک ها: می تواند به بستانکاران و بانک ها در خصوص ارزیابی میزان توانایی شرکت ها در بازپرداخت بدهی ها و تعیین میزان اعتبار قابل اعطاء به شرکت ها یاری رساند.

4- همچنین تحلیل گران مالی و اقتصادی، دولت و سایر ذینفعان که به نحوی از انحاء بر گزارش های مالی   شرکت ها اتکا می کنند می توانند از نتایج این پژوهش بهره مند شوند.

1-5  فرضیه های پژوهش

فرضیه های این پژوهش به دو دسته فرضیه های اصلی و فرعی تفکیک شده است.

فرضیه های اصلی:

1 –  فزونی انباشت وجه نقد بر ارزش شرکت تأثیر دارد.

2 – تصمیمات مالی بر ارزش شرکت تأثیر دارد.

فرضیه های فرعی:

فرضیه های فرعی مربوط به تصمیمات مالی به شرح زیر بیان می گردند:

2-1) تصمیمات مدیران در مورد سیاست سرمایه گذاری بر ارزش شرکت تأثیر دارد.

 

 

یکی از مهمترین و اساسی ترین مفاهیم علوم اجتماعی و روانشناسی که دلالت ها و آثار مختلف آن، عرصه های مختلف از جمله نظام آموزشی و سیاست گذاری، برنامه ریزی و فعالیت های آن را تحت تاثیر قرار می دهد، مفهوم هویت[1] می باشد. در واقع، باید گفت هویت از جمله مفاهیم بین رشته ای[2] است که در حوزه های مختلفی چون فرهنگ، سیاست، اخلاق، عرفان و حتی اقتصاد مورد توجه قرار گرفته و البته از مفاهیم و مباحث بنیادی در حوزه های علوم روانشناسی و علوم اجتماعی است ( گودرزی، 1390). اهمیت و جایگاه این مفهوم در برنامه های آموزشی و درسی مقطع متوسطه[3]، که نوعاً با نوجوانان و جوانان 13 تا 18 ساله، که در حال گذار از مراحل حساس رشد هویت خود می باشند، از برجستگی بیشتری برخوردار است. چرا که یکی از تکالیف عمده نوجوانان در جامعه، یافتن پاسخی عملی به این سؤال است که من کیستم ؟ دقیقا به همین علت است که یکی از وظایف مهم نظام های آموزشی، کمک به نوجوانان در زمینه رشد موزون و مناسب هویت خود می باشد. در واقع، از نظام آموزش و پرورش انتظار است که به نوجوانان کمک کند تا خود را چنانکه هستند و بدان گونه که می توانند باشند، به درستی بشناسند و شیوه زندگی خود را بر اساس توانایی ها، استعدادها، هدفهای کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت و در راستای تحقق باورها و آرزوهایی که دارند، سازماندهی کنند. به بیان دیگر، مدرسه به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای آموزشی، فرهنگی و ایدئولوژیکی است که می تواند نقش مؤثری در زمینه ایجاد و تثبیت هویت داشته باشد ( صادق زاده، 1387).

 

 

 

 

 

1-2- بیان مسئله

 

 

بر کسی پوشیده نیست که انسان فطرتاً خداجو آفریده شده است و میل و گرایش باطنی به خدا دارد. به عبارتی از آموزههای ذاتی مختص انسان که تعبیر به فطرت میشـود در سه بعد معرفتی و شناختی، گرایشی و توانشی به ترتیب در انسان حس خدایابی و میـل به خداگرایی و توانایی قرب الیاالله وجود دارد که در نهاد آدمی به ودیعه گذاشته شـده است (اکبری،1392 ).چنان که خداوند در قرآن کریم خطاب به پیـامبر اکـرم(ص) میفرمایند: »فَذَکﱢرْ إِنﱠما أَنتمذَکﱢرٌ پیامبر یادآوری کن که تو تنهـا تـذکار دهندهای« این آیه صریحاً بیان میکند که انسان فطرتاً خداجوست و هویت هر فردی با دین و اعتقاد به خدا آمیخته است. البته این امر بالقوه بوده و نیاز به شکوفایی و فعلیـت دارد. همانطور که بین خودشناسی و خداشناسی ملازمه وجود دارد، بین خودفراموشی و خدافراموشی هم ملازمه هست و این حاکی از شناخت فطـری و علـم حـضوری بـه خداست. تفکر دینداری، تفکری است که مبتنی بر یک مذهب باشد. فرد مذهبی مطـابق دستورات پیامبران و شرایع مذهبی به واجبات دینی عمل نمـوده و از محرمـات پرهیـز مینماید. در بعد تعاملی، فرد دارای باورهای مذهبی، خدا را پنـاه خـود دانـسته و بـا او اُنس میگیرد، شادیهایش را موهبت او دانسته و در مشکلات و سـختیهـا از او مـدد میجوید (عسگری و همکاران، 1391).

 

 

اهمیت مسأله هویت از آنجا کـه یکـی از عناصـر لازم بـرای انـسجام اجتمـاعی در جامعه است، بیشتر روشن میشود. در فرهنگ معین آمده است: هویت یعنـی: -1 ذات باری تعالی، -2 هستی، وجود؛ -3 آن چه موجب شناسایی شخص باشد و حقیقـت جزئیه یعنی هرگاه ماهیت با تشخص لحاظ شود هویت گویند و گاه بـه معنـی وجـود خارجی است و مراد تشخیص است و هویت گاه بالذات و گاه بالعرض اسـت. در فرهنگ عمید هویت به معنای حقیقت شیء یا شخص که مشتمل بـر صفات جوهری او باشد، اشاره شده است. به یک معنا هویـت عبـارت اسـت از آنچـه سبب تشخص و یا آنچه موجب شناسایی فرد می شـود. اصـطلاح هویت از دهه 1950 رایج شده است. هویت یک ساختار روانی ـ اجتمـاعی اسـت کـه بذر شکلگیری آن در سالهای پیش از نوجوانی پاشـیده مـیشـود. اریکـسون و دیگـر روانشناسان معتقدند، تمایل به هویتیابی از نوجوانی شروع میشود. از مشخـصه هـای اصلی هویت، انتخاب ارزشها، باورها و هدفهای زندگی اسـت، یافته ها نشان میدهد رشد هویت را در حوزه تجربه دینـی مـیتـوان روشن کرد (الیسات و پرات، 2014).

 

 

مذهب همواره مورد توجه روانشناسان بوده است. بهویژه در بیش از دو دهه اخیـر و با گسترش مباحث مربوط به روانشناسی، نقش سالم و رو بـه رشـد مـذهب، توجـه بسیاری از روانشناسان را برانگیخته است. مناسک دینـی از جملـه مؤلفههای کلیدی هویت ملی است که هـم توجیـه معنـوی و ذهنـی دارد و هـم جلـوه بیرونی. معنای درونی و نمایش بیرونی مناسک دینـی، هویـت یـک قـوم را از دیگـری متمایز میکند. کمتر مراسم و برنامه ای را میتوان یافت که از نظر قـدمت، حـضور دل، همگانی بودن و هماهنگی بیرونی به پای مناسک و عبـادات دینـی برسـد. در عبـادات، عابدان خود را در پیشگاه موجودی ماورایی حس میکنند و مستقیم و غیرمستقیم بـا آن ارتباط برقرار می کنند. باورهای مذهبی و اعتقـاد بـه وجـود خـدای یگانه در خودشناسی و شکلگیری یک دیدگاه واحد از خود نقش دارد. در همین زمینه تحقیقات نشان داده است که هویت افراد مذهبی تا حدی شکل گرفته است و اعـضای گروههای مذهبی به یک تعریف روشن از خود رسـیدهانـد. بـه عبارتی تحولات اجتماعی و مذهبی نقش مهمی در هویت اساسـی فـرد دارنـد؛ دیـن و هویت دینی دژ محکمی در زندگی مردم و هویت آنان در اروپای مرکزی و شرقی است(تومکا، 2012).

 

 

در سوی دیگر مسأله بحران هویت مطرح میشود که ناشی از عوامـل گونـاگونی از جمله ضعف باورهای مذهبی است. در حوزه جامعهشناسی ریشه بحـران هویـت را در جامعه و ساختارهای فرهنگی و در حـوزه روانشناسـی ریـشه آن را در امـور فـردی و روانی فرد جستجو می کنند. انتخاب واژه »بحران هویت« برای انتقال از نوجوانی به بزرگسالی اشاره به حساسیت این دوران دارد، زیرا در ایـن دوران اسـت که فرد یا موفق به تعریفی مناسب و قابل قبول از خود میشود که بـا شـرایط فـردی و محیط اجتماعی او هماهنگ است و یا این که دچار سردرگمی شده و از نظر فردی رنج خواهد برد و تعریف او از خودش با معیارهای اجتماعی در تضاد خواهد بود. انتخـاب واژه بحران همان وضعیت مرزی بـین سـردرگمی و کـسب هویـت، یکپـارچگی و یـا اغتشاش است. بحـران هویـت ممکـن اسـت در هـر مرحلـه ای از زندگی انسان رخ دهد؛ در شرایط اضطرابانگیز و دشوار که هویت شکل یافتـه یـارای کمک به سازگاری با شرایط جدید را ندارد، فرد دچار بحران هویت می شود. از میان روانشناسان، اریکسون به مفهوم هویت، بحـران هویـت و آشـفتگی هویـت تأکید می کند. بحران هویت مفهومی است که او برای توصیف عدم توانایی نوجـوان در قبول نقشی که جامعه از او انتظار دارد، به کار میبرَد. ایـن بحـران بـدان جهـت جـدی است که عدم موفقیت در رویارویی با آن پیامدهای وخیمی دارد. شخصی که فاقد یـک هویت متشکل است، در خلال زندگی بزرگسالیاش با مشکلات متعددی مواجه خواهد شد. عدم موفقیت در شکل دادن به هویت فردی، خود بحرانی ایجاد میکند که بحـران هویت نام دارد (شرفی، 1388).

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

 

 

این حالت سبب میشود وی احساس کنـد منـزوی، تهی، مضطرب و مردد شده است چنان که در طی آشفتگی هویـت، فـرد ممکـن اسـت احساس کند به جای آنکه در حال پیشرفت باشد دچار پسروی اسـت. کلّ بحران هویت با نشانههای افسردگی، اضطراب و شک و تردید تعریف شـده اسـت. با این اوصاف فرد برای خروج از ایـن بحـران بایـستی در پی ارزشهای مثبت و پایدار در فرهنگ، مذهب یا ایدئولوژی خود باشـد تـا از درهـم ریختگی هویت رها شود و هویت اصیل خویش را بازیابد، در پژوهشی نشان داده شـد که فرآیند کسب هویت و داشتن ارزشها و اهداف با هم روابط متقابل دارند (دوریـز و همکاران، 2012).

 

 

با این تفاسیر در این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش هستیم که آیا بین باورهای مذهبی و بحران هویت و سبک های هویت در نوجوانان دختر شهرستان رشت رابطه وجود دارد؟

 

 

1-3-اهمیت و ضرورت تحقیق

 

 

بر اساس تعریفی که گروه بین المللی جامعه شناسی درباره هویت ارائه کرده است، هویت را مجموعه ای از کارهایی می داند که فرد با رضایت خاطر برای استراحت، تفریح یا به منظور توسعه آگاهی ها، فراگیری غیر انتفاعی و مشارکت اجتماعی و داوطلبانه بعد از رهایی از مسائل شغلی، خانوادگی، اجتماعی به آن می پردازد. بر این اساس، اوقات هویت فرصت آزادی است که برای اجرای کاری خاص از آن بهره برداری نمی شود ولی در عین حال می­تواند ضمن آنکه طیف وسیعی از فعالیت های مختلف را در می گیرد، انتخاب آن نیز برعهده فرد می باشد(هادوی، 1390).

 

 

نگرش­ها و گرایش­ها در اوقات هویت که موضوع اصلی این پژوهش را نیز شامل می شود از مسائلی است که تحت تأثیر عوامل مختلفی چون سن، شغل، میزان تحصیلات، علاقه مندی، درآمد، محل زندگی، تعداد اعضای خانواده، میزان دسترسی و. .. قرار می گیرد. با این حال، یکی از اساسی ترین عواملی که از آن به عنوان شالوده اصلی شکل­دهی نگرش ها و گرایش های انسان یاد می شود (هویت)، در سوق دهی فرد در جهت ساخت و پرداخت نگرش­ها و گرایش­ها نسبت به اوقات هویت به عنوان ابزاری کمکی در راستای انتخاب و تجربه نقش­های گوناگون، از اهمیت خاصی برخوردار است. با توجه به تعاریف فوق آیا نمی­توان اوقات هویت را زمان بازگشت به خود، به دور از تعهدات فردی، شغلی و اجتماعی نامید. به عبارت دیگر میزان درک فرد از مفهوم «من»، تصویر توانمندی­ها فردی است که او را به سمت و سوی انتخاب و یا حتی عدم انتخاب فعالیت مورد نظر در زمان هویت سوق می دهد. انتخاب نقش و نحوه حضور در آن توسط افراد، از مهمترین رویکردهای عملی به منظور تلاش برای شکل­گیری هویت و رهایی از بحران آن می باشد. از این روست که حضور فرد در برنامه­های از پیش تعیین شده هویتی که معمولا بر اساس علاقه و انتخاب انجام می گیرد می تواند کارکردهای ذیل را با توجه به نتایج ارائه شده از سوی سیگلمن به دنبال داشته باشد:

 

 

 

    • حضور در نقش ها و کسب تجربیات مختلف از آن ها

 

 

    • ارتقاء رشد شناختی نسبت به خود، محیط و. ..

 

 

    • درک گستره فرهنگی و اجتماعی جامعه و جایگاه فرد در این گستره

 

 

    • دستیابی به بصیرتی مشخص نسبت به توانمندی ها و استعداد های فردی

 

 

    • فراهم شدن الگوهای مثبت «فرامن» به منظور مقایسه و اثر­پذیری (عدم توجه به برنامه ریزی اوقات هویت و بی توجهی به آن می تواند این الگو را به یک الگوی منفی تبدیل کند).

 

 

    • شناسایی عوامل تشویقی و بازدارنده در راستای موفقیت های فردی و اجتماعی

 

 

 

در بررسی رابطه میان هویت و نگرش و گرایش اوقات هویت، هنگامی که با هویت های شکل گرفته روبرو هستیم، به این معنا که افراد دارای درکی مشخص نسبت به خود، چیستی خود و دیگران دارند، استفاده بهینه از هویت­هایی که در آن­ها هدف اصلی رشد و شکوفایی است نیز پیش­بینی می شود. این در حالی است که حالت عکس آن نیز امکان پذیر است. افرادی که در بحران هویتی به سر برده و یا بر اساس انواع هویتی مارسیا، دارای هویتی سردرگم هستند، درباره آن­ها دو رویکرد نسبت به نحوه پاسخگویی به فعالیت های هویتی پیش­بینی می­شود:  اول اینکه برای پاسخگویی به سئوالات بسیاری که در ذهن آن­ها بدون پاسخ مانده است و رهایی از بحران، سعی در آزمایش نقش­های گوناگون داشته و بی­آنکه پاسخ لازم را بیابند آن را رها می کنند. در حالت دوم، فعالیت های گوناگون برای فرد هیچ عکس­العمل درونی و پاسخ مثبت به همراه نداشته و رویکرد فرد، اجتناب و حتی بی­تفاوتی است. بنابراین تشکیل هویت که همان فرایند رسیدن به شخصیت وحدت یافته بزرگسالی است نیاز به توجه هر چه بیشتر داشته و به طور غیر مستقیم بافت مفهومی فرهنگ یک جامعه را بر مبنای هویت اجتماعی افراد رقم می­زند. آنچه مسلم است ورود معضلات فرهنگی و اجتماعی مانند پوچ گرایی، غرب زدگی، مدگرایی، پانکیسم، هیپی گری، گرایش به اعتیاد و بی بندوباری و. .. که در میان جمعیت جوان جامعه قابل مشاهده است، حاصل عدم برنامه ریزی دقیق فرهنگی بر پایه اصول و کارکردهای امروزی جامعه می باشد(عسگریو همکاران، 1391).

 

 

1-4- اهداف تحقیق

 

 

1-4-1- هدف اصلی

 

 

بررسی رابطه بین باورهای مذهبی و بحران هویت با سبک های هویت در نوجوانان دختر شهرستان رشت

در دنیایی که روز به روز در حال پیچیده تر شدن است. ضرورت استفاده از اینترنت برای نوجوانان و جوانان بیش از پیش احساس می شود، زیرا اینترنت نقش عمده ای در کسب مهارت ایفا می کند. با این وجود از بین رسانه های جمعی و فناوری جدید، اینترنت برای فرد، خانواده و جامعه مسائل و مشکلاتی را ایجاد کرده که شایسته ی توجه و عنایت متفکران، پژوهشگران، و روانشناسان و روانپزشکان است. انقلاب الکترونیک، انفجار اطلاعاتی و انقلاب رایانه ای تفاوت های کمی و کیفی بسیاری در جهان نسبت به دو دهه ی اخیر به همراه آورده است و آن تبدیل جهان به یک کلبه ی راحت است. مهم ترین فعالیت فناوری جدید برقراری ارتباطات و انتقال و تبادل اطلاعات در طیفی گسترده است که محدودیتی هم نمی توان بر آن تصور کرد(امیدوار، 1381).

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  jemo.ir  مراجعه نمایید.

در سال 1998 جامعه شناسان آمریکایی با مشاهده شمار بالایی از مشکلات مرتبط به اینترنت همچون طلاق، بی اعتنایی به فرزندان، از دست دادن شغل، فرار از مدرسه و مشکلات قضایی مرکز اعتیاد به کامپیوتر را در دانشگاه ها تاسیس کردند شکی نیست که اینترنت پیشتاز انقلاب صنعتی جدید است و همانند یک رابطه جدید می باشد یعنی در ابتدا جذاب و نهایتاً نیازمند صرف انرژی و زمان فراوان برای حفظ آن هستیم. دست یابی به شبکه جهانی، افراد را با انبوهی از اطلاعات و نشریات الکتریکی روبه رو می کند که با استفاده از ارتباط سنتی امید دست یابی به آنها را نداشته داست. به نظر می رسد که اینترنت می تواند مورد حسن استفاده و سوء استفاده به صورت اعتیاد به اینترنت قرار بگیرد. عوامل روان شناختی فراوانی بر قدرت جذابیت اینترنت را دلالت دارند. به نظر می رسد که همان ویژگی هایی که تشکیل دهنده ی نیازمند صرف انرژی و زمان فراوان برای حفظ آن هستیم دست یابی به شبکه جهانی، افراد را با انبوهی از اطلاعات و نشریات الکتریکی روبه رو می کند که با استفاده از ارتباط سنتی امید دست یابی به آنها را نداشته است. به نظر می رسد که اینترنت می تواند مورد حسن استفاده و سوء استفاده به صورت اعتیاد به اینترنت قرار بگیرد. عوامل روان شناختی فراوانی بر قدرت جذابیت دلالت دارند. به نظر می رسد که همان ویژگی هایی که تشکیل دهنده ی قدرت اینترنت هستند، همگی قابلیت اعتیاد آور را دارا باشند.

از طرف دیگر روان شناسان معتقدند هر رفتاری که فرد از خود نشان می دهد تحت تاثیر عوامل بسیاری همچون عوامل محیطی، عاطفی و شخصیتی می باشد.و همچنین شناخت احساسات خود و دیگران به انسان کمک می کند تا بتواند عکس العمل های متفاوت و صحیح تری را در محیط کار و تحصیل انجام دهد ( مک نامارا، ترجمه حاجی زاده، 1379).

1-2 بیان مسئله

دسترسی به اینترنت پدیده ای رو به گسترش است و هر روز تعداد بیشتری از افراد در زمره استفاده کنندگان اینترنت قرار می گیرند. اینترنت در همه جا حضور دارد: در خانه، مدرسه، ادارات و حتی در مراکز خرید، در بین کاربران اینترنت جوانان و نوجوانان بیشترین استفاده از آن را دارند. نتایج تحقیقات انجام شده در ایالات متحده نشانگر آن است که استفاده از اینترنت در میان جوانان و نوجوانان بیش از گروه های دیگر است (بولن و هری، 2000). همزمان با دسترسی روز افزون و گسترده مردم به اینترنت شاهد نوعی وابستگی در نوجوانان هستیم. همانند تمامی انواع دیگر اعتیاد، اعتیاد به اینترنت نیز با علائمی اضطراب، افسردگی، کج خلقی، بی قراری، تفکرهای وسواسی، کناره گیری، اختلالات عاطفی و از هم گسیختگی روابط اجتماعی همراه است. از طرفی در عین حال که روابط افراد (بویژه نوجوانان و جوانان) در جهان مجازی افزایش می یابد، در مقابل از روابط آنها در جهان واقعی کاسته می شود و احتمال افت عملکرد آموزشی آنان نیز می رود ( سامسون و کین، 2005؛ به نقل از غفاری، 1385).

پوت نام[1](1999) معتقد است که طی 35 سال گذشته کاهش چشم گیری در ارتباطات اجتماعی افراد در آمریکا رخ داده است. مردم کمتر به رأی گیری می روند، کمتر به کلیسا می روند، کمتر موضوعات سیاسی را با همسایه ها در میان می گذارند یا کمتر عضویت گروه های داوطلبانه را قبول می کنند، مهمانی شام کمتری دارند و کمتر به منظورهای اجتماعی دور هم جمع می شوند . این موضوع پیامدهای عمده ای برای جامعه و فرد به دنبال دارد، زیرا وقتی مردم با یکدیگر در ارتباطات اجتماعی قرار گرفته باشند، سالمتر و سازگارتر زندگی می کنند. مطالعات نشان می دهد که 14 درصد از کاربران اینترنت، جزو کاربران آسیب پذیر اینترنت هستند که دچار علائم رفتارهای وسواسی، حالت روان پریشی، افسردگی و جزء آنها می گردند( فریس[2]، 2002). بسیاری از مواقع بیش می آید که جوانان شیوه عملکرد بزرگترها را درک نکرده اند اما به محض اعتراض، نافرمانی یا عصیان با تنبیه و سرکوب روبرو می شوند و این باعث شده آنان به سمت محرک ها ، مخدرها و جانشین ها روند تا تشویق خود را کاهش دهند. بهر حال پدیده اعتیاد به اینترنت همزمان با افزایش دسترسی روزانه مردم به منابع روی خط شایعتر می شود. شبکه جهانی[3] (وب) سرگرم کننده، اطالاع دهنده و مفید است. اما برای بسیاری از افرادی که در آن معتادند نوع این استفاده در حال تبدیل شدن به آسیب ها و نابه نجاری های روانی و رفتاری است. اما در ایران مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه هنوز مطالعات و تحقیقات در حوزه اعتیاد به اینترنت و عوامل پدید آورنده یا مستعد کننده آن در ابتدای مسیر قرار داد و نیاز به پژوهش های گسترده و کاربردی در این زمینه بویژه روی افراد و گروه های که در معرض خطر بیشتری قرار دارند، کاملاً احساس می گردد. بنابراین، آن چه مهم و اساسی است بررسی عوامل مرتبط با بروز این اعتیاد در بین گروه های در معرض خطر است.

شکی نیست که اینترنت پیشتاز انقلاب صنعتی جدید است. یک تکنولوژی جدید، همانند یک رابطه جدید است؛ یعنی در ابتدا جذاب و سرگرم کننده است، اما نهایتاً نیازمند صرف انرژی و زمان فراوان برای حفظ آن هستیم. دست یابی به یک شبکه جهانی، افراد را با انبوهی از اطلاعات و نشریات الکترونیکی روبرو می کند که با استفاده از ارتباط سنتی امید دستیابی به آنها را نداشته است. به نظر واضح می رسد که اینترنت می تواند مورد حسن استفاده یا سوء استفاده به صورت اعتیاد قرار گیرد، عوامل روانشناختی فراوانی بر قدرت و جذابیت اینترنت دلالت دارند به نظر می رسد که همان ویژگی هایی که تشکیل دهنده قدرت اینترنت هستند همگی قابلیت اعتیاد آور را هم دارا می باشند.

از طرف دیگر روانشناسان معتقدند هر رفتاری که فرد از خود نشان می دهد تحت تاثیر عوامل بسیاری همچون عوامل محیطی، عاطفی و شخصیتی می باشد مقصود از عوامل شخصیتی در واقع همان ویژگی های شخصیتی[4] است که می تواند یک فرد را مستعد بروز یک سری از رفتارها نماید، در صورتی که ممکن است آْن فرد با ویژگی های شخصیتی متفاوتی دست به چنین رفتارهایی نزند. بنابراین عوامل شخصیتی یکی از مهمترین عواملی است که قادر است در شناخت پیچیدگی های رفتار انسان در موقعیت های مختلف کمک شایان توجهی نماید و از این رو نمی بایست از چشم محققان دور بماند.

شخصیت[5] در روانشناسی به عنوان یک مفهوم رایج و متداول اما در عین حال پیچیده و دشوار شناخته شده است. مفهوم شخصیت از دیدگاه های نظری و سطوح انتزاعی مختلفی سرچشمه گرفته است و هر کدام از این سطوح، سهم قابل توجه و منحصر به فردی در فهم ما از تفاوت های فردی دارند. امروز در روانشناسی دیدگاه های متعدد و متفاوتی از شخصیت وجود دارد. شخصیت را معمولاً الگویی از ویژگی های فردی در زمینه تفکر، هیجان و رفتار توأم با مکانیزه های روان شناختی آشکار و پنهان تعریف می کنند.

شخصیت شامل ویژگی های بین فردی منحصر به فرد و متمایزی است که افراد در موقعیت های گوناگون آنها را بروز می دهد. شخصیت هر فرد جنبه آشکار منش وی است که به گونه ای بر دیگران اثر گذار بوده و به شکل گیری بسیاری از جنبه های زندگی او کمک می کند. نظریه روانکاوی و شخصیت ریشه های اعتیاد فرد به اینترنت را مرتبط با تکانه های روحی با کمبود های عاطفی دوران کودکی، ویژگی های شخصیتی و یا سایر اختلالات و خلق و خوها می داند. طبق این دیدگاه بسته به حوادث دروان کودکی و یا ویژگی های شخصیت در سن بلوغ فرد برای توسعه یک رفتار اعتیاد آمیز و یا هر رفتار دیگری مستعد می شود. در این حالت آنچه که اهمیت دارد موضوع یا فعالیت نیست بلکه فرد بر مبنایی است که فرد تحت آن معتاد می شود ( دوران[6] 2003). مک کری[7] و کوستا[8] از بین تمام عوامل و ویژگی های شخصیتی، پنج عامل شخصیتی اصلی را شناسایی نموده اند که شامل روان رنجور خویی[9]، برون گرایی[10]، گشودگی به تجربه[11]، سازش پذیری[12] و وظیفه شناسی[13] است و معتقدند که ویژگی های شخصیت را می توان بر اساس این پنج عامل دسته بندی نمود.

توصیف مجازی که کاربران از ویژگی های رفتاری و شخصیتی خود در فضای « چت روم» اطلاعات، شناسایی اولیه از مخاطب گفتگو، توصیف انتخابی و گاه مبالغه آمیز و یا نادرست از برخی ویژگی های رفتاری و شخصیتی و نشان دادن همدردی و همسویی برای جلب پشتیبانی و حمایت عاطفی مخاطب از جمله زمینه های نشان دهنده تدارکات و آمادگی های « پشت صحنه ای» افراد، برای نمایش « روی صحنه» خود هستند. ماهیت غیر رودروی ارتباطات الکترونیکی اینترنتی همچنین می تواند انگیزه بیشتری را برای کاربران آن در بازی هویت، رفتارهای آزمایشی و ارایه تصویری غیر واقعی فراهم سازد که ریسک «شرمندگی» در آن کمتر است (ذکایی، 1383).

از جمله موضوعاتی که انسان در مورد آن به تفکر می پردازد، خود و جایگاه خود در جهان است که آن نیز، از تغییرات امروزی جهان در امان نمانده و تغییراتی بسیار عمیق در باورها و ارزش ها و سبک زندگی مردم جهان به وجود آورده است. زیرا ویژگی های جوامع کنونی نظیر وجود تکنولوژی پیشرفته، اینترنت و توسعه ارتباطات، پیچیدگی روابط انسانی و … نوجوانان و جوانان را با انبوهی از اطلاعات رو به رو کرده و یافتن هویتی منسجم و کار آمد را بیش از پیش برای آنها مشکل نموده است (لطف آبادی 1385).

شکل دهی هویت و ورود به دنیای بزرگسالان و حساسیت و توجه به آثار و پیامدهای استفاده از اینترنت و محیط های مجازی در این دوره اهمیت ویژه ای دارد. در این پژوهش ما به دنبال بررسی رابطه بین خود کنترلی و اعتیاد به اینترنت نیز می باشیم. مفهوم خود کنترلی که در سال 1974 توسط اشنایدر گسترش یافت. به این معنا است که یک شخص در موقعیت خود چقدر انعطاف پذیر یا چقدر پایدار است (کاشال و کوانتس، 2006). اشنایدر می گوید: مردم در یک بحث کلی به دو دسته تقسیم می شوند: افراد با خود کنترلی بالا و افراد با خود کنترلی پایین که هر کدام ویژگی هایی دارند (کجلدال، 2003). برخی از افراد نسبت به موقعیت اجتماعی حساس هستند و ظاهر خود را متناسب با موقعیت رایج تنظیم می کنند. این افراد را با خود کنترلی پایین که تمایل دارند فکر و احساس خود را بیان نمایند، تا این که آن را متناسب با موقعیت سازمان دهی کنند (ایشنایدر، 1974).

خود کنترلی عبارتست از تعارض درون فردی بین منطق و هوس، بین شناخت و انگیزه و بین برنامه ریز درونی و عمل کننده درونی. که غلبه قسمت اول هر کدام از این زوج ها بر قسمت دوم است (ردوالت، مادریان و چنی، 1998). افرادی که می توانند هدف های واقع گرایانه را اولویت بندی کنند و در زمان تصمیم گیری میان عواطف و عقل تعادل برقرار کنند، خود کنترل هستند (خواجه موگهی و علاسوند، 1389). تفاوت های مهم فردی و قابل سنجش وپیگیری های رفتاری را خود کنترلی می نامند. خود کنترلی بیانگر میزان مطابقت ویژگی های رفتاری خود با شرایط و موقعیت موجود است (کوبی[14]و همکاران، 2001). خود کنترلی یک ویژگی شخصیتی بی مانند است که در اشخاص گوناگون متفاوت است، یعنی افرادی که خود کنترلی بالایی دارند، هر کدام با توجه به اینکه تا چه حد خود کنترلی دارند، واکنش های متفاوت نشان می دهند و رفتارهای متفاوت دارند.

به نظر می رسد افرادی که خود کنترلی پایین تری دارند به پیامد رفتارهای خود، کمتر می اندیشند و سعی در ارضا، فوری امیال خود دارند، از این رو این گونه افراد به پیامدهای اعتیاد نمی اندیشند و سعی در لذت بردن آنی دارند. از سوی دیگر خود کنترلی سطح بالا شامل عناصری از خود نظارتی، برنامه ریزی و نظم بخشی هیجانی است که این عناصر در افراد دارای سطوح خود کنترلی بالاتر می توانند از روی آوردن به اعتیاد اینترنت ممانعت به عمل آورند (ون در[15] وهمکاران، 2009). بعضی از مطالعات و بررسی های قبلی پیشنهاد کرده اند که خود کنترلی کمتر، در رابطه با انواع متفاوت رفتارهای اعتیاد آمیز است که شامل اعتیاد به اینترنت نیز می شود. عقیده دارد که فرد با خود کنترلی بالا، از تعهد افزون تری نیز برخوردار است بنابراین به نظر می رسد چنانچه افراد دارای خود کنترلی سطح بالاتر با خود عهد ببندند که از اینترنت استفاده نکنند راحت تر می توانند به تعهدات خود وفادار باقی بمانند اما فرد دارای سطح خود کنترلی پایین تر احتمال دارد که نسبت به تعهدات خود وفاداری کمتری داشته باشد و به راحتی تعهد خود نسبت به عدم استفاده از اینترنت را زیر پا بگذارد ( راسکین و تری ، 1988).

با توجه به مباحث مطرح شده و اهمیت بررسی مبحث اعتیاد به اینترنت و عوامل تاثیر گذار بر آن در جامعه ایران به خصوص در بین دانش آموزان دختر دوره متوسطه ، مساله مورد بررسی در این پژوهش پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر اساس ویژگی های شخصیتی و خود کنترلی در بین دانش آموزان دختر متوسطه دوره دوم مطقه 13 شهر تهران می باشد. به این منظور محقق در این پژوهش به دنبال دست یافتن پاسخ علمی به این سوالات است:

آیا اعتیاد به اینترنت بر اساس ویژگی های شخصیتی قابل پیش بینی است؟
آیا اعتیاد به اینترنت بر اساس خود کنترلی قابل پیش بینی است؟
1-3 سابقه و ضرورت انجام تحقیق

آمارها در ایران نشان می دهد که تعداد کاربران اینترنت در کشور در سال 1383 بیش از 6 میلیون نفر بوده است. به گزارش بخش خبر سایت اخبار فناوری اطلاعات در ایران (1387) تعداد کاربران اینترنت در چهار سال اخیر 25 برابر شده است و این تعداد روز به روز در حال افزایش است. این در حالی است که تعداد مطالعات صورت گرفته در این زمینه از تعداد انگشتان دست هم تجاوز نمی کند. بنابراین، لزوم و اهمیت بررسی و پژوهش های گسترده در این زمینه با مد نظر قرار دادن شیوع روز افزون این فناوری و مشکلات ناشی از آن کاملاً احساس می شود. با توجه به صدمات و خسارات جبران ناپذیری که پدیده اعتیاد به اینترنت به دنبال دارد و از آن جایی که اقدامات تغییر رفتار در سطح فردی و اجتماعی طولانی مدت و پر هزینه است، به نظر می رسد پیشگیری بهترین رویکرد برای کاهش اینگونه رفتارهای تهدید کننده سلامت در سطح جامعه باشد. از این رو برنامه ها و اهداف آموزشی و پیشگیرانه در رابطه با اعتیاد به اینترنت نوجوانان و جوانان مورد توجه بسیاری از پژوهشگران اجتماعی قرار گرفته است و بدین منظور بسیار حائز اهمیت است که بتوان آنهایی که در معرض بیشترین خطر درگیری در این گونه رفتارها و یا اختلالات هستند را شناسایی نمود. با وجود آنکه نمی توان از نظر دور داشت که استفاده از اینترنت در دنیای امروز یک ضرورت است، اما این گونه رفتارها و یا اختلالات هستند را شناسایی نمود. با وجود آنکه نمی توان از نظر دور داشت که استفاده از اینترنت در دنیای امروز یک ضرورت است ، اما این ابزار می تواند علاوه بر به کار گیری درست و به جا ، به صورت نادرست و نابجا مورد استفاده قرار گیرد. و شرایطی را فراهم آورد که ترک آن مشکلاتی را برای کاربر به وجود آورد . چگونگی استفاده می تواند به ویژگی های شناختی ، عاطفی و شخصیتی و هویتی کاربر مرتبط باشد . اطلاعات فراوانی در حوزه اعتیاد به اینترنت و سایر کشورهای جهان صورت گرفته و عوامل بسیاری را نیز در ظهور این اختلال شناسایی کرده اند. اما به منظور برنامه ریزی مبتنی بر پژوهش در هر جامعه ای ، توجه به تفاوت های فرهنگی و اجتمالی ضروی است. به عبارت دیگر با تکیه بر نتایج مطالعات خارجی نمی توان به کار آمدی مداخلات پیشگیرانه امیدوار بود.

بیماری مولتیپل اسکلروزیس یکی از بیماری های سیستم عصبی مرکزی می باشد که درآن غلاف میلین به صورت پیشرونده تحلیل می رود. آمار دقیقی از میزان مبتلایان به این بیماری در ایران در دسترس نیست ، اما به طور تقریبی بین 30تا 40 هزار نفر در ایران دچار این بیماری هستند. بسیاری از بیماری های مزمن، از جمله MS با خطر بالای افسردگی و نامیدی همراهند.

اگرچه اضطراب یکی از علائم ناتوان کننده در این بیماران است اما کمتر مورد بررسی قرار گرفته است؛ ادبیات پژوهشی شیوع آن را متغیر گزارش کرده اند، دریک بررسی در بیمارانی که به تازگی تشخیص این بیماری را دریافت کرده بودند 34% و در والدین آنها 40% گزارش شده است. بطور کلی ام اس تاثیر قابل ملاحظه ای برکیفیت زندگی افراد مبتلا- حتی در اوایل بیماری- می گذارد. با وجود این، ناتوانی های جدی، اغلب در سال های بعد آشکار می شود. یکی از استرس زا ترین جنبه های این بیماری نامعلوم بودن آینده آن است، حتی در یک هفته آینده معلوم نیست که بیمار چه احساسی داشته باشد. درست هنگامی که آنها در حال سازگارشدن با احساس ناتوانی ناشی از حملات قلبی بیماری هستند، حمله دیگری با محدودیت های بیشتر از راه رسیده و بایستی با دوره دیگری از سازگاری و تغییرات زندگی، مواجه شوند. از آنجاییکه این بیماران هم بایستی با استرس های زندگی روزمره و هم با استرس های ناشی از علائم بیماری که نوسان دار و غیر قابل پیش بینی هستند، مقابله کنند. بنابراین، پیشرفت بیماری ممکن است با کار، زندگی خانوادگی، ارتباطات و فعالیت های اجتماعی تداخل کند. هدف مداخلات روان شناختی کمک به این افراد به منظور مقابله با چالش های فوق می باشد.

مشاوره و روش های روان درمانی متفاوتی برای تسکین آلام روانی این بیماران در چند سال اخیر متداول گردیده است که یکی از این روش های درمانی، معنا درمانی است. معنی درمانی با درنظر گرفتن گذرایی هستی و وجود انسانی به جای بدبینی و انزوا، انسان را به تلاش و فعالیت میخواند و بیان میدارد که آن چه انسان ها را از پای درمی آورد، دردها و سرنوشت نامطلوب شان نیست، بلکه بی معنی شدن زندگی است که مصیبت بار است. اگر رنج، شجاعانه پذیرفته شود، تا واپسین دم زندگی معنی خواهد داشت و معنای زندگی می تواند حتی معنی بلقوه ی درد و رنج را نیز دربر گیرد. در این پژوهش به بررسی تاثیر معنادرمانی گروهی جهت کاهش نشانگان افسردگی و استرس، اضطراب این بیماران پرداخته ایم.

1-2-بیان مساله

زندگی انسان در این جهان همواره با اضطراب و دلهره همـراه بـوده اسـت. انسـان هـا معمـولا در اثـر عوامل گوناگون دچار میزانی از اضطراب و دلهره هستند. استرس و اضطراب کلماتی هستند که در زندگی روزمره، برای توصیف حالات و احساسات بسیار استفاده می شوند. در روان شناسی، اضطراب مرحله ی پیشرفته تر استرس مزمن است، که هنگامی به صورت یک مشکل بهداشت روانی در می آید که برای فرد یا اطرافیانش رنج و ناراحتی به وجود آورد یا مانع رسیدن او به اهدافش شود و یا در انجام کار های روزانه و عادی او اختلال ایجاد کند(پارجمنت ، 2007). افسردگی نیز یکی از نابسامانی های بنیادین روانی است ( مهریار، 1382). حالتی است که بر احساسات، افکار، رفتار، و سلامت جسمانی فرد تأثیر ژرفی گذاشته ( سالمانز ،ترجمه: خلخالی زاویه، 1382) و چگونگی ادراک او از خود و محیطش را دگرگون می سازد ( کاپلان و سادوک ، ترجمه: پورافکاری، 1375). این دگرگونی تا اندازه ای است که وی در کنترل خود و پیرامونش، احساس درماندگی می کند (سلیگمن ، 1975). یکی از بیماری هایی که به دلیل ماهیت کم توان کننده اش می تواند فرد را به افسردگی برساند، مولتیپل اسکلروزیس (ام. اس.) می باشد (آبراموویتز، ترجمه: همت خواه،1384). این بیماری یکی از قدیمی ترین و در عین حال مهمترین بیماری های مغز و نخاع است (باردلی و همکاران ، 2004) که با دوره های پیشرونده ی کاهش و افزایش بیماری، علایم سه گانه ی آسیب زا شامل التهاب ازبین رفتن پوشش عصب ها (میلین) و جراحت دستگاه اعصاب مرکزی تشخیص داده می شود (هوشر و گودین ، 2005). از بین رفتن پوشش عصب در بخشی از مغز که کنترل احساسات را به عهده دارد، پیش بینی ناپذیر بودن حمله های بیماری، کاهش توانمندی های پیشین و مشکلاتی نظیر از دست دادن کار و در آخر عوارض ناشی از مصرف داروهایی که در درمان به کار می روند از جمله دلایل افسردگی در بیماران ام.اس. است ( آبراموویتز، ترجمه: همت خواه، 1384) که به نوبه ی خود سویه های بسیاری از زندگی فرد را دگرگون می نماید. یکی از این سویه ها، کاهش مقابله ی سودمند با دشواری های زندگی است. این کاهش مهارت مقابله به سهم خود می تواند افسردگی بیمار را بیشتر از پیش نماید و این چرخه همچنان ادامه یابد (ارنلت و رودولف ، 2006). شدت افسردگی بیمار بر کیفیت زندگی، توانمندی های بدنی (پیتون و همکاران ، 2006)، سویه های شناختی، شناختی، و بازگشت دوباره ی بیماری (لوپز و همکاران ، 2006) تأثیر ویران کننده ای می گذارد. الگوی بیماری و شیوه ی برخورد با آن در بیمار ام.اس. که دچار افسردگی شده است در برابر بیماری که به افسردگی دچار نشده یا آن را مهار کرده، بسیار ناهمانند است (کورنچ و همکاران ، 2000). ناامیدی و خستگی از دیگر پیامدها و چه بسا نشانه های افسردگی می باشد. ناامیدی ای که بیمار را از مقابله ی سودمند و ادامه ی درمان باز می دارد (وینسمن و اسچووتز ، 2004) و همین امر سبب می شود با آغاز حمله ی دیگر بیماری فرد به درمان دارویی گستردهتر و حتی بستری درازمدتتر نیاز داشته باشد (پتن و متس ، 2002). چنین آسیب های گسترده ای می توانند در افزایش افسردگی فرد سهم بسزایی داشته باشند که با افزایش افسردگی خطر اقدام به خودکشی با هدف پایان دادن به این دشواری ها نیز افزایش می یابد (مختاری، 1384). انجمن حمایت از بیماران ام.اس. ( 2006) در گزارش های خود بیان کرد که خطر خودکشی در بیماران .ام اس. به طور معمول 7/7 برابر بیشتر از جمعیت عادی است. افکار خودکشی در بیماران ام.اس.

ایرانی 30 درصد است که از این میان اقدام به خودکشی 5 برابر بیشتر از جمعیت عادی است و این میزان به ویژه در 5 سال نخست بیماری و در سنین 40 تا 50 سال نمایان می شود (ملکوتی، 1385 ). از این رو توجه جدی به دشواری های بیماران به ویژه افسردگی و اضطراب ایشان ارزنده می نماید. روان شناسان کوشیده اند برای پیشـگیری و درمـان اضطراب، روش های گوناگونی را به افراد آموزش دهند. اما به نظر می رسدکه استفاده از روش های سنتی و ساده برای درمان اضطراب و افسردگی کافی نیست، لذا اهمیت مذهب و بـه کـارگیری روش هـای معنـوی در چنـد دهـه گذشته به صورت روزافزون توجه روان شناسان و متخصصان بهداشت روانی را به خود جلب کرده است. شواهدی وجود دارد که عموم مـردم بـه طـور فزاینـده ای بـه معنویـت تمایـل دارنـد و بررسـی هـای همگانی افزایش قابل ملاحظه در علاقه به امور معنوی را تایید می کنند. مطالعات آزمایشی نیز نشان می دهـد که بین مذهب و معنویت و سلامت روانی رابطه معنا داری وجود دارد، با این حـال دلایـل ایـن ارتبـاط مـبهم است. از آنجایی که شیوه های رویارویی با افسردگی و اضطراب بیماران ام اس ناهمانند است و پژوهش های اندکی ( به ویژه در ایران) در زمینه ی سودمندی معنادرمانی در کاهش افسردگی بیماران ام.اس. انجام شده است، پژوهش کنونی با هدف کاهش افسردگی بیماران ام.اس. بر آن است تا سودمندی شیوه ی معنادرمانی را در کاهش افسردگی بررسی نماید.

1-3-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

بیماری مولتیپل اسکلروزیس یکی از بیماری های سیستم عصبی مرکزی می باشد که درآن غلاف میلین به صورت پیشرونده تحلیل می رود. آمار دقیقی از میزان مبتلایان به این بیماری در ایران در دسترس نیست ، اما به طور تقریبی بین 30تا 40 هزار نفر در ایران دچار این بیماری هستند. بسیاری از بیماری های مزمن، از جمله MS با خطر بالای افسردگی و نامیدی همراهند.

اضطراب احساس ناخوشی، نگرانی و یا تنشی است که فرد در پاسخ به شرایط تهدید کننده و یا فشارزا ارائه می کند. اضطراب میتواند خفیف و یا چنان شدید باشد که فرد را به هراس افکند، به طور طبیعی اضطراب گذراست اما هرگاه مدت زمان آن طولانی شود و یا در غیاب فشارهای روانی و یا تهدید ادامه یابد، آنگاه باید به عنوان یک مشکل تلقی شود. افسردگی حالتی است که انسان در دراز مدت احساس سختی و ناراحتی می کند، پریشان حال و مضطرب می باشد و زندگی را کسالت بار و دلتنگ کننده احساس میکند. فرد افسرده در رابطه با هیچ چیز احساس خشنودی، رغبت و لذت نمی کند. برای انسان های افسرده شروع کردن کارها بسیار سخت و مشکل بوده و خیلی زود خسته می شوند.(کاراکویان، 2010). یکی از مداخلات مطرح در مبحث سلامت روان، معنا درمانی است که در اثربخشی آن مطالعات مختلف اثبات شده است و می تواند فرد را در یافتن معنای زندگی یاری داده و سبب کاهش تنش ها و مشکلات روانشناسی وی گردد. معنای زندگی یکی از مقوله هایی است که انسان حقیقت جو در پی آگاهی یافتن به ماهیت آن است. معناداری زندگی، کاملاً به نگرش انسان به زندگی بستگی دارد. برای آن که زندگی فردی معنادار شود، وی باید معنای زندگی را درک نماید. یکی از معروف ترین تعریف مبنای زندگی، توسط فرانکل در سال 1984 ارائه شده است. وی معتقد است که هنگامی که انسان به فعالیت های مورد علاقه اش می پردازد، با دیگران ملاقات می کند، به تماشای آثار هنری- ادبی می پردازد و یا به دامان طبیعت پناه می برد، وجود معنا را در خود احساس می کند. همچنین هنگامی که احساس می کند که وجود و هستی اش به یک منبع لایزال پیوند خورده است و خود را متکی به چارچوب ها و تکیه گاه های گسترده و قابل اتکایی مانند مذهب و فلسفه ای که برای زندگی کردن انتخاب کرده است، می بیند، معنا را درمی یابد و آن را احساس می کند. معنای زندگی اشاره به نوعی از احساس ارتباط با خالق هستی، داشتن هدف در زندگی، تعقیب و نیل به اهداف با ارزش و رسیدن به تکامل دارد. معنای زندگی در اصل ماهیت شناختی دارد، چرا که دربردارنده باورهای افراد در مورد وجود یک هدف غایی در زندگی، اعتقاد به معنویات و زندگی اخروی است. در واقع، داشتن معنا در زندگی، یکی از پیش بینی کننده های رفاه انسان و رضایت از زندگی می باشد(دهداری وهمکاران، 1392). مطالعات نشان می دهند که مفهوم معنای زندگی ارتباط تنگاتنگی با سلامت و رفاه روان شناختی افراد دارد (ملتون، 2008). در واقع، معنادار بودن زندگی سبب پایین آمدن سطح عواطف منفی مانند اضطراب و افسردگی می شود و در نهایت سبب کاهش خطر ابتلا به بیماری های روانی می گردد.